آزادی اقتصادی در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آزادی اقتصادی

از جمله مصادیق آزادی فردی اقتصادی در دستگاه حکومت علوی، آزادی افراد در پرداخت زکات و تهیه مسکن است.

آزادی افراد در پرداخت زکات

از نظر امام(ع) مردم در دادن زکات، مقدار و نوع آن آزاد بودند. بهترین گواه بر این مطلب سخن امام(ع) در نامه ۲۵ است: پس آهسته و آرام سوی ایشان رو تا میان آنان رسی و سلامشان کن و در درود گفتن کوتاهی مکن، سپس بگو: بندگان خدا مرا ولی خدا و خلیفه او سوی شما فرستاد تا حقی را که خدا در مال‌هایتان نهاد از شما بگیرم، آیا خدا را در مال‌های شما حقی است تا آن را ادا سازید و به ولی بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه، متعرض او مشو و اگر کسی گفت: آری، با او برو، بی‌آن‌که او را بترسانی یا بیمش دهی، یا بر او سخت‌گیری یا کار را بر او سخت گردانی، آنچه از زر یا سیم به تو دهد، بگیر.

نکته درخور توجهی در این نامه وجود دارد و آن، این است که زکات در حقیقت حقی است که خداوند بر مال افراد با توجه به ضوابط و شرایط خاص دارد و این حقی کاملا ثابت شده و امیرالمؤمنین در این نامه به آن اشاره دارد. از طرفی شخص زکات‌دهنده هم حقی به نام آزادی دارد؛ حضرت امیر(ع) با اینکه می‌داند شخص باید حق خدا یعنی زکات را بپردازد اما چون به آزادی او احترام قائل است، او را مجبور به این کار نمی‌کند، گرچه اجرای همین حق به نفع اقتصاد حکومت علوی و افزایش خزانه بیت‌المال نباشد.

آزادی در انتخاب محل سکونت

در بند یک از ماده سیزدهم متن اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «هر کس حق دارد در داخل هر کشور آزادانه نقل مکان کند و هر کجا که بخواهد اقامت گزیند»[۱]. امام علی(ع) در زمانی که غرب دوران تاریک قرون وسطایی را سپری می‌کرد، انسان‌ها را در تعیین جا و نوع مسکن آزاد می‌دانست و هیچ قیدی جز آسایش و رفاه را برای گزینش مسکن لحاظ نمی‌فرمود؛ «لَيْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ، خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ»[۲]؛ شهری تو را از شهر دیگر بهتر نیست. بهترین شهرها آن است که در آنت آسایش زندگی است. در شرح مغنیه ذیل این حکمت شریف آمده است: لَيْسَ الْمُهِمُّ أَنْ تَعِيشَ فِي هَذَا الْبَلَدِ... الْمُهِمُّ كَيْفَ تَعِيشُ لَا أَيْنَ تَعِيشُ[۳]؛ این مهم نیست که در این سرزمین زندگی می‌کنی، مهم این است که چگونه زندگی می‌کنی نه اینکه کجا زندگی می‌کنی؟ در بهج الصباغه ذیل این حکمت به نقل از اغانی آمده است: «عبدالملک به حارث گفت: کدام سرزمین برای تو دوست‌داشتنی‌تر است؟ گفت: آنجا که حال من نیکو و صورتم گشاده باشد»[۴]. بیان و تحقق این حق - حق انتخاب مسکن - در جامعه دوران امیرمؤمنان که زندگی شهری چندان رشد نکرده بود و برای بسیاری از افراد قابل هضم و درک نبود، دلالت بر میزان رشد و ترقی برنامه‌های حقوقی اسلام دارد[۵].

منابع

پانویس

  1. اسدالله مبشری، حقوق بشر، ص۱۰۸.
  2. نهج‌البلاغه، حکمت ۴۴۲.
  3. محمدجواد مغنیه، فی ظلال نهج‌البلاغه، ج۴، ص۴۷۰-۴۷۱.
  4. شیخ محمدتقی تستری، بهج الصباغه فی شرح نهج‌البلاغه، ج۱۴، ص۶۳۵.
  5. احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۲۲۲ ـ ۲۲۴.