عهد در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
و اما در زمینه [[قراردادهای بینالمللی]] که مصلحت فوری مسلمانان آن را ایجاب میکند و یا حاوی مصلحتی برای [[جامعه]] مسلمانان است، میتوان اقدامات افراد با [[ایمان]] و [[عادل]] را در شرایط فقدان مقام صلاحیتدار ([[فقیه جامعالشرایط]]) چنانکه مقتضای [[قانون]] [[امور حسبیه]] است نافذ شمرد. | و اما در زمینه [[قراردادهای بینالمللی]] که مصلحت فوری مسلمانان آن را ایجاب میکند و یا حاوی مصلحتی برای [[جامعه]] مسلمانان است، میتوان اقدامات افراد با [[ایمان]] و [[عادل]] را در شرایط فقدان مقام صلاحیتدار ([[فقیه جامعالشرایط]]) چنانکه مقتضای [[قانون]] [[امور حسبیه]] است نافذ شمرد. | ||
ولی [[فقها]] در خصوص قرار داد ذمه، پیمانهای [[حکام]] و [[زمامداران]] [[جائر]] را نیز معتبر و برای عموم مسلمانان الزامآور تلقی نمودهاند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۷۶.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۹۰ – ۴۹۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۸۹.</ref> | ولی [[فقها]] در خصوص قرار داد ذمه، پیمانهای [[حکام]] و [[زمامداران]] [[جائر]] را نیز معتبر و برای عموم مسلمانان الزامآور تلقی نمودهاند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۷۶.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۹۰ – ۴۹۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۸۹.</ref> | ||
==[[پاسداری پیمانها]]== | |||
بر اساس [[حقوق اسلامی]] نه تنها [[ابتکار]] [[عقد]] پیمانهای بینالمللی به [[جامعه]] [[مسلمانان]] توصیه شده، بلکه اصولاً [[پاسداری]] از آن نیز بر عهده مسلمانان گذارده شده، و به آنان تأکید شده که با [[هوشیاری]] کامل مراقب تنفیذ موارد قرار دادها باشند و تنفیذ آن از ناحیه خود به صورت یک [[طرفه]] انجام نشود و آنان را به [[غفلت]] از عکسالعمل [[دشمن]] [[متعهد]] واندارد. | |||
چنان که [[قرآن]] دستور میدهد: {{متن قرآن|خُذُوا حِذْرَكُمْ}}<ref>«آمادگیتان را حفظ کنید» سوره نساء، آیه ۷۱.</ref>، جامعه مسلمانان موظفند از امکانات خود برای [[مراقبت]] [[توطئهها]] و اقدامات و کیفیت تنفیذ متعاهدین استفاده کرده و در صورت تشخیص [[سوءنیت]] آنان به عملیات متقابل [[اقدام]] نماید. | |||
علی{{ع}} در این زمینه به [[مالک اشتر]] چنین دستور میدهد: | |||
«پیشنهاد [[صلح]] را از دشمن رد نکن... ولکن هشیار باش و پس از آنکه با دشمن صلح نمودی از او برحذر باش؛ زیرا دشمن چه بسا که نزدیک میشود تا غافلگیر سازد. پس [[احتیاط]] و [[حزم]] را پیشهگیر و در این باره گول [[حسن ظن]] خودت را نخور و به حسن ظن خود بدگمان باش»<ref>نهج البلاغه، شرح شیخ محمد عبده، ص۵۳۶.</ref>. | |||
گرچه در [[اسلام]] [[خیانت]] و [[پیمانشکنی]] از [[گناهان بزرگ]] شمرده شده، ولی همان طوری که طبق این [[فرمان]] اکید، [[جامعه اسلامی]] با تمام نیرو و امکانات خویش در [[حفظ]] و تنفیذ مفاد قراردادهای متعهد شده، میکوشد، متقابلاً از [[همپیمانان]] خود هم [[انتظار]] دارد که نسبت به آنچه که متعهد شدهاند، [[وفادار]] بمانند، و در نتیجه [[قانون]] اسلام برای مسلمانانی که حقوقشان به جهت پیمانشکنی دیگران تضییع شده، چنین حقی قائل میشود که به منظور [[مجازات]] [[پیمانشکنان]] اقدام کنند، و این نوع مجازات بدان جهت نیست که مسلمانان از این رهگذر از [[دشمنان]] خویش [[انتقام]] بگیرند، بلکه به خاطر آن است که با این عکسالعمل تأدیبی خیانتکاران، به کار [[ضد]] [[انسانی]] پیمانشکنی و خیانت پایان دهند و به تنفیذ تعهدات خویش بازگردند و از [[حس]] [[مسئولیتپذیری]] و روش عملی [[مسلمانان]] در زمینه [[وفاداری]] به تعهدات، سوءاستفاده نکنند. | |||
[[قرآن]] در این زمینه چنین دستور میدهد: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}}<ref>«پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. | |||
و در [[آیه]] دیگر برای [[مجازات]] [[پیمانشکنان]] به این روش [[خشونتآمیز]] [[متوسل]] میشود: {{متن قرآن|الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ * فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«همان کسانی از ایشان که با آنان پیمان بستی سپس هر بار پیمان خود را میشکنند و پرهیزگاری نمیورزند * پس چون در جنگ بر آنان دست یافتی با (تار و مار کردن) آنها، کسانی را که در پس ایشانند پراکنده ساز! باشد که در یاد گیرند» سوره انفال، آیه ۵۶-۵۷.</ref>. | |||
[[رفتار پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} و مجازاتی که برای [[یهودیان]] [[پیمانشکن]] و [[خیانتپیشه]] [[مدینه]] قائل شد میتواند نمونه بارزی از تنفیذ این [[قانون]] باشد. | |||
[[یهودیان بنیقینقاع]] به جهت نقض علنی [[پیمان]] عدم تعرض و [[دفاع]] مشترک - آن هم به طور مکرر - سرانجام از اطراف مدینه [[تبعید]] شدند و یهودیان بنینظیر نیز پس از آنکه [[خصلت]] [[پیمانشکنی]] خویش را آشکار کردند و با وجود [[قرارداد]] مشترک، به [[جان]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} سوءقصد نموده و بدین ترتیب پیمان خویش بشکستند، به [[سرنوشت]] برداران خود دچار شده و به آنان پیوستند. | |||
یهودیان [[بنیقریظه]] نیز هنگامی که خیانتشان در سختترین و حساسترین موقعیتی که مسلمانان در محاصره [[سپاه]] نیرومند [[احزاب]] قرار گرفته بودند، برملا شد، سرانجام بر اساس [[داوری]] [[سعد بن معاذ]] - [[قاضی]] و [[حکم]] منتخب خود - به سزای خیانتشان رسیدند<ref>اسلام و همزیستی مسالمتآمیز.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۸۵-۴۸۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۵۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۵۶
مقدمه
- پیمان[۱]، تعهد و التزام مَوثق[۲]، اصل آن به معنای حفظ کردن چیزی (احتفاظ)[۳] یا التزام خاص به امری در مقابل شخصی. عهد به عقد، وصیت و قسم و... حاصل میشود و بر عهده شخص متعهد استقرار مییابد و وظیفه او حفظ عهد است[۴].
﴿وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا﴾[۵].
عهد اصطلاح جامع برای همه پیمانها و تعهدات انسانی و الهی است و انواع پیمانها مانند الّ، ذمّه و عقود مانند نکاح، بیع و... را شامل میشود.
انواع پیمانها در قرآن کریم واجبالوفاء و لازمالرعایه هستند. قرآن کریم بر وفای به عهد به طور کلی، ﴿وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا﴾[۶]. یا به طور خاص ﴿إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا﴾[۷] سفارش و تأکید کرده است.
در صحنه سیاست داخلی و سیاست خارجی و روابط بینالمللی، مسئلهای مهمتر از پایبندی به پیمانها و قراردادها و عهدنامهها نیست؛ زیرا در صورت عدم پایبندی گروهها، اشخاص حقیقی یا حقوقی و دولتها به قراردادهای فیمابین، همه مراودات و ارتباطات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مختل و نظام تعاملات اجتماعات بشری گسسته خواهد شد.[۸]
﴿فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ﴾[۱۲].
میثاق با عهد و عقد مترادف است و به پیمانهایی که میان قبایل، افراد، اقوام و گروهها با یکدیگر منقعد میکردند، اطلاق میشود. در قرآن کریم به رعایت و وفای به عهد و میثاق بسیار سفارش شده است: ﴿وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ﴾[۱۳].[۱۴]
انعقاد پیمان
«پیمان»، عهدنامهای است بین دو یا چند دولت که موضوع عهدنامه با موجودیت و اعتبار و حیثیت و تمامیت ارضی اعضای پیمان، بستگی دارد و انواع گوناگونی را شامل میشود. نظیر: پیمان اتحاد، پیمان بیطرفی، پیمان سیاسی، پیمان صلح، پیمان مودّت، پیمان مساعدت و.... در زمان پیامبر اکرم(ص) صلاحیت انعقاد قراردادهای «ذمه» و همچنین پیمانهایی که به طور موقت برای متارکه جنگ با مشرکان (مهادنه) به امضا میرسید، تنها مربوط به شخص پیامبر اسلام بود و در مواردی مسئولیت این امر از طرف آن حضرت به سرداران و فرمانداران مسلمان موکول میشد. پس از رحلت پیشوای بزرگ اسلام این صلاحیت مانند سایر شؤون زمامداری به جانشینان و اوصیای آن حضرت که به طور صریح نامشان برده شده بود، میرسید و به عقیده شیعه این مقام پیشوایی دینی از آن ائمه اهل بیت(ع) بوده و در زمان غیبت آخرین پیشوا و امام به حق - حضرت ولی عصر(ع) - موکول به نظر فقهای پرهیزکار است. نوع دیگر از پیمانهای بینالمللی که در اصطلاح فقه اسلامی (استیمان) نامیده میشود جنبه همگانی داشته و با اجازه هر فرد مسلمان رسمیت پیدا کرده و برای عموم الزامآور است. اما پیمانهایی که از طرف دولتهای حاکم بر سرزمینهای اسلامی - بدون آنکه صلاحیت فوقالذکر را احراز کرده باشند- با دولتها و یا گروههای غیر مسلمان منعقد میشود، بیشک در مواردی که به مصلحت مسلمانان نباشد، برای آنان الزامآور نبوده و فاقد ارزش از نظر حقوق اسلامی خواهد بود[۱۵]. و اما در زمینه قراردادهای بینالمللی که مصلحت فوری مسلمانان آن را ایجاب میکند و یا حاوی مصلحتی برای جامعه مسلمانان است، میتوان اقدامات افراد با ایمان و عادل را در شرایط فقدان مقام صلاحیتدار (فقیه جامعالشرایط) چنانکه مقتضای قانون امور حسبیه است نافذ شمرد. ولی فقها در خصوص قرار داد ذمه، پیمانهای حکام و زمامداران جائر را نیز معتبر و برای عموم مسلمانان الزامآور تلقی نمودهاند[۱۶]و[۱۷].[۱۸]
پاسداری پیمانها
بر اساس حقوق اسلامی نه تنها ابتکار عقد پیمانهای بینالمللی به جامعه مسلمانان توصیه شده، بلکه اصولاً پاسداری از آن نیز بر عهده مسلمانان گذارده شده، و به آنان تأکید شده که با هوشیاری کامل مراقب تنفیذ موارد قرار دادها باشند و تنفیذ آن از ناحیه خود به صورت یک طرفه انجام نشود و آنان را به غفلت از عکسالعمل دشمن متعهد واندارد. چنان که قرآن دستور میدهد: ﴿خُذُوا حِذْرَكُمْ﴾[۱۹]، جامعه مسلمانان موظفند از امکانات خود برای مراقبت توطئهها و اقدامات و کیفیت تنفیذ متعاهدین استفاده کرده و در صورت تشخیص سوءنیت آنان به عملیات متقابل اقدام نماید. علی(ع) در این زمینه به مالک اشتر چنین دستور میدهد: «پیشنهاد صلح را از دشمن رد نکن... ولکن هشیار باش و پس از آنکه با دشمن صلح نمودی از او برحذر باش؛ زیرا دشمن چه بسا که نزدیک میشود تا غافلگیر سازد. پس احتیاط و حزم را پیشهگیر و در این باره گول حسن ظن خودت را نخور و به حسن ظن خود بدگمان باش»[۲۰]. گرچه در اسلام خیانت و پیمانشکنی از گناهان بزرگ شمرده شده، ولی همان طوری که طبق این فرمان اکید، جامعه اسلامی با تمام نیرو و امکانات خویش در حفظ و تنفیذ مفاد قراردادهای متعهد شده، میکوشد، متقابلاً از همپیمانان خود هم انتظار دارد که نسبت به آنچه که متعهد شدهاند، وفادار بمانند، و در نتیجه قانون اسلام برای مسلمانانی که حقوقشان به جهت پیمانشکنی دیگران تضییع شده، چنین حقی قائل میشود که به منظور مجازات پیمانشکنان اقدام کنند، و این نوع مجازات بدان جهت نیست که مسلمانان از این رهگذر از دشمنان خویش انتقام بگیرند، بلکه به خاطر آن است که با این عکسالعمل تأدیبی خیانتکاران، به کار ضد انسانی پیمانشکنی و خیانت پایان دهند و به تنفیذ تعهدات خویش بازگردند و از حس مسئولیتپذیری و روش عملی مسلمانان در زمینه وفاداری به تعهدات، سوءاستفاده نکنند. قرآن در این زمینه چنین دستور میدهد: ﴿فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ﴾[۲۱].
و در آیه دیگر برای مجازات پیمانشکنان به این روش خشونتآمیز متوسل میشود: ﴿الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ * فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ﴾[۲۲]. رفتار پیامبر اسلام(ص) و مجازاتی که برای یهودیان پیمانشکن و خیانتپیشه مدینه قائل شد میتواند نمونه بارزی از تنفیذ این قانون باشد. یهودیان بنیقینقاع به جهت نقض علنی پیمان عدم تعرض و دفاع مشترک - آن هم به طور مکرر - سرانجام از اطراف مدینه تبعید شدند و یهودیان بنینظیر نیز پس از آنکه خصلت پیمانشکنی خویش را آشکار کردند و با وجود قرارداد مشترک، به جان پیامبر اسلام(ص) سوءقصد نموده و بدین ترتیب پیمان خویش بشکستند، به سرنوشت برداران خود دچار شده و به آنان پیوستند. یهودیان بنیقریظه نیز هنگامی که خیانتشان در سختترین و حساسترین موقعیتی که مسلمانان در محاصره سپاه نیرومند احزاب قرار گرفته بودند، برملا شد، سرانجام بر اساس داوری سعد بن معاذ - قاضی و حکم منتخب خود - به سزای خیانتشان رسیدند[۲۳]و[۲۴].[۲۵]
منابع
پانویس
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۷۹.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۹۱.
- ↑ حامد ناجی، «عهد»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۲، ص۱۴۹۹.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۰۲.
- ↑ «به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.
- ↑ «به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.
- ↑ «مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید سپس چیزی از (پیمان) شما نکاستهاند» سوره توبه، آیه ۴.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۳۰-۴۳۱.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۶، ص۸۵.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۵۳.
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۸۲۱.
- ↑ «یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکردهاند» سوره انفال، آیه ۷۲.
- ↑ «کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیدهاند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکردهاند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند و اگر از شما» سوره انفال، آیه ۷۲.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۹۵-۴۹۶.
- ↑ تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۶۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۷۶.
- ↑ فقه سیاسی، ج۳، ص۴۹۰ – ۴۹۱.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۳۸۹.
- ↑ «آمادگیتان را حفظ کنید» سوره نساء، آیه ۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، شرح شیخ محمد عبده، ص۵۳۶.
- ↑ «پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.
- ↑ «همان کسانی از ایشان که با آنان پیمان بستی سپس هر بار پیمان خود را میشکنند و پرهیزگاری نمیورزند * پس چون در جنگ بر آنان دست یافتی با (تار و مار کردن) آنها، کسانی را که در پس ایشانند پراکنده ساز! باشد که در یاد گیرند» سوره انفال، آیه ۵۶-۵۷.
- ↑ اسلام و همزیستی مسالمتآمیز.
- ↑ فقه سیاسی، ج۳، ص۴۸۵-۴۸۶.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۴۵۱.