زهیر بن ابی‌امیه مخزومی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از زهیر بن ابی‌امیه)

آشنایی اجمالی

زهیر بن ابی‌امیة بن مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم. از مردم مکه و از تیره مخزوم، از قبیله قریش بود. سال تولد و مرگ او معلوم نیست. پدرش حذیفه[۱] یا سهیل[۲] مکنی به ابوامیه از بزرگان و بخشندگان (اجواد) مکه بود[۳]. ابوامیه را «زادالرّکب» لقب داده بودند به این دلیل که هنگام سفر، تأمین زاد و توشه هر کس را که همراه او می‌شد بر عهده می‌گرفت[۴]. او گاه همه مردم مکه را لباس نو می‌پوشاند. در این هنگام دره مکه از لباس‌هایی که او به مردم بخشیده بود، به سفیدی می‌زد[۵]. مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بن هاشم بود[۶]. او و عبدالله، پدر پیامبر(ص) از یک مادر بودند. ام سلمه همسر پیامبر(ص)، خواهر زهیر بن ابی‌امیه بود ولی مادران آن دو مختلف بودند[۷]. خاندان او، بنی‌مخزوم، جزء آن دسته از تیره‌های قریش بود که پس از درگذشت عبدالمطلب و تضعیف قدرت و نفوذ بنی‌هاشم، بر شوکت و نفوذشان افزوده شد و مقارن ظهور اسلام با داشتن ثروت فراوان و رجال و شخصیت‌های برجسته، در شهر مکه قدرت و نفوذی به هم رسانده بود. زهیر بن ابی‌امیه نیز مقارن ظهور اسلام از جمله سرشناسان مکه به شمار می‌رفت[۸]. خالد بن ولید شخصیت مشهور صدر اسلام، پسرعموی زهیر بود[۹].

نام زهیر بن ابی‌امیه در زمره کسانی ثبت شده که پس از ظهور اسلام، به تکذیب پیامبر(ص) پرداختند، منکر وحی شدند و مردم را از او بازداشتند[۱۰]. زهیر را از جمله سرسخت‌ترین دشمنان پیامبر(ص)[۱۱] و جزء «المستهزئین» (کسانی که آن حضرت را استهزا می‌کردند) دانسته‌اند[۱۲]. او جزء هفده نفری بود که در موسم حج، در دره‌ها و گردنه‌های مکه می‌ایستادند و حجاج را که به مکه می‌آمدند، از دیدار با پیامبر(ص) و شنیدن سخنان آن حضرت باز می‌داشتند. از این گروه، هفت تن از مردان تیره مخزوم بودند که یکی از آنان زهیر بود. برخی این گروه را «المقتسمین» دانسته و گفته‌اند آیه ۹۰ سوره حجر ﴿كَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى ٱلْمُقْتَسِمِينَ[۱۳] درباره آنان نازل شده است[۱۴] البته ظاهر این آیه و آیات پیش و پس از آن با این ماجرا همخوانی چندانی ندارند.

یکی از مشهورترین حوادث زندگانی زهیر بن امیه، دخالت مؤثر او در باطل کردن قراردادی بود که تیره‌های مختلف قریش در سال هفتم بعثت علیه بنی‌هاشم بستند و هرگونه معامله با آنان را ممنوع کردند و این چنین بنی‌هاشم را در شرایطی دشوار به اقامت در شعب ابی‌طالب مجبور ساختند. آنان نسخه این قرارداد را در خانه کعبه آویختند. سه سال پس از آن، وقتی بنی‌هاشم در تنگنای شدید قرار گرفتند، مردانی از قریش برای ابطال قرارداد تحریم اقدام کردند. آنان پنج تن بودند: هشام بن عمرو بن ربیعه، مطعم بن عدی بن نوفل، زمعة بن الاسود، ابوالبختری بن هشام و زهیر بن ابی‌امیه[۱۵]. با توجه به ارتباط و پیوستگی این افراد با بنی‌هاشم، به نظر می‌رسد پیوند خویشاوندی نقشی مهم در تصمیم آنان داشت. در گزارش بلعمی آمده است: این عاتکه مادر زهیر بن ابی‌امیه بود که رگ خویشاوندی وی را جنباند و تشویقش کرد تا برای ابطال قرارداد تحریم بنی‌هاشم کاری بکند[۱۶]. نخستین کسی که در این کار پیش قدم شد، هشام بن عمرو بن ابی‌ربیعه بود که نزد زهیر بن ابی‌امیه رفت و او را با خود همراه کرد. سپس آن سه تن دیگر نیز به این دو ملحق شدند[۱۷]. آنان شبانه در خطم الحجون در بالای شهر مکه گرد آمدند و در این‌باره رایزنی کردند. در این جلسه زهیر بن ابی‌امیه گفت؛ او نخستین کسی خواهد بود که در مسجد الحرام در این‌باره سخن خواهد گفت[۱۸]. آنان در روز موعود سلاح بستند و در مسجد الحرام حاضر شدند. زهیر بن ابی‌امیه خطاب به مردمی که در مسجد الحرام حاضر بودند، گفت: چرا ما باید غذا بخوریم و لباس بپوشیم و ازدواج کنیم در حالی که بنی‌هاشم از همه اینها محروم و به هلاکت افتاده باشند؟ سپس سوگند خورد که از پا نخواهد نشست تا اینکه این قرارداد ظالمانه را پاره کند. در این هنگام میان ابوجهل و این گروه گفتگوی تندی درگرفت و نتیجه کار البته اعلان بطلان قرارداد تحریم بود[۱۹]. سپس آن پنج تن به شعب ابی‌طالب رفتند و بنی‌هاشم را از آنجا بیرون آوردند[۲۰] و تحریم و محاصره بنی‌هاشم این چنین خاتمه یافت. ابوطالب رئیس بنی‌هاشم، برای تشکر قصیده‌ای در مدح ایشان با این مطلع سرود: «جزی الله رب الناس رهطاً تبایعوا...»[۲۱]. گفته‌اند زهیر بن ابی‌امیه تا پایان عمر اسلام نیاورد[۲۲]. اما درباره سرانجام او سخنانی گوناگون مطرح شده است؛ آورده‌اند که در جنگ بدر (سال دوم)، در میان راه از شتر افتاد، بیمار شد و در همین بیماری درگذشت. نیز گفته‌اند در نبرد بدر حاضر بود و اسیر شد. پیامبر(ص) او را آزاد کرد، اما چون به مکه برگشت، بیمار شد و بر اثر همین بیماری از دنیا رفت. برخی نیز گفته‌اند؛ در جنگ احد حاضر بود و بر اثر اصابت تیری مجروح شد و پس از جنگ، بر اثر همان جراحت مرد[۲۳]. برخی دیگر گفته‌اند؛ زنده ماند و هنگامی که پیامبر(ص) مکه را فتح کرد (سال هشتم)، همراه حارث بن هشام به خانه ام‌هانی، دختر ابوطالب و خواهر علی(ع) پناه برد و ام‌هانی او را امان داد. علی(ع) قصد کرد آن دو تن را به قتل برساند، اما ام‌هانی به دیدار پیامبر(ص) رفت و از آن حضرت برای آنان امان‌نامه گرفت[۲۴]. گفته‌اند پس از فتح مکه راهی یمن شد و همان‌جا مرد در حالی که هنوز کافر بود[۲۵]، اما برخی گفته‌اند به شام رفت و در آنجا درگذشت[۲۶]. با این حال، برخی منابع نام وی را جزء «مؤلفة قلوبهم» آورده‌اند، یعنی کسانی که پیامبر از غنایم حنین سهم زیادی به آنان بخشید تا دل آنان به اسلام متمایل شود[۲۷]، اما در درستی این روایت تردید شده است[۲۸].

همسر زهیر بن ابی‌امیه، زینب دختر اصرم بن حارث بن سباق بن عبدالدار بود که دو تن از پسرانش، معبد بن زهیر و عبدالله بن زهیر، از او به دنیا آمدند[۲۹]. معبد بن زهیر در جنگ جمل کشته شد[۳۰]، عبدالله بن زهیر و پسر دیگر او ایوب بن زهیر نیز از همراهان عبدالله بن زبیر بودند[۳۱]. فرزندان و نوادگان زهیر بن ابی‌امیه مقیم مکه و از سرشناسان این شهر بودند[۳۲].[۳۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۰۰.
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۶۹؛ طبری، تاریخ، ج۱۱، ص۵۳۹.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۳۴۲.
  4. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۶؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲.
  5. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۰۰.
  6. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۳۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۴۲۳.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۰۰.
  8. مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۱۶.
  9. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲.
  10. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۰.
  11. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۴۱.
  12. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۸۸.
  13. «همچنان که (عذاب را) بر بخش‌کنندگان فرو فرستادیم» سوره حجر، آیه 90.
  14. ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۶۰.
  15. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۲.
  16. بلعمی، تاریخ نامه طبری، ج۳، ص۶۰.
  17. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۳، ص۱۲۰.
  18. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۵.
  19. طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۴۲-۳۴۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۸۸-۸۹.
  20. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۲.
  21. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۲۰.
  22. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۰۱.
  23. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۶۳.
  24. ابن کثیر، البدایه النهایه، ج۴، ص۳۴۳؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۴۶۱.
  25. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۶۳.
  26. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۳۲۹.
  27. ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۳۸؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۵، ص۳۹۷.
  28. ر.ک: ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۲۲.
  29. ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۱۵۲.
  30. ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۴۶.
  31. بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۳۲۴؛ ج۷، ص۱۳۸.
  32. مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۱۷.
  33. قنوات، عبدالرحیم، مقاله «زهير بن ابی‌امیه»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۹۷-۳۹۸.