آیه اهل ذکر از دیدگاه اهل سنت
مصداق «اهل الذکر» از منظر مفسران اهل تسنن
ابنعطیه معتقد است که اهل ذکر، یهود هستند. البته یهودیانی که مسلمان شدهاند. سپس از قول ابنجبیر و ابنزید نقل میکند که گفتهاند، منظور از اهل ذکر، اهل قرآن هستند. برخی نیز گفتهاند، منظور از اهل ذکر، یهودیانی هستند که مسلمان نشدهاند[۱].
فخر رازی درباره آیه مورد بحث مینویسد: شبهه کفار مکه این بود که میگفتند: خدای متعال، بالاتر از آن است که یکی از افراد بشر را بهعنوان رسول، مبعوث نماید. خدای متعال اگر میخواست رسولی به سوی بشر، بفرستد، یکی از فرشتگان را میفرستاد. ﴿وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ﴾[۲] خدای متعال با این آیه شریفه ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ﴾[۳] در واقع پاسخ آنان را میدهد؛ یعنی سنت خدا از اول آفرینش و بیان تکلیف این بوده که همیشه یکی از افراد بشر را بهعنوان رسول خود برای هدایت بشر، مبعوث مینموده است. البته این ایراد و اشکال را امتهای گذشته نیز بیان نمودهاند.
ایشان در ادامه بیان میکند که درباره «اهلالذکر» چهار قول وجود دارد:
- منظور اهل تورات هستند. این قول ابنعباس است.
- منظور اهل کتاب هستند. این قول زجاج است.
- منظور کسانی است که اخبار گذشتگان را میدانند.
- منظور اهل علم و تحقیق هستند. این قول دیگر زجاج است.
کفار مکه معتقد بودند که یهود و نصارا دارای کتاب هستند و علم و آگاهی دارند؛ لذا خدای متعال به آنان امر میکند که برای بهدست آوردن پاسخ شبهه، به یهود و نصارا مراجعه کنند[۴].
با توجه به توضیحهای بیانشده، فخر رازی معتقد است که منظور از «اهلالذکر»، یهود و نصارا هستند. البته مراجعه به یهود و نصارا به دلیل علم و آگاهی در این مورد است. کفار مکه نیز به علم و آگاهی آنان، اعتقاد داشتند. از نظر وی، مخاطبان آیه منکران نبوت هستند.
ابنکثیر دراینباره مینویسد: منظور از «اهلالذکر» اهل کتاب است؛ یعنی از آنان بپرسید که پیامبرانشان، از افراد بشر بودند یا از فرشتگان الهی؟ اگر از فرشتگان بودند که منکر شوید ولی اگر از افراد بشر بودند، منکر رسالت محمد(ص) نشوید. از مجاهد و از ابنعباس نقل شده که مراد از اهل ذکر، اهل کتاب هستند. عبدالرحمن بن زید گفته است، منظور از «ذکر» قرآن است به دلیل آیه ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[۵] البته این سخن صحیح است ولی در اینجا، معنا ندارد؛ زیرا مخالفان رسالت، جهت پاسخ شبهه به قرآن مراجعه نمیکنند، اما سخن ابوجعفر باقر(ع) که گفته است: «ما اهل ذکر هستیم»، منظورش این است که این امت اهل ذکر هستند و این قول صحیحی است؛ زیرا این امت از بقیه امتها، آگاهتر و داناتر است. دانشمندان اهلبیت رسول خدا(ص) از بهترین و برترین دانشمندان هستند، هنگامی که بر سنت واقعی قرار داشته باشند، مانند علی و ابنعباس و دو فرزند علی؛ یعنی حسن و حسین و محمد حنفیه، علیبنالحسین زینالعابدین و علی بن عبدالله بن عباس، و ابوجعفر باقر و فرزندش جعفر و افرادی مانند آنان که متمسک به حبل محکم الهی هستند و در صراط مستقیم گام برمیدارند[۶].
از نظر ایشان مخاطب آیه عربها هستند[۷]. آلوسی معتقد است که منظور از اهل ذکر، یهود و نصاراست. این قول ابنعباس، حسن و سدّی است. گروهی گفتهاند، منظور اهل قرآن است. این قول ضعیف است. برخی امامیه گفتهاند، اهل ذکر، «اهلبیت» هستند. این قول بر پایه روایتی است که جابر و محمد بن مسلم از ابوجعفر (رضیالله عنه) نقل کردهاند: «وَ قَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ». برخی گفتهاند منظور، پیامبر(ص) است. البته با توجه به اینکه اهلبیت، در صداقت بالاتر از پیامبر(ص) نیستند، قطعاً کفار با سخن آنان قانع نمیشوند. برخی گفتهاند، منظور افرادی هستند که به اخبار گذشتگان علم و آگاهی دارند[۸]. از نظر وی مخاطبان آیه قریش است[۹].
ابنعاشور در این باره مینویسد: این آیه برای ابطال شبهه مشرکان است که معتقد بودند، بشر نمیتواند بهعنوان سفیر خدای متعال باشد؛ لذا در این آیه مقایسه میکند رسالت پیامبر(ص) را با رسالت نوح و ابراهیم که مورد قبول قریش بودند. مشرکان میگفتند ﴿أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا﴾[۱۰]. سپس برای مشرکان شواهدی از امتهای گذشته میآورد و میفرماید: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾؛ یعنی پیامبر امتهای گذشته مثل یهود و نصارا و صابئین نیز از افراد بشر بودند[۱۱]. از نظر وی مخاطبان آیه مشرکان مکه هستند[۱۲].
این اقوال مختلف را میتوان در چهار قول خلاصه و بررسی کرد: اهل قرآن، اهل بیت(ع)، اهل کتاب و عالمان و دانشمندان:
- مفسران اهل تسنن بر پایه اساس سیاق آیه و روایاتی که از ابنعباس نقل شده، این اقوال را بیان کردهاند. البته اکثر قریب به اتفاق آنان معتقدند که منظور از «اهلالذکر» اهل کتاب هستند. مبدأ این قول سیاق آیه است. کسانی که «بالبینات و الزبر» را متعلق به «ارسلنا» یا «نوحی» گرفتهاند، نتیجه میگیرند که سیاق آیه دلالت بر این دارد که «اهلالذکر» همان اهل کتاب هستند.
- در مقابل روایات مصادیق مختلفی را برای «اهلالذکر» معرفی میکند. ابنکثیر سخن امام باقر(ع) را که فرمود: «ما اهل ذکر هستیم» را به امت معنا کرد، ولی معیار اهل ذکر را برتری در علم و آگاهی بیان کرد. سخن ابنکثیر هماهنگ با قاعده عقلایی «لزوم رجوع جاهل به عالم» است.
- اگر نظر مفسران اهل تسنن را بپذیریم که منظور از «اهلالذکر» همان اهل کتاب است، نهایت امر این است که اهل کتاب یکی از مصادیق آغازین اهل ذکر هستند. شامل موارد دیگر و زمانهای دیگر نمیشود؛ زیرا مخاطب آیه مشرکانند نه مسلمانان و بعد از اینکه به آنها ثابت شد که انسان هم میتواند، پیامبر شود با توجه به اینکه اخبار پیامبر در کتابهای یهود و نصارا هست، دیگر دلیلی برای ارجاع به آنها وجود ندارد. بسیاری از مفسران قرآن بر آن هستند که مقصود از «اهل ذِکر» در این آیه، دانشمندان یهود و مسیحیتاند؛ چراکه آیه از مشرکان میخواهد که اگر در مورد بشر بودن پیامبران قبلی تردید دارید، به دانشمندان اهل کتاب مراجعه کنید. آنان منبع خوبی برای مشرکان بهشمار میآمدند؛ چون هم در مخالفت با پیامبر اسلام(ص) با مشرکان همعقیده بودند و هم افراد مطلعی بودند. البته این تفسیر نوعی بیان مصداق آیه در زمان نزول آن است و گرنه مفهوم آیه عام است و شامل همه متخصصان و آگاهان در هر عصر میشود[۱۳].
- قرآنکریم با حکم به رجوع مشرکان به اهل علم و آگاهان در یک مورد خاص، آنان را به اصل عام عقلایی ارشاد فرموده است. اگر مشرکان به اهل کتاب هم، مراجعه کردهاند به دلیل علم و آگاهی آنان درباره پیامبران گذشته بوده است. پس ویژگی اساسی «اهلالذکر» علم و آگاهی است.
- با توجه به اینکه اهلبیت(ع) دارای علم لدنّی هستند و از جایگاه علمی بینظیر برخوردارند ـ که پیشتر بهطور مفصل بیان شد ـ لذا مراجعه به اهلبیت(ع) در همه زمانها و درباره همه مباحث دینی ضروری و لازم است. در حقیقت تنزیل آیه مربوط به مراجعه مشرکان به اهل علم و دانش درباره یک پرسش خاص است، ولی تأویل آیه درباره مراجعه اهلبیت(ع) پس از عصر نزول آیه کریمه برای همیشه و درباره همه مسایل دینی است. بنابراین مراجعه مشرکان به امام علی(ع) در زمان نزول آیه بیمعناست؛ زیرا مشرکان حرف پیامبر(ص) را قبول ندارند، چگونه خدای متعال آنان را به امام علی(ع) ارجاع میدهد؟
- روایتی که از امام باقر(ع) نیز بیان شد، به این حقیقت اشاره مینماید که اهل ذکر در این زمان و همه زمانها ما اهل بیت هستیم. شأن نزول آیه، مراجعه مشرکان به اهل علم وآگاهان را مقید و مشروط به یک سؤال خاص نموده، ولی مراجعه به اهلبیت(ع) به دلیل اینکه دارای مقام عصمت هستند، بدون قید و شرط است. در تفسیر نمونه نیز درباره روایت امام رضا(ع) که فرمود «اگر ما به علمای یهود و نصارا مراجعه کنیم مسلّماً ما را به مذهب خود دعوت میکنند» آمده است: امام این سخن را به کسانی میگوید که آیه را منحصراً بهمعنای مراجعه به علمای اهل کتاب در هر عصر و زمان تفسیر کرده بودند، در حالی که مسلّماً چنین نیست. در عصر و زمانی همچون عصر و زمان امام علی بن موسی الرضا(ع) هرگز مردم نیاز نداشتند که برای درک حقایق به علمای یهود و نصارا مراجعه کنند. در اینگونه اعصار، مرجع دینی مردم، علمای اسلام بودند که در رأس آنان اهل بیت(ع) قرار داشتند[۱۴].
- آلوسی مدعی شد که با وجود پیامبر(ص) در میان امت، رجوع به اهلبیت(ع) بیفایده است. پاسخ این است که، مرجعیت اهلبیت(ع) مربوط به زمانی است که پیامبر(ص) رحلت نموده است؛ لذا اهلبیت(ع) پس از پیامبر(ص) مرجع علمی امت هستند.
- آیه دارای مصادیق مختلف است؛ زیرا اهل ذکر مفهوم وسیعی دارد که شامل همه دانشمندان و آگاهان میشود. اگر برخی روایات، اهل ذکر را منحصر در اهل بیت(ع) نموده، درواقع حصر مطلق نیست بلکه حصر اضافی است. در این صورت است که عمومیت و جاودانگی، آیه کریمه نیز باقی میماند.
اهلبیت(ع) راسخان در علم هستند و به ظاهر و باطن قرآن آگاهند. ازاینرو مردم جهت شناخت احکام الهی و آیات نورانی قرآن باید به اهلبیت(ع) مراجعه کنند. اهل بیت(ع) مرجع علمی مسلمانان پس از پیامبر(ص) هستند.
آیه ۴۳ سوره نحل به مرجعیت علمی اهلبیت(ع) تصریح کرده است. خدای متعال در این آیه دستور میدهد که اگر چیزی را نمیدانید از «اهلذکر» بپرسید. «اهل» هم بهمعنای انس همراه با تعلق خاطر و دلبستگی و وابستگی است. این معنا از جهت وسعت داشتن و محدود بودن، دارای مراتب است. زن، فرزندان، نوهها، دامادها، همگی اهل محسوب میشوند. هر چه شدت این تعلق بیشتر گردد، عنوان اهل بودن قویتر میشود. ذکر بهمعنای اطلاعات و دانشهایی است که صاحب آن نسبت به آن حضور ذهن دارد و از وجود آن غافل نیست.
بنابراین «اهلالذکر» یعنی افرادی عالم و آگاه که به وسیله عامل «ذکر» یعنی «علم» گرد هم جمع شدهاند. ذکر وجه مشترک و عامل پیوستگی آنهاست. شأن نزول آیه درباره مراجعه مشرکان به اهل خبره در یک سؤال و جواب مشخص است؛ یعنی قاعده کلی همان رجوع جاهل به عالم است اما مورد مخصص نیست و آیه عام است و برای همیشه جریان دارد؛ لذا پس از آن و برای همیشه منظور از «اهلذکر» طبق روایات، اهلبیت(ع) هستند. افزون بر روایات، مفهومشناسی ذکر نیز یکی از معانی ذکر را عالمان و دانشمندان بیان کرد که قطعاً اهل بیت(ع) مصداق اکمل عالمان و آگاهان به حقیقت قرآن هستند. ازاینرو با وجود اهلبیت(ع) در میان مردم، قطعاً مراجعه به اهل بیت(ع) در همه معارف دینی دستور صریح قرآن کریم است. بر این پایه روایات بیان نمودند که اهل ذکر منحصر در اهل بیت(ع) است. البته نوع انحصار مطلق نیست، بلکه اضافی است. در نتیجه مفسران شیعه مصداق اکمل «اهلذکر» را، اهلبیت(ع) میدانند. بنابراین اهل بیت(ع) مرجع علمی مسلمانان پس از پیامبر(ص) هستند[۱۵].
منابع
پانویس
- ↑ ابنعطیه، عبدالحق، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج۳، ص۳۹۶.
- ↑ «و گفتند: چرا بر او فرشتهای فرو فرستاده نشد؟» سوره انعام، آیه ۸.
- ↑ «و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم» سوره انبیاء، آیه ۷.
- ↑ رازی، فخرالدین محمد بن عمر، التفسیر الکبیر / مفاتیح الغیب، ج۲، ص۲۱۱.
- ↑ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴۹۲.
- ↑ ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴۹۲.
- ↑ آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۷، ص۳۸۶.
- ↑ آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۷، ص۳۸۶.
- ↑ «آیا خداوند بشری را به پیامبری برانگیخته است؟!» سوره اسراء، آیه ۹۴.
- ↑ ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، ج۱۳، ص۱۲۸.
- ↑ ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، ج۱۳، ص۱۲۸.
- ↑ رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، ج۱۱، ص۲۵۳.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۴۵.
- ↑ رضایی اصفهانی، محمد علی، مرجعیت علمی اهل بیت بر پایه تفسیر تطبیقی آیه اهل الذکر، ص ۷۴.