مصرف بیت المال در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

بیت‌المال باید در چه راهی مصرف شود؟ و آیا پیامبر و خاندان آن حضرت تمام آنچه به دستشان می‌رسید، برای گذراندن زندگی خود مصرف می‌کردند؟ آیا کمک‌های مالی آنان به دیگران که موارد متعددی از آن گذشت همه‌اش از مال شخصی خودشان بود یا از بیت‌المال؟ یا از طریق دیگری تأمین می‌شد؟

یکی از شئون حکومت و وظایف خطیر رهبر مسلمین، پاسداری از اموال عمومی و بیت‌المال است؛ زیرا خیانت به بیت‌المال علاوه بر عواقب شوم معنوی آن، باعث در هم شکستن نظام حکومت و عدالت اجتماعی و به وجود آمدن هرج و مرج و تبعیضات ضد بشری و اختلافات طبقاتی می‌گردد و از نظر قرآن خیانت به بیت‌المال کار بسیار ناپسند و حرامی است و مجازات روز قیامت را به دنبال دارد[۱].[۲]

دقت پیامبر(ص) درباره بیت‌المال

تا آنجا پیشوایان دینی درباره حفظ بیت‌المال مراقبت می‌کردند که حاضر نمی‌شدند کسی نخ و سوزنی را بی‌مورد مصرف کند، که این مسأله در جنگ حنین[۳] به خوبی روشن می‌شود که چگونه پیامبر(ص) در این باره دقیق بود[۴].

دقت امیرالمؤمنین(ع) درباره بیت‌المال

روش امیرالمؤمنین(ع) درباره حفظ بیت‌المال و تقسیم آن به طور مساوی بین مردم[۵]، همان روش پیامبر(ص) بود[۶].

روش حضرت با کارگزاران

روش امیرمؤمنان(ع) در این باره با کارگزاران خویش به گونه‌ای بود که اگر یکی از آنها در این مورد تخلف می‌کرد، شدیداً او را مؤاخذه می‌کرد[۷]، و با آن‌که حق استفاده از بیت‌المال را داشت اما از محصول غله‌اش در مدینه، ینبع[۸] بهره‌برداری کرد. با این همه هرگز از غذا سیر نشد[۹] و لباس خشن می‌پوشید[۱۰]. از نظر پوشیدن لباس هم، از بیت‌المال خودداری می‌کرد[۱۱].[۱۲]

روش حضرت با نزدیکان خود

درباره نزدیک‌ترین افراد به خود مانند فرزندان[۱۳] و برادرش عقیل[۱۴] و داماد و پسر عمویش عبدالله جعفر و... نیز این مسأله را به طور دقیق رعایت می‌کرد[۱۵].[۱۶]

نماز در بیت‌المال

او پس از خواندن نماز نافله در بیت‌المال می‌فرمود: ای بیت‌المال در روز قیامت شهادت بده که من از مال مسلمانان هیچ چیزی در تو نگاه نداشتم[۱۷].[۱۸]

جاروب کردن بیت‌المال

هر روز جمعه بیت‌المال را جاروب می‌کرد و آب می‌پاشید. سپس دو رکعت نماز بجای می‌آورد[۱۹].[۲۰]

علی(ع) و فروختن شمشیر

با اینکه بیت‌المال در اختیار او بود، شمشیر خود را به بازار می‌آورد و می‌فرمود: چه کسی این شمشیر را از من می‌خرد. به خدا سوگند اگر بهای لباسی داشتم، آن را نمی‌فروختم[۲۱].[۲۲]

منابع

پانویس

  1. ﴿وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ... «و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱؛ درباره شأن نزول آیه رجوع شود به الکاشانی، الفیض، الصافی فی تفسیر القرآن، تهران، منشورات المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه. ق، ط۴، ج۱، ص۳۱۰؛ مجمع البحرین، ج۵، ص۴٣۵؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰۲. حدیثی هم در مورد غلول آمده است که پیامبر(ص) فرمود: «اياكم و الغلول فانه عار على اهله يوم القيامة». عسقلانی، احمد بن حجر، فتح الباری در شرح صحیح بخاری، بیروت، لبنان، دار المعرفة، للطباعة والنشر، ج۶، کتاب الجهاد، ص۱۸۶، یعنی بر غلول و خیانتکار در روز قیامت عیب و آتش دوزخ و تنگ است.
  2. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۱.
  3. جهت اطلاع بیشتر در این باره رجوع شود به: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۶۹ – ۲۷۰؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، منشورات مکتبه المعارف، ط ١، ١٩۶۶، ج۳، ص٣۴۵ و ٣۵٢ و ٣۵۶. مغازی واقدی، ج۲، ص۹۱۷ - ۹۱۸ و ۹۴۲ – ۹۴۳؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص١٣۴ – ١٣۵.
  4. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۲.
  5. الاسکافی، ابی جعفر، محمد بن عبدالله، المعیار والموازنه فی فضائل الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب صلوات الله علیه، تحقیق شیخ محمدباقر محمودی، ط ١، ١۴٠٢ ه، ١٩٨١ م، ص۲۲۷؛ الزبیدی، شرح تاج العروس من جواهر القاموس، دار احیاء التراث العربی، ج۱۰، ص۷۸؛ ابی اسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، تحقیق محدث ارموی، چاپخانه حیدری، ١٣۵۴ ه، ١٣٩۵ ق، ج۱، ص۵۱ – ۵۳؛ سیره علی فی المال، ص۷۰؛ بحار الانوار، ج۴١، ص١٣۶؛ السنن الکبری، ج۶، ص۳۸۶ و ٣۴۸ – ٣۴۹؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۷ - ۳۸ و ج۲، ص۱۹۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، کتاب الجهاد، ص۸۱، حدیث ۸۰ از باب ۳۹؛ الکلینی، ابی جعفر، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی، تهران، منشورات دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ ه. ق، ط ۲، ص۶۹، الکاندهلوی، محمد یوسف، حیاه الصحابه، قاهره، دار النصر للطباعه، ۱۳۸۸ ه، ۱۹۶۹م، ج۲، ص۱۱۲؛ انساب الاشراف، ج۲، ص١۴١؛ طه حسین، الفتنه الکبری، علی و بنوه، مطابع دارالمعارف مصر، ط ٧، ١٣٩۴، ج۲، ص١٣۵ – ١۴۶؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۲۶ و ۲۰۵ و ۲۳۲؛ مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۱۰؛ مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج۳، ص۱۷۷؛ جورج جرداق، الامام علی صوت العداله الانسانیه، بیروت، دارالفکر، العربی، ج۲، ص۴۶٠؛ دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، الطبعه الاخیره، مصر، مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۸۸ ه. ق، ج۱، ص۱۵۳؛ فروع کافی، ج۴، ص٣١. تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ص١٢۶؛ الطوسی، الامالی، ص١٩۴، محمد بن نعمان، شیخ مفید، امالی مفید، نجف، مطبعه الحیدریه، ط ۳، ص۱۱۲.
  6. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۲.
  7. نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه‌های ۵، ۲۰، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۵۳، ۷۰، ۷۱؛ طه حسین، الفتنه الکبری، ج۲، ص١۴٧؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۰۵؛ خصال صدوق، باب الخمسه، ج۱، ص٣۴١، حدیث ۸۵؛ محمودی، شیخ محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، مطبعه النعمان، النجف الاشرف، ط ١، ١٩۶۸ م، ۱۳۸۷ه، ج۴، ص۳۰.
  8. در این باره در بخش اول کتاب (بحث املاک شخصی امیر مؤمنان(ع)) بحث شد.
  9. همان‌گونه که رسول خدا(ص) از غذا سیر نشد. چنان‌که جاحظ از عایشه این مطلب را نقل کرده است: الجاحظ، ابی عثمان، عمرو بن بحر، البیان والتبیین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، دار الفکر للجمیع، ۱۹۶۸، ج۱، ص۱۷.
  10. ینابیع الموده، ص١۴٧. درباره لباس حضرت نیز رجوع شود به: ینابیع الموده، ص١۵٠؛ الغارات، ج١، ص٩۶ – ٩۷؛ الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۷؛ کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج۱۳، ص۱۸۰، حدیث شماره ٣۶۵۴٠؛ کشف الغمه، ج١، ص١۶٢؛ الحافظ الموفق بن احمد الحنفی، المعروف باخطب خوارزم، المناقب، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، ص۶۶؛ الحلی، العلامه، کشف الیقین فی فضائل امیر المؤمنین(ع)، تحقیق علی آل کوثر، نشر مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ط ١، ١۴١٣ ه. ق، ص١٠۶.
  11. ابن جوزی در این باره می‌نویسد: عن هارون بن عنترة قال دخلت على علي بن ابي طالب بالخورنق و هو يرعد تحت سمل قطيفه فقلت يا امير المؤمنين ان الله تعالى قد جعل لك و لاهل بيتك في هذا المال نصيبا و انت تصنع بنفسك ما تصنع. فقال «والله ما ارزؤكم من مالكم شيئا و انها لقطيفتي التي خرجت بها من منزلي او قال من المدينة»؛ الجوزی أبی الفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی، صفه الصفوة، مجلس دائره المعارف العثمانیه، حیدرآباد دکن هند، ط ۲، ۱۳۸۸ه، ۱۹۶۸م، ج۱، ص۱۲۲؛ الاموال، ابو عبید، ص٢٧۳ – ۲۷۴. شخصی به نام هارون بن عنتره از قول پدرش نقل کرده که گفت: در خورنق خدمت علی بن ابی‌طالب رسیده در حالی که حضرت خود را با قطیفه کهنه‌ای پوشانده بود و می‌لرزید. گفتم: ای امیر مؤمنان خدای تعالی برای تو و خانواده‌ات در این مال (بیت‌المال) نصیب و بهره‌ای قرار داده است (مثل دیگران می‌توانی از آن استفاده کنی) ولی با خود این‌گونه رفتار می‌کنی؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند من از مال شما چیزی کم نمی‌کنم (استفاده نمی‌کنم) این هم قطیفه‌ای است که آن را از منزل خود یا این که گفت: از مدینه با خود آوردم (مال شخصی من است). درباره غذای حضرت به همین بسنده می‌شود که قندوزی می‌گوید: علی کرم الله وجهه در مسجد کوفه در حال اعتکاف بود. وقتی خواست افطار کند مرد عربی نزد حضرت آمد. علی(ع) از میان کیسه‌ای نان جوینی که هنوز پوست نخاله جو بر روی آن پیدا بود، آورد و مقداری به او داد. مرد عرب نخورد. آن را در گوشه لباسش گذاشت و به طرف منزل امام حسن و امام حسین(ع) آمد. با آنها غذا خورد. سپس به آنها گفت: در مسجد کوفه پیرمرد غریبی دیدم که غیر از این نان چیزی نداشت. من مقداری از این غذا را برای او می‌برم که بخورد. حسنین(ع) گریه کردند و گفتند: او پدر ما امیرالمؤمنین است و با این کار با هوای نفسش مبارزه می‌کند و نفس خود را ریاضت می‌دهد. ینابیع الموده، ص۱۴۷ ـ ۱۴۸.
  12. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۳.
  13. برخورد حضرت با فرزندش حسین(ع): مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۰۷؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص٢۵٣؛ کشف الغمه، ج۱، ص١٧۶ با تفاوت. برخورد با دخترش: تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص١۵١؛ کتاب الحدود فی باب من الزیادات، باب ۱۰، حدیث ۳۷؛ مناقب، ج۲، ص١٠٨؛ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط ۲، ١۴۰۸ ه، ١٩٨٨ م، ج۳، ص١۶٣ با تفاوت. درباره برخورد حضرت با یکی از دختران امام حسن یا امام حسین(ع) (تردید از راوی است) رجوع شود به: انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳۱ – ۱۳۲.
  14. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۵، ۲۵۳، ٢۵۴؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۰۸ – ۱۰۹.
  15. عبدالله جعفر پسر برادر امیرمؤمنان و شوهر زینب(س) بود. درباره او تعبیراتی (مانند دریای جود و یا این که سخی‌تر از او در اسلام نبوده است) شده که جهت اطلاع بیشتر درباره او رجوع شود به: الغارات، ج۲، ص۶٩۴، تعلیقه ١٢؛ الکتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، تحقیق الدکتور احسان عباس، دار صادر، بیروت، ج۲، ص۱۷۰؛ طبری، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، القاهرة مکتبه القدسی، ١٣۵۶ ه، ص۲۲۰؛ الابشیهی، المحلی، شهاب الدین محمد بن احمد، المستطرف فی کل فن مستظرف، دار احیاء التراث العربی، الطبعه الاخیره، ج۱، ص۱۵۸ – ۱۶۰. او وقتی به حضرت علی(ع) گفت: یا امیرالمؤمنین، دستور دهید که چیزی بر آنچه به من می‌دهند، بیفزایند؛ به خدا سوگند آن‌قدر تنگدست شده‌ام که باید برخی از ستوران خود را بفروشم. فرمود: به خدا سوگند چیزی ندارم که به تو بدهم، مگر اینکه از عموی خود (یعنی حضرت علی(ع)) بخواهی چیزی بدزدد و به تو بدهد. الغارات، ج۱، ص۶۶.
  16. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۴.
  17. الغارات، ج۱، ص۴۹ و ۸۳؛ صفوه الصفوه، ج۱، ص۱۲۱؛ حلیه الابرار، ج۱، ص۳۳۱ – ۳۳۲؛ ینابیع المودة، ص۱۴۷ با تفاوت در عبارات.
  18. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۵.
  19. الغارات، ج۱، ص۴۶ – ۴۷؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳۲ تا ۱۳۴؛ کنز العمال، ج۱۳، ص۱۸۲، حدیث شماره ۳۶۵۴۶؛ کشف الغمه، ج۱، ص۱۶۵ و ۱۷۳؛ الوردی، تاریخ ابن الوردی، عمر بن مظفر، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ط۱، ۱۴۱۷ه، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۱۵۷ با اندک تفاوت.
  20. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۵.
  21. الغارات، ج۱، ص۶۳؛ مناقب اخطب خوارزم، ص۶۹؛ صفه الصفوه، ج۱، ص۱۲۳؛ کنز العمال، ج۱۳، ص۱۷۸؛ الگنجی، الشافعی، الحافظ، محمد بن یوسف، کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی‌طالب، تحقیق محمد هادی الامینی، مطبعه فارابی، تهران، ط۳، ۱۴۰۴ه، ناشر: دار احیاء التراث اهل البیت، ص۴۰۴؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۴۳؛ کشف الغمه، ج۱، ص۱۷۵؛ المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیر المؤمنین، ص۲۳۸. در احادیث دیگری آمده است که فرمود: «اگر به اندازه شام شب داشتم، شمشیرم را نمی‌فروختم». که بلاذری می‌نویسد: «درآمد غله علی(ع) چهل هزار دینار بود. آنها را به عنوان صدقه در راه خدا داد و شمشیرش را فروخت و فرمود: اگر به اندازه غذای شب داشتم، آن را نمی‌فروختم». انساب الاشراف، ج۲، ص۱۱۷؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۷۲؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۴۳؛ سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۸. مرحوم سیدرضی در این باره می‌نویسد: یک روز علی(ع) بر منبر کوفه بود فرمود: چه کسی این شمشیرم را از من می‌خرد؟ اگر به اندازه غذای یک شب داشتم این را نمی‌فروختم. سپس مرحوم سید رضی اضافه می‌نماید که درآمد غله آن حضرت در آن زمان در هر سال به مبلغ چهل هزار دینار می‌رسید. السید الرضی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع)، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، لبنان، ط ١، ١۴٠۶ ه، ١٩٨۶م، ص۶۴.
  22. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۲۵۵.