برهان علیت در قرآن
مقدمه
جهان از امور، حوادث و رخدادهای متعددی تشکیل یافته است که وقتی بر هر کدام مینگریم، آن را به عنوان یک معلول مییابیم که بالضروره از علت یا عللی نشئت گرفته است. در فلسفه از این قانون به «اصل علیت»[۱] تعبیر میکنند که بر حسب آن هر رویداد و مسبّبی باید علت و سببی داشته باشد، از سوی دیگر چون تسلسل علل محال است، باید بالاخره علت یا علل امور جهان به علة العلل منتهی شود که خود علت بدون معلول است که همان واجب الوجود یا خداست.
پس در برهان علیت نخست وجه معلولیت یک شیء را مد نظر میگیریم که تا حدودی روشن و بدیهی است، اما در برهان امکان، بحث از ماهیت و امکان ماهوی شروع میشود که تا حدودی بحث تخصصی است[۲]. اما اینکه چگونه میتوان معلولیت حوادث و جهان را اثبات کرد، باید گفت برای این منظور باید از سایر براهین وام گرفت، میتوان از برهان امکان، حدوث، نظم استفاده نمود، به این صورت که چون جهان یا یک شیء خاص وجودی ممکن یا حادث یا منظمی است، پس آن به عنوان معلول به علتی نیازمند است.
از این منظر میتوان گفت که برهان علیت نه برهان مستقل، بلکه مبنا و پیشفرض براهین دیگر خداشناسی است[۳].
اما از منظر عموم مردم نیز میتوان آن را یک برهان مستقل خداشناسی ذکر کرد؛ چراکه نیاز معلول به علت امر فطری یا حکم عقل بدیهی است که با توجه دادن اذهان مردم به مسیر و اینکه جهان یا رویدادهای آن معلول و نیازمند علتی است، به آسانی به اثبات خداوند پرداخت. به این لحاظ این برهان در نصوص دینی مورد اهتمام خاص قرار گرفته و بیشتر از آن به عنوان برهان خداشناسی استفاده شده است که اشاره میشود: در قرآن کریم به صورت مدام و متعدد از آیات و وجود نشانههای مختلف در عالم هستی به عنوان معلول برای اثبات خدا به عنوان علت نخستین و آفریدگار سخن به میان رفته است. قرآن کریم به صورت متعدد از وجود «آیات» به معنای نشانهها در ساحتهای مختلف نظام هستی مانند آفرینش آسمانها و زمین، باد و باران، خلقت انسان یاد میکند و آنها را آیه و دلیل وجود خدا بیان میکند:
- ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ﴾[۴].
- ﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ﴾[۵].
- ﴿وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾[۶].
- ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ * وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۷].
- ﴿وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ﴾[۸].
در بعضی از آیات حوادث و رخدادهای جهان به عنوان معلول نشانههای خداوند برای عموم مردم بیان شده است؛ اما بعض دیگر آیات استدلال از این طریق را به طیفهای خاص مانند «موقنین»، «قوم یعقلون»، «قوم یتفکرون»، «أولی الالباب» اختصاص میدهد که مقصود از آن فراخوانی مردم به به کار بستن قوه تعقل، تفکر و یقین برای خداشناسی است، به دیگر سخن آیات عموم به این نکته دلالت میکند که خداشناسی از طریق قانون علت و معلول در توان و صلاحیت همه مردم است، اما به یک شرط و آن هم به کار بستن نیروی تعقل و تفکر خود تا از معلول به علت العلل پی ببرند.
آیات فوق خلق اشیاء و تدبیر امور جهان را به عنوان معلول از نشانههای علهالعلل ذکر میکرد، لکن آیات دیگری وجود دارد که به چگونگی استدلال از اصل علیت نیز اشاره دارد؛ مانند: ﴿أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴾[۹].[۱۰]
آیه فوق به اصل خلقت انسانها توجه میکند و برای توجیه و تبیین آن گزینه را مطرح میکند، گزینه اول، صدفه، اینکه خلقت انسانها بدون علت و فاعلی بوده است. گزینه دوم پذیرفتن علت، اما اتحاد علت و معلول، به این معنی که انسانها که از یک سو معلول هستند، عیناً نیز علت و خالق خودشان نیز باشند، گزینه سوم در مفهوم این آیه و صریح آیات دیگر آمده است و آن آفرینش انسانها و دیگر مخلوقات توسط خداوند است. از آنجا که قرآن کتاب آسمانی و نه کتاب درسی و فلسفی است، به تبیین فساد و بطلان دو گزینه اول نمیپردازد و آن را باطل بدیهی و روشن میانگارد؛ چراکه خلقت بدون علت را ضمیر پاک و فطرت انسانها برنمیتابند. همچنین بطلان گزینه دوم را فهم و شعور، حتی عامه مردم اعتراف میکند که وجود معلول نمیتواند هستی و علتبخش خود باشد، پس گزینه سوم باقی میماند.
آیه بعدی نیز به آفرینش آسمان و زمین اشاره میکند[۱۱] و با حذف گزینه صُدفه در آن، فرضیه خلقت آن توسط خود انسانها را مطرح میکند که با بطلان این فرض، خلقت آن توسط خداوند مبرهن میشود. لکن ممکن است در تحلیل و نقد استدلال دو آیه فوق گفته شود اینجا گزینه چهارمی نیز وجود دارد. علت و خالق انسانها و آسمان و زمین نه اصل صدفه و نه خود انسان و نه الله، بلکه اله و خدای دیگری غیر از الله است.
آیه ۴۳ همین سوره به این شبهه اشاره میکند: ﴿أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾[۱۲]؛ یا معبودی غیر خداوند دارند؟! منزه است خدا از آنچه همتای او قرار دهند! این آیه به استبعاد وجود الله در عرض خدا میپردازد و آن را یک دیدگاه مشرکانه وصف نموده و الله را از آن منزه میداند[۱۳].
منابع
پانویس
- ↑ برای توضیح بیشتر از اصل علیت، ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکی، اصل علیت در فلسفه و کلام.
- ↑ برخی تفاوت برهان علیت و امکان را استفاده اولی از امکان فقری و تکیه دومی بر امکان ماهوی ذکر کردهاند (محسن غرویان، سیری در ادله اثبات وجود خدا، ص۱۲۴)؛ لکن به نظر میرسد اصولاً در برهان علیت، اصل احتیاج معلول به علت امر مسلم، بدیهی و فطری انگاشته میشود و در صورت تکیه این برهان بر امکان فقری، آن تفاوت چندانی با برهان امکان نخواهد داشت.
- ↑ ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ص۴۶.
- ↑ «و از نشانههای او آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونی زبانها و رنگهای شماست؛ به راستی در این نشانههایی برای دانشوران است» سوره روم، آیه ۲۲.
- ↑ «آیا ندیدهای که خداوند از آسمان آبی فرستاد و آن را چون چشمههایی در زمین روان کرد سپس با آن کشتهایی رنگارنگ برمیآورد سپس (آن کشتها) خشک میشود آنگاه آن را زرد میبینی سپس آن را خرد و کوفته میگرداند؛ بیگمان در این، پندی برای خردمندان است» سوره زمر، آیه ۲۱.
- ↑ «و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد میورزند نشانههاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.
- ↑ «و از نشانههای او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی (روی زمین) پراکنده میشوید * و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۰-۲۱؛ ﴿وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ «و در زمین پارههایی کنار هم و باغسارهایی از انگور است و (نیز) کشت (هایی گوناگون) و خرما بنان همریشه و ناهمریشه که (همه) از یک آب آبیاری میشوند و برخی را بر برخی دیگر در بر و بار برتری میدهیم؛ بیگمان در آن (ها) برای گروهی که خرد میورزند نشانههای» سوره رعد، آیه ۴.
- ↑ «و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است» سوره ذاریات، آیه ۲۰.
- ↑ «آیا از هیچشان آفریدهاند یا خود آفریننده (خویش)اند؟» سوره طور، آیه ۳۵.
- ↑ بغدادی، کتاب اصول الدین، ص۳۳؛ سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۲۲؛ سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۱، ص۲۵۱؛ عبد الرزاق لاهیجی، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام، ج۲، ص۴۳۵.
- ↑ ﴿أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ﴾ «یا مگر آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ (نه،) بلکه باور ندارند» سوره طور، آیه ۳۶.
- ↑ «یا مگر خدایی جز خداوند دارند، پاکا که خداوند است از آنچه شرک میورزند» سوره طور، آیه ۴۳.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۵۲.