بهداشت در معارف و سیره معصوم

مقدمه

توصیۀ آموزه‌های دین به سلامت و بهداشت، غیرقابل وصف است و احکام پنج‌گانۀ[۱] اسلامی برای سلامت و بهداشت جسم و جان بشر تشریع شده[۲] و رعایت بهداشت بخشی از ایمان شمرده شده است[۳]. امام صادق(ع) در این باره فرمود: خدای سبحان هرگاه نعمتی به بنده‌ای داد، دوست دارد اثر آن را بر او ببیند. پرسیدند: چگونه؟ پاسخ داد: لباسش را پاکیزه، خودش را خوشبو، خانه‌اش را سفید و آستانه و حریم خانه‌اش را جارو و تمیز کند[۴]. این موضوع و هزینه مرتبط در سیرۀ معصومان‌(ع) به دو صورتِ پیشگیری از بیماری و درمان آن، عملی می‌شد که به نمونه‌هایی از آن دو اشاره می‌شود:

پیشگیری

پیشگیری از آلودگی و بیماری و حفظ سلامت جسم و جان از امور لازم زندگی و خردمندانه است و در مقایسه با درمان، مقدّم بر آن است و آسیب‌های آن را ندارد؛ چراکه درمان، گاهی امکان‌پذیر نیست و افزون بر آن، هزینه‌هایش بیش از پیشگیری است و زیان اقتصادی در پی دارد؛ ازاین‌رو امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ بازدارنده‌ای قوی‌تر از بهداشتِ پیشگیرانه نیست[۵]. به هر روی سیرۀ سلامت و بهداشت معصومان‌(ع) در پیشگیری بر پایۀ آیاتی مانند ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ[۶] و ﴿كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا[۷] و ﴿كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ[۸] استوار بوده و به امورِ در پیش رو توجه ویژه داشتند؛ اموری از قبیل مواد غذایی حلال، سالم، سودمند و کم‌هزینه[۹]، بهره‌گیری از میوۀ نو[۱۰]، رعایت مصرف غذای فصل که به دیگران نیز مصرف آن را توصیه می‌کردند[۱۱]، مسواک‌زدن پیش از خواب و در میانه و پس از آن، به حدی که خوف ساییده‌شدن یا ریزش دندان‌ها پدید آید[۱۲]، دوست‌داشتن بوی خوش و بهره‌گیری فراوان از آن[۱۳]، حمام‌رفتن و شستشوی بدن[۱۴]، شستشوی موهای سر و صورت با سدر[۱۵]، استفادۀ هفتگی از داروی نظافت[۱۶]، داشتن وضوخانه [دستشویی] پاکیزه[۱۷]، به‌کارگیری کفش راحتی برای دستشویی[۱۸]، جاروکردن متناوب خانه[۱۹]، استفاده از ابزار بهداشتی و آلوده‌نکردن محیط زندگی[۲۰] و رفتارهای مشابه اینها. همۀ این کارها که پیشگیری بهداشتی شمرده می‌شود، سنّت «تجمّل» و آراستگی معصومان‌(ع) را تشکیل می‌دهد و در زندگی آنان مشاهده می‌شود و برای تأمین آنها به هزینه‌ای نیاز د‌اشتند که بر پایۀ همین روایات، در مخارج جاری آن گرامیان لحاظ می‌شد؛ چنان‌که طبق روایت معتبر[۲۱] تهیه امکانات برای عبادت، مانند خریدن آب برای وضو، گاهی به مبلغ یکصد درهم از مخارج جاری ایشان شمرده می‌شد[۲۲].[۲۳]

درمان

درمان بیماری از امور لازم زندگی است که راه‌های مادی و معنوی دارد:

۱. درمان مادی: این درمان در هر دوره‌ای به تناسب پیشرفت علوم، راه‌های گوناگونی دارد و به تناسب زمانش هزینۀ متناسب خود را می‌طلبد و در دوران معصومان‌(ع) می‌توان از درمان با حجامت، روغنِ گیاهان، آب، سیب، استراحت و... نام برد که در منابع با نام‌بردن از برخی درمان‌های اهل بیت(ع) به آن اشاره شده است؛ برای نمونه یکی از راه‌های درمانِ «تب» را بهره‌گیری و ترکردن بدن به آب سرد و خوردن سیب یاد کرده‌اند که روش رایج همگان شمرده می‌شد[۲۴]؛ چنان‌که دربارۀ امام صادق(ع) آمده که بیماری «تب» خود را در فصل تابستان با استفاده از سیب سبز درمان کرد[۲۵]. حجامت‌کردن نیز در ردیف درمان‌های آنان گزارش شده که به تناسب از آن بهره می‌گرفتند؛ چنان‌که نقل شده است پیامبر(ص) با پرداختن مزدِ حجامت‌گر حجامت می‌کرد[۲۶]. امام کاظم(ع) نیز «تب» را با حجامت درمان کرد[۲۷]؛ همان‌گونه‌که پیامبر(ص) سردردش را با روغن جِلجِلان[۲۸] درمان می‌کرد[۲۹].

استراحت بیمار در دوران بیماری، یکی از راه‌های درمان بیماری است که به فرمودۀ امام صادق(ع) پدرش امام باقر(ع) هرگاه بیمار می‌شد، حتی برای وضو و دستشویی راه نمی‌رفت، بلکه به کمک دیگران به دستشویی منتقل می‌شد و دربارۀ راز آن می‌فرمود‌: راه‌رفتن در این وضعیت مایۀ بیماری دوباره و فروافتادن است[۳۰]. گفتنی است، برخی از این درمان‌ها هزینه دارد که نیازی به بیان ندارد.

۲. درمان معنوی: این درمان نمونه‌هایی دارد مانند دعا، نذر، انفاق و... که در زندگی معصومان‌(ع) مشاهده می‌شود؛ برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود: به نقل امام صادق(ع)، امام سجاد(ع) سه بار بیمار شد. در هر سه بار برای درمان خود، به انجام‌دادن کار نیکی سفارش و تعهّد می‌کرد و پس از خوب‌شدن، به تعهّد خود عمل می‌کرد[۳۱]. امام هادی(ع) نیز برای درمان بیماری خود ضمن بهره‌گیری از درمان مادی، به درمان معنوی پرداخت. ایشان با تأمین هزینۀ سفرِ یکی از یارانش، وی را به کربلا فرستاد تا برای ایشان در کنار مرقد سید‌الشهداء دعا کند. او در پاسخ این پرسش که تو خود مستجاب‌الدعوه هستی و چه نیازی به دعا در حائر حسینی داری، فرمود: مگر پیامبر(ص) با احترامی که داشت و از خانه خدا برتر بود، به بوسیدن حجر اسود و دعای در موقف عرفه مأموریت نیافت؟ کنار مرقد سید‌الشهداء(ع) از جمله مواردی است که خدا دوست می‌دارد در آنجا یاد شود و من نیز دوست می‌دارم در آنجا برای من دعا شود[۳۲].

گفتنی است، هزینه‌های بهداشت و درمان، اختصاص به خود معصومان نداشت، بلکه از موارد هزینه فرزندان نیز شمرده می‌شد و راه‌های گوناگون آن از قبیل پرهیز و کنترل غذایی، پرهیز از آلودگی‌ها، شستشوی به‌موقع، رعایت نظافتِ محیط زیست، درمان دارویی و اقدامات معنوی از قبیل صدقه، عقیقه و... برای فرزندان ایشان نیز عملی بود و یکی از نمونه‌ها این است که امام سجاد(ع) فرزندش امام باقر(ع) را به گرمابۀ عمومی[۳۳] می‌برد[۳۴].

طیب و بوی خوش

از هزینه‌های جاری آدمی بوی خوش و عطرزدن است که به فرمودۀ امام کاظم(ع) بهره‌گیری از آن از اخلاق پیامبران است[۳۵]؛ چنان‌که رسول خدا(ص) این بهره‌گیری را از سنت خود دانسته، فرمود: هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست[۳۶] و امام صادق(ع) هزینه‌کردن برای بوی خوش را اسراف ندانسته است[۳۷]. پیامبر(ص) در بهره‌گیری از بوی خوش، شُهره خاص و عام بود و امام رضا(ع) در این خصوص از آن گرامی نقل کرده است که جبرئیل به وی گفت: روز در میان عطر بزن و در روز جمعه عطر لازم است و آن را ترک نکن و به‌گونه‌ای عطر می‌زد که آثارش در فرق سرش مشاهده می‌شد و خود را با بهترین عطر، خوشبو می‌کرد و آن، مشک و عنبر است. اگر به افراد بوی خوش تعارف می‌کرد و نمی‌پذیرفتند، می‌فرمود: کرامت را جز حمار رد نمی‌کند. بر پایۀ گزارش صدوق، پیامبر(ص) و امام حسین(ع) و امام باقر(ع) پیوسته با برگ نیل خضاب می‌کردند؛ چنان‌که به نقل ابن‌سعد، امام مجتبی(ع) با رنگ مشکی خضاب می‌کرد[۳۸] و در نقل کلینی آمده که امام سجاد(ع) از بوی خوش گران‌قیمت و پردوامی به نام «غالیه» که از موادی مانند مشک، عنبر، عود، کافور و روغن تهیه می‌شد، خود را خوشبو می‌کرد و امام باقر(ع) با حنای سرخِ پررنگ خضاب می‌کرد. به فرمودۀ امام رضا(ع) مصرف طیب و بوی خوشِ امام صادق(ع) به قدری بود که پس از بازگشت ایشان از مسجد، جایگاه نماز او از اثر برجای‌ماندۀ بوی خوش وی در آن، شناخته می‌شد[۳۹]. دربارۀ خود امام رضا(ع) آمده است همواره از بخور عود هندی تازه، سپس از گلاب و مُشک استفاده می‌کرد[۴۰] و به گفتۀ معمر بن خلاد[۴۱]، در خراسان از بوی خوشی به نام «غالیه» که پردوام است، استفاده می‌کرد[۴۲]. این مطالب نمونه‌هایی از گزارش‌ها در این خصوص است که حکایت دارد اندازۀ مصرف بوی خوش آن گرامیان، فراوان و با هزینه بود[۴۳].

منابع

پانویس

  1. وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه.
  2. محمد بن علی صدوق، علل الشرائع، ج۲ ص۲۸۳- ۴۸۴، ح۱ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ:... لَكِنَّهُ‏ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا يَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ وَ حَرَّمَهُ عَلَيْهِمْ»). ر.ک: محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۲۸، ح۲۸۸).
  3. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۹، ص۲۹۱ («... وَ قَالَ(ص) تَخَلَّلُوا فَإِنَّهُ مِنَ النَّظَافَةِ وَ النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ، وَ الْإِيمَانُ مَعَ صَاحِبِهِ فِي الْجَنَّةِ»).
  4. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۴۱ («... إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ يَرَى عَلَيْهِ أَثَرَهَا. قِيلَ وَ كَيْفَ ذَلِكَ؟ قَالَ: يُنَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ يُطَيِّبُ رِيحَهُ وَ يُجَصِّصُ دَارَهُ وَ يَكْنُسُ أَفْنِيَتَهُ...»).
  5. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۴، ص۲۸۲ («لَا وِقَايَةَ أَمْنَعُ مِنَ السَّلَامَةِ»).
  6. «و جامه‌ات را پاکیزه گردان» سوره مدثر، آیه ۴.
  7. «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
  8. «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید» سوره بقره، آیه ۵۷.
  9. برای نمونه پیامبر(ص) با لحاظ خواص کدو، فراوان از آن استفاده می‌کرد (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص‌۳۲، ح‌۳۱۰۸۱ و ص‌۳۴، ح‌۳۱۰۹۱). («... كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ وَ يَلْتَقِطُهُ مِنَ الصَّحْفَةِ» (از بشقاب بر می‌داشت)).
  10. ابوالعباس مستغفری، طب النبی(ص)، ص۲۷؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۹، ص۲۹۶؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۴۶۸ («وَ قَالَ(ص): عَلَيْكُمْ بِالْفَوَاكِهِ فِي إِقْبَالِهَا فَإِنَّهَا مَصَحَّةٌ لِلْأَبْدَانِ مَطْرَدَةٌ لِلْأَحْزَانِ وَ أَلْقُوهَا فِي أَدْبَارِهَا فَإِنَّهَا دَاءُ الْأَبْدَانِ»).
  11. امام رضا(ع) فرمود: به اندازه توان و میل خود در تابستان غذای با طبع سرد و در زمستان غذای با طبع گرم و در دو فصل دیگر غذای معتدل بخور («كُلِ الْبَارِدَ فِي الصَّيْفِ وَ الْحَارَّ فِي الشِّتَاءِ وَ الْمُعْتَدِلَ فِي الْفَصْلَيْنِ عَلَى قَدْرِ قُوَّتِكَ وَ شَهْوَتِكَ») (علی بن موسی امام هشتم، طب الامام الرضا(ع)، الرسالة الذهبیة، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۹، ص۳۱۱). نمی‌توان گفت امام‌(ع) مطلب سودمندی را به دیگران توصیه کند، ولی خودش از آن بهره نگیرد؛ چنان‌که امام صادق(ع)، پس از توصیه افراد به شیوۀ مدیریت اقتصادی خانواده فرمود: «من این برنامه را در زندگی خود نیز اجرا می‌کنم» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱، ح۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۱۳، ح۲۷۷۲۷ («... فَإِنِّي أَقُوتُ بِهِ نَفْسِي وَ عِيَالِي...»)).
  12. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۳ («قَالَ النَّبِيُّ(ص): مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ(ع) يُوصِينِي بِالسِّوَاكِ، حَتَّى خِفْتُ أَنْ أُحْفِيَ أَوْ أَدْرَدَ») رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۹ («كَانَ(ص) يَسْتَاكُ كُلَّ لَيْلَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: مَرَّةً قَبْلَ نَوْمِهِ وَ مَرَّةً إِذَا قَامَ مِنْ نَوْمِهِ إِلَى وِرْدِهِ وَ مَرَّةً قَبْلَ خُرُوجِهِ إِلَى صَلَاةِ الصُّبْحِ») و ص۳۹ («وَ رُوِيَ أَنَّهُ(ص) كَانَ لَا يَنَامُ إِلَّا وَ السِّوَاكُ عِنْدَ رَأْسِهِ، فَإِذَا نَهَضَ بَدَأَ بِالسِّوَاكِ»).
  13. محمد بن علی صدوق، الخصال، ص۱۶۵؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴ («حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ... الطِّيبُ...»).
  14. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴، ح‌۲ («... كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) يَجِي‏ءُ... قَالَ: لِأَنَّ ابْنَ الرِّضَا يُرِيدُ دُخُولَ الْحَمَّامِ... قَالَ: نُخْلِي لَهُ الْحَمَّامَ إِذَا جَاءَ...»). محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۴۹ («وَ دَخَلَ الصَّادِقُ(ع) الْحَمَّامَ فَقَالَ لَهُ صَاحِبُ الْحَمَّامِ نُخْلِيهِ لَكَ فَقَالَ لَا...»).
  15. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۲ («وَ كَانَ(ص) إِذَا غَسَلَ رَأْسَهُ وَ لِحْيَتَهُ غَسَلَهُمَا بِالسِّدْرِ»).
  16. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۰۷ («... كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَطْلِي الْعَانَةَ وَ مَا تَحْتَ الْأَلْيَتَيْنِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ»). محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، باب غسل یوم الجمعة و دخول الحمام، ح۲۵۰ («... كَانَ [أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع)] يَدْخُلُ فَيَبْدَأُ فَيَطْلِي عَانَتَهُ وَ مَا يَلِيهَا، ثُمَّ يَلُفُّ إِزَارَهُ عَلَى أَطْرَافِ إِحْلِيلِهِ وَ يَدْعُونِي، فَأَطْلِي سَائِرَ جَسَدِهِ...») و همان، ص۱۲۰ («كَانَ الصَّادِقُ(ع) يَطْلِي إِبْطَيْهِ فِي الْحَمَّامِ...»).
  17. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۶ («مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ... نَظَافَةُ مُتَوَضَّاهُ»).
  18. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۱ («... كَانَ [الرِّضَا(ع)] يَدْخُلُ الْمُتَوَضَّأَ فِي خُفٍّ صَغِيرٍ»).
  19. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹ («... كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع)... يَكْنُسُ»).
  20. محمد بن علی صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۸۴ (راوی دربارۀ امام رضا(ع) می‌گوید: «... وَ لَا رَأَيْتُهُ تَفَلَ...»).
  21. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ۱۳، ص۲۰۱ (سند صحیح است).
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳ ص۷۴، ح۱۷؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۵، ح۷۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۰۶، ح۱۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳ ص۳۸۹، ح۳۹۴۸ («... قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) عَنْ رَجُلٍ احْتَاجَ إِلَى الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ وَ هُوَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْمَاءِ فَوَجَدَ بِقَدْرِ مَا يَتَوَضَّأُ بِهِ بِمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ وَ هُوَ وَاجِدٌ لَهَا يَشْتَرِي وَ يَتَوَضَّأُ أَوْ يَتَيَمَّمُ قَالَ: لَا بَلْ يَشْتَرِي قَدْ أَصَابَنِي مِثْلُ ذَلِكَ فَاشْتَرَيْتُ وَ تَوَضَّأْتُ وَ مَا يُشْتَرَى بِذَلِكَ مَالٌ كَثِيرٌ»).
  23. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۳۵.
  24. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۵۵۱، ح۸۹۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۵۶، ح۹؛ ابراهیم بن علی کفعمی، المصباح، ص۱۶۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۹، ص۹۳،ح۲ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: ذُكِرَ لَهُ الْحُمَّى، فَقَالَ(ع): إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَتَدَاوَى إِلَّا بِإِفَاضَةِ الْمَاءِ الْبَارِدِ يُصَبُّ عَلَيْنَا وَ أَكْلِ التُّفَّاحِ»).
  25. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۵۵، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۱۶۱، ح۳۱۵۲۲ («... عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ: بَعَثَنِي الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِلَطَفٍ، فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ وَ قُدَّامَهُ طَبَقٌ فِيهِ تُفَّاحٌ أَخْضَرُ، فَوَ اللَّهِ إِنْ صَبَرْتُ أَنْ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ، أَ تَأْكُلُ مِنْ هَذَا وَ النَّاسُ يَكْرَهُونَهُ فَقَالَ لِي كَأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ يَعْرِفُنِي وُعِكْتُ «۲» فِي لَيْلَتِي هَذِهِ فَبَعَثْتُ فَأُتِيتُ بِهِ فَأَكَلْتُهُ وَ هُوَ يَقْلَعُ الْحُمَّى وَ يُسَكِّنُ الْحَرَارَةَ...»).
  26. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۱۶، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۰۵، ح۲۲۰۹۷ («... فَإِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ(ص) قَدِ احْتَجَمَ وَ أَعْطَى الْأَجْرَ وَ لَوْ كَانَ حَرَاماً مَا أَعْطَاهُ...»). اعتبار سند این روایت مبنایی است و به اعتبار و عدم اعتبار سهل بن زیاد وابسته است، مشهور رجالیان او را معتبر نمی‌دانند؛ ولی برخی وی را معتبر دانسته‌اند (ر.ک: سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۳۹- ۳۴۱). محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ص۶، ص۳۵۵، ح‌۱۳۱ («... عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: احْتَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) حَجَمَهُ مَوْلًى لِبَنِي بَيَاضَةَ وَ أَعْطَاهُ...») عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، الجزء الأول، ص۵۲ («... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) احْتَجَمَ وَسَطَ رَأْسِهِ حَجَمَهُ أَبُو ظَبْيَةَ بِمِحْجَمَةٍ مِنْ صُفْرٍ وَ أَعْطَاهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) صَاعاً مِنْ تَمْرٍ»).
  27. محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۳۸۶، ما جاء فی یوم الأربعاء، ح۷۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۱۵، ح۲۲۱۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۶، ص۳۱، ح۱ («... قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ(ع) احْتَجَمَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ هُوَ مَحْمُومٌ فَلَمْ تَتْرُكْهُ الْحُمَّى فَاحْتَجَمَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَتَرَكَتْهُ الْحُمَّى»). سند حدیث به لحاظ اینکه مبنای فتوای به استحباب حجامت است اعتبار دارد.
  28. جِلجِلان، به دانۀ کنجد گویند (آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر، واژۀ «جلجل») و روغن جِلجِلان همان روغن کنجد است.
  29. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۰۷، ح۲۲۱۰۲ («... قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَسْتَعِطُ بِدُهْنِ الْجُلْجُلَانِ إِذَا وَجِعَ رَأْسُهُ...»).
  30. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۹۱، ح‌۴۴۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۴۱۳ («... قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ الْمَشْيَ لِلْمَرِيضِ نُكْسٌ إِنَّ أَبِي(ع) كَانَ إِذَا اعْتَلَّ جُعِلَ فِي ثَوْبٍ فَحُمِلَ لِحَاجَتِهِ يَعْنِي الْوُضُوءَ وَ ذَاكَ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: إِنَّ الْمَشْيَ لِلْمَرِيضِ نُكْسٌ»). سند مرسل است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۴، ص۳۱۸)؛ ولی با ح۴۴۲ - که صحیح است - هم‌مضمون است.
  31. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۷ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَرِضَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) ثَلَاثَ مَرَضَاتٍ فِي كُلِّ مَرْضَةٍ يُوصِي بِوَصِيَّةٍ فَإِذَا أَفَاقَ أَمْضَى وَصِيَّتَهُ»). به فرمودۀ مجلسی سند روایت نزد مشهور ضعیف است (مرآة العقول، ج۲۳، ص۹۲)؛ ولی نزد مجلسی معتبر است.
  32. ابن‌قولویه، کامل الزیارات، ص۲۷۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۶۷، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۳۷، ح‌۱۹۷۷۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۹۸، ص۱۱۲، ح۲۳ («... عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ(ع) فِي مَرَضِهِ وَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ فَسَبَقَنِي إِلَيْهِ مُحَمَّدُ بْنُ حَمْزَةَ، فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ مَا زَالَ يَقُولُ: ابْعَثُوا إِلَى الْحَائِرِ... فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِعَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ فَقَالَ: مَا كَانَ يَصْنَعُ بِالْحَائِرِ وَ هُوَ الْحَائِرُ، فَقَدِمْتُ الْعَسْكَرَ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ، فَقَالَ لِي: اجْلِسْ حِينَ أَرَدْتُ الْقِيَامَ، فَلَمَّا رَأَيْتُهُ أَنِسَ بِي، ذَكَرْتُ قَوْلَ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ، فَقَالَ لِي: أَ لَا قُلْتَ لَهُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) كَانَ يَطُوفُ بِالْبَيْتِ وَ يُقَبِّلُ الْحَجَرَ وَ حُرْمَةُ النَّبِيِّ(ص) وَ الْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْبَيْتِ! وَ أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يَقِفَ بِعَرَفَةَ؛ إِنَّمَا هِيَ مَوَاطِنُ يُحِبُّ اللَّهُ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا، فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ يُدْعَى لِي حَيْثُ يُحِبُّ اللَّهُ أَنْ يُدْعَى فِيهَا وَ الْحَائِرُ مِنْ تِلْكَ الْمَوَاضِعِ»). به فرمودۀ مجلسی سند این روایت [به جهت حضور سهل بن زیاد در آن] نزد مشهور ضعیف است (مرآة العقول، ج۱۷، ص۲۸۵)؛ ولی نزد خودش معتبر است.
  33. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۷، ح۸ («... عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِي وَ جَدِّي وَ عَمِّي حَمَّاماً بِالْمَدِينَةِ فَإِذَا رَجُلٌ فِي بَيْتِ الْمَسْلَخِ... فَلَمَّا خَرَجْنَا مِنَ الْحَمَّامِ سَأَلْنَا عَنِ الرَّجُلِ فَإِذَا هُوَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) وَ مَعَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع)»). سند معتبر است.
  34. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۳۸.
  35. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۰ («أَرْبَعٌ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ: التَّطَيُّبُ...»).
  36. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۹۶ («... فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)...... ثُمَّ قَالَ: مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أَصْحَابِي... لَا يَشَمُّونَ الطِّيبَ... وَ أَشَمُّ الطِّيبَ... فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي»).
  37. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۲، ح۱۶؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۶، ح۱۷۶ («... مَا أَنْفَقْتَ فِي الطِّيبِ فَلَيْسَ بِسَرَفٍ»).
  38. ابن‌سعد، ترجمة الإمام الحسن(ع) من القسم غیرالمطبوع من کتاب الطبقات الکبری، ص۷۳ («إِنَّ الْحَسَنَ كَانَ يَخْضِبُ بِالسَّوَادِ»).
  39. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۴ («عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(ع) قَالَ: كَانَ يُعْرَفُ مَوْضِعُ سُجُودِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِطِيبِ رِيحِهِ»). رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۴ («كَانَ يُعْرَفُ مَوْضِعُ جَعْفَرٍ(ع) فِي الْمَسْجِدِ بِطِيبِ رِيحِهِ وَ مَوْضِعِ سُجُودِهِ»).
  40. محمد بن علی صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲ ص۱۷۹، ح۳؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۴۳ («أَنِّي كُنْتُ أَرَاهُ يَتَبَخَّرُ بِالْعُودِ الْهِنْدِيِّ النِّي‏ءِ وَ يَسْتَعْمِلُ بَعْدَهُ مَاءَ وَرْدٍ وَ مِسْكاً»). شاید بتوان گفت رواج دودکردن اسپند در جامعه اسلامی از این احادیث برگرفته شده است.
  41. معمر بن خلاد مسئول هزینۀ جاری او در خراسان بود.
  42. رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۸۶ («عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ الرِّضَا(ع) بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ، فَأَمَرَنِي أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِيَةً، فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأُعْجِبَ بِهَا...»).
  43. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۴۱.