مقدمه

نام و تبار همسران امام جواد(ع) چنین است:

ام‌الفضل

نخستین همسر امام جواد(ع) «ام‌الفضل» دختر مأمون عباسی است که این ازدواج در چند محور بررسی می‌شود:

  1. این ازدواج از چه شخصی پیشنهاد شده است؟ این پرسش به این جهت مطرح است که از یک سو مأمون قاتل امام رضا(ع) بود و از سوی دیگر امام جواد(ع) در سن رایج ازدواج نبود و از جانب سوم این ازدواج برای افکار عمومی جای شگفتی داشت؛ چنان‌که برخی بستگان مأمون به این ازدواج - به دلیل اینکه بیم آن داشتند مبادا خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود - اعتراض داشتند؛ ولی مأمون به انگیزه‌هایی که خواهد آمد اعتراض آنان را نپذیرفت[۱]. به هر روی بر پایه منابع، این ازدواج به پیشنهاد مأمون بود[۲] و امام جواد(ع) نیز با لحاظ وضعیت موجود آن را پذیرفت و برابر شرایطی که مأمون ایجاد کرده بود، مراسم خواستگاری برگزار شد و امام مهریه ام‌الفضل را معادل مهریه حضرت زهرا (پانصد درهم) تعیین کرد[۳]. البته امام به تناسب کرامت و شرایط زمانی و شخصیت اجتماعی خود و ام‌الفضل به او صدهزار درهم نیز هدیه داد[۴].
  2. این عقد ازدواج و زفاف آن در چه تاریخی رخ داده است؟ در این باره گزارش‌های متفاوتی در میان است. طبری و مسعودی[۵] اجرای خطبه عقد را در زمان امام رضا(ع) در سال ۲۰۲ قمری گزارش کرده‌اند. بیهقی به صورت احتمال این عقد را در دیداری دانسته که امام جواد(ع) با پدر در طوس داشت[۶]؛ ولی به گزارش شیخ مفید، این عقد ازدواج پس از پرسش علمی یحیی بن اکثم (بزرگ‌ترین عالم دربار مأمون) از امام جواد(ع) در بغداد، در نه سال و چند ماهگی[۷] امام[۸] یعنی در سال ۲۰۴ قمری و به نقلی از تفسیر قمی در ده یا یازده سالگی امام[۹] رخ داده است؛ اما زفاف آن برابر گزارش طبری و در پی او ابن‌کثیر در سال ۲۱۵ قمری در تکریت رخ داده است[۱۰]. در این فرض، زفاف در بیست سالگی امام - با رویکرد به تولد او در سال ۱۹۵ قمری - انجام شد. اما با لحاظ سه نکته پیش رو می‌توان گفت تاریخ زفاف در حدود پانزده سالگی امام جواد(ع) بوده است:
    1. برابر نقل شیخ مفید، ام‌الفضل در نامه‌ای شکوه‌آمیز از مدینه به پدرش مأمون گزارش داد که امام جواد(ع) کنیزی را برگزیده که این کار مرا رنجانده؛ اما پدرش شکوه او را نپذیرفت[۱۱].
    2. این کنیز همان مادر امام هادی(ع) بود که پس از ازدواج امام با ام‌الفضل به زندگی امام راه یافته بود[۱۲].
    3. تولد امام هادی(ع) از این کنیز در ۱۵ ذیحجه سال ۲۱۲ قمری رخ داد[۱۳]. پس زفاف امام جواد(ع) با ام‌الفضل باید پیش از تولد امام هادی(ع) یعنی پیش از سال ۲۱۲ قمری باشد و اگر در دوران بلوغ جسمی امام (پانزده سالگی) رخ داده باشد باید در حدود سال دویست و دهم قمری باشد.
  3. انگیزه مأمون برای درخواست[۱۴] این ازدواج چه بوده است؟ در این باره نیز تفسیرهای متفاوتی در میان است که می‌توان از اینها نام برد:
    1. مأمون می‌خواست پدربزرگ کودکی از نسل پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) باشد[۱۵].
    2. مأمون به دلیل شخصیت علمی امام جواد(ع) شوق و شعفی به او داشت[۱۶].
    3. مأمون می‌خواست از این راه به علویان علاقه نشان دهد تا آنان را از قیام علیه خود بازدارد[۱۷].
    4. مأمون می‌توانست از این راه امام جواد(ع) و ارتباط او با شیعیان را کنترل کند[۱۸]. این ازدواج در واقع توطنه مأمون به شمار می‌آمد[۱۹]؛ یعنی مأمون چون امام رضا(ع) را به شهادت رسانده بود، دختر خود را به ازدواج امام جواد(ع) درآورد تا خود را تبرئه کند[۲۰]. در نهایت با رویکرد به بروز شایستگی‌های امام جواد(ع) پس از پدر و با لحاظ جایگاه اجتماعی خاندان ایشان در میان مردم و آگاهی مأمون از این موقعیت و با توجه به برتری‌طلبی مأمون می‌توان گفت همه تفسیرهای یادشده در انگیزه مأمون نقش داشت.
  4. عملکرد امام جواد‌(ع) و ام‌الفضل نسبت به یکدیگر چگونه بوده است؟ در این باره منابع حکایت می‌کنند از اینکه رفتار امام از آغاز تا انجام کریمانه بوده و مطلب دیگری در این باره به دست نیامده است. امام بر پایه آیه ﴿وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ[۲۱] علاوه بر مهرالسنه صدهزار درهم به او هدیه داد[۲۲] و پس از آنکه ام‌الفضل در خانه امام بچه‌دار نشد[۲۳]، امام کنیزی به خانه آورد و از او بچه‌دار شد؛ ولی ام‌الفضل ناسازگاری آغاز کرد و در نامه‌ای شکوه‌آمیز به پدرش نوشت که ابوجعفر کنیزی به خانه آورده و به او توجه می‌کند. مأمون در پاسخ با تندی به او نوشت که تو را به ازدواج او درنیاوردم تا حلال را بر او حرام کنی. مبادا از این شکایت‌ها تکرار شود[۲۴]. هرچند خصیبی در گزارش خود آورده که ام‌الفضل برای این ازدواج از ابتدا رضایت قلبی نداشت و از این‌رو پدر خود را نفرین می‌کرد و چون فضیلت‌های امام(ع) را مشاهده می‌کرد، آن حضرت را به ساحر بودن متهم می‌کرد و می‌گفت پدرش مأمون او را به ازدواج ساحری درآورده است[۲۵]؛ ولی این گزارش از منابع دیگر به دست نیامده است. به هر روی از امام در همه حال؛ جز کرامت و حلم - که سکوت در برابر بدی‌هاست[۲۶] - هیچ‌گونه عکس‌العمل منفی ثبت نشده است. اما ام‌الفضل پس از مرگ پدرش مأمون (۲۱۸ق) با لحاظ عواملی از قبیل بچه‌دار نشدن، تأثیر‌پذیری او از دربار معتصم (۲۲۷-۲۱۸ق)، فزون‌طلبی و انتظارات غیر منطقی او از امام و قرار گرفتن وی در محیطی متفاوت با دربار مواضع خود را درباره امام دچار تنش و تناقض کرد و عزم خود را جزم کرد و همسرش را به قتل رساند[۲۷].[۲۸]

حضرت سمانه مغربیه

همسر دیگر آن حضرت، مادر امام هادی(ع)، کنیزی ام‌ولد بود که نام‌های «سوسن»[۲۹]، «سُمانه»[۳۰] یا «سمانه مغربیه»[۳۱]، «مدنب»، غزاله مغربیه و «حُدیث»[۳۲] برای وی نقل شده و امام او را پس از ازدواج با ام‌الفضل به مبلغ شصت[۳۳] یا هفتاد[۳۴] دینار خریده بود. تفاوت این نام‌ها می‌تواند به دلیل تفاوت صفت‌ها و خصلت‌ها یا به جهت تعدد کنیزان یا هر دو باشد. این کنیز به دستور خود امام خریداری شد[۳۵] و همه فرزندان امام از وی بودند[۳۶].

او زنی بامعرفت و کمال بود. از امام هادی(ع) در این باره چنین نقل شده است: مادرم به حق من معرفت داشت و در پناه چشم الهی که خواب ندارد، حفاظ داشت؛ از این‌رو شیطان به او نزدیک نشد و به نیرنگ ظالمان کینه‌توز دچار نیامد و او اهل بهشت است[۳۷].[۳۸]

همسر سوم

قطب راوندی از زنی از نسل عمار یاسر به عنوان همسر دیگر امام جواد(ع) یاد کرده و این نقل را از محمد بن ابراهیم جعفری از حکیمه دختر امام رضا(ع) چنین آورده است: روزی ام‌الفضل دختر مأمون از این همسر با تعبیر امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ یاد کرد و گفت: شبی نشسته بودم و دیدم زنی زیبا، بلندقامت و رشید وارد منزل شد پرسیدم: کیستی؟ گفت: زنی از فرزندان عمار یاسر، همسر ابوجعفر پسر امام رضا(ع) هستم. ام‌الفضل - که در گذشته از کنیز داشتن امام جواد(ع) ناراحت بود و نزد پدر از این موضوع شکایت می‌برد و پدرش نیز او را به تحمل توصیه می‌کرد ـ این بار به شدت ناراحت شد و برای شکایت نزد پدر رفت و از امام بدگویی کرد، مأمون ـ که مست شراب بود ـ بالفور به منزل امام رفت و به او آسیبی زد؛ ولی این اقدام تأثیری نداشت[۳۹].

پیش از راوندی، اربلی این نقل را با تعبیر رُوِيَ عَنْ حَكِيمَةَ بِنْتِ الرِّضَا(ع)[۴۰] آورده و آن را به دو جهت مجعول دانسته است: اول، ازدواج و کنیزداری امام جواد(ع) در مدینه بود و مأمون در مدینه نبود تا ام‌الفضل نزد او شکوه برد. دوم، در ابتدای نقل آمده که حکیمه پس از شهادت امام جواد‌(ع) به دیدار ام‌الفضل رفته و این خبر را از او شنیده است؛ درحالی‌که شهادت امام جواد(ع) در بغداد رخ داده و حکیمه در مدینه به سر می‌برده است پس دیدار حکیمه ساکن مدینه با ام‌الفضلی که در این زمان ساکن بغداد بوده معنا ندارد[۴۱].

پس از راوندی، سیدهاشم بحرانی (۱۱۰۷ق)[۴۲]، سید نعمت‌الله جزائری (۱۱۱۲)[۴۳] و علامه مجلسی (۱۱۱) که معاصر یکدیگر بودند، به نقل از راوندی این گزارش را آورده‌اند و مجلسی با نقل نقد اربلی آن را نپذیرفته و می‌نویسد این گزارش مشهور است[۴۴]. به هر روی این نقل از منابع متقدم به دست نیامده است.

به گزارش زید شحام، امام جواد(ع) از وی کنیزی خرید و برای قیمت آن نیز با او چانه زد[۴۵]. تعبیر «کنیزی از وی خرید» حکایت می‌کند از اینکه آن حضرت کنیز یا کنیزکانی نیز داشت[۴۶].

منابع

پانویس

  1. ابن‌طاوس، نهج الدعوات و منهج العبادات، ص۸۱؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۸۰-۳۸۱.
  2. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۳۸۰-۳۸۱؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۱.
  3. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۸۱.
  4. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۶ («... وَ قَدْ نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي مِائَةَ أَلْفٍ...»).
  5. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۷، ص۱۴۵، حوادث سال ۲۰۲ (دارالتراث)؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۳۴-۳۵.
  6. احمد بن حسین بیهقی، تاریخ بیهق، ص۴۶.
  7. بر مبنای تولد امام در سال ۱۹۵ قمری.
  8. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۵.
  9. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۸۱ («عَشْرُ سِنِينَ أَوْ إِحْدَى عَشْرَةَ سَنَةً»).
  10. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۹۰، حوادث سال ۲۱۵ (دارالتراث)؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۱۰، ص۲۹۵.
  11. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۸ («إِنَّهُ يَتَسَرَّى عَلَيَّ وَ يُغِيرُنِي»).
  12. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۲۸.
  13. ر.ک: یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۴۸۴.
  14. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۱.
  15. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۵۵.
  16. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲.
  17. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص۵۵۸.
  18. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۴۷۸.
  19. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴-۴۹۵، ح۴.
  20. سید جعفر مرتضی عاملی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا(ع)، ص۲۰۹.
  21. «و بخشش را میان خود فراموش مکنید» سوره بقره، آیه ۲۳۷.
  22. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۶ («... وَ قَدْ نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي مِائَةَ أَلْفٍ...»).
  23. احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۵۵.
  24. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۸۸ («إِنَّا لَمْ نُزَوِّجْكِ أَبَا جَعْفَرٍ لِتُحَرِّمِي عَلَيْهِ حَلَالًا فَلَا تُعَاوِدِي»).
  25. حسین بن حمدان خصیبی، الهدایة الکبری، ص۳۰۴.
  26. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۴۵ (فَالحِلْمُ هُوَ تَرْكُ مُكَافَأَةِ مَنْ يُسِيءُ إِلَيْكَ وَ السُّكُوتُ فِي مُقَابَلَةِ...).
  27. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۹۲؛ محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الامامه، ص۳۹۵؛ سیدهاشم بحرانی، مدینة المعاجز الأئمة الاثنی عشر، ج۷، ص۴۰۶.
  28. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۰۲ ـ ۲۰۶.
  29. حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۹۳؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۰، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، ح۱.
  30. سعد بن عبدالله اشعری قمی، المقالات و الفرق، ص١٠٠؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۸؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۹۷؛ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۵.
  31. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۴۳۳؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۵۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ص۳۷۴.
  32. ابن ابی‌الثلج، تاریخ الأئمه، ص۲۶.
  33. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۲۸.
  34. محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الامامه، ص۴۱۰.
  35. محمد حسون، اعلام النساء المؤمنات، ص۴۴۸.
  36. شیخ عباسی قمی، منتهی الامال، ج۲. امام جواد(ع) به گفته مفید (الارشاد، ج۲، ص۲۹۵)، دو پسر به نام‌های علی النقی(ع)، موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و أمامه داشت؛ ولی مجلسی (بحارالانوار، ج۵۰، ص۸)، دختران ایشان را سه تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم نقل کرده است.
  37. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۱۶.
  38. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۰۶ ـ ۲۰۷.
  39. سعید بن هبةالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۷۳.
  40. ابن‌طاوس وی را «حکیمه دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسکری(ع)» می‌داند؛ اما به نظر می‌رسد با در نظر گرفتن شواهد تاریخی و لحاظ تناسب سنی آنان دختر امام رضا(ع) صحیح‌تر باشد (ابن‌طاوس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص۳۶).
  41. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۳۶۶.
  42. سیدهاشم بحرانی، حلیة الابرار فی احوال محمد و آله الأطهار، ج۴، ص۵۷۱؛ همو، مدینة معاجز الائمة الاثنی عشر، ج۷، ص۳۶۸.
  43. نعمت‌الله بن عبدالله جزائری، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، ج۲ ص۴۴۵.
  44. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۷۲.
  45. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ص۲۲۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۸۰.
  46. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۹.