بحث:آیه اهل ذکر در تفسیر و علوم قرآنی
مقدمه
به آیه سؤال در کتابهای فقهی برای حجیت فتوای مجتهد و لزوم سؤال در مورد احکام شرعی از مراجع تقلید به این جهت که آنان اهل علم و اهل خبره نسبت به این سؤالها هستند و لزوم پذیرش سخنشان، بعد از سؤال استدلال شده است[۱]؛ و نیز در کتابهای اصولی به همین شیوه، بر وجوب رجوع به راویان احادیث و حجیت خبر واحد استدلال شده است[۲].
مفسران معتقدند آیه سؤال به یکی از اشکالات معروف مشرکان پاسخ میگوید: آنها میگفتند: چرا خداوند، فرشتهای را برای ابلاغ رسالت نازل نکرده است و یا میگفتند: چرا پیامبر (ص) مجهز به یک نیروی فوقالعاده نیست که ما را مجبور به ترک کارهایمان بنماید. خداوند در پاسخ آنها میگوید: ما پیش از تو نیز رسولانی فرستادیم و این رسولان جز مردانی که به آنها وحی فرستاده میشد، نبودند: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ﴾. آری این مردان از جنس بشر بودند با تمام غرائز و عواطف انسانی و دردهای انسانها را از همه بهتر تشخیص میدادند و نیازهای آنها را به خوبی درک میکردند در حالی که هیچ فرشتهای نمیتواند از این امور به خوبی آگاه گردد و آنچه را در درون یک انسان میگذرد به وضوح درک کند. مسلماً مردانی که به آنان وحی میشد وظیفهای جز ابلاغ رسالت نداشتند و کار آنها گرفتن وحی و رساندن به دیگر انسانها و کوشش از راههای عادی برای تحقق بخشیدن به اهداف وحی بود، نه اینکه با یک نیروی خارقالعاده الهی و بر هم زدن همه قوانین طبیعت، مردم را مجبور به قبول دعوت و ترک همه انحرافات کنند، که اگر چنین میکردند ایمان آوردن افتخار و تکامل نبود. سپس برای تأکید و تأیید این واقعیت اضافه میکند: اگر این موضوع را نمیدانید بروید و از اهل اطلاع بپرسید: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾.
ذکر به معنی آگاهی و اطلاع است و اهل ذکر مفهوم وسیعی دارد که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینههای مختلف شامل میشود و اگر بسیاری از مفسران اهل ذکر را در اینجا به معنی علمای اهل کتاب تفسیر کردهاند نه به این معناست که اهل ذکر مفهوم محدودی داشته باشد، بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلی بر مصداق است، زیرا درباره پیامبران و رسولان پیشین و اینکه آنها مردانی از جنس بشر با برنامههای تبلیغی و اجرایی بودند قاعدتاً میبایست از دانشمندان اهل کتاب و علمای یهود و نصارا سؤال شود. البته درست است که آنها با مشرکان در تمام جهات هم عقیده نبودند، ولی همگی در این جهت که با اسلام مخالفت داشتند، هماهنگ بودند. بنابراین علمای اهل کتاب برای بیان حال پیامبران پیشین منبع خوبی برای مشرکان محسوب میشدند[۳].
در این که مقصود از اهل ذکر چه کسانی هستند، اقوالی ذکر شده است:
- مقصود تمام کسانی هستند که به تاریخ گذشتگان - اعم از مؤمنان و کافران - آگاهند، بنابراین اهل ذکر یعنی اهل علم[۴]. بدیهی است که ذکر یعنی یاد داشتن و در حقیقت ضد سهو است و هر علمی از تذکر و یادآوری حاصل میشود. به همین جهت، جایز است که: ذکر - یعنی سبب - به جای علم - یعنی مسبب - به کار رود. این قول از رمانی و زجاج و ازهری است.
- ابنعباس و مجاهد گویند: منظور، اهل کتاب است. یعنی اگر نمیدانید از اهل تورات و انجیل سؤال کنید. این خطاب به مشرکین است، زیرا آنان اخباری را که یهود و نصارا از کتابهای خود میدادند، تصدیق و پیامبر را به خاطر شدت دشمنی تکذیب میکردند.
- ابن زید گوید: مقصود، اهل قرآن است، زیرا ذکر یعنی قرآن. جابر و محمد بن مسلم از امام باقر (ع) قریب به همین مضمون را روایت کردهاند که فرمود: "اهل ذکر ماییم"؛ زیرا خداوند در قرآن کریم ﴿أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا﴾[۵]، پیامبر را "ذکر" نامیده است[۶].
طباطبایی وجه اول را انتخاب نموده و چنین مینویسد: ظاهراً اصل در این کلمه، ذکر قلبی است و اگر لفظ را هم ذکر گفتهاند به اعتبار این است که لفظ، معنا را بر دل القاء میکند و به همین اعتبار در قرآن کریم هم استعمال شده است. چیزی که هست در عرف قرآن اگر این کلمه مقید به قیدی نشد معنایش یاد خداست. به همین عنایت است که قرآن کریم، وحی نبوت و کتابهای فرستاده شده بر انبیا را ذکر خوانده است و آیاتی که شاهد بر این معناست بسیار است و حاجتی به بیان آنها در اینجا نیست، البته در آیه پس از آیه مورد بحث، قرآن کریم را هم ذکر نامیده است. پس قرآن کریم ذکر است، هم چنان که کتاب نوح و صحف ابراهیم و تورات موسی و زبور داوود و انجیل عیسی (ع) (که همه کتابهای آسمانیاند) نیز ذکرند و بعضی از اهل این کتابهای الهی که این کتابها برایشان نازل شده و گروندگان به این کتابها همگی اهل ذکرند. چون اهل و متخصص هر چیزی نسبت به آن چیز عارفتر و بیناتر و به اخبار آن آگاهترند پس کسانی که میخواهند نسبت به آن چیز اطلاع به دست آورند لازم است به اهل آن مراجعه کنند و اهل کتابهای آسمانی همان دانشمندانی هستند که تخصصشان در علم آن کتاب و عمل به شرایع آن است. آنها اهل خبره و عاملین به آن علماند، اخبار انبیا را میدانند. بنابراین، دیگران باید به آنان مراجعه نمایند، اما مشرکین که در آیه شریفه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ﴾ مورد خطاب هستند از آنجایی که نمیخواستند تسلیم گفتههای رسول خدا (ص) و نبوت او شده و آن حضرت را تصدیق کنند و قرآن را مسخره میکردند، همچنان که خود قرآن حکایت میکند که ﴿وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ﴾[۷]، لذا نمیتوانند مورد خطاب در جمله ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ﴾ بوده باشند[۸].
بعضی دیگر از مفسران به این آیه استدلال کردهاند بر اینکه: خدای سبحان، کودکان و زنان را رسول قرار نداده، چون تعبیر به "رجال" فرموده است؛ آنگاه به نبوت عیسی (ع) در گهواره به خود اشکال کرده و پاسخ دادهاند که: نبوت اعم از رسالت است و آنچه عیسی بن مریم (ع) داشت به شهادت قرآن کریم نبوت بود نه رسالت، زیرا قرآن از قول خود عیسی حکایت میکند که گفت: ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا﴾[۹]. پاسخ این سخن این است که آیه تنها در مقام بیان این است که رسولان خدا فرشته نبودند، بلکه مردانی از جنس بشر عادی بودند و هیچ عنایتی به این جهت ندارد که در اول بعثت به حد بلوغ رسیده باشند یا نه، تنها غرض افاده این است که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و یحیی ۔ که همه رسولان خدا بودند - رجالی از جنس بشر بودند که به ایشان وحی میشد، نه اینکه اشخاصی بوده باشند مجهز به قدرت قاهره غیبی و اراده الهی تکوینی[۱۰].
مصداق کامل اهل ذکر، امامان معصوم از اهل بیت پیامبر اکرم (ص) هستند که تمام بشریت میتوانند از آنان که گنجینه علوم الهی هستند سؤالهای خود را بپرسند و پاسخهای کافی دریافت کنند. برخی در حضور امام رضا (ع) گفتند: مقصود خدا از اهل الذکر در این آیه، عالمان یهود و نصاری هستند، حضرت فرمود: سبحان الله! آیا چنین چیزی جایز است؟ در این صورت آنان ما را به دین خود دعوت خواهند کرد و خواهند گفت: آن دین از اسلام بهتر است. مأمون گفت: آیا در این باره توضیحی دارید بر خلاف گفته علما؟ حضرت فرمود: بله، "ذکر" رسول الله است و ما نیز اهل (و خانواده) او هستیم. این مطلب در سوره طلاق کاملاً روشن است، آنجا که میفرماید: ﴿قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ﴾[۱۱]. پس ذکر، رسول خدا (ص) است و ما هم اهل (خاندان) او هستیم[۱۲].
از امام باقر (ع) در مورد اهل ذکر سؤال شد و این که برخی میگویند: مقصود عالمان یهود و نصاری هستند. امام باقر (ع) فرمود: در این صورت علمای یهود و نصاری آنان را به دین خود دعوت میکنند و مقصود از اهل ذکر ما هستیم و باید از ما سؤال کنید[۱۳]. از ابنعباس در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که گفت: «هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) وَ هُمْ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَيَانِ»: اینان محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) هستند. آنها اهل ذکر و اهل علم و عقل و بیان هستند. تفسیر نمونه با ترجیح نظر اول مینویسد: این نخستین بار نیست که ما در روایاتی که برای تفسیر آیات قرآن وارد شده است بیان مصداقهای معینی را میبینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمیکند و همانگونه که گفتیم: ذکر به معنی هر گونه آگاهی و یادآوری و اطلاع است و اهل الذکر، آگاهان و مطلعین را در همه زمینهها در بر میگیرد. ولی از آنجا که قرآن مجید نمونه بارز یادآوری و علم و آگاهی است به آن ذکر اطلاق شده و همچنین شخص پیامبر (ص) نیز مصداق روشن ذکر است. به همین ترتیب امامان معصوم که اهل بیت پیامبر وارث علم او هستند، روشنترین مصداق اهل ذکرند[۱۴].
خلاصه، این آیه دلالت میکند بر یک مطلب مسلم و پذیرفته شده که افراد جاهل باید از دانایان سؤال کنند و به آنان رجوع کنند و براساس روایات، مصداق کامل اهل ذکر امامان معصوم هستند[۱۵].
پانویس
- ↑ موسوعة الإمام الخوئی، ج۱، ص۶۷.
- ↑ کفایة الاصول، ص۳۰۰.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۴۲.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۴۶.
- ↑ «خداوند برای آنان عذابی سخت آماده کرده است پس ای خردمندان باایمان، از خداوند پروا کنید که خداوند برای شما یادکردی فرستاده است» سوره طلاق، آیه ۱۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۵۶۰.
- ↑ «و گفتند: ای آنکه بر تو این قرآن را فرو فرستادهاند، بیگمان تو دیوانهای!» سوره حجر، آیه ۶.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۲۵۸.
- ↑ «(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۲۵۸.
- ↑ «که خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را میخواند» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
- ↑ الامالی، صدوق، ص۵۳۲.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۴۵.
- ↑ سرمدی، محمود، مقاله «آیه سؤال»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.