ام‌کلثوم بنت عبدالله بن جعفر

مقدمه

ام‌کلثوم دختر عبدالله بن جعفر طیار و حضرت زینب(س) است. وی از زنان برجسته شیعه و از بانوان فاضل عصر خویش بود که به همسری پسرعمویش قاسم بن محمد بن جعفر درآمد. ابن‌شهرآشوب می‌نویسد: معاویه قصد داشت هم حکومت خود و هم فرزندش یزید را از نظر امام حسین(ع) مشروعیت بخشد، به همین سبب از مروان بن حکم که حاکم و فرماندارش در مدینه بود خواست تا ام‌کلثوم را برای یزید خواستگاری کند. مروان با عبدالله موضوع را در میان گذاشت. عبدالله گفت: بزرگ و تصمیم‌گیرنده ما حسین بن علی(ع) است و ازدواج دخترم با اوست. امام از جریان آگاه شد و بنا شد این موضوع در مسجد و در جمع مردم طرح شود و عملی گردد. در مسجد، مروان موضوع را مطرح کرد که اگر این وصلت صورت بگیرد، کدورت‌های دو قبیله بنی‌هاشم و بنی‌امیه برطرف می‌شود و مَهر او را هرچه بخواهید، قرار می‌دهیم و دیون عبدالله را نیز برطرف می‌سازیم و... امام حسین(ع) فرمود: «سپاس خداوندی را که ما را برای خود برگزید و برای دین خود پسندید و بر خلق انتخاب کرد. ای مروان! اگر وصلت را می‌پسندیدیم در مهر او از سنت رسول خدا(ص) تجاوز نمی‌کردیم و مَهر دختران ما مطابق سنت رسول الله(ص) است. درباره بدهی پدرش، از چه زمانی در خانواده ما رسم بوده است که مهر دخترمان را بدهی پدر قرار دهیم؟ و اما درباره صلح میان دو قبیله، ما به خاطر خداوند با شما دشمنی داریم و به خاطر دنیا با شما مصالحه نمی‌کنیم و اینکه در نزد شما یزید کفوی ندارد، مطمئن باشید امارت بر یزید چیزی نمی‌افزاید و انسان‌های نادان هستند که به او غبطه می‌خورند و ما را با آنان کاری نیست». سپس امام فرمودند: مردم گواه باشید. من ام‌کلثوم دختر عبدالله بن جعفر را به عقد پسرعمویش قاسم بن محمد بن جعفر با مهریه ۴۸۰ درهم درمی‌‌آورم. علاوه بر آن ملکی در مدینه دارم و مزرعه‌ای در عقیق که به آنان می‌بخشم. ان‌شاءالله بی‌نیازشان می‌کند. مروان برآشفته از مجلس خارج شد[۱]. همه تلاش امام برای این است که معاویه و پسرش نتوانند از اعتبار خاندان رسول الله(ص) به نفع قدرت و دنیا و حکومت خود بهره‌برداری کنند و امام با رد پیشنهاد معاویه توطئه او را برهم زد.[۲]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۸-۴۰؛ اعلام النساء، ج۴، ص۲۵۲-۳۵۳؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۱-۴۸۲.
  2. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۴۹.