ابرار در معارف و سیره رضوی
مقدمه
جماعتی خاص از مؤمنان و مورد تعظیم و تکریم در سخنان امام رضا (ع). در اینکه مفرد «ابرار» برّ یا بارّ باشد اختلاف نظر وجود دارد[۱]. برخی چون جوهری معتقدند که مفرد ابرار، برّ است و مفرد بررة، بارّ[۲]. راغب اصفهانی نظری خلاف این را دارد و معتقد است برّ (که مفرد بررة است) از بارّ (که مفرد ابرار است) در معنا بلیغتر است، چنان که واژه عدل از عادل بلیغتر است و خاص فرشتگان میباشد[۳]. از نظر معنای لغوی، برّ، کثرت و وسعت در خیر و نیکی است، برخی از اهل لغت تفاوت ظریفی میان معنای خیر و برّ بیان کردهاند و گفتهاند برّ، نیکی توأم با توجه و از روی قصد و اختیار است، اما خیر به هر نیکی اگر چه بدون توجه باشد اطلاق میشود[۴]. لغویان آن را معنایی جامع برای کل خیرات دانستهاند[۵] و از این روست که به خداوند متعال نیز نسبت داده میشود، چنان که در آیه ﴿إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ﴾[۶] بدین معنا ذکر شده است. به تعبیر راغب اصفهانی برّ از جانب خداوند، کثرت ثواب و پاداش است به بندگان و از جانب بندگان پرستش و طاعت، که این نیز بر دو قسم است: عقیدتی و عملی[۷]. برخی از لغتشناسان معاصر این معنا را توسعه دادهاند و گفتهاند که «برّ» مطلق عمل نیک کردن در مواجهه با غیر است و مصادیق آن میتواند با توجه به تفاوت اشخاص، موضوعات و موارد تغییر یابد[۸] در سخنان امام رضا (ع) نیز بیان شده که «ابرار» را از آن جهت بدین نام خواندهاند که ایشان به پدران و فرزندان و برادران خویش نیکی میکنند[۹]. این سخن امام بیان برخی مصادیق خاص نیکی است. البته با توجه به نسبت مستقیم عمل با اخلاق و عقیده برخی بدین توجه دادهاند که ابرار از حیث عملی، نیکوکار و از جهت عقیدتی، مؤمن و از حیث اخلاقی، متقیاند[۱۰]. حتی میتوان گفت ابرار به این مقام رفیع نائل نشدهاند، مگر پس از آنکه بدان چه میدانستهاند، عمل کردهاند و ملتزم به معتقدات و متعلقات ایمانی خود بودهاند. این مطلب را میتوان از تأکید امام رضا (ع) درباره نسبت علم و تقرب به ابرار دانست. ایشان در روایتی به نقل از پیامبر اکرم (ص) میفرماید که علم، انسان را به همنشینی ابرار میرساند[۱۱].برخی روایات منقول از حضرت رضا (ع) «ابرار» را وصف اعمال دانسته و در تقابل با «فجار» به کار برده است[۱۲].
مفهوم «ابرار» نیز مانند دیگر مفاهیم وارد شده در متون دینی به هیچ روی تعریف به حد و رسم نشده است و راه شناخت ایشان از طریق اوصافی است که در قرآن و روایات برایشان برشمرده شده است. قرآن کریم ایشان را اهل ایمان به خدا، قیامت، فرشتگان، کتب آسمانی و پیامبران[۱۳]؛ تقوا[۱۴]؛ اخلاص در عمل[۱۵]، ترس از خدا و عقوبت قیامت[۱۶]؛ صبر[۱۷]، اقامه نماز[۱۸]انفاق به نیازمندان از آنچه مورد نیازشان است بدون توقع عوض از ایشان[۱۹]؛ اطعام مسکینان جهت رضای خداوند[۲۰]؛ پرداخت زکات[۲۱]؛ صداقت[۲۲]؛ وفای به عهد[۲۳]؛ وفای به نذر[۲۴] و مواردی از این دست معرفی میکند. چنان که در آیات قرآن نیز ملاحظه میشود، ابرار، عمدتاً با اعمال نیکشان معرفی شدهاند. علاوه بر متون دینی، اهل عرفان نیز به بحث از کیستی ابرار و چیستی اوصافشان توجه بسیار نشان دادهاند و مطالبی را بیان کردهاند که در بیشتر موارد ناظر به قرآن و سنت است. تستری ده خلق از اخلاق حسنه را به نقل از پیامبر (ص) ذکر میکند و به این تصریح میکند که کسی که واجد یکی از این خلقیات باشد، در شمار ابرار است[۲۵]. قشیری نیز ایشان را کسانی میداند که به حقایق توحیدی اختصاص یافتهاند و به انوار ربوبی متجلی گردیدهاند[۲۶]. در آثار ایشان درباره اعتقادات و خلقیات و احوال و اطوار ابرار سخنان بسیاری ذکر شده است و اوصاف ایشان در مقایسه با ابدال و اوتاد و مقربان و... مورد بررسی قرار گرفته است[۲۷].
بحث دیگری که درباره ابرار از اهمیت بسزایی برخوردار است، بحث از مصادیق «ابرار» است. چنان که در گذشته گفته شد، «برّ» از نامهای الهی است و چون هر کس به میزان تخلق به اخلاق خداوند، واجد اوصاف اوست، میتوان گفت که کسانی در شمار ابرار به شمار میآیند که از اخلاق ربوبی برخوردار باشند. نخستین مصداق ابرار و اهل برّ را میتوان انبیای الهی دانست. در قرآن از زبان حضرت عیسی (ع) نقل شده که خداوند مرا نسبت به مادرم اهل برّ قرار داده است[۲۸]. نظیر این سخن را نیز از لسان حضرت یحیی (ع) در قرآن میبینیم[۲۹].
برخی مفسران به نقل از ابنعباس مصداق اکمل «ابرار» را در آیه ﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾[۳۰]انبیاء دانستهاند[۳۱]. دومین مصداق «ابرار» را با توجه به شأن نزول برخی آیات سوره انسان میتوان اهل بیت پیامبر (ص) دانست. بر اساس این آیات[۳۲] خداوند متعال، اهل بیت (ع) را به جهت ایثار در حق مسکین، یتیم و اسیر مورد تکریم و تعظیم قرار میدهد و ایشان را از شمار ابرار میداند که مورد توجه خاص خداوند قرار گرفتهاند. قاطبه مفسران شیعه و سنی در مقام بیان شأن نزول این آیات و کیستی ابرار از اهل بیت (ع) سخن گفتهاند[۳۳]. در روایات نیز ائمه معصوم (ع) به «ابرار» وصف شدهاند[۳۴]. در برخی روایات امام حسین (ع) نیز به طور اختصاصی «ابرّ ابرار» نامیده شدهاند[۳۵]. همچنین برخی منابع امام علی (ع) را «قائد الابرار» گفتهاند[۳۶].
در قرآن کریم به برخی مؤمنان خاص نیز که در بحث از اوصاف ابرار از صفات و اعمالشان سخن رفت، اهل برّ گفته میشود[۳۷]. آنان همان صالحانی هستند که در روایتی از ابن عباس در کنار انبیا از ایشان یاد شده است[۳۸]. در روایتی از امام رضا (ع)، به نحو تلویحی یکی از مصادیق ابرار، ذکر شده است. به بیان ایشان محبان اهل بیت (ع) از ابرارند[۳۹]. مراد حضرت از این محبان کسانی است که علاوه بر محبت قلبی به اهل بیت (ع)، متخلق به اخلاق نیکوی این حضرات هستند و عامل به اعمال صالحاند. این مطلب را از حدیث امام صادق (ع) میتوان استفاده کرد؛ ایشان در توصیف ابرار از شیعیان میفرمایند خداوند آنان را آمرزیده و از آنان راضی شده و از ارتکاب گناه نگاهشان داشته و مورد رحمت خویش قرارشان داده و به هر رشدی هدایتشان فرموده و به بالاترین حد ممکن رشد و کمال رسانیده است[۴۰]. در میان اهل عرفان نیز به مصادیق ابرار توجه شده است و تعداد ابرار در کنار ابدال هفت نفر دانسته شده است.
برخی از عرفا، ابرار را برتر از ابدال شمرده و بعضی مرتبه ایشان را پایینتر و تعدادشان را بیشتر دانستهاند[۴۱]. این اختلاف نظر نیز به جهت عام بودن مفهوم ابرار است. ابرار در معنای عام خود همه مراتب اولیای الهی را شامل میشود و از این رو در بر دارنده ابدال و اوتاد و... نیز میباشد و جمعیت کثیری را شامل میشود، اما معنای خاص آن در عرفان میتواند در عدد مشخصی منحصر گردد. در سخنان امام رضا (ع) نیز از این حکایت شده که تعداد ابرار در امت رسول الله (ص) اندک است. ایشان به نقل از پیامبر (ص) خطاب به امام علی (ع) میفرماید کسی مرا در حق تو یاری نمیکند، مگر اینکه از شمار ابرار و اهل تقوا باشد و چنین کسانی در امت من مانند یک موی سپید در گاوی سیاه در شامی تاریکاند[۴۲]. این روایت علاوه بر اینکه اندک بودن ابرار را مینماید، بیانگر این است که ایشان مهار نفس خود را در اختیار دارند و دنیا و زخارف و زینتهای آن برایشان قیمتی ندارد. از این رو شگفت نیست که در قرآن کریم از زبان اولوالالباب - که خود واجد مقامی عظیم نزد خداوندند - میشنویم که دوست دارند که در زمره ابرار بمیرند[۴۳].
مبحث دیگری که در بحث از ابرار حائز اهمیت است، جایگاه ایشان در بهشت و نعمتهایی است که ایشان از آن برخوردارند. در قرآن کریم یکی از عالیترین مراتب اهل بهشت به ابرار اختصاص دارد و توصیفات متعددی از برخورداریهای ایشان در بهشت ذکر شده است. بر اساس فهرستی که قرآن از مواهب الهی در حق ابرار بیان میکند، کمترین چیزی که خداوند نصیب ایشان میکند، رهایی از عذاب سخت آخرت است[۴۴]. خداوند در بهشت به ایشان نعمت بسیار و سرزمین بزرگی را میدهد[۴۵]. جایگاه ایشان معتدل است و نه گرما و نه سرمای آن سوزنده نیست و در آن واجد آسایشاند[۴۶]. ابرار در جایگاه خود خادمانی خاص و شگفت دارند[۴۷] و لباسهای فاخری میپوشند[۴۸] و بر تختهای زیبایی جلوس میکنند[۴۹] و به مناظری شگفت نظر میکنند[۵۰] و در سرور و شادمانی جاودان به سر میبرند[۵۱] و از میوههای بهشتی برخوردار میگردند[۵۲] و به زیورهای بهشتی آراسته میگردند[۵۳]. خداوند به ایشان شرابی پاک مینوشاند[۵۴] و آنان شرابهایی با طعم و بوی کافور و زنجبیل مینوشند[۵۵]. غیر از این نعمتهای ظاهراً محسوس، قرآن کریم از نعمتهای خاصی نیز برای ابرار حکایت فرموده است. جالب اینکه خداوند پس از برشمردن نعمتهای مختص ایشان از این سخن میگوید که آنچه نزد خداوند است برتر است[۵۶] که معلوم است ابرار به نعمی مختصاند که عقول خلق درکی از آنها ندارند. و از شمار این نعم این است که معبودشان از آنان راضی است و سعی ایشان را در راه بندگی خود مقبول و مشکور میداند[۵۷]. خداوند همچنین در مقام منت بر ابرار از جایگاه رفیع کتاب ایشان در «علیون» حکایت میکند و میفرماید که مقربان الهی در این کتاب مینگرند[۵۸]. در کتب اهل عرفان نقل شده که نعیمی که خداوند برای ابرار قرار داده چیزی ورای پاداشها و نیکیهای شناخته شده است و آن لقای حق متعال و نزدیکی به اوست و چنان که ابرار بدین دیدار مشتاقاند، خداوند به مراتب بیش از آنان مشتاق است[۵۹]. عرفا به نقل از پیامبر (ص) بر این باورند که حقیقت ابرار در این عالم نیز جز از چشم خدا و خاصان وی پوشیده است و آنان کسانیاند که اگر بر خلق نیز عرضه گردند، آشکار نمیشوند و همچنان در پوشیدگی به سر میبرند[۶۰][۶۱][۶۲]
منابع
پانویس
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۴۶۷.
- ↑ صحاح اللغة، ج۲، ص۵۸۸.
- ↑ المفردات، ج۱، ص۱۱۴-۱۱۵.
- ↑ الفروق فی اللغة، ص۱۶۴.
- ↑ تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۱۳۸.
- ↑ «اوست که نیکوکار بخشاینده است» سوره طور، آیه ۲۸.
- ↑ المفردات، ج۱، ص۱۱۴.
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۲۶۹-۲۷۰.
- ↑ فقه الرضا (ع)، ص۳۳۶؛ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۷۰.
- ↑ المیزان، ج۱، ص۴۲۸.
- ↑ الأمالی، طوسی، ص۴۸۸.
- ↑ بصائر الدرجات، ج۱، ص۴۲۵؛ الکافی، ج۱، ص۲۲.
- ↑ ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ...﴾ «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿...وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾ «...و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا﴾ «(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.
- ↑ ﴿...وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا﴾ «...و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است» سوره انسان، آیه ۷؛ ﴿إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا﴾ «بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم» سوره انسان، آیه ۱۰.
- ↑ ﴿...وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ...﴾ «...و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿...وَأَقَامَ الصَّلَاةَ...﴾ «...و نماز برپا دارد.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿...وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ...﴾ «...و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷؛ ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾ «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.
- ↑ ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا﴾ «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند» سوره انسان، آیه ۸.
- ↑ ﴿...وَآتَى الزَّكَاةَ...﴾ «...و زکات پردازد.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿...أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾ «...آنها راستگویند.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿...وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا...﴾ «...(نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند.».. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ ﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ...﴾ «به پیمان خود وفا میکنند.».. سوره انسان، آیه ۷.
- ↑ تفسیر التستری، ص۱۸۳.
- ↑ تفسیر القشیری، ج۱، ص۳۰۷.
- ↑ جواهر التصوف، ص۷۰؛ السر فی أنفاس الصوفیة، ص۳۶؛ اللمع فی التصوف، ص۸۴؛ المقدمة فی التصوف، ص۴۲۱.
- ↑ ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا﴾ «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است» سوره مریم، آیه ۳۲.
- ↑ ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُنْ جَبَّارًا عَصِيًّا﴾ «و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود» سوره مریم، آیه ۱۴.
- ↑ «پروردگارا! ما شنیدیم فرا خوانندهای به ایمان فرا میخواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.
- ↑ زاد المسیر، ج۱، ص۳۶۱؛ رموز الکنوز، ص۳۹۷؛ کشف الأسرار، میبدی، ج۲، ص۳۸۸.
- ↑ ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا﴾ «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند * (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۱۱؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۷۴۶- ۷۴۷: الکشاف، ج۴، ص۶۷۰.
- ↑ بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۳۱؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۷.
- ↑ الکافی، ج۴، ص۵۸۱.
- ↑ مصباح المتهجد، ج۱، ص۳۲۷.
- ↑ ﴿لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ﴾ «نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.
- ↑ زاد المسیر، ج۱، ص۳۶۱؛ رموز الکنوز، ص۳۹۷.
- ↑ تفسیر العسکری (ع)، ص۳۵۰؛ الاحتجاج، ج۱، ص۱۹.
- ↑ فضائل الشیعة، ص۱۴؛ بحار الأنوار، ج۶۵، ص۱۴۲- ۱۴۳.
- ↑ کشف المحجوب، ص۲۶۹؛ نفحات الأنس، ص۱۵.
- ↑ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۱۳۲.
- ↑ ﴿رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ﴾ «پروردگارا! ما شنیدیم فرا خوانندهای به ایمان فرا میخواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.
- ↑ ﴿فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا﴾ «پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱.
- ↑ ﴿وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا﴾ «و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی میبینی» سوره انسان، آیه ۲۰.
- ↑ ﴿مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا﴾ «در آن، بر تختها پشت میدهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی میبینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه ۱۳.
- ↑ ﴿وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا﴾ «و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان میگردند که چون بنگریشان، میپنداری که مرواریدهایی پراکندهاند» سوره انسان، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ...﴾ «بر تن آنان جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است.».. سوره انسان، آیه ۲۱.
- ↑ ﴿مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا﴾ «در آن، بر تختها پشت میدهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی میبینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه ۱۳؛ ﴿إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ «بیگمان نیکان در ناز و نعمتی بیشمارند * (نشسته) بر تختها (به هر سو) مینگرند» سوره مطففین، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ ﴿عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ «(نشسته) بر تختها (به هر سو) مینگرند» سوره مطففین، آیه ۲۳.
- ↑ ﴿فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا﴾ «پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند» سوره انسان، آیه ۱۱؛ ﴿تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ﴾ «شادابی نعمت را در سیمای آنان باز میشناسی» سوره مطففین، آیه ۲۴.
- ↑ ﴿وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا﴾ «و سایهسارهای آن، نزدیک آنها و میوههای آن بسیار در دسترس است» سوره انسان، آیه ۱۴.
- ↑ ﴿وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ...﴾ «و به دستبندهایی سیمین آراستهاند.».. سوره انسان، آیه ۲۱.
- ↑ ﴿...وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا﴾ «...و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱.
- ↑ ﴿إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا﴾ «نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵؛ ﴿وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا﴾ «و در آنجا به آنان پیالهای مینوشانند که آمیخته آن زنجبیل است» سوره انسان، آیه ۱۷؛ ﴿يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ * وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ﴾ «به آنان از شرابی دست ناخورده مینوشانند * که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند * و آمیخته آن از (آب) تسنیم است» سوره مطففین، آیه ۲۵-۲۷.
- ↑ ﴿لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ﴾ «اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کردهاند، بوستانهایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.
- ↑ ﴿إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا﴾ «بیگمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس مینهند» سوره انسان، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَّرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ﴾ «نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است * و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟ * کارنامهای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.
- ↑ تفسیر التستری، ص۱۸۸؛ کیمیای سعادت، ج۲، ص۶۰۴؛ کشف الأسرار، میبدی، ج۳، ص۱۵۶.
- ↑ التشوف الی رجال التصوف، ص۲۸.
- ↑ منابع: قرآن کریم؛ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی (قرن ۶ق)، تحقیق: سیدمحمدباقر خرسان، مشهد، نشر المرتضی، اول، ۱۴۰۳ق، الأمالی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، دار الثقافة، اول، ۱۴۱۴ق؛ بحار الأنوار الجامعة الدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمدباقر بن محمدتقی معروف به علامه مجلسی (۱۱۱۰ق)، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن معروف به صفار قمی (۲۹۰ق)، تحقیق: محسن کوچه باغی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۴۲ق؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن بن عبدالرحیم مصطفوی (۱۴۲۶ق)، بیروت، دار الکتب العلمیة، سوم، ۱۴۳۰ق، التشوف الی رجال التصوف، یوسف بن یحیی تادلی معروف به ابن زیات (۶۲۷ق)، تحقیق: علی عمر، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیة، اول، ۱۴۲۷ق؛ التفسیر، منسوب به امام حسن عسکری عل (۲۶۰ق)، تحقیق و نشر: مدرسة الإمام المهدی الیه، قم، اول، ۱۴۰۹ق، تفسیر التستری، سهل بن عبدالله تستری (۲۸۳ق)، تصحیح: محمد باسل عیون سود، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۲۳قی؛ تهذیب اللغة، محمد بن احمد ازهری (۳۷۰ق)، تعلیق: عمر سلامی - عبدالکریم حامد، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، اول، ۱۴۲۱ق، جواهر التصوف، یحیی بن معاذ رازی (۲۵۸ق)، تحقیق: سعید هارون عاشور، قاهره، مکتبة الآداب، اول، ۱۴۲۳ق؛ رموز الکنوز فی تفسیر الکتاب العزیز، عبدالرزاق بن رزق الله رسعنی (قرن ۷ق)، تحقیق: عبدالملک بن دهیش، مکه، مکتبة الأسدی، اول، ۱۴۲۹ق؛ زاد المسیر فی علم التفسیر، عبدالرحمن بن علی معروف به ابن جوزی (۵۹۷ق.)، تحقیق: عبد الرزاق مهدی، دار الکتاب العربی، اول، ۱۴۲۲ق، السر فی أنفاس الصوفیة، جنید بن محمد نهاوندی بغدادی (۲۹۷ق)، تحقیق: عبدالباری محمد داوود، قاهره، دار جوامع الکلم، اول، ۱۴۲۶ق؛ الصحاح - تاج اللغة وصحاح العربیة، اسماعیل بن حماد جوهری (۳۹۳ق)، تحقیق: احمد عبدالغفور عطار، بیروت، دار العلم للملایین، اول، ۱۳۷۶ق؛ فضائل الشیعة، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تهران، اعلمی، اول، ۱۳۶۲ش؛ عیون أخبار الرضا علی، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سید مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، اول، ۱۳۷۸ق، الفروق فی اللغة، حسن بن عبدالله معروف به ابوهلال عسکری (قرن ۵ق)، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، اول، ۱۴۰۰ق؛ الفقه، منسوب به امام رضا (۲۰۳ق)، تحقیق: مؤسسة آل البیت عله لإحیاء التراث، مشهد، کنگره جهانی حضرت رضا، اول، ۱۴۰۶ق، الکافی، محمد بن یعقوب معروف به کلینی (۳۲۹ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، سوم، ۱۳۷۶ش؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، محمود بن عمر معروف به زمخشری (۵۳۸ق)، بیروت، دار الکتاب العربی، سوم، ۱۴۰۷ق؛ کشف الأسرار و عدة الأبرار، احمد بن ابی سعید میبدی (قرن ۶ق)، به کوشش: علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، پنجم، ۱۳۷۱ش؛ کشف المحجوب، علی بن عثمان هجویری (۴۶۵ق)، تصحیح: ژوکوفسکی، تهران، نشر طهوری، چهارم، ۱۳۷۵ش؛ کیمیای سعادت، محمد بن محمد غزالی (۵۰۵ق)، تصحیح: حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، یازدهم، ۱۳۸۳ش؛ تفسیر القشیری (لطائف الإشارات)، عبدالکریم بن هوازن قشیری (۴۶۵ قی)، تحقیق: ابراهیم بسیونی، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، سوم، ۲۰۰۰م؛ اللمع فی التصوف، عبدالله بن علی طوسی معروف به ابونصر سراج (۳۷۸ق)، تصحیح: رینولد نیکلسون، لیدن، مطبعة بریل، ۱۹۱۴ق؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تهران، انتشارات ناصر خسرو، سوم، ۱۳۷۲ش؛ مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، اول، ۱۴۱۱ق، التفسیر الکبیر، محمد بن عمر معروف به فخر رازی (۶۰۶ق)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، سوم، ۱۴۲۰ق؛ مفردات ألفاظ القرآن، حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی (۵۰۲ق)، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دمشق - بیروت، دار القلم - الدار الشامیة، اول، ۱۴۱۲ق، المقدمة فی التصوف، محمد بن حسین سلمی (۴۱۲ق)، تحقیق: عاصم ابراهیم کیالی، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۲۶ق؛ من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، دوم، ۱۴۰۴ق، المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین بن محمد طباطبایی (۱۴۰۲ق)، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، پنجم، ۱۴۱۷ق؛ نفحات الأنس من حضرات القدس، عبدالرحمن بن نظام الدین معروف به جامی (۸۹۸ق)، تصحیح: محمود عابدی، تهران، نشر اطلاعات، سوم، ۱۳۷۵ش.
- ↑ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «ابرار»، دانشنامه امام رضا، ج۱، ص ۳۰۳.