ابومخنف کوفی در تاریخ اسلامی

مقدمه

به گفته ابن‌ندیم، ابومخنف لوط بن یحیی ازدی از اصحاب علی(ع) بود و از پیغمبر اکرم(ص) روایت کرده است. نجاشی نیز در فهرست آورده است وی پیشوای علمای شیعه در کوفه و از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن و امام حسین(ع) بوده است. شیخ طوسی می‌گوید: صحیح این است پدرش از اصحاب امیرمؤمنان علی(ع) بوده و او آن حضرت را ملاقات نکرده است. ابن ندیم کتاب‌های بسیاری را از او در اخبار و تاریخ و انساب نام برده است. شیخ طوسی و نجاشی هم کتاب‌های دیگری را بر آن افزوده‌اند. هشام بن محمد بن سائب کلبی از وی روایت کرده و او شاگرد امام جعفر صادق(ع) بوده است[۱].[۲]

ابومخنف

لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف بن سلیم ازدی از مورخان به نام قرن دوم هجری است[۳] گرایش شیعی او تأیید شده و به همین دلیل، اصحاب حدیث اورا متروک دانسته‌اند. ابن حبان نوشته است: او را فضی بود و صحابه را دشنام می‌‌‌‌داد[۴] ابن عدی نوشته است که او شیعی افراطی بود[۵] در متروک بودن وی نزد اصحاب حدیث باید به این نکته هم توجه داشت که اخباری است ومورخ. ذهبی اورا به دلیل اخباری بودن موثق ندانسته[۶] در برابر اینها، رجال شناسان شیعی اورا تأیید کرده‌اند. نجاشی نوشته است: ابومخنف شیخ الاصحاب در کوفه بود و می‌‌توان به نقل‌هایش اعتماد داشت. او از جعفر بن محمد الصادق(ع) روایت دارد[۷]

جد وی مخلف بن سلیم از اصحاب پیامبر(ص) [۸] ویاران امام علی علی(ع) است. وی در جنگ جمل به عنوان رهبر طایفه ازد در کنار امام علی(ع) حضور داشت. بعد ازآن نیز از طرف امام حاکم اصفهان شد. تخصص ویژه ابومخنف در حوادث عراق بود[۹] و درباره بیشتر جنگ‌های مهم این منطقه تک نگاری‌هایی داشته است. بیشتر این تک نگاری‌ها، اخبار شیعیان و برخی درباره درگیریهای خوارج و قیام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث است. نگاهی به تألیفات او در فهرست ابن ندیم، سیر کار تألیفی اورا در این جهت نشان می‌‌‌‌دهد[۱۰] این سیر تقریبا شامل بخش عمده اخبار تاریخ اسلام تا اواخر عهد اموی است. بیشتر رویدادهای مهم این دوره تحت عناوینی مستقل در تک نگاری‌های وی آمده است[۱۱]

ابومخنف با ان که شیعه بود، سعه صدر لازم را در نقل اخبار حفظ کرد، به‌طوری که اهل سنت نیز از روایات او نقل کرده‌اند. شاید به همین دلیل ابن ابی الحدید تشیع اورا انکار کرده، [۱۲] سخنی که مورد تأیید دیگران قرار نگرفته است. مطالب زیادی که توسط او روایت شده در نوع خود منحصر به فرد بوده واز این جهت بسیار حایز اهمیت است. طبری نوشته‌های اوکه بیشتر از طریق کلبی روایت شده، بهره کافی برده است. مجموعه روایاتی که طبری به نقل از ابومخنف آورده ۵۸۶ روایت می‌‌‌‌باشد[۱۳] ابولفرج اصفهانی نیز در مقاتل الطالبیین و نیز اغانی از او استفاده فراوان کرده است[۱۴]

از ارزشمندترین کارهای او مقتل الحسین(ع) است که طبری اکثر روایات آن را آورده و متاسفانه اصل آن بر جای نمانده است[۱۵] نوشته مجعولی با عنوان مقتل الحسین(ع) به طور مستقل، منسوبه به ابو مخنلف مکرر چاپ شده که با مقایسه آن با متن با آنچه در تاریخ طبری آمده، نادرستی آن تأیید می‌‌‌‌شود[۱۶] درست همانطور که دو متن منسوب به وی با عنوان مقتل المختار و کتاب المختار و ابن زیاد، از ساخته‌های منسوب به اوست که با محتوای آنچه طبری از ابومخنف نقل کرده ناسازگار است[۱۷] گفتنی است که رساله‌ای با عنوان مولد علی بن ابیطالب(ع) هم با نام ابو مخنلف چاپ شده است. به نظر می‌‌‌‌رسد همانطور که برخی نوشته‌های تاریخی بعدها ساخته شده و به واقدی نسبت داده شده بیشتر درزمینه فتوحات درباره ابومخنف نیز مشابه آن انجام شده باشد. از کتاب مقتل الحسین مورد نظر نسخه‌های فراوانی از قرون قبل در کتاب خانه‌های مختلف جهان بر جای مانده است[۱۸]

کتاب الجمل او از آثار ممهمش بوده که پاره‌ای از نقل‌های آن را ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آورده و از آن جمله ذکر اشعاری از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) است که کلمه وصایت در آنهاآمده است. [۱۹] آثار دیگری نیز به طور پراکنده از اوبرجای مانده که سزگین فهرست آنها را ذکر کرده است[۲۰]

نویسنده کتاب مرویات ابی مخنف فی تاریخ الطبری عصر الخلافة کشیده است تا فهرستی از نقل‌های ابو مخنف را در دوره خلافت خلفای نخست جمع‌آوری و نقد کند. وی کتاب خود را با این گرایش تألیف کرده که در نوشته‌های تاریخی طبری، گرایش شیعی وجود دارد و بنابراین ازدید یک سنی اعتبار ندارد. وی در مقدمه کتابش به تفصیل مشایخ ابومخنف که چهره‌های برجسته متشیّع عراق وعالمان غیر شیعی هستند یاد کرد. [۲۱]

منابع

پانویس

  1. تحفة الاحباب، ص۲۹۹؛ تأسیس الشیعه، ص۲۳۵.
  2. رجبی دوانی، محمد حسین، کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ص ۴۸۱.
  3. عجیب آن است که نام ابومخنف را درمیان فقهای دوره عباسی (خلافت از اواخر ۱۵۸) آورده است. نک: تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۳
  4. لسان المیزان، ج۴، ص۳۴۴
  5. الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ش ۲۱۱۰
  6. میزان الاعتدال، ج۳، ش ۲۹۹۲
  7. رجال النجاشی، ص۳۲۰، ش ۸۷۵
  8. نک: مسند احمد، ج۲، ص۱۸۳، ج۴، ص۲۱۵، ج۵، ص۷۶. سنن النسائی، ج۷، ص۱۶۷، در این منابع روایاتی درباره کیفیت آمدن وی نزد پیامبر نقل شده است
  9. نک: معجم الادبأ ج۱۷، ص۴۱. مدائنی هم متخصص خراسان و هند و فارس و واقدی حجاز وسیره. الفهرست، ص۱۰۶
  10. الفهرست، ص۱۰۵، ونک: النجاشی، ص۳۲۰
  11. التاریخ العربی والمورخون، ج۱، ص۱۷۸
  12. ابن ابی الحدید می‌‌نویسد: وابومخنلف من المحدثین و ممن یری صحه الامامة بالاختیار ولیس من الشیعة ولا معدوا فی رجالاتها، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۴۷
  13. مرویات ابی مخنف، ص۵۸
  14. کتابی با عنوا مرویات ابی مخنلف درتاریخ طبری گردآوری شده و گردآورنده آن از شدت تعصب ضد شیعی بر هیرک از روایات از حیث سند انتقاداتی وارد کرده است
  15. اخیرا همین قسمت، د رکتابی جداگاه با عنوان نادرست وقعة الطف توسط انتشارات اسلامی چاپ شده است. آنچه جداگانه به عنوان مقتل ابومخنف در دسترس است قطعانادرست می
  16. الکنی والاقاب، ج۱، ص۱۵۵
  17. مرویات ابی مخنف، صص ۴۸ ۴۹
  18. فهرستی از آنها در مرویات ابی مخنف ص۵۳ آمده است
  19. شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۴۵. قاموس الرجال، ج۷، ص۴۴۷. قطعات نقل شده در طبری و ابن ابی الحدید را از کتاب الجمل ابومخنف فراهم آورده است نک: Abu U sezgnymaiyadischen der Hitorograghie zur Beifarhg ein Minaf۱۹۷۱ Leiden Zeit
  20. تاریخ التراث العربی، ج۱، جزء ۲، صص ۱۳۰ ۱۲۸
  21. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۱۳۳.