فرزند در معارف و سیره معصوم

هزینه‌های مربوط به فرزندان

به لحاظ مبانی فقهی و احکام شرعی، هزینه‌هایی که آدمی در ارتباط با دیگران بر عهده دارد و بخشی از نفقه و انفاق نامیده می‌شود، بر پایۀ تقسیم تکالیف شرعی، پنج قسمت دارد:

  1. واجب؛ مانند انفاق به همسر، فرزندانِ واجب‌النفقه، پدر و مادر که این انفاق وجوب عینی دارد؛ همچنین انفاق به ایتام، مستمندان و درراه‌ماندگان که وجوبِ آن کفایی است.
  2. مستحب؛ مانند هدیه‌ها و بخشش‌های رایج میان مردم که با قصد قربت انجام می‌گیرد.
  3. مکروه؛ مانند انفاق بر غیر خویشاوندِ مستحق با وجود خویشاوند نیازمند یا انفاق به غیر همسایگان با وجودِ همسایۀ نیازمند و نبودن مانع جهت انفاق به او. کراهت در این‌گونه موارد می‌تواند به معنای ثواب کمتر باشد نه نقص در متن عمل.
  4. حرام؛ مانند هزینه‌هایی که برای جلوگیری از پیشرفت اسلام انجام می‌شود که حرمت آن، ذاتی است و نیز مانند انفاق با مال حرام یا مشکوک در مواردی که واجب است از اطراف شبهه پرهیز شود[۱]. این قسم اخیر حرمت عارضی دارد.
  5. مباح؛ مانند انفاق بر مؤمن برای توسعۀ زندگی با تمکن او به اندازۀ کافی برای امرار معاش[۲].

هزینه‌های رایج فرزندان هم دو بخش جاری و سرمایه‌ای دارد که بخش جاری آن شامل خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، زینت، ازدواج و مانند آن است که معصومان‌(ع) در این بخش همانند عرف دیگران عمل می‌کردند و در اینجا به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

ولیمه

بر پایۀ آموزه‌های دینی و روایات معتبر، اطعام‌کردن برای برخی کارها که به آن ولیمه گفته می‌شود، از جمله قربانی‌کردن برای فرزندان که عقیقه نامیده می‌شود، مستحب است[۳]؛ مانند ازدواج، تولد فرزندان، ختنه آنان، تهیه مسکن، بازگشت از سفر، به‌ویژه سفر زیارتی[۴]. این ولیمه و عقیقه[۵] سنتی است که پیش از رسول خدا(ص) نیز رایج بود. به گفتۀ بکری، عبدالمطّلب، نیای پیامبر(ص) در ازدواج پسرش عبدالله، چند روز[۶] ولیمه داد[۷] و پس از یک هفته از تولد پیامبر(ص) نیز با قربانی‌کردن گوسفندان و نحرکردن شتر و اطعام به مردم، سه روز برای آن حضرت ولیمه داد[۸]. حضرت خدیجه و ابوطالب نیز در ازدواج پیامبر(ص) سه روز ولیمه دادند[۹]. معصومان‌(ع) با توجه به این پیشینه ضمن توصیه به دیگران، خود نیز به این کار اقدام می‌کردند و می‌توان از موارد زیر در دو قسمت ولیمۀ تولد و ازدواج فرزندان نام برد:

۱. ولیمۀ تولد: دربارۀ ولیمه و عقیقۀ تولد امام حسن و امام حسین(ع) دو نقل از دو طریق آمده که یکی به حضرت فاطمه(س) می‌انجامد و دیگری به امام باقر(ع). هر دو نقل دربارۀ اصل قربانی‌کردن، تراشیدن سر نوزاد و هموزن موهای او نقره یا طلا به نیازمندان‌دادن و مایع خوشبویی به نام «خَلوق» بر سر نوزاد مالیدن، اتفاق دارند؛ ولی دربارۀ تعداد گوسفند قربانی و چگونگی بهره‌گیری از آن متفاوت‌اند. بر پایۀ نقل فتال از امام باقر(ع)، رسول خدا(ص) پس از تولد امام حسن و امام حسین(ع) با قربانی‌کردن قوچی برای هر کدام، برای آنان عقیقه و به همسایگانش اطعام کرد[۱۰]. به سند شیخ حر عاملی از حضرت فاطمه(س)، پیامبر(ص) در هفتمین روز تولد هر یک از امام حسن و امام حسین(ع) دو گوسفند نر قربانی کرد و ران گوسفند را به همراه یک دینار (سکه طلا) برای قابله فرستاد[۱۱]. آنچه این دو روایت بر آن اتفاق دارند، هزینه‌کردن پیامبر(ص) برای ولیمه و عقیقۀ تولد آنان است.

منهال قصاب دربارۀ ولیمه تولد امام کاظم(ع) می‌گوید: امام صادق(ع) پس از تولد پسرش موسی در «ابواء»، به شهر مدینه رفت و سه روز به مردم اطعام کرد[۱۲]. در سند گزارش منهال، شخصی به نام علی بن حدید حضور دارد که شیخ طوسی روایت او را در صورتی که در نقلش تنها باشد، قابل اعتماد نمی‌داند[۱۳] و او در این گزارش از منهال، تنهاست؛ زیرا راوی دیگری این مطلب را از منهال، در منابع نقل نکرده است. بر پایۀ نقل معتبر[۱۴]، امام کاظم(ع) برای تولد یکی از فرزندانش در منا حلوای زعفرانی ولیمه داد[۱۵] که ولیمه‌دادنِ در آن وضعیت، نشانۀ اهمیت ولیمه و تأثیر آن در سلامتی کودک است. به فرمان امام هادی(ع) برای پسرش محمد، چهار رأس قوچ عقیقه و گوشت آن، میان دوستان تقسیم شد[۱۶].

به گفتۀ ابراهیم بن ادریس، امام عسکری(ع) در عقیقۀ پسرش حضرت مهدی(ع) فرمان داد دو رأس قوچ قربانی کنند و گوشت آن را میان دوستان پخش کنند[۱۷]. آمار این قربانی در نقل حمزه بن فتح بیشتر گزارش شده است[۱۸]. در روایت محمد بن ابراهیم کوفی آمده که امام عسکری هنگام تولد فرزندش محمد(ع) دستور داد ده‌هزار رطل[۱۹] نان و ده‌هزار رطل گوشت تهیه گردد و در میان بنی‌هاشم تقسیم شود و تعدادی گوسفند برای عقیقۀ او ذبح کنند[۲۰]. البته این نقل‌ها به لحاظ اندازۀ قربانی همخوان نیستند؛ ولی بر اصل عقیقه‌کردن آن حضرت اتفاق دارند. به نظر می‌رسد تفاوت آنها در اندازۀ قربانی، به این جهت است که برای یک مولود عقیقه‌کردن متعدد مستحب است[۲۱]. امام عسکری نیز برای فرزندش چند عقیقه کرد و این کار را به چند نفر سپرده است. برخی از راویان فقط همان مورد خاص را نقل کرده و برخی دیگر آمار سرجمع آنها را آورده‌اند؛ به همین جهت نقل‌ها در این باره متفاوت است.

۲. ولیمۀ ازدواج: بر پایۀ حدیث امام صادق(ع) معصومان‌(ع) برای ازدواج فرزندانشان، با انداختن سفرۀ ولیمه، افراد را بر آن دعوت می‌کردند[۲۲]. طبق نقلی پیامبر اکرم(ص) در ازدواج دخترش فاطمه(س) آبگوشتی همراه با حلوای خَبیص[۲۳] آماده کرد و سفره‌ای انداخت که هر ده نفر بر آن می‌نشستند و پس از بهره‌گیری از آن، جای خود را به گروه بعدی می‌سپردند؛ به‌گونه‌ای‌که خانه‌ای در آن روزگار در مدینه نبود جز آنکه از این ولیمه بهره بردند[۲۴] و به نقل ابو‌الفتوح رازی، مواد غذایی این ولیمه از هدایایی بوده که برخی از یاران آن حضرت با حجم زیاد آورده بودند و آن حضرت با امیرمؤمنان(ع) شبانه گوسفندان، شتران و گاوهای اهدایی را برای تهیۀ غذای مجلس عروسی ذبح کردند[۲۵].

به نقل کلینی، امام کاظم(ع) برای ولیمۀ یکی از فرزندانش که ظاهراً عروسی بوده ظرف‌های بزرگی از فالوده که هزینۀ چندانی نداشت در کوچه و مسجد مدینه نهاده و مردم از آن بهره‌مند شدند و در این کار به سیرۀ پیامبر(ص) و دیگرپیامبران از جمله حضرت سلیمان(ع) استناد کرد[۲۶]. به گفتۀ کشّی، آن حضرت از علی بن یقطین برای هزینۀ ازدواج سه یا چهار پسرش از جمله امام رضا(ع) کمک گرفت. علی بن یقطین نیز هدایایی برای ایشان به صورت پنهانی می‌فرستاد که مبلغ آن، گاهی تا سیصد هزار دینار می‌رسید[۲۷]. امام هادی(ع) برای خریدن کنیزی برای پسرش امام عسکری(ع) بِشْر بن سلیمان نَخَّاس[۲۸] (برده‌فروش) را با نشانه‌هایی به بغداد فرستاد و مبلغ ۲۲۰ دینار به وی پرداخت کرد تا کنیزی را بخرد. این کنیز که نامش مُلیکه دختر یَشوعا بود و به «نرجس» معروف شد، به مبلغ سیصد دینار نرخ‌گذاری شده بود. بِشْر بن سلیمان او را به همان مبلغ پرداختی امام، خریده و نزد امام برده است[۲۹] و او بعدها مادر امام عصر(ع) شد. گفتنی است، برای امام حسن عسکری(ع) همسر دیگری جز نرجس که امّ‌ولد بود و فرزند دیگری جز امام دوازدهم(ع) گزارش نشده است[۳۰].[۳۱]

زینت

زینت که نوعی بهره‌گیری از ابزار زیبایی مانند انگشتر بی‌نگین یا با نگین‌های قیمتی چون عقیق، فیروزه و یاقوت، دستبندها، گردنبندها و خلخال‌های طلا، نقره و مانند آن، در جهت آراستگی، نشاط و شادابی است، یکی از موارد هزینه برای زنان و دختران است و در شادابی و ایجاد آرامش روحی برای آنان تأثیر فراوان دارد و این کار در سیرۀ مصرفی معصومان‌(ع) در ارتباط با فرزندان مشاهده می‌شود. به نقل صحیح[۳۲] کلینی، امام صادق(ع) فرمود: پدرم امام باقر و جدّم امام سجاد(ع) برای زنان و دختران زیورهایی از طلا و نقره تهیه می‌کردند[۳۳] تا در محیط خانه از آن بهره بگیرند نه در برابر دیدگان نامحرمان؛ زیرا ممنوعیت بهره‌گیری از آن در برابر دیدگان نامحرم امری روشن است که در قرآن[۳۴] و روایات[۳۵] بیان شده است امام صادق(ع) در ادامه فرمود: برای زن روا نیست که هنگام حضور در مقابل نامحرم، لباسش بر اندامش چسبیده و حجم بدنش نمایان باشد[۳۶]. امام در این بیان با تأکید بر رعایت عفاف، بهره‌گیری زنان از هرگونه زینت نزد نامحرمان را ممنوع دانسته است[۳۷].

منابع

پانویس

  1. این جمله اشاره دارد به موضوع فقهی - اصولیِ وجوب اجتناب از شبهه در اطراف علم اجمالی. برای توضیح بیشتر به بحث علم اجمالی در کتاب‌های علم اصول مراجعه شود.
  2. ر.ک: شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، بخش مکاسب محرمه؛ روح‌الله خمینی، تحریر‌الوسیله، ج۲، ص۲۹۸- ۳۰۸؛ عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۰، ص۵۳۰ و ج۱۷، ص۱۷۶.
  3. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۹۴- ۲۹۵، مسئله ۳ و ۹.
  4. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۱-۲۸۲، ح۲ و ۳؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۲، ح‌۴۴۰۴؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۰۹، ح‌۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۹۵، ح۲۵۱۲۵ («رَوَى مُوسَى بْنُ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ(ع) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: لَا وَلِيمَةَ إِلَّا فِي خَمْسٍ فِي عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَوْ عِذَارٍ أَوْ وِكَارٍ، أَوْ رِكَازٍ فَالْعُرْسُ التَّزْوِيجُ وَ الْخُرْسُ النِّفَاسُ بِالْوَلَدِ وَ الْعِذَارُ الْخِتَانُ وَ الْوِكَارُ الرَّجُلُ يَشْتَرِي الدَّارَ وَ الرِّكَازُ الرَّجُلُ يَقْدَمُ مِنْ مَكَّةَ»). سند حدیث ۲ کتاب محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، حسن کالصحیح و سند حدیث ۳ آن موثق است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۹۰).
  5. عقیقه بر اساس مستندات دینی برای سلامتی افراد نقش دارد. به منابع روایی و فقهی، باب عقیقه رجوع شود.
  6. اینکه گفته می‌شود چند روز ولیمه داد، معنای عرفی آن مراد است؛ یعنی اگر افراد به مناسبت رخدادی به خانه‌ای رفت و آمد کنند شیرینی یا شربت یا میوه‌ای بخورند یا چند نفر در نوبت‌های متفاوت به آن منزل تردد کنند و غذایی بخورند، نزد عرف این اقدام‌ها ولیمه شمرده می‌شود نه اینکه هر روز چلوکباب برگ بخورند.
  7. احمد بن عبدالله بکری، الأنوار فی مولد النبی(ص)، ص۱۲۲ («اِعْلَمُوا أَيُّهَا النَّاسُ أَنَّ وَلَدَنَا الَّذِي تَعْرِفُونَهُ عَبْدَ اللهِ قَدْ خَطَبَ بِنْتَ وَهَبٍ بِالصَّدَاقِ الْمُعَجَّلِ أَلْفَ مِثْقَالٍ مِنَ الْفِضَّةِ الْبَيْضَاءِ، وَ الْمُؤَجَّلِ أَلْفَ مِثْقَالٍ مِنَ الذَّهَبِ الْوَهَّاجِ، فَهَلْ رَضِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْ وَلَدِنَا؟ فَقَالَ وَهَبٌ: قَدْ رَضِينَا. فَقَالَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ: اشْهَدُوا أَيُّهَا النَّاسُ، وَ اللهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ. قَالَ ثُمَّ إِنَّهُمْ تَصَافَحُوا وَ تَعَاقَدُوا، وَ أَوْلَمَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَلِيمَةً حَضَرَهَا جَمِيعُ أَهْلِ مَكَّةَ وَ أَوْدِيَتِهَا وَ شِعَابِهَا، وَ أَقَامُوا النَّاسَ فِيهَا سَبْعَةَ أَيَّامٍ»).
  8. احمد بن عبدالله بکری، الأنوار فی مولد النبی(ص)، ص۱۹۲؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۵، ص۳۲۹ («... فَلَمَّا تَمَّتْ لَهُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ، دَخَلَ عَلَيْهِ جَدُّهُ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ، فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ قَبَّلَهُ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَخْرَجَكَ إِلَيْنَا حَيْثُ وَعَدَنَا بِقُدُومِكَ… فَلَمَّا مَضَى لَهُ مِنَ الْوِضْعِ سَبْعَةُ أَيَّامٍ، أَوْلَمَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَلِيمَةً عَظِيمَةً، وَ ذَبَحَ الْأَغْنَامَ، وَ نَحَرَ الْإِبِلَ، وَ أَكَلَ النَّاسُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ. ثُمَّ التَمَسَ لَهُ مُرْضِعَةً تُرَبِّيهِ عَلَى عَادَةِ أَهْلِ مَكَّةَ»).
  9. احمد بن عبدالله بکری، الأنوار فی مولد النبی(ص)، ص۳۴۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۷۲ («ثُمَّ إِنَّ خَدِيجَةَ أَنْفَذَتْ إِلَى أَبِي طَالِبٍ غَنَمًا كَثِيرًا وَ دَنَانِيرَ وَ دَرَاهِمَ وَ ثِيَابًا وَ طِيبًا، وَ عَمِلَ أَبُو طَالِبٍ وَلِيمَةً عَظِيمَةً وَ وَقَفَ النَّبِيُّ(ص) وَ شَدَّ وَسَطَهُ، وَ أَلْزَمَ نَفْسَهُ خِدْمَةَ جَمِيعِ النَّاسِ، وَ أَقَامَ لِأَهْلِ مَكَّةَ الْوَلِيمَةَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ...»).
  10. محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ج۱، ص۱۵۵ («قَالَ الْبَاقِرُ(ع): خَتَنَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ(ع) لِسَبْعِ لَيَالٍ وَ حَلَقَ رُءُوسَهُمَا وَ تَصَدَّقَ بِوَزْنَةِ الشَّعْرِ فِضَّةً أَوْ ذَهَباً وَ قَدْ عَقَّ عَنْهُمَا كَبْشاً كَبْشاً طَبَخَهُمَا جَدْوَلًا قَالَ يَعْنِي أَعْضَاءً فَتَصَدَّقَ وَ أَكَلَ وَ أَطْعَمَ جِيرَانَهُ»).
  11. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص‌۴۰۸، ح۲۷ ۲۷۴ («... عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ عَنْ فَاطِمَةَ(س) قَالَتْ:... فَسَمَّاهُ الْحَسَنَ(ع) فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ‏ سَابِعِهِ عَقَّ النَّبِيُّ(ص) عَنْهُ بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ وَ أَعْطَى الْقَابِلَةَ فَخِذاً وَ دِينَاراً وَ حَلَقَ رَأْسَهُ وَ تَصَدَّقَ بِوَزْنِ الشَّعْرِ وَرِقاً وَ طَلَى رَأْسَهُ بِالْخَلُوقِ... فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ حَوْلٍ وُلِدَ الْحُسَيْنُ(ع) وَ جَاءَنِي النَّبِيُّ(ص) فَقَالَ: يَا أَسْمَاءُ هَلُمِّي ابْنِي فَدَفَعْتُهُ إِلَيْهِ فِي خِرْقَةٍ بَيْضَاءَ... قَالَ جَبْرَئِيلُ(ع) سَمِّهِ الْحُسَيْنَ، فَسَمَّاهُ الْحُسَيْنَ فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ سَابِعِهِ عَقَّ عَنْهُ النَّبِيُّ(ص) بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ‏ وَ أَعْطَى الْقَابِلَةَ فَخِذاً وَ دِينَاراً ثُمَّ حَلَقَ رَأْسَهُ وَ تَصَدَّقَ بِوَزْنِ الشَّعْرِ وَرِقاً وَ طَلَى رَأْسَهُ بِالْخَلُوقِ...»).
  12. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۱۹۲، ح۱۸۷ («... عَنْ مِنْهَالٍ الْقَصَّابِ قَالَ: خَرَجْتُ مِنْ مَكَّةَ وَ أُرِيدُ الْمَدِينَةَ فَمَرَرْتُ بِالْأَبْوَاءِ وَ قَدْ وُلِدَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُوسَى(ع)، فَسَبَقْتُهُ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ دَخَلَ بَعْدِي بِيَوْمٍ، فَأَطْعَمَ النَّاسَ ثَلَاثاً، فَكُنْتُ آكُلُ فِيمَنْ يَأْكُلُ، فَمَا آكُلُ شَيْئاً إِلَى الْغَدِ حَتَّى أَعُودَ فَأَكَلَ فَمَكَثَتْ بِذَلِكَ ثَلَاثاً أَطْعَمُ حَتَّى ارْتَفَقَ ثُمَّ لَا أَطْعَمُ شَيْئاً إِلَى الْغَدِ»).
  13. سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۳۰۴ - ۳۰۲.
  14. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۸، ص۱۹۲؛ سند صحیح است.
  15. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۰۶، ح۴؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۴۶، ح‌۲۶؛ همو، الإستبصار، ج۲، ص۲۸۸، ح‌۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۳۸، ح۱۹۰۸۴ («... عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: وُلِدَ لِأَبِي الْحَسَنِ(ع) مَوْلُودٌ بِمِنًى، فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا يَوْمَ النَّحْرِ بِخَبِيصٍ فِيهِ زَعْفَرَانٌ وَ كُنَّا قَدْ حَلَقْنَا...»).
  16. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۲۸ («قَالَ: وَجَّهَ إِلَيَّ مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ(ع) بِأَرْبَعَةِ أَكْبُشٍ وَ كَتَبَ إِلَيَّ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ عُقَّ هَذِهِ عَنِ ابْنِي مُحَمَّدٍ الْمَهْدِيِّ...»).
  17. محمد بن حسن، کتاب الغیبة، ص۲۴۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۸، ح۲۷۵۴۷ ({{متن حدیث|الشَّلْمَغَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي الثِّقَةُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِدْرِيسَ قَالَ وَجَّهَ إِلَيَّ مَوْلَايَ أَبُو مُحَمَّدٍ(ع)... بِكَبْشَيْنِ وَ كَتَبَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ عُقَّ هَذَيْنِ الْكَبْشَيْنِ عَنْ مَوْلَاكَ وَ كُلْ هَنَّأَكَ اللَّهُ وَ أَطْعِمْ إِخْوَانَكَ...).
  18. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۵، ص۱۴۱، ح‌۱۷۷۹۵ - ۵ («... عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الْفَتْحِ قَالَ: كَانَ يَوْماً جَالِساً فَقَالَ لِي: الْبِشَارَةَ وُلِدَ الْبَارِحَةَ فِي الدَّارِ مَوْلُودٌ لِأَبِي مُحَمَّدٍ(ع) وَ أَمَرَ بِكِتْمَانِهِ وَ أَنْ يُعَقَّ عَنْهُ بِثَلَاثِمِائَةِ كَبْشٍ الْخَبَرَ وَ فِي نُسْخَةٍ ثَلَاثِمِائَةِ شَاةٍ»).
  19. هر رطل تقریباً برابر است با ۳۳۶ گرم (جبران مسعود، فرهنگ الفبایی الرائد، ج۱، ص۳۳۴).
  20. محمد بن علی صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۴۳۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۴۳.
  21. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۸.
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵ ص۳۶۸، ح۱ («... عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ التَّزْوِيجِ بِغَيْرِ خُطْبَةٍ؟ فَقَالَ: أَ وَ لَيْسَ عَامَّةُ مَا يَتَزَوَّجُ فِتْيَانُنَا وَ نَحْنُ نَتَعَرَّقُ الطَّعَامَ عَلَى الْخِوَانِ نَقُولُ يَا فُلَانُ زَوِّجْ فُلَاناً فُلَانَةَ فَيَقُولُ نَعَمْ قَدْ فَعَلْتُ»). گرچه سند ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۸۷)، با محتوای روایت معتبر و فتوای فقهی هماهنگ است (ر.ک: روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۲۲۷، مسئله ۶).
  23. حلوایی که از خرما و روغن درست می‌شود که به فارسی به آن «افروشه» گویند (فرهنگ بزرگ جامع نوین، واژه «خبیص»).
  24. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۰۶، ح۲۱؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۴، ص۱۹۹، ح۱۶۵۰۲ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) قَالَ: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَاطِمَةَ بِعَلِيٍّ(ع) قَالَ: حِينَ عَقَدَ الْعَقْدَ مَنْ حَضَرَ نِكَاحَ عَلِيٍّ(ع) فَلْيَحْضُرْ إِلَى طَعَامِهِ... قَالَ: وَ جَعَلَ النَّاسُ يَرِدُونَ عَشَرَةً عَشَرَةً فَيَأْكُلُونَ وَ يَصْدُرُونَ... حَتَّى لَمْ يَبْقَ يَوْمَئِذٍ بِالْمَدِينَةِ دَارٌ وَ لَا مَنْزِلٌ إِلَّا وَ دَخَلَ إِلَيْهِ مِنْ طَعَامِ النَّبِيِّ(ص)...»).
  25. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‌۱۴، ص۲۶۱ (سعد معاذ آمد و ده گوسپند آورد و گاوی و شتری. سعد بن الرّبیع آمد و پنج گوسپند آورد و شتری. سعد بن خیثمه آمد و دو شتر آورد و ابوایوب انصاری آمد و گوسپندی آورد و خرواری خرما و خارجة بن زید شتری آورد و گاوی و چهار گوسپند. عبدالرّحمن عوف آمد و پنج خروار خرما آورد. عثمان عفّان آمد و پنج خروار خرما آورد و بیست گوسپند و مشکی روغن گاوی و هر کس از صحابه آمدند و هدیه‌ای آوردند تا هدایای بسیار جمع شد آنجا). حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۱۴۴، ح۱۹۴۱۳ - ۱ («الشَّيْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ... إِلَى أَنْ قَالَ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا عَلِيُّ! لَا بُدَّ لِي وَ لَكَ أَنْ نَشْتَغِلَ هَذِهِ اللَّيْلَةَ وَ نَذْبَحَ هَذِهِ الْأَغْنَامَ وَ الْبَقَرَاتِ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) يَذْبَحُ وَ يَسْلَخُ وَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَفْصِلُ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ انْقَضَى شُغْلُهُمَا. قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): وَ لَمْ نَرَ فِي يَدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَثَراً مِنَ الدَّمِ الْخَبَرَ»).
  26. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۱، ح۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۰۷، ح۳۰۶۲۲ («... عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: أَوْلَمَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) وَلِيمَةً عَلَى بَعْضِ وُلْدِهِ فَأَطْعَمَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ الْفَالُوذَجَاتِ فِي الْجِفَانِ فِي الْمَسَاجِدِ وَ الْأَزِقَّةِ، فَعَابَهُ بِذَلِكَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَدِينَةِ، فَبَلَغَهُ(ع) ذَلِكَ فَقَالَ: مَا آتَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيّاً مِنْ أَنْبِيَائِهِ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ آتَى مُحَمَّداً(ص) مِثْلَهُ وَ زَادَهُ مَا لَمْ يُؤْتِهِمْ قَالَ لِسُلَيْمَانَ(ع) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ(ص): ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»). سند روایت مرسل است (مجلسی، «مرآة العقول»، ج۲۲، ص۹۰)؛ ولی عمل به محتوای این روایت در روایات دیگر منع نشده است.
  27. محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۴۳۴ («إِنَّ عَلِيَّ بْنَ يَقْطِينٍ رُبَّمَا حَمَلَ مِائَةَ أَلْفٍ إِلَى ثَلَاثِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ(ع) زَوَّجَ ثَلَاثَةَ بَنِينَ أَوْ أَرْبَعَةً، مِنْهُمْ أَبُو الْحَسَنِ الثَّانِي، فَكَتَبَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ: أَنِّي قَدْ صَيَّرْتُ مُهُورَهُنَّ إِلَيْكَ»).
  28. بشر بن سلیمان از نوادگان ابوایوب انصاری و از یاران مورد اعتماد امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) بود که در سامرا و در همسایگی آنان به سر می‌برد و در خریدوفروش بردگان دستی داشت (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص۶، ح۱۲).
  29. محمد بن علی صدوق، کمال‌الدین، ج۲، ص۴۱۹، ح۱؛ محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص۲۰۸؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج‌۱، ص۲۵۲؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص‌۴۷۲؛ علی بن عبدالکریم نیلی نجفی، منتخب الأنوار المضیئة، ص‌۵۲ -۵۶‌؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۱، ص‌۶، ح۱۲ («... قَالَ بِشْرُ بْنُ سُلَيْمَانَ النَّخَّاسُ... أَتَانِي كَافُورٌ الْخَادِمُ فَقَالَ: مَوْلَانَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ يَدْعُوكَ إِلَيْهِ، فَأَتَيْتُهُ فَلَمَّا جَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ، قَالَ لِي: يَا بِشْرُ! إِنَّكَ مِنْ وُلْدِ الْأَنْصَارِ وَ هَذِهِ الْمُوَالاةُ لَمْ تَزَلْ فِيكُمْ يَرِثُهَا خَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ وَ أَنْتُمْ ثِقَاتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ إِنِّي مُزَكِّيكَ وَ مُشَرِّفُكَ بِفَضِيلَةٍ تَسْبِقُ بِهَا الشِّيعَةَ فِي الْمُوَالاةِ بِسِرٍّ أَطَّلِعُكَ عَلَيْهِ وَ أُنْفِذُكَ فِي ابْتِيَاعِ أَمَةٍ فَكَتَبَ كِتَاباً لَطِيفاً بِخَطٍّ رُومِيٍّ وَ لُغَةٍ رُومِيَّةٍ وَ طَبَعَ عَلَيْهِ خَاتَمَهُ وَ أَخْرَجَ شِقَّةً صَفْرَاءَ فِيهَا مِائَتَانِ وَ عِشْرُونَ دِينَاراً فَقَالَ: خُذْهَا وَ تَوَجَّهْ بِهَا إِلَى بَغْدَادَ...»).
  30. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۴۸ - ۳۴۹.
  31. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۶۴
  32. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۳.
  33. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۶۳، فصل ذکر لباس الحلیّ، ح۵۸۴؛ رضی‌الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۸۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۱۰۳، ح۶۰۴۳ و ۶۰۴۴؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۲، ص۶۰۱، ص۴۳، ح‌۲۸۴۶ («... عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الذَّهَبِ يُحَلَّى بِهِ الصِّبْيَانُ؟ فَقَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» و «عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الذَّهَبِ يُحَلَّى بِهِ الصِّبْيَانُ؟ فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ أَبِي(ع) لَيُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ فَلَا بَأْسَ بِهِ»).
  34. ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا... «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست.».. سوره نور، آیه ۳۱.
  35. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۲۱، ح۳ («... عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ»).
  36. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۹، ح۳ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا»).
  37. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۴۷۱.