فضیلت اخلاقی در سبک زندگی اسلامی
مقدمه
«فضایل اخلاقی» در میان انسانها و جوامع گوناگون، از درجهبندیهای متفاوتی برخوردار است. معیارهای فضیلت و رذیلت نیز ممکن است در همهجا همسان نباشند. البته در این زمینه مشترکات بیش از وجوه افتراق است. برای پی بردن به معیارهای سنجش حسن و قبح اعمال و رفتار مردمان و فرهنگهای مختلف، شایسته است به کتابهای دانشمندان علم اخلاق و به منابع مربوط به فلسفه اخلاق مراجعه شود. نکته مهم این است که خاصیت مشترک تمام فضایل اخلاقی، آن است که موجب کاهش نزاع و تعارض در روحیه اشخاص و در میان یکایک مردم اجتماع میشود. اینکه در اسلام اینهمه بر سلام تأکید شده است، و اینکه ما هر کاری را با تکیه بر رحمت خداوند آغاز میکنیم، در حقیقت میخواهیم بر اساسیترین هدف تمام مکارم اخلاقی تأکید ورزیم و پیوسته این پرچم مقدس را در کشور وجود خود و در سطح جامعه بالا نگه داریم. یکی از رازهای نام «دارالسلام» بر بهشت، همین است که آنجا از هر نزاع و بداخلاقی که منجر به ناآرامی میشود، پاک است[۱].
در نزد ما که از پیروان مکتب اهل بیت پیامبریم، معیار فضیلت و رذیلت با ترازوی عقل و عدل و وحی و سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) و خاندان پاک ایشان سنجیده میشود. امام علی(ع) در کتاب شریف نهجالبلاغه، بسیاری از معیارها را به روشنی تمام تبیین فرموده است. قرآن کریم که رسالت اصلیاش ساختن انسانهای خداشناس و مؤدب به آداب الهی است، مهمترین فضایل اخلاقی برای فرد و جمع را برشمرده و بر «راستگویی، امانتداری، وفای به عهد، تمسک به عقل و منطق، رعایت انصاف در همه حال، تسلیم حق شدن در هر شرایطی، مراعات حقوق دیگران و پرهیز از ظلم و فساد در تمام عرصههای زندگی» تأکید کرده است.
امام علی(ع) که خود خورشید تابان و آیینه تمامنمای همه خوبیهاست. در وصف یکی از دوستان قدیمی خویش میفرماید: «در گذشته برادری همکیش داشتم که در چشم من بسی ارجمند مینمود؛ زیرا دنیای حرام و دلبستگیهای دون در نزد او بیارزش بود. او شکمباره نبود. آرزوی ناداشتهها را در سر نمیپروراند. نسبت به آن چیزهایی هم که در دسترس او بود زیادهخواهی نمیکرد. در بیشتر ایام عمر خویش ساکت بود. وقتی هم که لب به سخن میگشود، کلامش از دیگر سخنوران برتر و پرفایدهتر بود. حرفش عطش پرسشگران و تشنگان دانش را فرو مینشاند. به ظاهر آدمی ناتوان به نظر میآمد، اما در زمان وقوع درگیریهای جدی، چونان شیر بیشه میخروشید.
تا پیش قاضی نمیرفت دلیلی را به زبان نمیآورد. کسی را که عذری داشت قبل از شنیدن عذرش ملامت نمیکرد. هرگز از دردی نمینالید و شِکوِه نمیکرد، مگر پس از بهبودی آن. آنچه عمل میکرد بر زبان میراند و از ناکردهها چیزی نمیگفت. اگر دیگران در سخن راندن بر او سبقت میگرفتند، اما بر جاده سکوت او همواره پیشتاز بود. بر شنیدن بیش از حرف زدن حریص بود. اگر بر سر دوراهی انتخاب دو کار قرار میگرفت، فکر میکرد که کدامیک با خواست نفس سازگارتر است و همان را رها میکرد. پس بر شما باد به روی آوردن به اینگونه سجایای اخلاقی. هان! با یکدیگر در کسب این فضایل رقابت کنید. اگر خواستید و نشد، بدانید که به دست آوردن برخی از آن ارزشهای والا، بهتر است از رها کردن و کنار نهادن تمام آنها»[۲].
آن بزرگوار در وصف ماجرای برادر عیالوارش، عقیل که از امام خواست تا کمی بیشتر از بیتالمال به او بدهد، در ضمن خطبه ۲۲۴ میفرماید: «به خدا سوگند اگر من تمام شبها را بر روی خارهای شتری به سر ببرم، یا اگر با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، برایم خوشتر است از اینکه خدا و پیامبرش را در روز قیامت، درحالی ملاقات کنم که به برخی از بندگان خدا ستم کرده باشم یا دستم به سوی اموال عمومی دراز شده باشد... به خدا قسم، اگر هفت اقلیم و آنچه را که در زیر آسمانهاست به من بدهند و بخواهند که بر خلاف خواست خداوند سبحان، دانه جوی را به ناروا از مورچهای بگیرم، چنین نخواهم کرد. این دنیای آلوده در نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ خُرد و خوارتر است. علی را با برخورداریهای ناپایدار و لذتهای بیبقای دنیا چه کار؟ پناه بر خدا از خفتن عقل و از زشتی لغزشها، مگر او کمک کند و به دادمان برسد»
هرچه فضایل اخلاقی در سطح جامعه بیشتر نمایان گردد، منازعه و سرکشیهای ویرانگر، جهالت و ندانمکاری، بیانضباطی و کارشکنی، خودمحوری، کینه و کدورت، تاخت و تازها و رقابتهای شخصی و گروهی، بدگمانی و سوءظن نسبت به یکدیگر، سیر نزولی میپیماید و از حجم پروندههای دادگستری کاسته میشود. عقل جمعی به بلوغ میرسد و باب نقد و انتقادهای سازنده باز میشود. ترس از ستم حاکمان و دستاندرکاران و مقتدران دولتی و غیر دولتی به حداقل میرسد. امید به دادستانی و احقاق حقوق انسانی افزایش مییابد و باب گفتگوهای عقلانی در رسانهها و مجامع عمومی گشوده میگردد. و در نهایت رائحه خوش سلامت اخلاقی و عقلانی و آرامش و راستی و درستی به مشام یکایک افراد جامعه میرسد.
اگر چنین فضایی در هر جامعهای پدید آید، آهنگ رشد و تکامل آن جامعه از سرعت روزافزونی، در تمام عرصهها برخوردار خواهد شد. به همین منظور است که ترویج و تحکیم فضایل اخلاقی در تمام سطوح جامعه، بزرگترین رسالت رسول خاتم(ص) بهشمار میرود[۳].
منابع
پانویس
- ↑ ﴿أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ﴾ «آیا برای مردم شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و مؤمنان را آگاه ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی راستین دارند؛ کافران میگویند: بیگمان این جادوگری آشکار است» سوره یونس، آیه ۲؛ ﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ * ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ * وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ * لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ﴾ «اما پرهیزگاران در بوستانها و (کنار) چشمهسارانند * در آن با تندرستی و ایمنی درآیید! * و آنچه کینه است از دل آنان میزداییم و برادروار بر اورنگهایی روبهرو مینشینند * نه به آنان رنجی میرسد و نه از آنجا بیرونشان میکنند» سوره حجر، آیه ۴۵-۴۸.
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۲۸۹.
- ↑ دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۳۸۰.