مرجعیت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
'''[[مرجعیت]]''' از مهمترین مقامهای [[دینی]] [[شیعیان]] در [[دوره غیبت]]. | '''[[مرجعیت]]''' از مهمترین مقامهای [[دینی]] [[شیعیان]] در [[دوره غیبت]] است. مرجعیت، پس از [[غیبت]] امامزمان{{ع}} آغاز شده و [[مرجعیت فقها]] در راستای مرجعیت [[پیامبر]]{{صل}} و آنان [[حجت]] بر [[مردم]] از سوی [[ائمه اطهار]]{{ع}} بهشمار می آیند. نهاد مرجعیت در آغاز منطقهای و غیر متمرکز بود و بهتدریج به صورت یک نهاد متمرکز در [[جهان تشیع]] درآمد. [[گزینش]] [[فقیه]] برای مرجعیت بر عهده [[مسلمانان]] است. [[مسئولیت]] مرجعیت سنگین و برای آن، شرایطی مانند: [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[شیعه]]، [[مردبودن]]، حریص نبودن بر جاه، [[اعلمیت]]، [[دینشناسی]] و [[تسلط]] بر مسائل [[سیاسی]] لازم است<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.</ref>. | ||
== معناشناسی == | |||
مرجعیت به معنای مرجع بودن و مرجع شدن است و «مرجع» به معنای [[محل رجوع]] و بازگشت<ref>ابنمنظور، مصباح المنیر، ۸/۱۱۴، ۱۱۷؛ دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ۱۲/۱۸۲۰۹.</ref> و کسی که در امور به او [[رجوع]] میکنند<ref>معین، فرهنگ معین، ۳/۳۹۹۶.</ref> معنایی عام دارد و از جمله در قلمرو مسائل [[علمی]] و [[شرعی]] است؛ چنانکه در برخی [[روایات]] درباره [[شناخت]] [[احکام دینی]] و شرعی و رویدادها دستور داده شده است به [[عالمان]] [[حدیث]] و [[فقیهان]] «رجوع» شود<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۲۷/۱۳۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۲/۸۸.</ref>. این واژه در اصطلاح کنونی، به [[فقیه]] جامع شرایطی گفته میشود که [[مکلفان]] غیر [[مجتهد]]، برای [[شناخت]] [[احکام شرعی]] به او [[رجوع]] میکنند. این مراجعه، در اصطلاح [[شرعی]]، [[تقلید]] نامیده میشود که به معنای شناخت و [[دریافت احکام]] [[شرع]] از [[فقیه جامع شرایط]] است و در نگاه بیشتر [[فقهای شیعه]] مبتنی بر یک اصل عقلایی است<ref>امام خمینی، الاجتهاد و التقلید، ۶–۷.</ref>.<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.</ref> | |||
== | |||
این واژه در اصطلاح کنونی، به [[فقیه]] جامع شرایطی گفته میشود که [[مکلفان]] غیر [[مجتهد]]، برای [[شناخت]] [[احکام شرعی]] به او [[رجوع]] میکنند. این مراجعه، در اصطلاح [[شرعی]]، [[تقلید]] نامیده میشود که به معنای شناخت و [[دریافت احکام]] [[شرع]] از [[فقیه جامع شرایط]] است و در نگاه بیشتر [[فقهای شیعه]] مبتنی بر یک اصل عقلایی است | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
خاستگاه | خاستگاه حجیت و [[مشروعیت]] [[مرجعیت]] [[عالمان]] افزون بر ارتکاز و رویه عقلا، قرآن کریم است که از هر [[قوم]] و گروهی، دستهای را موظف شمرده است که از محل زندگی خود برای فهم عمیق [[دین]] [[مهاجرت]] کنند و پس از بازگشت، پیامهای الهی را به [[مردم]] برسانند<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>، چنانکه [[توقیع]] امام مهدی{{ع}} به عموم مردم دستور داده شده در مسائل دینی و شرعی خود به عالمان [[حدیث]] «رجوع» کنند<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ۲۷/۱۴۰؛ حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، ۱۱۷.</ref>. مرجعیت به معنای رایج و امروزی آن، پس از [[غیبت امام زمان]]{{ع}} آغاز شد، اما برخی از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} در [[زمان]] حضور آن بزرگواران و به امر آنان، مرجعیت مردم را در مناطقی از حوزه [[اسلام]] بر عهده داشتند.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۱۳۸ و ۱۶۴.</ref> | ||
پرورش [[فقیه]] و [[مجتهد]] به دست [[امامان معصوم]]{{ع}} و ارجاع مردم به آنان برای گرفتن [[فتوا]] با توجه به گرفتاری و دوران [[حبس]] و دوری [[شیعیان]] از آنان، امری ضروری برای تضمین [[سلامت]] [[دینی]] [[جامعه]] و تحریفنشدن [[دین]] به دست بدخواهان بود<ref>ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۴۷.</ref>. [[مرجعیت]] [[فقهای شیعه]] در دوره غیبت مهمترین پایگاه دینی و [[شرعی]] در تبیین و گسترش [[مسائل شرعی]] و [[فقهی]] بوده است<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.</ref>. | |||
پرورش [[فقیه]] و [[مجتهد]] به دست [[امامان معصوم]]{{ع}} و ارجاع مردم به آنان برای گرفتن [[فتوا]] با توجه به | |||
== دورههای مرجعیت == | == دورههای مرجعیت == | ||
پس از | پس از عصر امامان{{ع}}، مرجعیت دورههای گوناگونی را پشت سر نهاد. در آغاز [[غیبت]] کبرای [[امام عصر]]{{ع}}، مرجعیت [[علمای دین]] به صورت نهادی مستقل آغاز شد<ref>اخلاقی، شکلگیری سازمان روحانیت شیعه، ۲۰۱.</ref> و [[فقیهان]] برجستهای رهبری شیعیان را در [[حوزه بغداد]] بر عهده گرفتند<ref>ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۱۴۰، ۱۸۹ و ۲۰۰.</ref>. پس از [[وفات]] [[شیخ طوسی]]، در حدود ۱۵۰ سال، [[دانشمندان]] [[شیعی]] با [[درک]] [[عظمت]] و [[اعتماد]] به آرای او، غالباً نظری درباره [[احکام اسلامی]] از خود بروز نمیدادند<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۳.</ref>. | ||
پس از دوره یاد شده که «عصر مقلده» نام گرفته بود، [[اجتهاد]] و [[فقاهت]] دوباره زنده شد. بیشتر فقها و [[مجتهدان]] این دوره از [[شهر]] حله بودند و سرآمد آنان [[ابنادریس حلی]]، [[محقق حلی]] و [[علامه حلی]] بودند | پس از دوره یاد شده که «عصر مقلده» نام گرفته بود، [[اجتهاد]] و [[فقاهت]] دوباره زنده شد. بیشتر فقها و [[مجتهدان]] این دوره از [[شهر]] حله بودند و سرآمد آنان [[ابنادریس حلی]]، [[محقق حلی]] و [[علامه حلی]] بودند<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۷.</ref>. [[تکامل]] تدریجی اجتهاد، [[نظم]] و ترتیب یافتن [[کتب فقهی]]، [[پیشرفت]] فقه مقارن، دقیق، عمیق و پردامنهتر شدن تحقیقات [[فقهی]] و [[نگارش]] آثاری درباره [[اختلاف]] [[علمی]] [[فقهای شیعه]]، از امتیازات این دوره است<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۸.</ref>. [[عالمان]] این دوره با احاطه بر [[روحیه]] خانهای [[مغول]]، از آن برای محکم کردن پایههای علمی و مذهبی و گسترش [[تمدن اسلامی]] بهره بردند. خدمات آنان در [[ایران]] و [[ارتباط]] ([[شهید]] اول) با [[ایرانیان]]، سبب [[تحول فکری]] و [[فرهنگی]] در ایران شد و [[مردم]] با [[آگاهی]] و [[شناخت]]، آماده پذیرش [[مکتب تشیع]] و [[سیره]] [[اهلبیت]]{{ع}} شدند و صفویان این [[آمادگی]] و درخواست را در حد کمال پاسخ گفتند و [[مذهب تشیع]] در ایران به رسمیت رسید<ref>ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۱۶.</ref>. | ||
در دوره [[صفویه]]، نخستین رساله عملی [[فارسی]] به نام جامع | در دوره [[صفویه]]، نخستین رساله عملی [[فارسی]] به نام جامع عباسی، به قلم [[شیخ بهایی]] نوشته شد<ref>ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۵۱؛ تبرائیان، نهاد مرجعیت شیعه، ۷.</ref>. قدرت معنوی [[مجتهدان]] در این دوره، بهطور چشمگیری افزایش یافت و همتراز [[قدرت حکومت]] شد<ref>جعفریان، دین و سیاست در دوره صفوی، ۳۸.</ref>. از [[مراجع]] و فقهای بزرگ این دوره میتوان به [[محمد بن حسین عاملی]] معروف به [[شیخ بهایی]]، [[محمد تقی مجلسی]] و [[محمد باقر مجلسی]] و [[مقدس اردبیلی]]، اشاره کرد<ref>ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۵۵ و ۳۶۳.</ref>. همکاری [[علما]] و مراجع آن [[زمان]] با [[حاکمان]] صفوی، این همکاری نه برای طمعهای [[دنیوی]]، بلکه برای [[خدمت]] به [[اسلام]] و [[ترویج]] [[مذهب]] و [[تربیت]] [[انسانها]] و حاکمان آن دوره، با بهرهبرداری از [[قدرت]] بود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۳/۲۴۰ و ۸/۴۳۷.</ref>. مرجعیت در دوره قاجار، نقش پُررنگتری در رخدادها و تحولات اجتماعیسیاسی ایفا کرد که شاخصترین آن، [[مخالفت]] با [[قرارداد]] رژی و [[تحریم تنباکو]] از سوی میرزامحمدحسن شیرازی و واکنش به اشغال [[کشورهای اسلامی]] و حضور برخی از [[مراجع]] در جبهههای [[نبرد]] بود<ref>تبرائیان، نهاد مرجعیت شیعه، ۷–۸.</ref>. نهاد مرجعیت که در آغاز منطقهای و غیر متمرکز بود، بهتدریج به صورت یک نهاد متمرکز در [[جهان تشیع]] درآمد. | ||
فقهای شیعه پس از [[غیبت امام]] [[معصوم]]{{ع}} و در رویارویی با مسائل و پرسشهای [[فقهی]] جدید [[اقدام]] به [[نگارش]] کتابهایی با عنوان «[[اسئله و اجوبه (کتاب)|اسئله و اجوبه]]» کردند. این کتابها متناسب با شرایط و مقتضیات زمانی [[تغییر]] کردند و تبدیل به [[رسالههای عملیه]] شدند. برخی از این رسالهها، [[جامعیت]] داشتند و همه [[ابواب فقه]] را دربر میگرفتند؛ اما در بعضی دیگر تنها به مسائل فردی و [[عبادی]] پرداخته میشد<ref>مجموعه من الباحثین، آراء فی المرجعیهٔ الشیعیه، ۴۸۲–۴۸۴.</ref>.<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.</ref> | |||
== [[شأن]] و جایگاه == | == [[شأن]] و جایگاه == | ||
در [[دوران غیبت کبری]]، مرجعیت [[مردم]] در [[امور دینی]] بر عهده [[فقیه]] واجد شرایط به عنوان [[نایب عام]] [[امام]] معصوم{{ع}} گذاشته | در [[دوران غیبت کبری]]، مرجعیت [[مردم]] در [[امور دینی]] بر عهده [[فقیه]] واجد شرایط به عنوان [[نایب عام]] [[امام]] معصوم{{ع}} گذاشته شده است. [[گزینش]] [[فقیه]] برای [[مرجعیت]] بر عهده خود [[مسلمانان]] است<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۲/۴۸۴؛ اخلاقی، شکلگیری سازمان روحانیت شیعه، ۱۹۹ـ۲۰۰.</ref>. مرجعیت در طول [[تاریخ]] خود خدمات ارزندهای به [[اسلام]] و مسلمانان به صورت عام و به [[اهل بیت]]{{ع}} به صورت خاص کرده و از [[عقاید]]، [[ارزشها]] و مفاهیم [[اسلام اصیل]]، [[محافظت]] کرده است<ref>حکیم، المرجعیهٔ الدینیه، نجف اشرف، ۲۴–۲۵.</ref>. این نهاد در تاریخ هزارساله خود با [[استقلال]] از [[حکومتها]]، همواره تکیهگاه [[مردم]] در مقاطع حساس و حرکتهای مردمی بوده است<ref>روحبخش، میراث مرجعیتی آیتالله بروجردی و نهضت امام خمینی، ۴۳/۱۱۹.</ref>.<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.</ref> | ||
== ویژگیها و [[وظایف]] == | == ویژگیها و [[وظایف]] == | ||
[[فقها]] برای مرجعیت [[تقلید]]، شرایطی مانند [[بلوغ]]، [[عقل]]، [[شیعه]] و مرد بودن، [[عدالت]]، حریصنبودن بر جاه و مقام [[دنیوی]] و [[اعلمیت]] را لازم میدانند<ref>امام خمینی، توضیح المسائل، ۱–۲؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱/۷–۸.</ref> و معتقدند فقیه و [[مجتهد]] جامع شرایط، باید [[دینشناس]] به تمام معنای کلمه باشد<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ۷۸.</ref> و ضمن [[تسلط]] بر مسائل [[زمان]] خود، مسائل [[سیاسی]] را نیز بهخوبی بشناسد و با [[حیله]] و تزویر [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[جهان]] آشنا باشد. با توجه به نقش زمان و شرایط در [[تغییر]] و [[تحول]]، زمان و مکانشناسی در کنار [[خلوص]]، [[تقوا]] و [[زهد]] [[شایسته]]، از مهمترین ویژگیهای [[مرجعیت]] میدانند<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۲۸۹.</ref>.<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.</ref> | |||
== مرجعیت و تحولات سیاسیاجتماعی معاصر == | == مرجعیت و تحولات سیاسیاجتماعی معاصر == | ||
در طول [[تاریخ سیاسی اسلام]]، [[مذهب تشیع]]، [[پرچمدار]] [[عدالتخواهی]] و [[ظلمستیزی]] بوده و مرجعیت، [[رهبری]] بسیاری از این حرکتها را بر عهده | در طول [[تاریخ سیاسی اسلام]]، [[مذهب تشیع]]، [[پرچمدار]] [[عدالتخواهی]] و [[ظلمستیزی]] بوده و مرجعیت، [[رهبری]] بسیاری از این حرکتها را بر عهده داشته است<ref>اخوان کاظمی، نقد و ارزیابی نظریه کاریزمایی در تبیین رهبری امام خمینی، ۲۱۱.</ref>. خدمات [[علمای دین]] که همواره [[حافظ]] [[استقلال]] و تمامیت [[کشورهای اسلامی]] بودهاند، قابل شمارش نیست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۷.</ref>. [[حکم]] [[میرزای شیرازی]] در [[نهضت]] تنباکو باعث به زانو درآمدن [[دولت]] [[انگلستان]] و دربار قاجار<ref>امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۳.</ref> و [[نجات]] [[کشور]] از [[سقوط]] [[قطعی]]<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۷.</ref> بود<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.</ref>. | ||
== مرجعیت و مردم == | == مرجعیت و مردم == | ||
مرجعیت [[شیعه]] با تکیه بر قدرتی که از اتصال به خط [[رسالت]] و [[امامت]] و نقش [[هدایتگری]] خود، به علاوه [[مقبولیت عمومی]] [[مردم]] به دست میآورد، [[قدرت]] مقابله با هر [[نظام]] [[مستبد]] حاکمی را دارد | مرجعیت [[شیعه]] با تکیه بر قدرتی که از اتصال به خط [[رسالت]] و [[امامت]] و نقش [[هدایتگری]] خود، به علاوه [[مقبولیت عمومی]] [[مردم]] به دست میآورد، [[قدرت]] مقابله با هر [[نظام]] [[مستبد]] حاکمی را دارد<ref>مسجد جامعی، زمینههای تفکر سیاسی در قلمرو تشیع و تسنن، ۲۶–۲۷؛ اشرفی، مبانی رهبری سیاسی امام خمینی، ۸۸؛ کدی، ریشههای انقلاب ایران، ۴۶–۴۹.</ref>. از سوی دیگر، [[تقلید]] عموم مردم از [[مراجع دینی]] در مسائل [[دینی]] و [[احکام شرعی]] و تأمین منابع مالی آنان که موجب [[استقلال]] [[روحانیت]] از [[حکومت]] میشود، به [[استحکام]] [[ارتباط]] [[مرجعیت]] و مردم کمک میکند<ref>اخوان کاظمی، نقد و ارزیابی نظریه کاریزمایی در تبیین رهبری امام خمینی، ۲۱۱–۲۱۲.</ref> [[بودجه]] مستقل مردمی و تکیه بر [[عقیده]] مردم، به جای [[دولتها]] و [[حکومتها]]، موجب قدرت مرجعیت شده، توان [[ایستادگی]] در برابر بسیاری از [[انحرافات]] حکومتها را به مرجعیت شیعه داده است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۴/۴۹۵.</ref>.<ref>[[حسین صالحی|صالحی، حسین]]، [[مرجعیت (مقاله)|مقاله «مرجعیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۵ مارس ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۱۹
مقدمه
مرجعیت از مهمترین مقامهای دینی شیعیان در دوره غیبت است. مرجعیت، پس از غیبت امامزمان(ع) آغاز شده و مرجعیت فقها در راستای مرجعیت پیامبر(ص) و آنان حجت بر مردم از سوی ائمه اطهار(ع) بهشمار می آیند. نهاد مرجعیت در آغاز منطقهای و غیر متمرکز بود و بهتدریج به صورت یک نهاد متمرکز در جهان تشیع درآمد. گزینش فقیه برای مرجعیت بر عهده مسلمانان است. مسئولیت مرجعیت سنگین و برای آن، شرایطی مانند: بلوغ، عقل، شیعه، مردبودن، حریص نبودن بر جاه، اعلمیت، دینشناسی و تسلط بر مسائل سیاسی لازم است[۱].
معناشناسی
مرجعیت به معنای مرجع بودن و مرجع شدن است و «مرجع» به معنای محل رجوع و بازگشت[۲] و کسی که در امور به او رجوع میکنند[۳] معنایی عام دارد و از جمله در قلمرو مسائل علمی و شرعی است؛ چنانکه در برخی روایات درباره شناخت احکام دینی و شرعی و رویدادها دستور داده شده است به عالمان حدیث و فقیهان «رجوع» شود[۴]. این واژه در اصطلاح کنونی، به فقیه جامع شرایطی گفته میشود که مکلفان غیر مجتهد، برای شناخت احکام شرعی به او رجوع میکنند. این مراجعه، در اصطلاح شرعی، تقلید نامیده میشود که به معنای شناخت و دریافت احکام شرع از فقیه جامع شرایط است و در نگاه بیشتر فقهای شیعه مبتنی بر یک اصل عقلایی است[۵].[۶]
پیشینه
خاستگاه حجیت و مشروعیت مرجعیت عالمان افزون بر ارتکاز و رویه عقلا، قرآن کریم است که از هر قوم و گروهی، دستهای را موظف شمرده است که از محل زندگی خود برای فهم عمیق دین مهاجرت کنند و پس از بازگشت، پیامهای الهی را به مردم برسانند[۷]، چنانکه توقیع امام مهدی(ع) به عموم مردم دستور داده شده در مسائل دینی و شرعی خود به عالمان حدیث «رجوع» کنند[۸]. مرجعیت به معنای رایج و امروزی آن، پس از غیبت امام زمان(ع) آغاز شد، اما برخی از اصحاب پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در زمان حضور آن بزرگواران و به امر آنان، مرجعیت مردم را در مناطقی از حوزه اسلام بر عهده داشتند.[۹]
پرورش فقیه و مجتهد به دست امامان معصوم(ع) و ارجاع مردم به آنان برای گرفتن فتوا با توجه به گرفتاری و دوران حبس و دوری شیعیان از آنان، امری ضروری برای تضمین سلامت دینی جامعه و تحریفنشدن دین به دست بدخواهان بود[۱۰]. مرجعیت فقهای شیعه در دوره غیبت مهمترین پایگاه دینی و شرعی در تبیین و گسترش مسائل شرعی و فقهی بوده است[۱۱].
دورههای مرجعیت
پس از عصر امامان(ع)، مرجعیت دورههای گوناگونی را پشت سر نهاد. در آغاز غیبت کبرای امام عصر(ع)، مرجعیت علمای دین به صورت نهادی مستقل آغاز شد[۱۲] و فقیهان برجستهای رهبری شیعیان را در حوزه بغداد بر عهده گرفتند[۱۳]. پس از وفات شیخ طوسی، در حدود ۱۵۰ سال، دانشمندان شیعی با درک عظمت و اعتماد به آرای او، غالباً نظری درباره احکام اسلامی از خود بروز نمیدادند[۱۴].
پس از دوره یاد شده که «عصر مقلده» نام گرفته بود، اجتهاد و فقاهت دوباره زنده شد. بیشتر فقها و مجتهدان این دوره از شهر حله بودند و سرآمد آنان ابنادریس حلی، محقق حلی و علامه حلی بودند[۱۵]. تکامل تدریجی اجتهاد، نظم و ترتیب یافتن کتب فقهی، پیشرفت فقه مقارن، دقیق، عمیق و پردامنهتر شدن تحقیقات فقهی و نگارش آثاری درباره اختلاف علمی فقهای شیعه، از امتیازات این دوره است[۱۶]. عالمان این دوره با احاطه بر روحیه خانهای مغول، از آن برای محکم کردن پایههای علمی و مذهبی و گسترش تمدن اسلامی بهره بردند. خدمات آنان در ایران و ارتباط (شهید اول) با ایرانیان، سبب تحول فکری و فرهنگی در ایران شد و مردم با آگاهی و شناخت، آماده پذیرش مکتب تشیع و سیره اهلبیت(ع) شدند و صفویان این آمادگی و درخواست را در حد کمال پاسخ گفتند و مذهب تشیع در ایران به رسمیت رسید[۱۷].
در دوره صفویه، نخستین رساله عملی فارسی به نام جامع عباسی، به قلم شیخ بهایی نوشته شد[۱۸]. قدرت معنوی مجتهدان در این دوره، بهطور چشمگیری افزایش یافت و همتراز قدرت حکومت شد[۱۹]. از مراجع و فقهای بزرگ این دوره میتوان به محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی، محمد تقی مجلسی و محمد باقر مجلسی و مقدس اردبیلی، اشاره کرد[۲۰]. همکاری علما و مراجع آن زمان با حاکمان صفوی، این همکاری نه برای طمعهای دنیوی، بلکه برای خدمت به اسلام و ترویج مذهب و تربیت انسانها و حاکمان آن دوره، با بهرهبرداری از قدرت بود[۲۱]. مرجعیت در دوره قاجار، نقش پُررنگتری در رخدادها و تحولات اجتماعیسیاسی ایفا کرد که شاخصترین آن، مخالفت با قرارداد رژی و تحریم تنباکو از سوی میرزامحمدحسن شیرازی و واکنش به اشغال کشورهای اسلامی و حضور برخی از مراجع در جبهههای نبرد بود[۲۲]. نهاد مرجعیت که در آغاز منطقهای و غیر متمرکز بود، بهتدریج به صورت یک نهاد متمرکز در جهان تشیع درآمد.
فقهای شیعه پس از غیبت امام معصوم(ع) و در رویارویی با مسائل و پرسشهای فقهی جدید اقدام به نگارش کتابهایی با عنوان «اسئله و اجوبه» کردند. این کتابها متناسب با شرایط و مقتضیات زمانی تغییر کردند و تبدیل به رسالههای عملیه شدند. برخی از این رسالهها، جامعیت داشتند و همه ابواب فقه را دربر میگرفتند؛ اما در بعضی دیگر تنها به مسائل فردی و عبادی پرداخته میشد[۲۳].[۲۴]
شأن و جایگاه
در دوران غیبت کبری، مرجعیت مردم در امور دینی بر عهده فقیه واجد شرایط به عنوان نایب عام امام معصوم(ع) گذاشته شده است. گزینش فقیه برای مرجعیت بر عهده خود مسلمانان است[۲۵]. مرجعیت در طول تاریخ خود خدمات ارزندهای به اسلام و مسلمانان به صورت عام و به اهل بیت(ع) به صورت خاص کرده و از عقاید، ارزشها و مفاهیم اسلام اصیل، محافظت کرده است[۲۶]. این نهاد در تاریخ هزارساله خود با استقلال از حکومتها، همواره تکیهگاه مردم در مقاطع حساس و حرکتهای مردمی بوده است[۲۷].[۲۸]
ویژگیها و وظایف
فقها برای مرجعیت تقلید، شرایطی مانند بلوغ، عقل، شیعه و مرد بودن، عدالت، حریصنبودن بر جاه و مقام دنیوی و اعلمیت را لازم میدانند[۲۹] و معتقدند فقیه و مجتهد جامع شرایط، باید دینشناس به تمام معنای کلمه باشد[۳۰] و ضمن تسلط بر مسائل زمان خود، مسائل سیاسی را نیز بهخوبی بشناسد و با حیله و تزویر فرهنگ حاکم بر جهان آشنا باشد. با توجه به نقش زمان و شرایط در تغییر و تحول، زمان و مکانشناسی در کنار خلوص، تقوا و زهد شایسته، از مهمترین ویژگیهای مرجعیت میدانند[۳۱].[۳۲]
مرجعیت و تحولات سیاسیاجتماعی معاصر
در طول تاریخ سیاسی اسلام، مذهب تشیع، پرچمدار عدالتخواهی و ظلمستیزی بوده و مرجعیت، رهبری بسیاری از این حرکتها را بر عهده داشته است[۳۳]. خدمات علمای دین که همواره حافظ استقلال و تمامیت کشورهای اسلامی بودهاند، قابل شمارش نیست[۳۴]. حکم میرزای شیرازی در نهضت تنباکو باعث به زانو درآمدن دولت انگلستان و دربار قاجار[۳۵] و نجات کشور از سقوط قطعی[۳۶] بود[۳۷].
مرجعیت و مردم
مرجعیت شیعه با تکیه بر قدرتی که از اتصال به خط رسالت و امامت و نقش هدایتگری خود، به علاوه مقبولیت عمومی مردم به دست میآورد، قدرت مقابله با هر نظام مستبد حاکمی را دارد[۳۸]. از سوی دیگر، تقلید عموم مردم از مراجع دینی در مسائل دینی و احکام شرعی و تأمین منابع مالی آنان که موجب استقلال روحانیت از حکومت میشود، به استحکام ارتباط مرجعیت و مردم کمک میکند[۳۹] بودجه مستقل مردمی و تکیه بر عقیده مردم، به جای دولتها و حکومتها، موجب قدرت مرجعیت شده، توان ایستادگی در برابر بسیاری از انحرافات حکومتها را به مرجعیت شیعه داده است[۴۰].[۴۱]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.
- ↑ ابنمنظور، مصباح المنیر، ۸/۱۱۴، ۱۱۷؛ دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ۱۲/۱۸۲۰۹.
- ↑ معین، فرهنگ معین، ۳/۳۹۹۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۲۷/۱۳۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۲/۸۸.
- ↑ امام خمینی، الاجتهاد و التقلید، ۶–۷.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.
- ↑ سوره توبه، آیه ۱۲۲.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۲۷/۱۴۰؛ حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، ۱۱۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۱۳۸ و ۱۶۴.
- ↑ ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۴۷.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ – ۱۹۹.
- ↑ اخلاقی، شکلگیری سازمان روحانیت شیعه، ۲۰۱.
- ↑ ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۱۴۰، ۱۸۹ و ۲۰۰.
- ↑ گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۳.
- ↑ گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۷.
- ↑ گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۲۲۸.
- ↑ ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۱۶.
- ↑ ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۵۱؛ تبرائیان، نهاد مرجعیت شیعه، ۷.
- ↑ جعفریان، دین و سیاست در دوره صفوی، ۳۸.
- ↑ ذبیحزاده، مرجعیت و سیاست، ۱/۳۵۵ و ۳۶۳.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۳/۲۴۰ و ۸/۴۳۷.
- ↑ تبرائیان، نهاد مرجعیت شیعه، ۷–۸.
- ↑ مجموعه من الباحثین، آراء فی المرجعیهٔ الشیعیه، ۴۸۲–۴۸۴.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.
- ↑ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ۲/۴۸۴؛ اخلاقی، شکلگیری سازمان روحانیت شیعه، ۱۹۹ـ۲۰۰.
- ↑ حکیم، المرجعیهٔ الدینیه، نجف اشرف، ۲۴–۲۵.
- ↑ روحبخش، میراث مرجعیتی آیتالله بروجردی و نهضت امام خمینی، ۴۳/۱۱۹.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.
- ↑ امام خمینی، توضیح المسائل، ۱–۲؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱/۷–۸.
- ↑ امام خمینی، ولایت فقیه، ۷۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۲۸۹.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.
- ↑ اخوان کاظمی، نقد و ارزیابی نظریه کاریزمایی در تبیین رهبری امام خمینی، ۲۱۱.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۷.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۱۹۳.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۷.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.
- ↑ مسجد جامعی، زمینههای تفکر سیاسی در قلمرو تشیع و تسنن، ۲۶–۲۷؛ اشرفی، مبانی رهبری سیاسی امام خمینی، ۸۸؛ کدی، ریشههای انقلاب ایران، ۴۶–۴۹.
- ↑ اخوان کاظمی، نقد و ارزیابی نظریه کاریزمایی در تبیین رهبری امام خمینی، ۲۱۱–۲۱۲.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۲۴/۴۹۵.
- ↑ صالحی، حسین، مقاله «مرجعیت»، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۱۹۲ ـ ۱۹۹.