اصالت خانواده

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

دختر و پسر جوانی که اکنون در سن ازدواج و آماده پیوند زناشویی با یکدیگرند، هریک در یک خانواده‌ای رشد یافته‌اند. آنان مانند دیگر افراد، از فضای حاکم بر خانواده و خلق‌وخو و رفتار همه اعضا به ویژه پدر و مادر تأثیر می‌پذیرند. دین‌داری یا بی‌دینی اعضای خانواده، خوش‌خلقی و یا بدخلقی، حسن سلوک، بدرفتاری و... هر یک از آنان در کیفیت شکل‌گیری شخصیت فردی و اجتماعی کودکان به طور مستقیم دخالت دارد. ویژگی‌های افراد از راه انتقال ژن (وراثت) و فضای حاکم بر خانواده و رفتار اعضای آن (محیط) در فرزندان شکل می‌گیرد. به همین دلیل، در تعلیم و تربیت اسلامی و سیره اهل‌بیت(ع)، زمان آغاز تربیت فرزندان، سال‌ها پیش از تولد آنان است. از این روی، زمان انتخاب همسر، آغاز اقدام به تربیت فرزند خواهد بود.

بنابراین، چون صلاح و فساد فرد تا حد بسیاری به صلاح و فساد خانواده‌ای بسته است که او در آن رشد یافته توجه به اصالت و شرافت خانوادگی در انتخاب همسر بسیار لازم و ضروری به نظر می‌رسد این حقیقت انکارناپذیر و مجرب، لزوم توجه و دقت در انتخاب همسر را چندین برابر می‌کند به همین دلیل از جمله مهم‌ترین معیارهایی که در انتخاب همسر باید مراعات شود توجه به ویژگی‌های خانواده همسر است؛ به بیان دیگر مهم است که بدانیم این دختر یا پسر از نطفه چه پدر و در رحم چه مادری پرورش یافته است؛ در چه دامنی رشد یافته و در چه فضایی تربیت شده است. طبیعی است که بسیاری از ویژگی‌های روحی و روانی والدین و اعضای خانواده بر فرزندان آن تأثیرگذار است و بخش بزرگی از نیات، کردار و رفتار فرد پیرو آنها خواهد کرد. به همین دلیل توجه به ویژگی‌های خانواده‌ها، خود نوعی توجه و دقت کافی و لازم در ویژگی‌های خود فرد پیش از انتخاب وی به همسری نیز هست.

در هر حال، ساختار شخصیتی فرزندان برایند وراثت و محیط برآمده از خانواده است. این تأثیر‌پذیری فرزندان از والدین و خانواده از مسائل بدیهی و مسلم نزد اهل علم است؛ البته آیه‌های شریف قرآن و روایات و سیره اهل‌بیت(ع)، بر آن تأکید دارد[۱]؛ تا آنجا که دانشمندان و صاحب‌نظران در علوم گوناگون، از جمله تعلیم و تربیت، روان‌شناسی، ژن‌شناسی و... نیز بر آن اعتراف دارند[۲].[۳]

ملاک اصالت خانواده

مقصود از اصالت و شرافت خانوادگی معروف و مشهور بودن یا داشتن هرگونه موقعیت اجتماعی و ثروت مادی نیست بلکه مقصود ما از اصالت خانوادگی در این نوشتار بیش از هرچه ایمان و دین‌داری، شرافت، نجابت و مؤدب بودن به آداب دینی و اجتماعی خانواده است؛ به گونه‌ای که در جامعه اسلامی و میان مسلمانان و مؤمنان، به منزله خانواده‌ای باایمان، صالح، نجیب و آبرومند شناخته شده و به این ویژگی‌ها شهرت داشته باشند.

نکته ظریف دیگر اینکه اهل‌بیت(ع) نه‌تنها همگان را به شناسایی معیارهای لازم در خانواده‌ها توصیه می‌فرمودند، بلکه به پیوند با برخی از خانواده‌ها، اقوام و قبایل نیز حساسیت نشان می‌دادند؛ برای نمونه آن بزرگواران اصحاب و یاران خویش را به پیوند با برخی اقوام توصیه می‌فرمودند و از انتخاب همسر از خانواده‌ها و قبایل نامناسب که به مفاسدی آلوده بودند برحذر می‌داشتند، در این باره از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده است که خطاب به اصحاب و یاران فرمودند: با خانواده‌ای از فلان قوم و قبیله وصلت کنید؛ چراکه مردانشان عفیف و پاک‌دامن‌اند. در نتیجه زنان آنان نیز چنین شدند. با خانواده فلان قوم ازدواج نکنید؛ چراکه مردانشان بی‌عفتی کردند و پاکدامن نبودند. در نتیجه زنانشان نیز بی‌عفت‌اند[۴].

این بیان حکیمانه از شدت توجه و اهمیت دادن به اصالت، نجابت، طهارت و پاک‌دامنی خانواده و قوم و قبیله‌ای که خانواده از آنهاست نشان دارد. ایشان آشکارا بر این نکته تأکید دارند و از انتخاب همسر از خانواده‌های برخی اقوام که ویژگی‌هایی مطلوب برای ازدواج ندارند، نهی فرموده‌اند[۵].

پیامدهای توجه یا بی‌توجهی به معیار اصالت خانوادگی

آگاهی از آثار و برکات رعایت معیار اصالت خانوادگی در انتخاب همسر و توجه به پیامدهای بد رعایت نکردن این معیار، افراد را از اهمیت آن آگاه کرده و انگیزه خوبی در جهت سوق دادن افراد به سوی رعایت هرچه بیشتر آن خواهد بود. به همین دلیل، در این بخش به اختصار فهرستی از آثار و پیامدهای نام برده ارائه می‌شود.

آثار و برکات پیوند با خانواده‌های اصیل

انتخاب همسر از خانواده‌های اصیل و نجیب نتایج و برکات بسیاری برای همسران، خانواده‌های آنان و فرزندانشان دارد که به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. اصالت‌یابی فرزندان: پرهیزکاری و دیانت، خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری، بزرگواری و متانت و دیگر فضایل و ویژگی‌های انسانی موجود در پدر و مادر، به‌طور موروثی و مستقیم در فرزندان تأثیر می‌گذارد[۶]. فرزندان این افراد در محیط سالم خانواده‌های خود پیوسته با اخلاق و رفتاری خوب و پسندیده روبه‌رو بوده‌اند در نتیجه فضایل اخلاقی و ملکات خوب رفتاری آن در فضای سالم بر آنان تأثیر می‌گذارد و موجب فعال شدن و شکوفایی توانمندی‌های مثبت اخلاقی و رفتاری در آنها می‌شود.
  2. توان تربیت فرزند صالح: زوج‌های جوانی که در چنین خانواده‌هایی رشد یافته و تربیت شده باشند در آینده در برخورد با فرزندانشان و تربیت آنان مشکلی نخواهند داشت. آنان نیز چون پدران و مادران خود فرزندانی سالم و تربیت یافته به جامعه تحویل خواهند داد.
  3. تربیت شخصیت‌های رشدیافته: تربیت یافتگان خانواده‌های سالم و صالح شخصیتی پایدارتر و بااستقامت‌تر از جنبه‌های گوناگون اخلاقی و رفتاری دارند. این افراد در برابر سختی‌ها و ناگواری‌های زندگی مقاومت می‌کنند و خیمه زندگی را برپا نگاه می‌دارند این اخلاق و روحیه مطلوب همسران برای خودشان دلگرم کننده و مشوق بسیار خوبی است و در آینده برای فرزندانشان نیز بسیار سازنده و مفید خواهد بود.
  4. اعتماد به نفس بالا: پشتوانه قوی و نیرومند خانوادگی در چنین افرادی موجب می‌شود آنان افرادی با اعتماد به نفس تربیت شوند. اعتماد به نفس سرمایه‌ای بسیار ارزشمند برای انسان در رویارویی با مسائل و مشکلات زندگی فردی و اجتماعی است. چنین افرادی اغلب به سادگی به کار تن می‌دهند و از توانمندی‌های خود به بهترین وجه بهره می‌برند.
  5. شخصیت‌هایی مورد اعتماد: چنین افرادی در جامعه انسانی از جنبه‌های گوناگون برای دیگران قابل اعتمادند. در نتیجه خود به مشکلات کمتری دچار می‌شوند و برای فرزندان، خویشان، دوستان و همه افراد جامعه پشتیبانی محکم و نیرومند خواهند بود.
  6. نشاط و سرزندگی: نشاط، بالندگی و سرزندگی و در نتیجه، موفقیت در صحنه‌های گوناگون زندگی، حاصل پیوند زوج‌هایی است که در چنین خانواده‌هایی تربیت یافته باشند[۷].

آثار شوم بی‌اصالتی خانواده

خانواده‌هایی که شئون اسلامی را در ابعاد فردی و اجتماعی مراعات نکنند و نوع خوراک، پوشش، گفتار و رفتارشان با موازین دینی و اخلاقی هماهنگ نباشد، همه اعضای خانواده، به ویژه فرزندانشان از این اوضاع به شدت متأثر خواهند شد؛ آثاری چون:

  1. آسیب‌های روحی و روانی: انسان افزون بر خواسته‌های زیستی، مجموعه‌ای از تمایلات و نیازهای روحی و روانی دارد. این تمایلات بنابر حکمت خداوندی و به جهت کمک به حرکت تکاملی انسان، در مسیر رسیدن به کمالات انسانی و الهی در وی نهاده شده است. در خانواده‌هایی که اصل و نسب درستی نداشته باشند، این امور نادیده گرفته می‌شود و به درستی به آنها پاسخ داده نمی‌شود. نتیجه این اوضاع نامناسب، فشارهای روحی و سپس آسیب‌های شدید روانی اعضای خانواده خواهد بود.
  2. سوءظن اجتماعی: زوج‌های جوانی که در خانواده‌های بی‌اصل و نسب پرورش یافته باشند، به دیگران سوءظن دارند و این بدگمانی موجب تیره شدن روابط اجتماعی‌شان خواهد شد.
  3. بی‌اعتمادی: به این خانواده‌ها و اعضای آنها نمی‌توان اعتماد کرد و ارتباطات اجتماعی دیگران با آنان بسیار محتاطانه خواهد بود.
  4. فضای ناسالم خانوادگی: در چنین خانواده‌هایی، فضا برای رشد و پرورش بسیاری از رذایل اخلاقی و رفتارهای انحرافی آماده خواهد بود. مکر و حیله، دروغ، دورویی، آزار دیگران و... از ویژگی‌های این خانواده‌هاست. افزون بر اینکه در آنها از صفا و صمیمیت نیز خبری نیست.
  5. افت معنوی: دور شدن از فضایل و آلودگی به انحرافات اخلاقی و رفتاری، موجب از دست دادن فرصت‌ها در جهت رشد کمالات انسانی خواهد شد. در چنین خانواده‌هایی، افراد نه‌تنها رشد مثبتی در این جهت نخواهند داشت، بلکه به افت و سقوط معنوی دچار خواهند شد.
  6. عقب‌ماندگی: تربیت‌یافتگان خانواده‌های ناسالم در اثر تربیت نادرست، رشدی ناقص می‌یابند و بسیاری از توانمندی‌هایشان شکوفا نمی‌شود. به همین دلیل در قیاس با دیگر افراد جامعه توان کمتری دارند و از غافله پیشرفت عقب می‌مانند. آنان حتی اگر از زیبایی‌های ظاهری بهره‌مند باشند، توان اداره یک زندگی سالم و آبرومند را ندارند. به تعبیر پیامبر مکرم اسلام(ص)، مانند گلی به ظاهر زیبایند که میان زباله‌دانی روییده باشند. بی‌شک چنین گلی همه شیرازه‌اش از کثافات و خباثت‌های زباله‌های آن فضا تأثیر پذیرفته و چون سمی مهلک، کشنده است.
  7. بدنامی: پیوند با این‌گونه خانواده‌ها موجب خواهد شد تا بدنامی آنان تا همیشه به همراه انسان باقی بماند.
  8. ناسازگاری اجتماعی: ناهماهنگی و ناسازگاری افراد جامعه با این‌گونه خانواده‌ها و افراد تربیت شده در آنها موجب رنجش روحی و روانی انسان می‌شود و انسان پیوسته احساس بیماری و کسالت روحی خواهد کرد.
  9. کشمکش‌ها و درگیری‌ها: درگیری‌های خانوادگی و فامیلی، درگیری‌های روحی و روانی، درگیری‌ها و برخوردهای فیزیکی، جدایی‌ها، طلاق، و... از پیامدهای بد پیوند با این خانواده‌هاست[۸].

تأکید بر رعایت معیار اصالت خانوادگی در قرآن و روایات

قرآن کریم که با هدف پرورش، سازندگی و هدایت نوع بشر نازل شده است، این مسئله را نیز چون دیگر مسائل به‌طور دقیق و موشکافانه بیان کرده است.

درباره اصالت، پاکی، نجابت و درستی خاندان و دامن‌های پاک و تأثیر آن در تربیت فرزندان، مسائل بسیاری به شکل‌های گوناگون، در قرآن بیان شده است. برخی از این آیه‌های شریف، شرح‌حال و توصیف خانواده‌ها، پدران و مادرانی است که حاصل تلاش آنان در ازدواج، تشکیل خانواده و تربیت فرزند، انسان‌هایی فوق‌العاده بوده است. نازنینانی که در عالم بشریت به خوبی و نیکی شهره‌اند و همیشه از آنان به منزله الگویی برای همه خوبی‌ها یاد شده است[۹]؛ خانواده‌های پرافتخاری چون «آل ابراهیم»، «آل یس»[۱۰]، «آل‌عمران»، «آل یعقوب» و «آل داوود»[۱۱].

همچنین قرآن کریم به خانواده‌ها و اقوام و گروههایی که حاصل عمرشان جز نکبت و بدبختی برای خود، فرزندان و دیگر افراد جامعه انسانی به بار نیاورده اشاره‌های معناداری کرده است. پیرو قرآن، روایات و منابع تاریخی نیز از این خانواده‌ها به بدی یاد کرده‌اند و از اشخاص پست و رذلی که جز رذالت و سبعیت چیزی از آنها برجای نمانده، نام برده‌اند؛ اقوام و خانواده‌هایی چون «آل فرعون»، «بنی‌امیه»، «خانواده ابی‌لهب»، «آل ابی سفیان»، «آل زیاد» و «بنی‌مروان».

از جمله آیه‌های شریف قرآن که در آن به مسئله مهم خانواده و اصالت و نجابت آن اشاره شده، این آیه شریف است: ﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ * يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ[۱۲].

نتیجه تصمیم درست در انتخاب همسر و رعایت همه جوانب، به ویژه اصالت خانوادگی، طهارت و پاک‌دامنی و...، بهترین اهل‌بیت و خانواده‌ای است که خداوند تبارک و تعالی از آن به منزله شجره طیبه یاد می‌کند. درخت پاک و پربرکتی که نخست ریشه‌ای الهی و ثابت و پایدار دارد؛ دوم، آنکه همه شاخ و برگ‌های آن سالم و بی‌نقص است و سوم، آنکه محصولی پرثمر و همیشگی می‌دهد.

امام باقر و امام صادق(ع) در تفسیر این آیه‌های شریف چنین فرموده‌اند: مقصود از کلمه طیبه و شجره طیبه، رسول خدا(ص) است که نسب شریف ایشان در خاندان بنی‌هاشم ریشه دارد. شاخه اصلی این درخت پاک امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و شاخه فرعی آن فاطمه زهرا(س) است. میوه‌های این درخت پربرکت نیز امامان معصوم(ع) از اولاد فاطمه(س) هستند. برگ‌های این درخت پاک نیز شیعیان ایشان‌اند...[۱۳].

این‌گونه آیه‌ها، در قرآن کریم متعدد است و روایاتی نیز از اهل‌بیت(ع) در تفسیر آنها بیان شده است[۱۴].

البته ما نمی‌خواهیم به ریز مباحث در این زمینه وارد شویم. مقصود آن بود که قرآن کریم برای طهارت و پاکی خانواده‌ها و آثار و برکات به‌جای مانده از آن و نیز توجه به پیامدهای سوء خانواده‌های بی‌اصل و نسب و ناسالم، اهمیتی فوق‌العاده‌ای قایل است. بی‌شک هر یک از این مباحث پرارزش قرآنی، چندان مهم است که می‌طلبد پژوهشگران چیره‌دست در این زمینه‌ها وارد عرصه شوند و با بهره‌گیری از گنجینه پرمایه روایات تفسیری، از این خرمن پربار خوشه برچینند و تشنگان معارف به‌حق و پایان‌ناپذیر الهی را سیراب کنند.

هماهنگ با قرآن، از رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نیز روایت‌های بسیاری درباره اهمیت توجه به اصل و نسب خانوادگی در ابعاد گوناگون به ویژه هنگام ازدواج و انتخاب همسر، گزارش شده است[۱۵]. به مواردی از آن برای نمونه اشاره می‌کنیم: شاید روشن‌ترین و آشکارترین بیان در این زمینه خطابه‌ای است که از پیامبر گرامی اسلام(ص) گزارش شده است. حضرت در آن بیان، خطاب به اصحاب فرموده‌اند: «ای مردم از گل‌های زیبایی که در مزبله و لجن‌زار روییده است، بپرهیزید».

گفته شد: «ای رسول خدا، مقصود از گل‌های زیبا در مزبله و لجن‌زار چیست؟» فرمودند: «زن زیبایی که در خاندان بد و پلید به وجود آمده باشد»[۱۶].

روشن است که مقصود حضرت(ص) نهی از ازدواج با زنان و دخترانی است که در خانواده‌هایی بی‌دین و به دور از کمالات و فضایل اخلاقی و منش انسانی تربیت یافته باشند. چنین زنان و دخترانی، گرچه ممکن است از زیبایی‌ها و جذابیت‌های ظاهری بهره برده باشند، به سبب بی‌بهرگی از تربیت درست و شکل‌گیری شخصیت ناقص و منحرف، برای سلامت خانواده، فرزندان و در نتیجه، جامعه خطرناک خواهند بود.

امیرمؤمنان علی(ع) فرموده‌اند: «از طریق مردم شریف‌النفس و خانواده‌هایی که ریشه و اصل و اساس پاک دارند، نیازهای خود را برطرف سازید؛ زیرا خواسته‌ها نزد آنان بهتر برآورده می‌شود و پاکیزه‌تر انجام می‌گیرد»[۱۷].

در روایتی دیگر از آن حضرت چنین می‌خوانیم: «کسی که ریشه خانوادگی‌اش شریف باشد، در حضور و غیاب و در هر حال، دارای فضیلت و صفات پسندیده است»[۱۸]. همچنین خطاب به مالک اشتر نخعی فرموده‌اند: ای مالک،... مردان باتجربه و عفیفی را که از خانواده‌های شریف‌اند و زودتر به حریم مقدس اسلام گام نهاده‌اند، به کارمندی خود برگزین؛ زیرا اخلاقی کریم‌تر و روشی پسندیده‌تر دارند و بی‌طمع‌تر و دوراندیش‌تر از دیگران‌اند[۱۹].

آن حضرت در فرازی دیگر خطاب به مالک فرموده‌اند: «با آنان که از خانواده‌های شریف و خوش‌نام‌اند و کسانی که پیشینه‌ای نیک دارند، همنشین باش»[۲۰].

این سخنان حکیمانه به ثبات شخصیت افراد با اصل و نسب و تربیت‌یافتگان چنین خانواده‌هایی اشاره دارد. آنان چنان با کمالات و فضایل اخلاقی و رفتار و منش انسانی خو گرفته‌اند و این امور برایشان ملکه شده که تغییر و تحول اوضاع، در اخلاق و رفتارشان تأثیری ندارد. این ثبات و پایداری در شخصیت موجب می‌شود آنان در هر چیز طمع نورزند؛ نیروی عقل و خردشان را اسیر شهوت‌های خویش نسازند؛ از آن برای سنجش امور و گزینش‌های درست‌تر بهترین بهره را ببرند؛ و بیش از دیگران فرصت دوراندیشی داشته باشند. طبیعی است که چنین افرادی کمتر شکست می‌خورند و اگر گاه چنین شود، به خوبی از پس آن برخواهند آمد. شخصیت چنین افرادی در نظر دیگران قابل اعتمادتر، باارزش‌تر و مقبول‌تر جلوه کنند.

به یقین همنشینی با این‌گونه افراد انسان را خوشنام، عزیز و محترم خواهد کرد. مراعات این مسئله مهم در مجموعه‌ای از روابط اجتماعی و انسانی، مانند: دوست‌یابی، انتخاب شغل، انتخاب همکار و همسفر و... و مهم‌تر از همه ازدواج، خوشبختی و سعادت انسان را بیمه خواهد کرد[۲۱].

منابع

پانویس

  1. در بسیاری از آیه‌های شریف قرآن و روایات اهل‌بیت(ع) به‌طور مستقیم به این مهم اشاره شده است؛ آیاتی چون ﴿وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا «و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷ و ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰ و روایاتی که در بخش بررسی روایی به آنها خواهیم پرداخت البته این آیه‌ها و روایت‌ها پیوسته و به مناسبت‌های گوناگون در بخش‌های دیگر کتاب آمده است.
  2. در این زمینه ر.ک: محمدتقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت؛ هدایت‌الله ستوده مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی اجتماعی.
  3. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۴۰.
  4. «عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴).
  5. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۴۱.
  6. از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرموده‌اند: «انْظُرُوا فِي أَيِّ شَيْ‏ءٍ تَضَعُ ولَدَكَ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۸۵۵). در گزارشی دیگر از رسول خدا(ص) نقل شده است: «تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ» (ابن ابی جمهور احسائی عوالی اللئالی، ج۱، ص٢۵٩). همچنین امام صادق(ع) فرموده‌اند: «تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۹۷) و... روایاتی از این دست بسیار است و همه بر این حقیقت دلالت دارند که بسیاری از ویژگی‌ها و کمالات انسانی از طریق ارث به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند. این امور از جمله مسائل مهم مرموز و ناشناخته انسانی است که پس از قرون متمادی، امروزه علم ژنتیک (ژن‌شناسی) بر آن صحه گذارده و به کشف بخش کوچکی از آن حقایق ناشناخته موفق شده است.
  7. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۴۲.
  8. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۴۴.
  9. آل ابراهیم که در قرآن بارها از آن به نیکی یاد شده، در آغاز خانواده‌ای به ظاهر کوچک بودند که از شخصیت‌های والایی چون حضرت ابراهیم و همسران گرامی ایشان هاجر و ساره(ع) تشکیل شده بود. این خانواده بابرکت فرزندان برومندی چون حضرت اسماعیل و اسحاق را تربیت کرد که خود از پیامبران الهی بودند. در عظمت جایگاه این خانواده همین بس که حضرت حق تعالی افتخار پدری و مادری برای بسیاری از پیامبران الهی را بر تارک مبارک ایشان تابانیده است. مهم‌ترین امتیاز و افتخار این خانواده وجود نازنین رسول گرامی اسلام و اهل‌بیت گرانقدر ایشان(ع) است که در سلاله پاک و دامان مطهر همین خانواده ریشه دارند. آل یس، خود شاخه‌ای پربار از شجره طیبه آل ابراهیم(ع) هستند و به استناد روایات متعدد (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۵۲۹؛ همو، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۲۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص۸۷ و...)، مقصود از یس، وجود نازنین رسول خدا و آل یس، اهل‌بیت گرانقدر ایشان(ع) است. آل یس بابرکت‌ترین خانواده و نزد خداوند دارای والاترین مقام‌اند. تربیت یافتگان این خانواده بزرگ، اولیای الهی در همه اعصار و قرون از آغاز آفرینش بشر تا قیامت‌اند. همچنین خانواده بابرکت یعقوب که پیامبرانی چون یوسف صدیق و دیگر انبیای بنی‌اسرائیل(ع) از آن دامان پاک برخاسته‌اند. نمونه دیگر آل‌عمران است که فرزندانی چون مریم مقدس و پاکدامن و فرزند بزرگوارش حضرت عیسی(ع) را تربیت کرده است و.... اینها نمونه‌های عالی قرآنی از خانواده‌های بااصل و نسب و نجیبی‌اند که قرآن به منزله اسوه و الگو به دیگر انسان‌ها معرفی کرده است تا از آنان درس زندگی بیاموزند.
  10. ﴿سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ «و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.
  11. در حدیثی از جابر نقل شده است که امام محمد باقر(ع) در پاسخ به پرسش‌های جابر در تفسیر آیه شریف ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ... «خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است.».. سوره نور، آیه ۳۵ و آیه ﴿إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ «خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳ مقصود از ﴿شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ را حضرت ابراهیم دانسته‌اند: «فَأَصْلُ الشَّجَرَةِ الْمُبَارَكَةِ إِبْرَاهِيمُ(ع)» و مقصود از ﴿ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ را نسل و خاندان ایشان و دیگر پیامبران بزرگ مانند آدم، نوح و... می‌دانند: «مَثَلُ أَوْلَادِكُمُ الَّذِينَ يُولَدُونَ مِنْكُمْ كَمَثَلِ الزَّيْتِ الَّذِي يُعْصَرُ مِنَ الزَّيْتُونِ ﴿يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ يَقُولُ يَكَادُونَ أَنْ يَتَكَلَّمُوا بِالنُّبُوَّةِ وَ لَوْ لَمْ يُنْزَلْ عَلَيْهِمْ مَلَكٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۳۸۱). همچنین در تفسیر آیه شریف ﴿ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ، بارها و در حد تواتر از رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نقل است که مقصود خداوند ذریه رسول خدا از نسل امیرمؤمنان و فاطمه زهرا(س) است (ر.ک: تفسیر اهل‌بیت(ع) از این آیه شریف در کتاب‌هایی چون: کافی، بحارالأنوار، مناقب آل ابی طالب، المقنعة، أمالی شیخ صدوق، أمالی شیخ طوسی، الإرشاد، إرشاد القلوب، الإختصاص، الإحتجاج، تحف العقول، کمال الدین، کشف الغمة، الغیبة و...).
  12. «آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد * به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند * و مثل کلمه‌ای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشه‌کن شده باشد، آن را هیچ پایداری نیست * خداوند، مؤمنان را در زندگی این جهان و جهان واپسین با گفتار استوار پا برجا می‌دارد و خداوند ستمگران را بیراه می‌گذارد و خداوند هر چه بخواهد انجام می‌دهد» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۷.
  13. «عَنْ سَلَّامِ بْنِ مُسْتَنِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ﴿مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً الْآيَةَ، قَالَ: الشَّجَرَةُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ نَسَبُهُ ثَابِتٌ فِي بَنِي هَاشِمٍ وَ فَرْعُ الشَّجَرَةِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ غُصْنُ الشَّجَرَةِ فَاطِمَةُ وَ ثَمَرَاتُهَا الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ(ع) وَ شِيعَتُهُمْ وَرَقُهَا وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ مِنْ شِيعَتِنَا لَيَمُوتُ فَتَسْقُطُ مِنَ الشَّجَرَةِ وَرَقَةٌ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُولَدُ فَتُورِقُ الشَّجَرَةُ وَرَقَةً قُلْتُ أَ رَأَيْتَ قَوْلَهُ ﴿تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا قَالَ: يَعْنِي بِذَلِكَ مَا يُفْتِي الْأَئِمَّةُ شِيعَتَهُمْ فِي كُلِّ حَجٍّ وَ عُمْرَةٍ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ ثُمَّ ضَرَبَ اللَّهُ لِأَعْدَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ مَثَلًا فَقَالَ: ﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ(ع): كَذَلِكَ الْكَافِرُونَ لَا تَصَّعَّدُ أَعْمَالُهُمْ إِلَى السَّمَاءِ وَ بَنُو أُمَيَّةَ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِي مَجْلِسٍ وَ لَا فِي مَسْجِدٍ وَ لَا تَصَّعَّدُ أَعْمَالُهُمْ إِلَى السَّمَاءِ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹، ص۲۱۸). در تفسیر عیاشی این روایت از زبان امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده است (محمد بن مسعود العیاشی، التفسیر، ج۲، ص٢٢۴).
  14. روایات گوناگونی از امامان(ع) گزارش شده است که در تفسیر آیه‌هایی مانند آیات یادشده فرموده‌اند: مقصود، آل ابراهیم و رسول خدا و ذریه پاک ایشان‌اند؛ مانند آیه‌های شریف سوره نور و روایاتی که پیش از این در تفسیر آیه‌های ۳۵ تا ۳۸ سوره مبارک نور گفتیم؛ همچنین آیه‌های ۲۳ و ٢۴ سوره مبارک رعد و آیه ۵۸ سوره مبارک اعراف و.... در این زمینه ر.ک: کافی، بحارالأنوار، مناقب آل ابیطالب، المقنعة، أمالی شیخ صدوق، أمالی شیخ طوسی، الإرشاد، إرشاد القلوب، الإختصاص، الإحتجاج، عیون أخبارالرضا، تحف العقول، کمال الدین، کشف الغمة و الغیبة.
  15. روایاتی چون: «عَنِ النَّبِيِّ(ص): وَ انْظُرْ فِي أَيِّ نِصَابٍ تَضَعُ ولَدَكَ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال، ج١۵، ص٨۵۵)؛ «عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ(ص): اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۲؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴٠٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص٢٣۶؛ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۴؛ رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۲۰۰)؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۲؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۲۹)؛ «عَنِ النَّبِيِّ(ص): تَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ وَ انْتَخِبُوا الْمَنَاكِحَ» (علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۸۵۵)؛ «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ» (الفضل بن الحسن الطبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۹۶؛ علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال، ج۱۵، ص۸۵۵)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الشَّجَاعَةُ فِي أَهْلِ خُرَاسَانَ وَ الْبَاهُ فِي أَهْلِ بَرْبَرَ وَ السَّخَاءُ وَ الْحَسَدُ فِي الْعَرَبِ فَتَخَيَّرُوا لِنُطَفِكُمْ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴٧٢)؛ و.... از اغلب این روایات به مناسبت‌های گوناگون در بخش‌های دیگر کتاب نیز بهره برده‌ایم.
  16. «قَامَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) خَطِيباً فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۲).
  17. «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: عَلَيْكُمْ فِي طَلَبِ الْحَوَائِجِ بِشِرَافِ النُّفُوسِ ذَوِي الْأُصُولِ الطَّيِّبَةِ فَإِنَّهَا عِنْدَهُمْ أَقْضَى وَ هِيَ لَدَيْكُمْ أَزْكَى» (عبدالواحد الأمدی التمیمی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴٧٨).
  18. «عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: إِذَا كَرُمَ أُكْرِمَ‏ أَصْلُ الرَّجُلِ كَرُمَ مَغِيبُهُ وَ مَحْضَرُهُ» (عبدالواحد الأمدی التمیمی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴٠٩).
  19. «وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقِدَمِ فِي الْإِسْلَامِ فَإِنَّهُمْ أَكْرَمُ أَخْلَاقاً وَ أَصَحُّ أَعْرَاضاً وَ أَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَافاً وَ أَبْلَغُ فِي عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَراً...» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص١٣٧؛ نهج‌البلاغه، نامه ۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳، ص۶٠۴؛ ج٧۴، ص٢۵٣).
  20. «ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ» (حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص۱۳۱؛ نهج‌البلاغه، نامه ۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص٢۴٧).
  21. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۴۶.