برپایی عدالت اجتماعی به‌عنوان یکی از کارویژه‌های نظم سیاسی در سیره سیاسی پیامبر خاتم به چه معناست؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برپایی عدالت اجتماعی به‌عنوان یکی از کارویژه‌های نظم سیاسی در سیره سیاسی پیامبر خاتم به چه معناست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ سیره سیاسی پیامبر خاتم
مدخل اصلیعدالت اجتماعی در معارف و سیره نبوی
تعداد پاسخ۱ پاسخ

برپایی عدالت اجتماعی به‌عنوان یکی از کارویژه‌های نظم سیاسی در سیره سیاسی پیامبر خاتم به چه معناست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث سیره سیاسی پیامبر خاتم است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی سیره سیاسی پیامبر خاتم مراجعه شود.

پاسخ نخست

علی رضا زهیری

آقای علی رضا زهیری، در مقاله «کارویژه‌های دولت نبوی» در این‌باره گفته‌ است:

«عدالت و قسط در معنای عامّ آن، یکی از اساسی‌ترین ارکان نظام اسلامی به شمار می‌رفت. از زاویه نگرش پیامبر به ساخت مجموعه هستی و نظام آفرینش، پایه‌های آسمان و زمین بر عدالت بنا شده است. در رویکرد اجتماعی نیز، خدای محمد (ص) در بیان فلسفه ارسال انبیای خود تصریح دارد که وظیفه تمام رسولان الهی که همراه بینات و کتاب و میزان به سوی بشر فرستاده شده‌اند، این بوده است که چنان شرایط ذهنی و عینی فراهم کنند که مردم، عدالت را برپا دارند. توجهی به مناسبات اجتماعی، اقتصادی و حقوقی در عصر ظهور اسلام، آشکارا از فقدان قسط و عدل در بنیاد آن مناسبات حکایت دارد. اشراف و طبقه حاکم، علاوه بر اختصاص منابع اصلی ثروت به خود و ایجاد شدیدترین فاصله‌های طبقاتی و اجتماعی، به دلیل برخورداری از نفوذ سیاسی و اقتدار اقتصادی، محاکم قضایی را نیز تحت کنترل خود داشتند[۱].

تحقق عدل و قسط شالوده مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درون مدینة الرسول است. توزیع عادلانه امکانات و ثروت، مبنای سیستم اقتصاد اسلامی در این دوران است. همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره شد، پیامبر برای سامان‌دهی و بهسازی مناسبات اقتصادی در نظام سیاسی جدید، دست به اقداماتی مانند وجوب خمس و زکات و تأسیس بیت المال زد که سرانجام آنها به تقویت کارکردهای توزیعی نظام مدینه بر پایه عدالت اجتماعی می‌انجامید. از سوی دیگر، تقسیم غنایم در پیروزی‌های لشکر اسلام بود که برخلاف گذشته، به دستور پیامبر همه مسلمانان موظف بودند غنایمی که به دست می‌آوردند را در جایی گرد آورند و سپس میان مسلمانان به مساوات تقسیم می‌شد. این روش اولاً، جنگیدن برای دستیابی به غنایم را که پیش‌تر از اهداف اساسی تلقی می‌شد، بی‌ارزش می‌کرد، ثانیاً، توزیع ثروت در جامعه را عادلانه می‌ساخت. مورخان و سیره‌نویسان و مفسران گزارش‌های فراوانی از تقسیم غنایم بر اساس مساوات را ثبت کرده‌اند[۲].

پیامبر در راستای تحقق عدالت در کارکردهای توزیعی خود، نه تنها به توزیع امکانات و ثروت بلکه به توزیع عادلانه ارزش‌های اجتماعی نیز همت گمارد. ارزش‌های طبقاتی بر جای مانده از نظام جاهلی را فرو ریخت و جامعه‌ای بر مبنای دستور الهی ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ[۳] بنا نهاد و سلمان فارسی که روزی برده اشراف بود، "سلمان الخیر" لقب گرفت و جایگاه ویژه‌ای نزد بالاترین مقام جامعه اسلامی یافت.

نمونه‌های تاریخی بسیاری از عدالت خواهی نظام سیاسی در مدینة الرسول در مناسبات با غیر مسلمانان به ویژه در حوزه داوری و قضاوت و حتی جنگ با مشرکان ثبت شده است. سیره عدالت‌خواهانه پیامبر یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش اسلام و امت اسلامی و تقویت بنیان‌های اندیشه اسلامی بوده است»[۴]

پانویس

  1. غلامحسین زرگری‌نژاد، تاریخ صدر اسلام «عصر نبوت»، ص۳۳۳.
  2. محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج۹، ص۱۱، ۲۱ و ۲۲.
  3. «بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.
  4. زهیری، علی رضا، مقاله «کارویژه‌های دولت نبوی»، سیره سیاسی پیامبر اعظم، ص ۴۵۸.