بحث:آیا اعتراض به وضع موجود از ارکان انتظار و وظایف منتظران است؟ (پرسش)
نویسنده: آقای قاضی زاده
پاسخ تفصیلی
چیستی اعتراض به وضع موجود
- منظور از اعتراض به وضع موجود این است، انسان هر مقدار خوب باشد، باید در طلب وضع بهتر بکوشد نه اینکه تنها به وضع فعلی راضی باشد. به بیانی میتوان اعتراض به وضع موجود را نسبت به انسانهای مختلف به چند بخش تقسیم کرد:
- اعتراض به وضع موجود براساس عمومیت افراد: این نوع انتظار، معمولا دامنگیر اغلب مردم در جامعه میشود، چراکه این نوع اعتراض از پایمال شدن حقوق انسانها ناشی میشود. این نارضایتی و کراهت، چون بر اساس نابسامانیهای زندگی بشری صورت میگیرد چنین ایجاب میکند که فرد با اعتراضش به دنبال فرداهایی بهتر است بدون آنکه تصویر درستی از فردا داشته باشد. به عبارت ساده تر: چنین اشخاصی، رهایی از وضعِ دردآورِ زمانِ خود را میخواهند، بدون اینکه نسبت به آینده علمی داشته باشند[۱].
- اعتراض به وضع موجود بر اساس تکامل انسان ها: عده ای از کمالیافتگان بشری، در هر زمانی که زندگی کنند و در هر موقعیت از فرهنگ و تمدن بشری که قرار بگیرند، موقعیتی بالاتر از آن را میخواهند و به همین سبب همیشه نسبت به وضع موجود معترضند و این درحالی است که این نوع احساس مستند به یک جریان ریشهدار است که اگر موانعی برای خاموشی این احساس وجود نداشته باشد بشر با استناد به این جریان، همواره به وضع موجود معترض است و آینده را عالیتر از گذشته میبیند[۲]. با این وجود میتوان گفت اساسیترین عامل اعتراض به وضع موجود برای این عده، همان احساسی است که از لزوم گسترش ذات (من) است ریشه میگیرد، زیرا این احساس، وضع موجودی را که بشر به دست آورده و در آن زندگی میکند را مانند زندانی میبیند که دیوارها و سقف آن را، خودش ساخته است، اگرچه این زندان، تجسمی از بهترین فرهنگها و تمدنها باشد. در این دنیا که کمیتهای محدودکننده و کیفیتهای رنگآمیزی کننده، زندگی انسان را محدود و مشخص میسازد، انسان نمیتواند ذات یا (منِ) خود را زندانی کند، زیرا هر آنچه که آدمی آن را دریافت و بر آن مسلط شد، کوچکتر از (منِ)انسان است، حتی اگر این تسلط به معنی تصرف همۀ جهان باشد. این اشخاص، اگرچه عالیتر از گروه الف میاندیشند، ولی باز هم تفکرشان نمیتواند انگیزه اصلیِ اعتراض به وضع موجود باشد[۳].
- اعتراض به وضع موجود براساس فطرت انسان ها: انسان سرمایههای فراوان و خیرهکنندهای دارد به طوری که هیچ وضع و موقعیتی، نمیتواند آنان را اشباع کند زیرا عظمتِ (منِ) او به حدی است که هیچ چیزی نمیتواند او را محدود کند. در حقیقت انسانها نسبت به هیچ زمانی رضایت ندارند و این عدم قناعت و رضایت، یک پدیده بیاساس نیست، بلکه ریشههای آن در گرایشِ جدیِ او به ماورای طبیعت که جزءِ ذاتِ ناب و فطرتِ سلیمِ اوست نهادینه شده است. بنابراین، این نوع اعتراض چون برخواسته از فطرت سلیم است با عنوان عدم رضایت مقدس معرفی شده و برتر از دو دیدگاه بالا است[۴].
رابطه انتظار و اعتراض به وضع موجود
- اما ارتباط اعتراض به وضع موجود با مقولۀ انتظار چیست؟ میتوان گفت رکن اصلی وجود انتظار، ناسازگاری و اعتراض به وضع موجود است[۵]؛ چراکه انتظار یعنی بهتر خواستن و به عبارت دیگر انتظار هیچ گاه آنچه هست را کافی نمیداند و به هیچ وجه از هستها راضی نیست و همواره به دنبال بایدهاست[۶].
- انتظار یک مسئلۀ منفی نیست، بلکه یک مسئله مثبت است، البته این مثبتاندیشی فقط در غالب اعتقاد نیست بلکه تلاش و مجاهدت در این مسئله، نقش اصلی را دارد[۷]. به عبارتی نباید پنداشت انتظار و چشم به راه مهدی موعود بودن به گونهای موجب از دست رفتن حرکتهای اصلاحی و حماسههای دینی و اجتماعی است؛ هرگز چنین نیست. انتظار، دعوت به نپذیرفتن است، نپذیرفتن باطل، ستم، بردگی و ذلّت. انتظار پایۀ اصلی مقاومت است، در برابر هر ناحقی و هر ستمی و هر ستمگری و این خود مستلزم دو حرکت است، دعوت و جهاد؛ دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راستای تحقق آن دو و اثبات حقّانیت. حقیقتی که در نگاه حق بین و در اندیشۀ حقیقت خواه، ثابت، مطلق و جاودانه است و ریشه در حقیقت پاک مبدأ آفرینش دارد و به هیچ وجه نمیتوان آن را متعدد، نسبی و مقطعی دانست و برای رسیدن به آن، باید به دنبال حقّانیت بود، لذا انتظار همواره اعتراض است و تا زمانی که آرمان منتظران تحقق نیابد، این اعتراض با قوّت و شدت ادامه خواهد داشت[۸].
- به بیانی دیگر اعتراض به وضع موجود در شکلگیری انتظار، نقش اساسی دارد: زیرا در عصر غیبت کاستیهایی وجود دارد که هر انسان کمالطلبی را ناراحت میکند و این امر موجب میشود شخص نسبت به این اوضاع اعتراض داشته باشد و منتظر روزی باشد که در آن روز خبری از کم و کاستی وجود ندارد[۹].
- اما باید توجه داشت اینکه گفته شده اعتراض به وضع موجود یکی از ارکان انتظار است به این معنی نیست که در مفهوم انتظار، اعتراض به وضع موجود لحاظ شده است، بلکه اعتراض به وضع موجود رکنی است خارج از مفهوم انتظار، اما به دلیل نقش حیاتی و مهمی که در شکلگیری انتظار دارد، میتوان گفت اولین و اساسی ترین رکن انتظار است[۱۰]
معیار اعتراض به وضع موجود
- هرگونه اعتراضی را نمیتوان معیار انتظار واقعی دانست، به این دلیل که اگر شخصی با مقدار مختصری تغییر، وضعش بهبود یافت و به وضع موجود معترض نبود، به او منتظر گفته شود[۱۱]. در هر صورت اگر فردی شرایط موجود را بهترین شرایط بداند، انتظار برای آینده مطلوب برایش قابل تصور نیست. اما اگر ظلمها و تباهی ها[۱۲] و تناقضی که در نظام اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در دوران غیبت حاکم است[۱۳]، فرد را از حال فعلی ناامید کند انتظار به وضع مطلوب برای چنین شخصی قابل تصور است[۱۴]. حتی میتوان گفت اگر عدلی هم در جامعه باشد یا تمام مردم جهان مقید به نماز روزه باشد، باز هم میتوان گفت اعتراض به وضع موجود برای شخص منتظر قابل تصور است چراکه خود زندگی دینی بشر بیحضور امام وضع نامطلوبی است[۱۵]، یعنی نمازش نماز نیست، روزه اش روزه نیست، این ادعای است که با روایات معصومین تطابق کامل دارد، شاهدش روایتی از امیرالمؤمنین است[۱۶] که امام معصوم را عین نماز و روزه میداند[۱۷].
اشکال مختلف اعتراض برای تشکیل ارکان انتظار
- اعتراض به وضع موجود به شکلهای مختلف، میتواند جزء ارکان اصلی انتظار محسوب شود، مانند:
- قانع نبودن از وضع موجود: به این نحو که وضع موجود در عصر غیبت، دارای کاستیهای ناشی از نبود ظاهری امام است که هر انسان کمال طلب را ناخرسند میکند و باعث میشود فرد چشم به راه امام هدایتگرش باشد[۱۸]. یک منتظر راستین، کسی است که به سبب محروم بودن از حضور ظاهری امام، وضع موجود را بر نمیتابد بلکه محروم بودن جامعۀ بشری از نعمت حضور ظاهری امام نیز او را آزار میدهد. او بر خود لازم میداند همۀ عواملی که باعث غیبت آن حضرت شده است را به اندازه توان خود برطرف کند[۱۹]. اساساً منتظر به دلیل تناقضی که در نظام اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعۀ دوران غیبت میبیند و با تصوری که از جامعۀ مهدوی دارد، وضعیت موجود را بر نمیتابد و برای رسیدن به جامعۀ مهدوی در لوای حکمت و حکومت انسان کامل، لحظه شماری میکند[۲۰].
- عدم قناعت به داشتهها و سرگردانی در نداشتهها: این سرگردانی و تلاش برای داشتن که معمولاً با امید به یافتن همراه است، در واقع، همان آغاز پیدایش انتظار ظهور در انسان است[۲۱].
- وجود ظلم و بی عدالتی حاکم در حکومتهای دنیا: منتظر معترض، وضع ظالمانه حاکم را نمیپذیرد و به اهداف موجود حکومتها تن در نمیدهد و منتظر به آمدن امام مینشیند[۲۲].
- ایجاد حکومت مشروع در زمان غیبت: منتظران راستین موظف هستند اگر جامعه اسلامی در سلطه غیر مشروع به سر میبرد، به سمت تشکیل حکومت مشروع حرکت کنند و نایبان عام امام زمان را به قدرت سیاسی برسانند تا جامعه به وضع مطلوب نزدیکتر شود. البته این پایان کار نیست چراکه بعد از ایجاد این حکومت باید گام دوم برداشته شود به این نحو که منتظران باید همه نقایصهای قابل جبران در عرصههای زندگی را اصلاح کنندو همچنین نظامهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، تربیتی و غیره را از کاستیها و خللها رهایی بخشند تا بیشتر و بیشتر به آن دولت کریمه موعود نزدیکتر شوند.
- بنابراین، در عصر غیبت باید دائماً برای پیشرفت و زمینهسازی ظهور امام مهدی تلاش کرد. منتظران راستین کسانی هستند که در عصر غیبت به وضع فعلی رضایت نمیدهند، بلکه با انتظاری سازنده و پویا و عملگرا در جهت رسیدن به حکومت واحد جهانی به رهبری امام معصوم تلاش میکنند.
- اما میتوان گفت تمامی این اشکال چهارگانه که در بالا از آن سخن گفته شد در این نوع از اعتراض به وضع موجود که در ساختن عنصر انتظار نقش اساسی دارد خلاصه میشود و آن اعترض به نبودن امام معصوم در جامعه است[۲۳]، زیرا مدینۀ فاضله تنها در سایۀ حضور معصوم حاصل خواهد شد و بدون حضور معصوم و حکومت مستقیم او مدینۀ فاضله ای قابل تصور نیست.
- اما منتظران راستین موظف هستند در عصر غیبت امام معصوم تمام تلاش خودشان را برای رسیدن به مدینۀ فاضله انجام دهند یعنی اینکه اگر جامعه اسلامی در سلطۀ غیر مشروع به سر میبرد، منتظران راستین وظیفه دارند به سمت تشکیل حکومت مشروع حرکت کنند و نایبان عام امام زمان را به قدرت سیاسی برسانند تا جامعه به وضع مطلوب (مدینه فاضله) نزدیکتر شود؛ اگر این گام برداشته شد و حکومت اسلامی مورد پذیرش معصوم در عصر غیبت شکل گرفت، باید گام دوم را برداشت و همۀ نقایص قابل جبران در عرصههای زندگی را اصلاح کرد؛ همچنین نظامهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، تربیتی و غیره را از کاستیها و خللها رهایی بخشید تا بیشتر و بیشتر به آن دولت کریمۀ موعود نزدیکتر شویم. بنابراین، در عصر غیبت باید دائماً برای پیشرفت و زمینهسازی ظهور امام مهدی تلاش کرد. منتظران راستین کسانی هستند که در عصر غیبت به وضع فعلی رضایت نمیدهند، بلکه با انتظاری سازنده و پویا و عملگرا در جهت رسیدن به حکومت واحد جهانی به رهبری امام معصوم تلاش میکنند.
پانویس
- ↑ ر.ک. جعفری، محمد تقی، امید و انتظار، ص ۳۷-۴۰.
- ↑ ر.ک. جعفری، محمد تقی، امید و انتظار، ص ۳۷-۴۰.
- ↑ ر.ک. جعفری، محمد تقی، امید و انتظار، ص ۳۷-۴۰.
- ↑ ر.ک. جعفری، محمد تقی، امید و انتظار، ص ۳۷-۴۰.
- ↑ ر.ک. باقریزاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص۶۴.
- ↑ ر.ک محمدی، عبدالعلی، جهانیشدن و انتظار و موعود، ص ۱۱۳.
- ↑ ر.ک محمدی، عبدالعلی، جهانیشدن و انتظار و موعود، ص ۱۱۳.
- ↑ ر.ک محمدی، عبدالعلی، جهانیشدن و انتظار و موعود، ص ۱۱۳.
- ↑ .ر.ک. سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.
- ↑ ر.ک. پناهیان، علی رضا، انتظار عامیانه عالمانه عارفانه، ص ۱۰۶؛ باقریزاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص۶۴.
- ↑ ر.ک. پناهیان، علی رضا، انتظار عامیانه عالمانه عارفانه، ص ۱۰۶.
- ↑ ر.ک. نیلیپور، مهدی، انتظار و وظایف منتظران، ص ۲۲-۳۰.
- ↑ ر.ک. صالحنیا، یحیی؛ تنها بر فراز، ص ۸۷-۸۸.
- ↑ ر.ک. نیلیپور، مهدی، انتظار و وظایف منتظران، ص ۲۲-۳۰.
- ↑ ر.ک. کوثری، ابراهیم، انتظار و وظایف منتظران، ص ۶.
- ↑ عن علی(ع): «"أَنَا صَلَوةُ الْمُؤْمِنِینَ وَ صِیَامُهُم"»؛ حافظ رجب الرمی الحلی، مشارق أنوار الیقین فی حقائق أسرار أمیرالمؤمنین، ص ۳۱۸.
- ↑ ر.ک. صالحنیا، یحیی؛ تنها بر فراز، ص ۸۷-۸۸.
- ↑ ر.ک. سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴؛ صالح نیا، یحیی، تنها بر فراز، ص ۸۷ و ۸۸.
- ↑ ر.ک. سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.
- ↑ ر.ک. صالح نیا، یحیی، تنها بر فراز، ص ۸۷ و ۸۸.
- ↑ ر.ک. پناهیان، علی رضا، انتظار عامیانه عالمانه عارفانه، ص ۱۰۶.
- ↑ ر.ک. قائمی، علی، نگاهی به مسأله انتظار، ص۸۱-۸۶.
- ↑ ر.ک. صالحنیا، یحیی؛ تنها بر فراز، ص ۸۷-۸۸؛ کوثری، ابراهیم، انتظار و وظایف منتظران، ص ۶؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴؛ صالح نیا، یحیی، تنها بر فراز، ص ۸۷ و ۸۸.