مرجئه در معارف و سیره امام باقر
امام باقر(ع) در برابر مرجئه
خلفای غاصب و خونریز اموی در برابر اهلبیت و امامت شیعه و پیروانشان دو سیاست همسو و همتراز را در پیش گرفته بودند. اول: تحکم و اعدام و شکنجه و زندان، دوم: تضعیف اعتقاد مردم و ایجاد انگیزه برای گرویدن مردم به خلفا، هر چند خلفا ظالم باشند. در مورد سیاست دوم با شیطنت و حیلهگری دست به ابداع و اختراع مسلکهای اعتقادی زدند و در چارچوب آن مسلکها، حمایت از خلیفه را هر چند معاویه و یزید باشد جای دادند. یکی از آن مسلکهای قارچ گونهای که در جهت مسمومیت فکر و اندیشه مردم از زمین رویید مرجئه بود.
بنیامیه از یک سو با شیعه مواجه بودند که آنان را قاتل بنیهاشم و غاصب خلافت میدانستند و از طرفی با خوارج مواجه بودند که آنها را کافر دانسته و قیام بر ضد بنیامیه را واجب میشمردند و هر یک از این دو دسته برای اثبات ادعای خود یک سلسله دلایل دینی در دست داشت که بنیامیه قادر به ابطال آنها نبودند؛ لذا مرجئه را به وجود آوردند تا دلایلی در برابر شیعه و خوارج اقامه کنند و در میدان مبارزه دینی و اعتقادی در مقابل آن دو دسته ایستادگی کنند.
مرجئه ایمان را عبارت از اعتقاد قلبی محض میدانستند و هیچ عملی را ناشی از این اعتقاد نمیدانند. میگفتند: کافی است که انسان قلباً مؤمن باشد تا جان و مالش از نظر اسلام محترم و در آخرت رستگار باشد، میگفتند: با وجود ایمان هیچ گناهی ضرر ندارد، همچنان که با وجود کفر هیچ عبادتی فایده ندارد. ایمان عبارت از اعتقاد قلبی است. کسی که قلباً ایمان دارد هر قدر به زبان اظهار کفر کند یا بت بپرستد و در این حال بمیرد نزد خدا ایمان کامل داشته و اهل بهشت است.
مرجئه عمل را داخل در ایمان نمیدانستند؛ یعنی ایمان تا حدی ثابت و لا یتغیر است و گناه سبب تضعیف یا آسیب رساندن به ایمان نمیشود. امام باقر(ع) با شدت نسبت به نظرات مرجئه مخالف بود، بنابه گفته ابوحاتم رازی از امام باقر(ع) نقل شده: مرجئه سنت خدا را هم در ظاهر و هم در باطن تغییر دادهاند و آنها یهود این امت هستند که دشمنی آنها با ما شدیدتر از دشمنی نصاری و یهودیان است.
معنای این سخن در میدان سیاست این بود که مرجئه آماده بودند خلفای جور را بپذیرند، حتی اگر اعمالشان از برخی جهات آلوده به گناه باشند. پیامد چنین نظری آن بود که طغیان، شورش و قیام علیه حکام وقت نه لزومی داشت و نه مقبول بود. نمونه این امر تلاش مرجئه در دوران خلافت بنیامیه برای برابری موالی بود[۱].
۴۰ نفر از بزرگان و معتقدان به مرجئه برای یزید بن عبدالملک اعلام معصومیت کردند. پرونده ننگین خلافت یزید بن عبدالملک با همه بیکفایتی و بیلیاقتیاش و با همه هوسرانیاش بر کسی پوشیده نیست، موج تعفن شهوت رانیاش در برابر کنیزان آلوده تاریخ را مشمئز کرده است، ابداع و اختراع مسلکهای تخدیری مثل مرجئه چگونه میخواستند این خلفای پلید و آلوده را تطهیر کنند؟ میخواستند بگویند ایمان قلبی در دل یزید کفایت میکند، گر چه سه روز بر نعش حبابه عزاداری کند و اجازه دفن او را ندهد[۲].
منابع
پانویس
- ↑ نخستین جنبشهای شیعی، ص۱۲۳.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام باقر، ص ۶۰.