برهان هدایت در قرآن

مقدمه

برهان نظم بر وجود نظم و هماهنگی بین اجزای یک مجموعه که در وجود اشیاء به صورت ثابت و یکنواخت باقی مانده است، دلالت می‌‌کرد. لکن اشیاء بعد از آفرینش و تکمیل خلقت آنها از حیث نظام‌مند بودن، یک ویژگی دیگری نیز دارد و آن سیر، حرکت و هدایت به سوی هدف خاصی است که این سیر و حرکت رو به رشد و تکامل بوده است و چنین می‌نماید که آفریدگار علاوه بر خلقت و اعطای نظم به ساختمان وجودی آنها، هدایت و حرکت آنها به سوی کمال ثانوی را نیز بر عهده دارد و به نوعی مواظب است که اشیاء به کمال خاص در مسیر حیات متناسب خود نایل آیند، گیاه و درخت با عبور از پیچ وخم حیات خود مانند و رشد از زیر سنگ و کج شدن در صورت وجود مانع بر بالای آن بالاخره به درخت تنومند و پرباری تبدیل می‌شود. این‌گونه هدایت و بسترسازی برای تکامل در اصطلاح قرآنی «هدایت» نامیده می‌شود که فراتر از نظم است که آیاتش خواهد آمد[۱]. این هدایت و راهیابی در مکانیسم طبیعی اشیاء قرار نگرفته تا با مطالعه آن قابل پیش‌بینی باشد، بلکه یک نیروی مرموز و به علیت غایی مربوط می‌‌شود[۲].

این برهان اولین بار در آیات قرآنی از برهان خلقت و نظم تفکیک و به صورت مستقل بیان شده است، استاد مطهری به این برهان اهتمام خاصی داشته و خودش متذکر می‌شود که این برهان نخست در قرآن مذکور شده و دیگر اندیشوران متقدم و جدید نیز به آن نپرداختند[۳]، تنها فخر رازی در تفسیر خود در ذیل آیه ﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى[۴] آن را مطرح کرده است[۵].

از معاصران آیت‌الله لطف الله صافی گلپایگانی[۶]، آیت‌الله گرامی[۷] و شهید محمدجواد باهنر[۸] به تقریر این برهان پرداختند[۹].

آیات قرآن و برهان هدایت

بعد از توضیح برهان هدایت و تفاوت آن با نظم اینک به گزارش و تبیین آیات مربوطه می‌‌پردازیم:

﴿رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى[۱۰]. این آیه شریفه به دو مرحله، یعنی اعطای خلقت و مرحله بعد اصل هدایت هر شیء اشاره و تفکیک قایل می‌شود.

استاد مطهری در تقریر آن می‌‌گوید: پروردگار ما آن کسی است که به هر چیزی خلقت خودش را داد، یعنی در خلقتش آنچه که می‌بایست، به او بدهد [داد]، یعنی او را بر روی حکمت آفرید؛ یعنی در خلقت موجودات حکمت به کار رفته است این همان اصل انتظام است؛ ولی با کلمه «ثم» موضوع هدایت را ذکر می‌‌فرماید، می‌‌فرماید: «ثم هدی» یعنی پس از آنکه آن را آفرید او را رهبری کرد، «او را رهبری کرد» غیر از اصل خلقت است، اگر بنا بود کاری که می‌کند لازمه قطعی همان ساختمانش باشد، این دیگر «ثم» ندارد[۱۱].

﴿الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى[۱۲]. این آیه نیز به چهار مرحله ۱. خلقت، ۲. تسویه، ٣. تقدیر و اندازه‌گیری، ۴. هدایت تأکید می‌کند. مرحله خلقت به ابتدای آفرینش و مرحله دوم به آفرینش نظام‌مند ناظر است. مرحله تقدیر، به رعایت تناسب خلق یک شیء با خود و دیگران اشعار دارد، مرحله چهارم هدایت است که بعد از تکمیل خلقت مادی و مؤثر در ادامه حیات آن است.

﴿الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ[۱۳]. استاد مطهری و بعضی معاصران به آیه‌های زیر استناد می‌کنند[۱۴]:

  1. ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ *... * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ[۱۵]؛
  2. ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا[۱۶]؛
  3. ﴿وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا[۱۷]؛
  4. ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ[۱۸]؛
  5. ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ[۱۹].

ما از ظواهر آیات پیش‌گفته درمی‌‌یابیم که خداوند بعد از اتمام خلقت مخلوقات اعم از جماد، نبات، حیوان و انسان به هدایت و راهنمایی آنها برای رسیدن به مقصود و غایت متناسب خود می‌پردازد؛ اما تشخیص این هدایت و چگونگی آن در موارد و متعلقات آن تقریباً کار حسی و تجربی است که با مطالعه در حالات موجودات باید آن را تبیین نمود؛ از این رو موارد استقرا شده، از پارامترهای احکام حسی و استقرایی نیز به دور نخواهد بود. با وجود این به بعض موارد اشاره می‌کنیم:

  1. جماد: استاد مطهری معتقد است اثبات اصل هدایت‌یابی در جمادات مشکل است[۲۰]؛ البته نه اینکه محال است، وی به قوه جاذبه مثال می‌زند که حقیقت چگونگی کشش ماده اشیاء را به سوی خود ناشناخته است.
  2. نباتات: در علوم زیستی و گیاه‌شناختی گفته می‌‌شود که منشأ موجودات از تک‌سلولی شروع شده است، اینکه یک سلول به این همه گیاهان، گل‌ها و درختان تنومند، زیبا و پربار تبدیل شود و در محیط‌های مختلف با شرایط و موانع مختلف خود را تطبیق و منطبق دهند[۲۱] و به نوعی منبع تغذیه حیوانات و انسان‌ها را تأمین نمایند، از وجود غایت و نیروی مرموز و به تعبیری از کارگردان پشت پرده خبر می‌دهد.
  3. حیوانات: اصل هدایت‌یابی فطری و غریزی در قلمرو حیوانات را می‌توان به وضوح مشاهده کرد. حیوانات قدرت انطباق با محیط زیست خود را دارند، بعضی حیوانات مانند زنبور عسل و موریانه و مورچه از نظم پیچیده و محیّر العقولی در ساختن خانه، تولید عسل، کارهای دسته‌جمعی و دادن مسئولیت‌ها به افراد برخوردارند. برخی حیوانات ناخودآگاه بعضی افعال والدین خود را بدون آنکه آنها را ببینند، تقلید می‌کنند. مارماهی‌ها می‌‌توانند هزاران کیلومتر از دریا را به سوی مقصد حیاتشان طی نمایند، بدون آنکه آن راه را قبلاً شناخته باشند.
  4. انسان: در انسان نیز می‌‌توانیم خود بالوجدان این حس را مشاهده کنیم. شاید برای خود خواننده یا برای آشنایی اتفاق افتاده که گاهی یک حس ششمی به انسان دستور درونی می‌دهد که کاری انجام یا ترک کند، یا به محلی رفته یا آنجا را ترک نماید، بعداً معلوم می‌شود که خیر و صلاح در اطاعت از این امر درونی بوده است[۲۲].

منابع

  1.   قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام

پانویس

  1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۹۶.
  2. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۵۱.
  3. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۱۰۹، کتاب توحید.
  4. «نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره اعلی، آیه ۱.
  5. ر.ک: فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱۶، جزء ۳۱، ص۱۳۹.
  6. ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، الهیات البلاغه، ص۷۳ - ۸۵.
  7. ر.ک: محمدعلی گرامی، خدا در نهج البلاغه، ص۶۵ – ۸۲.
  8. محمدجواد باهنر، خداشناسی، ص۳۶.
  9. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۴۱.
  10. «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.
  11. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۱۰۹.
  12. «آنکه آفرید و باندام ساخت * و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۲-۳.
  13. «همان که مرا آفرید و همو راهنمایی‌ام می‌کند» سوره شعراء، آیه ۷۸.
  14. ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۵۲ و ج۴، ص۹۶؛ محمدعلی گرامی، خدا در نهج البلاغه، ص۷۲ - ۷۳؛ صافی گلپایگانی، الهیات در نهج البلاغه، ص۷۷.
  15. «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید *... * همان که با قلم آموزش داد» سوره علق، آیه ۱-۴.
  16. «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.
  17. «و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد» سوره فصلت، آیه ۱۲.
  18. «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد» سوره نحل، آیه ۶۸.
  19. «و به آنها انجام کارهای نیک را وحی کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
  20. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۵۳ و ج۴، ص۱۱۵.
  21. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ص۹۵۴.
  22. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۴۱.