زیارت در سبک زندگی اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

بسیاری از مردم آرزو دارند که مرا ببینند و از دور می‌‌آیند تا مرا دیدار کنند و حال آنکه آنان سخن مرا حقیر می‌شمارند. ازاین‌رو، چشم نداشتن ایشان بهتر باشد برای خلاصی ایشان؛ زیرا هر کسی که در مخلوق، هرچه باشد، لذتی بیابد و نخواهد که لذتی از محبت خدا بیابد، به راستی در دل خویش بتی ساخته و خدا را ترک نموده است»[۱].

در زیارت رعایت آداب باطنی از اهمیت اساسی برخوردار است. اگر زائر نداند که به حضور چه کسی، با چه ویژگی‌هایی می‌رود، دیگر هرچه قیام و قعود کند فایده روشنی نخواهد داشت. اینک که شخص امام در حضور ما نیست، با منش بندگی، آرمان‌ها و اندیشه‌های والای او و با خدایی که می‌‌شناخته و می‌‌پرستیده است، تجدید میثاق می‌کنیم و عزممان را در پیمایش راه آن بزرگوار استوارتر می‌سازیم.

روشن‌ترین راه برای وصول به درکی صحیح از زیارت، مطالعه سیره معنوی عارفان واصل است در وقتی که به زیارت اولیای خداوند می‌‌رفته‌اند. متأسفانه به واسطه کارها و باورهای بی‌اساس عوام و سکوت خواص، خرافات و باورهای مشرکانه‌ای از این رهگذر وارد عقاید مردم ما شده است که که باید با کوشش روشن‌بینان بیدار و شجاع اصلاح گردد. مرحوم آیةالله بهاءالدینی [۱۲۸۷- ۱۳۷۶ش] می‌‌گوید: «در دوران طلبگی به ما ایراد می‌‌گرفتند که چرا شما زیاد زیارت نمی‌روید؟ ما به آنها چیزی نمی‌گفتیم، اما در دل به آنان می‌گفتیم: شما چه اندازه جاهل هستید که می‌خواهید خودتان را به ضریح نزدیک کنید. چرا با افکار آنها آشنا نباشیم؟ اگر با فکر آشنا شدیم به آنها نزدیکیم، گرچه نزدیک قبر و حرم آنها نباشیم»[۲].

«یک بار هنگامی که حضرت امام خمینی، به حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) مشرف شده بودند، در حال عبور از رواق مطهر متوجه شدند که یکی از زوّار روی زمین افتاده و آستان مبارک را می‌بوسد. ایشان نسبت به این صحنه خیلی سریع واکنش نشان داد و به یکی از آقایانی که همراهشان بود فرمود: به این آقا بگویید بلند شود و این کار را نکند»[۳].

اگر زیارت باعث تحول در اندیشه و ایمان و عمل نشود، نوعی تفریح مذهبی به حساب می‌آید و بس. زیارت و هر عبادت دیگر، اگر باب جدیدی از محبت خداوند و مجاهدت با نفس و شفقت بر خلق را بر روی زائر نگشاید و اگر بر معرفت او نیفزاید، از حد یک لذت گذرا فراتر نخواهد رفت. به همین سبب در گفتار بزرگان، دستیابی به مقام دیدار، کار چندان آسانی نیست.

در میان کارهای استحبابی، زیارت اولیای خداوند، نشان از بندگی شایسته و خالصانه حضرت حق می‌دهد. تکریم خلیفةالله، تعظیم خداست. استمداد از مجلای رحمت و قدرت و جمال حق، عین یاری خواستن از خالق هستی است.

انسان کامل که اشرف آفریدگان است، در بین تمام مخلوقات واسطه فیض تمام هم هست. او نه‌تنها در حیات مادی‌اش که حتی پس از هجرت از دار فانی، باز هم مجرای نزول رحمت حق بر بندگانی است که رو به سوی او می‌‌کنند و در آینه وجود تابان او نشان خورشید بی‌غروب حق را می‌‌جویند[۴].

منابع

پانویس

  1. انجیل برنابا، فصل ۱۱۷.
  2. سیری در آفاق، ص۲۴۹.
  3. در سایه آفتاب، ص۱۱۸.
  4. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۲۸۴.