اسماء بنت یزید بن سکن
مقدمه
اسماء دختر یزید بن سکن انصاری، از زنان صحابه بزرگواری است که خطابه رسای او نزد پیامبر اکرم(ص) شهرتی ویژه دارد. به همین سبب او را «خطیبة النساء» یا «خطیبة الانصار» بانوی سخنور خواندهاند[۱]. نام دیگر اسماء فکیهه است. وی مکنّی به ام عامر و امسلمه بود[۲]. پدرش یزید بن سکن بن رافع بن امروالقیس از قبیله بنی عبدالاشهل انصاری، از شاخههای فرعی قبیله اوس بود. مادرش، امسعد دختر خزیم بن مسعود بن قلع بود[۳]. برخی او را دختر عموی معاذ بن جبل دانستهاند[۴]، اما ذهبی این نسبت را مردود دانسته است[۵]. قبیله بنی عبدالاشهل در عقبه با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرده بودند. آنان در غزوه اُحُد در رکاب آن حضرت جانفشانی کردند و برخی از بزرگان ایشان در آن غزوه به شهادت رسیدند[۶]. یزید بن سکن نیز در غزوه اُحُد به شهادت رسید[۷]. گویند او در حالی جان به جانآفرین تسلیم کرد که صورتش را روی پای پیامبر اکرم(ص) گذاشته بود[۸].
پس از غزوه اُحُد رسول الله(ص) به جانب مدینه آمد و از کنار قبیله عبدالاشهل عبور فرمود، آنها بر شهدای خود میگریستند. زنها برای اطلاع از سلامتی آن حضرت از خانهها بیرون آمدند، اسماء گوید: ما سرگرم گریستن بر شهیدان خود بودیم که گفتند رسول الله(ص) آمد، من همراه زنان بیرون آمدم چون چشمم به آن حضرت که هنوز زره بر تن داشت، افتاد، گفتم: ای رسول خدا! در مقابل سلامت تو، هر مصیبتی تحملپذیر و اندک است[۹]. اسماء اولین زن از انصار بود که در مدینه با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد. او زن فاضل، عاقل، خردمند، فصیح، سخنگو، مجاهد، دلاور و شجاعی بود که از مقام والایش فروتر نمیآمد[۱۰].
در سال اول هجری همراه با گروهی از زنان و به عنوان سخنگوی آنان برای بیعت نزد پیامبر اکرم(ص) رفت و در آن مقام، به بیان خطابهای شیوا پرداخت. او با یادکردی از کوششهای زنان در کنار شوهرشان و با اشاره به این مطلب که زنان نگاهدارندگان امنیت خانهاند، زنان را با مردان جهادگر در اجر و پاداش الهی همسنگ دانست. در قسمتی از سخنانش خطاب به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: مردان در راه خدا به جهاد میروند و ما اموالشان را حفظ مینماییم و اولادشان را تربیت میکنیم. آیا در اجر و ثواب شریک مردان نیستیم؟ پس از آنکه خطبه او به پایان رسید، پیامبر اکرم(ص) و یاران آن حضرت کلام وی را به شیوایی ستودند. آن حضرت رو به اصحاب فرمود: آیا تا به حال در امر دین سخنی به این خوبی از زنی شنیده بودید؟ اصحاب نیز گفتار رسول الله(ص) را تأیید کردند. آنگاه پیامبر اکرم(ص) خطاب به او فرمود: «به خانه ات بازگرد و به همه زنان اعلام کن که نیکوشوهرداری شما زنان و جلب رضایت همسرانتان مساوی تمام اعمالی است که نام بردی». اسماء بازگشت و از این مژده تکبیر میگفت و هلهله میکشید و از اینکه به نوعی در جهاد مشارکت دارند، قلبش سرشار از شادی گردید[۱۱]. در روایات آمده است که چون اسماء، برای بیعت نزد پیامبر اکرم(ص) رفت، دستبندهایی زرین به دست داشت که درخشش آنها چشم را خیره میکرد. آن حضرت با اشاره به حساب و بازخواست اخروی و مقایسه برخی از دستبندهای زرین با دستبند آتشین در آخرت، او را از دلبستگی به مظاهر دنیا بیم داد. اسماء به سرعت دستبندها را از دستش درآورد و جلوی آن حضرت نهاد[۱۲].
از آن پس اسماء در زمره اصحاب پیامبر اکرم(ص) و در عداد انصار قرار گرفت و از آن حضرت حدیث میشنید و برخی از دقیقترین مطالب دینی را از رسول الله(ص) میپرسید تا از آن مسائل آگاه گردد. شخصیت او آنچنان استوار بود که درباره رسیدن به حقیقت از پرسش شرم نداشت. برای مثال از رسول الله(ص) روش پاک شدن زن از حیض را سؤال کرد و پیامبر به طور کامل به او پاسخ داد[۱۳]. او در پارهای از جنگها همراه پیامبر اکرم(ص) بود[۱۴]. در غزوه خندق، ظرف کوچکی که از خرمای مخلوط با آرد و روغن انباشته بود، برای پیامبر اکرم(ص) فرستاد. آن حضرت در خیمه خود نزد همسرش امسلمه بودند. امسلمه به مقدار خوراک خود از آن برداشت و سپس منادی آن حضرت همه اهل خندق را به شام دعوت کرد، همگی خوردند و سیر شدند[۱۵]. اسماء در حدیبیه نیز به همراه پیامبر اکرم(ص) بود[۱۶]. وی یکی از کسانی است که ماجرای حدیبیه و آنچه باعث صلح گردید را گزارش داده است[۱۷].
در غزوه خیبر به همراه رسول خدا(ص) بیست بانوی مسلمان آمده بودند که یکی از آنان اسماء بود[۱۸]. وی در سال هفتم هجری و در عمرة القضا نیز همراه پیامبر اکرم(ص) به مکه آمد و موفق شد تا اعمال حج را انجام دهد و قربانی کند. اسماء همچنین زمامدار شتر پیامبر اکرم(ص) به نام غضباء بود[۱۹]. اسماء در محله عبدالاشهل میزیست. گوید هرگاه پیامبر اکرم(ص) به آن محله میآمد تا در مسجد محله آنها نماز گزارد، به خانههای ما مینگریست و یا بر آن خانهها مشرف میشد، میفرمود: چه خیری در این خانهها نهفته است. اینها بهترین خانههای انصار است[۲۰].
اسماء گوید: شبی پیامبر اکرم(ص) در مسجد محله ما نماز مغرب گزاردند، من پاره گوشتی پخته که به استخوان چسبیده بود و چند گرده نان به حضورش بردم و گفتم: پدر و مادرم فدای تو باد، شام بخور! آن حضرت خطاب به یاران خود که چهل مرد بودند، فرمود: به نام خداوند بخورید! خود پیامبر و یارانش و کسانی که در خانه بودند همگی از آن غذا خوردند، سوگند به کسی که جانم در دست اوست دیدم که هنوز اندکی از گوشت بر استخوان و تمام نانها باقی مانده است، سپس آن حضرت از مشک آبی که در خانهام بود، آب نوشید و برگشت، من آن مشک را از برون چرب و جمع کردم و به بیماران از آن آب مینوشاندیم و گاهی به امید خیر و برکت خود از آن آب مینوشیدیم[۲۱]. اسماء احادیث بسیاری از رسول اکرم(ص) نقل کرده که بیشتر آنها درباره رفتارهای اجتماعی و خانوادگی و موضوعاتی مربوط به زنان و زینت آنان و نیز آخرالزمان، روز قیامت و مسئله دجال است[۲۲]. نمونهای از احادیث اسماء از رسول الله(ص): اسماء گوید: از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: «لَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُنَّ سِرًّا، فَإِنَّ الْغَيْلَ يُدْرِكُ الْفَارِسَ فَيُدَعْثِرُهُ عَنْ فَرَسِهِ»[۲۳] ای بانوان! هرگز فرزندان کوچک خود را از ترس گرسنگی و تنگدستی مخفیانه به قتل نرسانید؛ زیرا خون کودک ساقط شده حتی دامن اسب سوار را هم میگیرد و او را به زمین سرنگون میسازد. به عبارت دیگر از مجازات و مکافات قتل به هیچ شکل نمیتوان گریخت. همانطور که ویژگی ثقه بودن از نظر اهل حدیث درباره مردان عالم و مجاهد به کار میرود، اسماء را نیز راوی حدیث پیامبر اکرم(ص) و صحابی مورد اطمینان آن بزرگوار شمردهاند[۲۴].
از میان کسانی که از او حدیث روایت کردهاند، عمرو بن مهاجر مولای اسماء، شهر بن حوشب، محمد بن عمرو انصاری برادرزادهاش، عبدالرحمان بن ثابت بن صامت، مجاهد بن جبیر و اسحاق بن راشد را میتوان نام برد[۲۵]. احادیث او که شمار آنها را هشتاد و یک ذکر کردهاند[۲۶]، در آثار کسانی چون ابوداوود سجستانی، ترمذی، نسایی، ابن ماجه، احمد بن حنبل و طبرانی ثبت شده است. جز اینها، برخی از مصاحبتهایی که اسماء با پیامبر اکرم(ص) داشته است، در آثاری چند به چشم میخورد[۲۷]. گفتنی است که به روایتی حکم «عده» برای نخستینبار درباره او صادر شده است[۲۸]. اسماء گوید: من در زمان پیامبر اکرم(ص) طلاق داده شدم و در آن هنگام عده واجب نبود و از آن زمان آیه عده نازل شد که: ﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ﴾[۲۹]. پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، در جنگها شرکت میکرد. در یرموک شرکت فعال داشت. بنا به نقل ابنکثیر در این جنگ زنان از سویی مسلمانان فراری را با چوب و سنگ میزدند و با سخنان خود آنان را به بازگشت به صحنه جنگ تشویق میکردند و از سوی دیگر خود مبادرت به مبارزه میکردند. اسماء در این نبرد با عمود خیمهاش نُه رومی را کشت[۳۰]. هنگامی که از میدان جنگ بیرون آمد، جراحات بسیاری برداشته بود، اما مشیت الهی بر این قرار گرفت که تا سالها بعد زنده بماند. از تاریخ رحلت او اطلاعی در دست نیست، به گفته ذهبی، او تا زمان یزید بن معاویه زنده بوده است[۳۱]. ابن عبدالبر اسماء را به عقل و دین ستوده است[۳۲].[۳۳]
منابع
پانویس
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۱۲، ص۳۹۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۷؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ص۳۵.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ص۳۶.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ ر.ک: الطبقات خلیفة بن خیاط، ج۱، ص۱۷۷؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۲؛ ج۴، ص۱۵۷۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۳۴۷؛ به نقل از تنقیح المقال مامقانی.
- ↑ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۲۷.
- ↑ اعلام النساء المؤمنات، ص۱۱۷.
- ↑ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۷-۱۷۸۸؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ص۳۷-۳۸؛ حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۲، ص۷۶؛ الفائق، ج۱، ص۱۵۷.
- ↑ ر.ک: الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۳۴؛ ج۷، ص۴۶۲؛ الطبقات خلیفة بن خیاط، ج۲، ص۸۷۸؛ اسدالغابه، ج۵، ص۵۹۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹.
- ↑ مغازی واقدی، ج۲، ص۳۵۸.
- ↑ مغازی واقدی، ج۲، ص۴۳۵.
- ↑ مغازی واقدی، ج۲، ص۴۳۵، ۴۵۸-۴۶۸.
- ↑ مغازی واقدی، ج۲، ص۵۲۲.
- ↑ معجم البلدان، ج۲۴، ص۱۷۸.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹.
- ↑ ر.ک: مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۴۵۲ به بعد؛ سنن ابی داوود، ج۴، ص۲۱۱، ۴۳۷؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۴۹.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۱.
- ↑ اعلام النساء المؤمنات، ص۱۲۰.
- ↑ ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۱۹؛ الطبقات خلیفة بن خیاط، ج۲، ص۸۰۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ص۳۳.
- ↑ ر.ک: اعلام النساء، ج۱، ص۶۷.
- ↑ ر.ک: المغازی، ج۱، ص۳۱۵؛ ج۲، ص۴۷۶-۴۷۷؛ مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۳۷۲-۳۷۳، ص۴۵۲ به بعد؛ سنن ابی داود، ج۴، ص۲۱۱، ۴۳۷؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۶۰؛ الوافی بالوفیات، ج۹، ص۵۴.
- ↑ ر.ک: سنن ابی داوود، ج۲، ص۷۱۱.
- ↑ «و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند» سوره بقره، آیه ۲۲۸؛ ر.ک: تفسیر المیزان، ذیل آیه.
- ↑ فتوح الشام، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳؛ البدایه و النهایه، ج۷، ص۲۰۳؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۲.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۸۳.