اسراف در سبک زندگی اسلامی
مقدمه
«اما اسراف را شوم دان و هرچه خدای تعالی آن را دشمن دارد، آن بر بندگان خدای تعالی شوم بُوَد و خدای تعالی همی گوید: ﴿وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ﴾[۱]؛ چیزی که خدای تعالی آن را دوست ندارد تو نیز مدار. هر آفتی را سببی هست، سبب درویشی اسراف دان. و نه همه اسراف خرجِ نفقات بُوَد، که در خوردن و در گفتن و در [کار] کردن و در همه شغل بُوَد، در جمله کارها اسراف مذموم است. از آنچه اسراف تن را بکاهد و نفس را برنجاند و عقل را بِرَماند و زنده را بمیراند. نبینی که زندگی چراغ از روغن است، اما اگر بیحد و اندازه روغن اندر چراغدان افگنی، چنانکه از نوک چراغدان بیرون آید و بر سرِ فتیله بیرون گذرد، بیشک چراغ بمیرد. همان روغن که از اعتدال سبب حیات او بُوَد، از اسراف سبب ممات او بُوَد. پس چراغ تنها از روغن زنده نبُوَد، بلکه از اعتدال روغن زنده بُوَد»[۲].
اسراف یعنی زیادهروی در مصرف یا بیجا مصرف کردن اموالی که در اختیار ماست. این کار منجر به هدر دادن سرمایههای شخصی یا عمومی میگردد. سرمایههای انسانی و طبیعی انواع زیادی دارد. دانش، مهارت و تخصص، هوش و ذکاوت، جوانی، سلامتی، امنیت، آسایش و آرامش، ایمان و همدلی در پرتو عقل و وحی، امکانات زندگی مانند آب، برق، گاز، بنزین، امکانات شهری، پول، زمان ابزار کار، و دیگر سرمایهها مانند اختیارات سازمانی، قدرت سیاسی، نفوذ و اعتبار اجتماعی، مقام اداری و حکومتی، اینها همه از سرمایههایی هستند که اگر از آنها به جا استفاده شود، زمینه سعادت و پیشرفت فرد و جامعه فراهم خواهد شد. اما اگر بیجا یابد مورد استفاده قرار گیرد، موجب بروز خسارت و آشفتگی و ضعف میگردد.
بزرگترین بیماری جامعه ما در حوزه اقتصاد و فرهنگ مصرف، اسرافکاری دولت و مردم در استفاده از منابع عمومی است. یکی از بهترین و آسانترین راههای اقتدار ملی در زمینههای مالی، ترویج فرهنگ قناعت است. نسلهای آینده این گناه بزرگ را بر ما نخواهند بخشید. هرکس موظف است با عزمی جدی به نوبه خود از ضایع شدن هر داشتهای، خواه شخصی یا عمومی، هرچند اندک هم باشد، پیشگیری کند و آن را به جای خود و با در نظر گرفتن اصول بهرهوری به مفیدترین وجه ممکن به مصرف برساند. البته این امر نباید با رواج رسم پلید گدامنشی در جامعه، همسان گرفته شود. آقایی و قناعت با هم قابل جمعاند. انسان پرکار و قانع بیشتر میتواند انفاق کند و به دیگران کمک برساند. و نیز جامعه قانع بیشتر میتواند دستگیر ناتوانان باشد. اما جامعه مصرفگرا و اسرافکار و مُدپرست، که دیوانهوار تولید میکند یا میخرد تا بیشتر مصرف کند، چندان مجال بخشش و انفاق را نمییابد. اسراف در نهایت به نابودی همه چیز حتی ارزشهای فرهنگی منجر میگردد. آری در طی فرایند خود فزاینده اسرافکاری همه سرمایهها نابود میشود.
متأسفانه امروزه در ایران، نه برای سرمایههای انسانی و نه برای زمان و نه برای دیگر سرمایههایمان ارزش چندانی قائل نیستیم. از آب و نانمان گرفته تا نفت و گازمان و از همه مهمتر سرمایههای فکری و عمر جوانانمان سیلآسا تلف میشود. ما امروزه سی درصد از نان مصرفی را دور میریزیم. بیست درصد آب مصرفی در بخش خانگی و بسیار بیش از آن را در بخشهای کشاورزی و صنعت به هدر میدهیم. مصرف سوخت ما بیش از دو برابر دیگر کشورهاست. در زمینه مصارف شخصی و خانوادگی، ما از پیشتازان اسراف در جهانیم. تجملگراییها، چشم و همچشمیها، خریدهای غیر لازم، آبروداریهای خیالی و بیهوده و خسارت بار، گشت و گذارها و مهمانیهای زائد و مسافرتهای ناسنجیده و اهتمام شدید به مبلمان و تزیینات و تجملات داخل منزل و دور ریختن لباس و لوازمی که چندان فرسوده نیست، آنچنان عرصههای زندگی ما را در شهر و روستا درنوردیده است که باید برای درمان این درد بزرگ همه دست به دست هم بدهند، تا شاید لااقل از حجم رشد روزافزون آن به تدریج کاسته شود و زمینه مناسبی برای مهار آن در سطح دولت و ملت فراهم گردد.
به نظر میرسد دلیل عمده بسیاری از آفات اجتماعی و فردی ما ایرانیان ریشه در عدم برنامهریزی و انضباط گریزی داشته باشد. صدالبته دولتمردان و مدیران کلان کشور و افراد و گروههای مدعی پیشگامی مردم، سهم بیشتری از این تقصیر بزرگ را بر دوش دارند ولو آنکه خود نخواهند و نپذیرند. برای نمونه به یاد آورید روزهای رقابت انتخاباتی را که چه نمایشگاه بزرگی از اسراف در سراسر کشور پدید میآید. و در نظر بگیرید که سوء مدیریت در مراکزی چون صدا و سیما، به چه راحتی مثل آب خوردن، میلیونها ساعت از عمر شریف مردم را به باد فنا میسپارد.
در آیین مسلمانی هیچ کس حق ندارد حتی سرمایههای شخصی خود را بیجا مصرف کند یا از بین ببرد، تا چه رسد به اموال و داراییهای ملی که مسئولیت آن صد برابر سنگینتر است. سرمایهها هم فقط به امور مالی خلاصه نمیشود. مثلاً پر حرفی نوعی اسراف است. یک مسلمان وارسته پر حرف نیست. به هر چیزی گوش نمیسپارد. هر مطلبی را نمیخواند. به هر فیلم و منظرهای، بیضابطه نظر نمیاندازد. خلاصه وقت ارزشمند خود را صرف بهترین و مفیدترین کارها میکند. مهمترین اصل در تمام این موارد، به گزینی و برنامهریزی برای استفاده بهینه از هر سرمایهای به خصوص ثانیههای عمر است[۳].
منابع
پانویس
- ↑ «و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.
- ↑ قابوسنامه، باب ۲۱.
- ↑ دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۷۷.