اثبات ضرورت امامت در معارف و سیره حسینی
ضرورت امامت به معنای واجب بودن نظام امامت برای جامعه و نصب امام از طرف خداست. این ضرورت نیازمند بیان دلایل اثبات ضرورت امامت است. بدون شک امامت از مباحث جنجالی و پرچالش دنیای اسلام است که در اصل وجوب آن تردیدی نبوده و مورد اتفاق همه مسلمانان است. این در حالی است که در کیفیت و چگونگی وجوب آن اختلاف نظر وجود دارد. امامیه میگویند وجوب امام، وجوب عقلی است؛ با این توضیح که ایجاد و خلق هر موجودی که موجب نزدیکی به خدا و دوری از گناه شود، به حکم عقل بر خدا لازم است و از این، تعبیر به وجوب لطف میکنند؛ به بیان واضحتر از آنجا که مردم بعد از پیامبر خاتم (ص) مانند زمان حضور ایشان، نیاز به هدایت دارند، لازم و ضروری است، امامانی برای هدایت و سرپرستی توسط خداوند برگزیده شود، تا امر هدایت آنها را بر عهده گیرند.
ادلّه ضرورت امام به دو دسته عقلی و نقلی تقسیم میشود. برخی از دلایل عقلی بحث: وجوب دفع ضرر عظیم، قاعده لطف، برهان حفظ شریعت هستند. از آیه تبلیغ و آیه ولایت و از احادیث "لولا الحجة" و "من مات" و سیره مسلمانان به عنوان دلایل نقلی این بحث یاد شده است.
فارغ از ادله فوق، ضرورت امامت در کلمات اهل بیت(ع) نیز بیان شده است. از جمله در برخی فرمایشات امام حسین(ع) به این مطلب پرداخته شده است.
حدیث من مات
اهمیت و ضرورت شناخت و معرفت نسبت به امام معصوم درحدی است که عدم این شناخت موجب مرگ جاهلیت برای انسان میشود. در روایتی از امام حسین (ع) و آن حضرت از پدرشان و ایشان از رسول خدا(ص) در باب ضرورت معرفت امام چنین نقل شده که فرموده است: «هر کس بمیرد، ولی امامی از فرزندان من نداشته باشد، به مرگ جاهلی مرده است و بدانچه در جاهلیت و اسلامْ عمل کرده است، مؤاخذه میشود»[۱].
کیفیت استدلال
وجه استدلال به حدیث این است که معرفت امام به عنوان یک تکلیف دینی بر هر مسلمانی واجب است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل ایمان و اسلام را خدشه دار میسازد. روشن است که چنین حکم قطعی، مستلزم آن است که زمان، هیچ گاه، فاقد امام نباشد. از این حدیث نکته دیگری نیز استفاده میشود و آن، این است که امامت، صرفاً، یک مقام عادی و در حد رهبری سیاسی نیست که عهده دار برقراری نظم و امنیت جامعه بشری باشد؛ بلکه مقام امامت، با ایمان و دین مردم ارتباط دارد، تا آنجا که نشناختن او، زندگی انسان را به زندگی جاهلیت پیش از اسلام مبدل میسازد.
حدیث من مات و جایگاه امامت
از اینجا روشن میشود که جایگاه امامت در جهان بینی اسلامی، همان جایگاه نبوت است. همان گونه که نشناختن پیامبر و عدم اطاعت از او، ایمان و اسلام انسان را مخدوش میسازد، نشناختن و عدم اطاعت از امام نیز چنین است. در این صورت، شرایط و صفات امام نیز باید در مرتبه شرایط و صفات پیامبر باشد و این، همان دیدگاه شیعه در مسئله امامت است[۲].
حدیث توقف شناخت خدا بر شناخت امام
امامت چنان از اهمیت و ارزش بالایی برخورداراست که میتوان گفت بدون معرفت امام شناخت خدای متعال، میسور نیست. در حقیقت امامشناسی و معرفت ائمه پایه و اساس خداشناسی است. این یک حقیقت انکار ناپذیر است که امام صادق (ع) از زبان سید الشهداء (ع) نقل فرموده است: آنجا که میفرماید: «امام حسین (ع) روزی بر یارانش وارد شد و فرمود: «ای مردم! خداوند بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز برای آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با عبادت او، از عبادت جز او، بینیاز شوند». پس مردی گفت: ای فرزند پیامبر خدا! پدر و مادرم فدای تو! معرفت خدا، یعنی چه؟ فرمود: «شناخت مردم هر عصر نسبت به امامی که اطاعتش بر آنان، واجب است»[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ «بإسناده عن الحسین بن علیّ: حَدَّثَنی أبی عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ قالَ: «قالَ رَسولُ اللّهِ: مَن ماتَ ولَیسَ لَهُ إمامٌ مِن وُلدی ماتَ میتَهً جاهِلِیَّهً، ویُؤخَذُ بِما عمِلَ فی الجاهِلِیَّهِ وَالإِسلامِ»»؛ صدوق، ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۵۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۵۸.
- ↑ «عن أبی عبد اللّه الصادق خَرَجَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أیُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکرُهُ ما خلَقَ العِبادَ إلّا لِیَعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ، فإِذا عبَدوهُ استَغنَوا بعِبادَتِهِ عن عبادَهِ مَن سِواهُ. فَقالَ لَه رَجُلٌ: یَابنَ رَسولِ اللّه ِ بِأَبی أنتَ واُمّی، فَما مَعرِفَهُ اللّه ِ؟ قالَ: مَعرِفَهُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ إمامَهُمُ الَّذی یَجبُ علَیهِم طاعَتُهُ». مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۲.
- ↑ محمد رنجبر حسینی، عصمت عدل پیوست، تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی.