نذر در معارف و سیره معصوم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

یکی از منابع درآمد

یکی از منابع درآمدی معصومان‌(ع) نذورات و وصیت‌هایی بوده که از سوی افراد انجام می‌گرفت. برایند گزارش‌ها در این باره نشان می‌دهد برخی از شیعیان، به‌ویژه کسانی که وارثی نداشتند، اموال خود را به صورت وصیت یا نذر یا هدیه به معصومان‌(ع) واگذار می‌کردند؛ حتی برخی از وابستگان به دستگاه خلافت نیز نذوراتی داشتند و برای آن گرامیان ارسال می‌کردند.

گفتنی است بررسی این موضوع از جهات مختلف مانند اصل نذورات و وصیت‌ها در زندگی معصومان‌(ع)، آمار آنها، موارد مصرف آنها، تحول فرایندی آنها در زندگی آنان و اندازۀ نقش آنها در معیشت آنان موضوعی است پردامنه که تحقیقی جدا می‌طلبد. در اینجا نام‌بردن از این موضوع تنها برای یادآوری این نکته است که نذورات و وصایا در ردیف منابع درآمدی آنان جای داشت و بخشی از هزینه‌های زندگی ایشان، به‌ویژه در دورۀ امامان متأخر از این راه تأمین می‌شد و برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود:

  1. مردی که نذر کرده بود مقداری روغن را در اختیار با فضیلت‌ترین‌فرد قریش بگذارد، آن را با مشورت مِسْوَر بن مَخْرَمَةَ برای امام حسن و امام حسین(ع)، به عنوان افضل قریش فرستاد[۱].
  2. به گفتۀ نعمانی، حمران بن اعین نذر کرده بود اگر امام باقر(ع) به سؤال وی دربارۀ قائم‌بودن یا نبودن او پاسخ دهد، وی هزار دینار به او بپردازد. نعمانی افزود: امام با پاسخ‌دادن به پرسش حمران از او خواست دینارهایش را نزد خود نگه دارد[۲].
  3. در گزارش فضل بن کثیر، از محمد بن عمرو آمده است: زنی مبلغ سی دینار از اموالش را برای امام رضا(ع) وصیت کرده و او پس از مرگش آن مبلغ را برای امام فرستاد و آن حضرت اعلان وصول کرد[۳].
  4. مادر متوکل عباسی جهت شفایافتن متوکّل، مبلغ ده‌هزار دینار برای امام هادی(ع) نذر کرده است و پس از شفایابی پسرش، آن مبلغ را برای امام فرستاد. برخی از مخالفان، این مبلغ را بهانه کرده و نزد متوکل علیه امام سعایت کردند و آن را از دست امام در آوردند؛ ولی متوکل، پس از تحقیق دربارۀ این سعایت و آگاهی از درست‌نبودن خبر سعایت‌کنندگان، با افزودن مبلغی، آن را به امام باز گرداند[۴].
  5. به نقل ابومنصور موصلی، یوسف بن یعقوب نصرانی کاتب، روزی از سوی متوکل احضار شد و چون از او می‌ترسید، نذر کرد با امان‌ماندن از خشم متوکل، مبلغ یکصد دینار برای امام هادی(ع) بفرستد. با رفتن نزد متوکل و مورد خشمش قرارنگرفتن، به نذر خود وفا کرد و امام نیز پذیرفت[۵].
  6. حسین بن مالک قمی راوی معتبر امام هادی(ع) در نامه‌ای به آن حضرت گزارش کرده که فرد بدون وارثی، اموالش را به آن گرامی واگذار کرده است و از او راهنمایی خواست و امام هم راهنمایی‌اش کرد[۶].
  7. احمد بن حمزه قمی راوی معتبر امام هادی(ع)[۷] نیز می‌گوید: از آن گرامی دربارۀ اموال افرادی که در قم می‌زیستند و آن را برای آل‌محمد وصیت کرده‌اند، پرسیدم؛ امام هم راهنمایی کرده‌اند[۸].
  8. مورد دیگر منطقۀ اهواز است که علی بن مهزیار در آن مزرعه‌ای داشت و بر پایۀ نقل کلینی و صدوق، وصیت کرده بود سالانه یک‌چهارم سود آن را به امام عسکری(ع) بپردازند و مبلغی از ماندۀ آن را برای وی حج انجام دهند و برادرش ابراهیم بن مهزیار را متصدّی آن قرار داد[۹].
  9. از گزارش ابوادیان[۱۰] هم بر می‌آید که هدایا و نذوراتی از مردم به امام عسکری(ع) می‌رسید. به گزارش کلینی و صدوق، پیش از آخرین بیماری امام عسکری(ع) که به شهادتش[۱۱] انجامید، نامه‌هایی را به ابوادیان سپرد که به شهرها ببرد. ابوادیان در حالی به سامرا باز گشت که پیکر آن حضرت در حال تجهیز بود و فرزندش امام عصر(ع) بر پیکر پدر نماز می‌گزارد و از ابوادیان پاسخ نامه‌ها را در خواست کرد و از درون همیان نیز - که اندازۀ پول دوستان امام عسکری(ع) در آن بود و برای آن حضرت فرستاده بودند - به نشانۀ امام‌بودنش خبر داد[۱۲].

این موارد نمونه‌هایی از وصیت‌ها و نذری‌های مردم به معصومان‌(ع) است[۱۳].

منابع

پانویس

  1. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۱۸ («... أَنَّ رَجُلًا نَذَرَ أَنْ يَدْهُنَ بِقَارُورَةٍ رِجْلَيْ أَفْضَلِ قُرَيْشٍ، فَسَأَلَ عَنْ ذَلِكَ، فَقِيلَ: إِنَّ مَخْرَمَةَ أَعْلَمُ النَّاسِ الْيَوْمَ بِأَنْسَابِ قُرَيْشٍ فَاسْأَلْهُ عَنْ ذَلِكَ، فَأَتَاهُ وَ سَأَلَهُ وَ قَدْ خَرِفَ وَ عِنْدَهُ ابْنُهُ الْمِسْوَرُ، فَمَدَّ الشَّيْخُ رِجْلَيْهِ وَ قَالَ: ادْهُنْهُمَا، فَقَالَ الْمِسْوَرُ ابْنُهُ لِلرَّجُلِ: لَا تَفْعَلْ أَيُّهَا الرَّجُلُ فَإِنَّ الشَّيْخَ قَدْ خَرِفَ، وَ إِنَّمَا ذَهَبَ إِلَى مَا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، وَ أَرْسَلَهُ إِلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ(ع) وَ قَالَ: ادْهُنْ بِهَا أَرْجُلَهُمَا، فَهُمَا أَفْضَلُ النَّاسِ وَ أَكْرَمُهُمُ الْيَوْمَ...»).
  2. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۲۱۵.
  3. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۰۱، ح۴۲؛ همو، الاستبصار، ج۳، ص۹۵ ح۱۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۷۱، ح۲۳۴۱۵ («... عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع): أَنَّ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِنَا أَوْصَتْ أَنْ نَدْفَعَ إِلَيْكَ ثَلَاثِينَ دِينَاراً وَ كَانَ لَهَا عِنْدِي فَلَمْ يَحْضُرْنِي، فَذَهَبْتُ إِلَى بَعْضِ الصَّيَارِفَةِ، فَقُلْتُ: أَسْلِفْنِي دَنَانِيرَ عَلَى أَنْ أُعْطِيَكَ ثَمَنَ كُلِّ دِينَارٍ سِتَّةً وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً، فَأَخَذْتُ مِنْهُ عَشَرَةَ دَنَانِيرَ بِمِائَتَيْنِ وَ سِتِّينَ دِرْهَماً وَ قَدْ بَعَثْتُهَا إِلَيْكَ، فَكَتَبَ(ع): إِلَيَّ وَصَلَتِ الدَّنَانِيرُ»).
  4. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۰۲ - ۳۰۴.
  5. علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، ج۲، ص۲۰۳.
  6. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۶۰، ح۱۲ («... عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ: رَجُلٌ مَاتَ وَ جَعَلَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ لَهُ فِي حَيَاتِهِ لَكَ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ، ثُمَّ إِنَّهُ أَصَابَ بَعْدَ ذلِكَ وَلَداً، وَ مَبْلَغُ مَالِهِ ثَلَاثَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ، وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكَ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ، فَإِنْ رَأَيْتَ - جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ - أَنْ تُعْلِمَنِي فِيهِ رَأْيَكَ لِأَعْمَلَ بِهِ؟ فَكَتَبَ: أَطْلِقْ لَهُمْ»). هرچند روایت مضمره است، ساختار متن، نشانه نقل آن از امام هادی(ع) است؛ چون حسین بن مالک از یاران معتبر امام هادی(ع) بوده و سند روایت هم صحیح است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۳، ص۹۷؛ سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۸۵ - ۸۶).
  7. احمد بن علی نجاشی، رجال، ش۲۲۴؛ محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۱، ص۴۵۹ - ۴۶۱، ش۳۶۲.
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۸، ح۳ («... قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ فِي بَلَدِنَا رُبَّمَا أُوصِيَ بِالْمَالِ لآِلِ مُحَمَّدٍ(ع) فَيَأْتُونِّي بِهِ فَأَكْرَهُ أَنْ أَحْمِلَهُ إِلَيْكَ حَتَّى أَسْتَأْمِرَكَ. فَقَالَ: لَا تَأْتِنِي بِهِ وَ لَا تَعَرَّضْ لَهُ»).
  9. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص‌۳۱۰، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۴۴، ح۲۹۲ («... عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّ مَوْلَاكَ عَلِيَّ بْنَ مَهْزِيَارَ أَوْصَى أَنْ يُحَجَّ عَنْهُ مِنْ ضَيْعَةٍ صَيَّرَ رُبُعَهَا لَكَ، فِي كُلِّ سَنَةٍ حَجَّةً إِلَى عِشْرِينَ دِينَاراً...»).
  10. ابوادیان، نامه‌رسان امام حسن عسکری(ع) به دوستانش در مناطق دیگر بود.
  11. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۱۳۱؛ همو، «تاج الموالید»، ص۱۳۵؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل‌ابی‌طالب، ج۴، ص۴۵۵ («وَ يُقَالُ اسْتُشْهِدَ»). مرعشی نجفی، ملحقات احقاق الحق، ج۱۲، ص۴۷۵ (به نقل از: هاشمی حنفی در کتاب أئمة الهدی، ص۱۳۸ با تعبیر «وَ دَسَّ لَهُ الْمُعْتَمِدُ الْعَبَّاسِيُّ سَمًّا فَتُوُفِّيَ مِنْهُ»).
  12. محمد بن یعقوب کلینی الکافی، ج۱، ص۵۰۶ - ۵۰۳؛ محمد بن علی صدوق، کمال الدین، ص۴۷۶ - ۴۷۵.
  13. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۲۲