بحث:وحی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
۲. '''[[وحی تشریعی]] و ارتباط ویژه خدا با پیامبران''': بیش‌تر موارد کاربرد واژه وحی و اشتقاقات آن در [[قرآن]]، در این معنا است و هرگاه به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص [[نبوی]] و پیام‌رسانی ویژه به [[انبیا]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بدین‌گونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند وحی می‌کند» سوره شوری، آیه ۳.</ref>.
۲. '''[[وحی تشریعی]] و ارتباط ویژه خدا با پیامبران''': بیش‌تر موارد کاربرد واژه وحی و اشتقاقات آن در [[قرآن]]، در این معنا است و هرگاه به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص [[نبوی]] و پیام‌رسانی ویژه به [[انبیا]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بدین‌گونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند وحی می‌کند» سوره شوری، آیه ۳.</ref>.


۳. ''' [[وحی تسدیدی]]''': در [[سوره انبیاء]] آیه ۷۳ درباره [[پیشوایان]] خدایی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. به بیان برخی [[مفسران]]، این وحی، [[توفیق]] [[افعال]] [[نیک]] و راه‌یابی به کمال مطلوب است که از آن به وحی تسدیدی و تأییدی تعبیر می‌شود، و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از آن [[موهبت الهی]] بهره‌مندند؛ اما وحی تشریعی، مخصوص [[پیامبران صاحب شریعت]] است<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۶۱؛ ج۱۴، ص۳۳۴؛ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۱۴۹.</ref>.
۳. ''' وحی تسدیدی''': در [[سوره انبیاء]] آیه ۷۳ درباره [[پیشوایان]] خدایی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. به بیان برخی [[مفسران]]، این وحی، [[توفیق]] [[افعال]] [[نیک]] و راه‌یابی به کمال مطلوب است که از آن به وحی تسدیدی و تأییدی تعبیر می‌شود، و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از آن [[موهبت الهی]] بهره‌مندند؛ اما وحی تشریعی، مخصوص [[پیامبران صاحب شریعت]] است<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۶۱؛ ج۱۴، ص۳۳۴؛ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۱۴۹.</ref>.


۴. '''اشاره''': [[سوره مریم]]، ماجرای [[بشارت]] یافتن [[زکریا]] را به فرزند یادآور می‌شود و [[وظیفه]] [[سکوت]] او را بیان می‌کند که باید مقصود خویش را با اشاره بفهماند، و از این اشاره، به [[وحی]] تعبیر کرده است: {{متن قرآن|قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«فرمود: نشانه تو آنکه سه شب با داشتن تندرستی با مردم سخن نمی‌توانی گفت * آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید» سوره مریم، آیه ۱۰-۱۱.</ref>.
۴. '''اشاره''': [[سوره مریم]]، ماجرای [[بشارت]] یافتن [[زکریا]] را به فرزند یادآور می‌شود و [[وظیفه]] [[سکوت]] او را بیان می‌کند که باید مقصود خویش را با اشاره بفهماند، و از این اشاره، به [[وحی]] تعبیر کرده است: {{متن قرآن|قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«فرمود: نشانه تو آنکه سه شب با داشتن تندرستی با مردم سخن نمی‌توانی گفت * آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید» سوره مریم، آیه ۱۰-۱۱.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:
در برخی [[آیات]]، از خطورهای [[شیطانی]] بر [[دل]] [[انسان‌ها]] نیز به [[وحی]] تعبیر شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>. در این [[آیه]] و آیه ۱۱۲ [[سوره انعام]]، مبدأ وحی، غیر از [[خدا]]، و علت کاربرد واژه وحی، پنهان بودن این‌گونه [[القا]] است<ref>رشیدرضا، محمد، المنار، ج۸، ص۳۴ و ۷.</ref>.
در برخی [[آیات]]، از خطورهای [[شیطانی]] بر [[دل]] [[انسان‌ها]] نیز به [[وحی]] تعبیر شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>. در این [[آیه]] و آیه ۱۱۲ [[سوره انعام]]، مبدأ وحی، غیر از [[خدا]]، و علت کاربرد واژه وحی، پنهان بودن این‌گونه [[القا]] است<ref>رشیدرضا، محمد، المنار، ج۸، ص۳۴ و ۷.</ref>.


۶. '''[[تدبیر]] غریزی [[حیوان]]''': [[خداوند]] در [[سوره نحل]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین! * سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>.
۶. '''[[تدبیر]] غریزی حیوان''': [[خداوند]] در [[سوره نحل]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین! * سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>.


غریزه‌ای که در وجود این حیوان کوچک و کم [[مصرف]]، ولی پرکار تعبیه شده است تا بدون هیچ [[آموزشی]] در جای مناسب، [[خانه]] شگفت انگیز خویش را بسازد و [[زندگی]] جمعی پر از [[نظم]] و [[وظیفه‌شناسی]] را به شیوه‌ای [[بدیع]] اداره کند و از شهد گل‌ها، عسل مصفا تحویل دهد، همه به تفهیم خاص [[الهی]] است که با ذات این حیوان سرشته شده است. از آنجا که این القای غریزی، نوعی پیام‌رسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی گرفته است.
غریزه‌ای که در وجود این حیوان کوچک و کم [[مصرف]]، ولی پرکار تعبیه شده است تا بدون هیچ [[آموزشی]] در جای مناسب، [[خانه]] شگفت انگیز خویش را بسازد و [[زندگی]] جمعی پر از [[نظم]] و [[وظیفه‌شناسی]] را به شیوه‌ای [[بدیع]] اداره کند و از شهد گل‌ها، عسل مصفا تحویل دهد، همه به تفهیم خاص [[الهی]] است که با ذات این حیوان سرشته شده است. از آنجا که این القای غریزی، نوعی پیام‌رسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی گرفته است.
خط ۳۳: خط ۳۳:


در نتیجه، واژه وحی در قلمرو [[ادیان توحیدی]]<ref>البته در مسیحیت رسمی فعلی، غیر از مفهوم زبانی و معرفتی وحی، معنای دیگری برای آن می‌شود که عبارت از شخص مسیح است. ر.ک: سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، فصل ۱ و ۲.</ref>، اخص از مفهوم لغوی آن است و به آن نوع معرفت اختصاص دارد که به شیوه‌ای خاص، از سوی خدا بر انبیای [[حق]] [[القا]] می‌شود<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۰؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.</ref>. از مطالب پیشین آشکار شد که اطلاق واژه وحی بر الهام‌های درونی و [[مکاشفات]] قدیسان، بلکه هر نوع خطور [[قلبی]] نباید منشأ این مغالطه شود که بنابراین، وحی، امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است؛ زیرا مراد از [[وحی]] در [[علم کلام]] و [[ادیان توحیدی]]، مفهوم اخص آن است که به افراد ویژه‌ای اختصاص دارد<ref>مفاد تقریر علامه طباطبایی در وحی یا شعور ناشناخته، و نیز دانشمند غربی، رودلف اتو، در امر قدمی این معنا را به خوبی تصریح می‌کند که وحی، نوعی شعور ویژه و ناشناخته و غیر همسنخ با مکاشفات قدسی و مینوی است.</ref>.<ref>[[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>
در نتیجه، واژه وحی در قلمرو [[ادیان توحیدی]]<ref>البته در مسیحیت رسمی فعلی، غیر از مفهوم زبانی و معرفتی وحی، معنای دیگری برای آن می‌شود که عبارت از شخص مسیح است. ر.ک: سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، فصل ۱ و ۲.</ref>، اخص از مفهوم لغوی آن است و به آن نوع معرفت اختصاص دارد که به شیوه‌ای خاص، از سوی خدا بر انبیای [[حق]] [[القا]] می‌شود<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۰؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.</ref>. از مطالب پیشین آشکار شد که اطلاق واژه وحی بر الهام‌های درونی و [[مکاشفات]] قدیسان، بلکه هر نوع خطور [[قلبی]] نباید منشأ این مغالطه شود که بنابراین، وحی، امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است؛ زیرا مراد از [[وحی]] در [[علم کلام]] و [[ادیان توحیدی]]، مفهوم اخص آن است که به افراد ویژه‌ای اختصاص دارد<ref>مفاد تقریر علامه طباطبایی در وحی یا شعور ناشناخته، و نیز دانشمند غربی، رودلف اتو، در امر قدمی این معنا را به خوبی تصریح می‌کند که وحی، نوعی شعور ویژه و ناشناخته و غیر همسنخ با مکاشفات قدسی و مینوی است.</ref>.<ref>[[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>
== وحی‌شناسی ==
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] مختلف به تبیین موارد استعمال آن پرداخته است که از آن برمی‌‌آید [[وحی]] در دو اصطلاح [[عام و خاص]] به کار رفته است که در زیر اشاره می‌‌شود.
=== موارد استعمال [[وحی در قرآن]] ===
با نگاهی اجمالی به [[قرآن مجید]] متوجه می‌شویم که اصطلاح وحی در قرآن با هفتاد مورد استعمال تنها به [[وحی پیامبران]] اختصاص ندارد، بلکه وحی در موارد دیگر استعمال شده است که اشاره می‌شود.
=== وحی به جمادات ===
وحی در معانی لغوی مختلف مانند: اشاره، [[الهام]]، تفهیم و القای نهانی و رمزی استعمال شده است که وجه مشترک آنها اعلام نهانی و سریع به انحای مختلف از قبیل لفظی، کتبی، اشاره‌ای، [[تکوینی]] و غریزه‌ای است و لذا وحی از دیدگاه لغوی اختصاصی به [[انسان]] یا [[پیامبر]] ندارد و عام است.
قرآن مجید نیز واژگان وحی را به معنای عام و در جمادات استعمال کرده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا}}<ref>«و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>.<ref>نکته قابل اشاره اینکه تفسیر فوق بنا به عدم تقدیر مضاف «اهل» در سماء است که بعضی احتمال تقدیر دارند) ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۳۶۸).</ref>
[[خداوند]] [[امر]] و [[تدبیر]] هر [[آسمان]] را به خود آن وحی کرد: {{متن قرآن|إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا *... * يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«هنگامی که زمین از لرزه واپسین خود به لرزه افتد *... * در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز می‌گردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۱ و ۶.</ref>.
در این دو [[آیه]] وحی را خداوند بر آسمان و [[زمین]] نسبت داده است و به معنای تفهیم و القای نهانی و تکوینی است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۲.</ref>.
=== وحی بر حیوانات ===
در [[قرآن]] وحی بر [[حیوان]] مانند [[زنبور عسل]] نیز استعمال شده است؛ مانند: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>. در این [[آیه]] [[وحی]] به معنای [[تدبیر]] و تفهیم غریزی است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، [[محمد]] حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>.
=== وحی [[شیاطین]] و [[جن]] ===
بر [[وسوسه]] و [[القا]] و [[تشویق]] بر [[گناه]] شیاطین بر یکدیگر و [[دوستان]] خود، وحی اطلاق شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>.
همانا [[شیطان‌ها]] دوستان خود را وسوسه می‌کنند: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا}}<ref>«و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref>.
آیه فوق وحی را به معنای سخن سرّی به بعضی از [[انسان‌ها]] و جن‌ها که [[باطن]] [[شیطان]] دارند، نسبت می‌دهد که آنان با این وحی، یعنی القائات خود در صدد [[گمراهی]] یکدیگر هستند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>.
=== وحی بر [[انسان‌های کامل]] ===
یکی از معانی وحی [[الهام]] [[قلبی]] و افکندن یک [[پیام]] از سوی [[خداوند]] بر [[قلب]] [[انسان]] است که انسان ناخودآگاه از این [[امر قلبی]] خود [[تبعیت]] می‌‌کند. نمونه کامل آن الهام بر [[امامان]] و [[پیشوایان حق]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک را وحی کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>، آنان را [[پیشوایان]] قرار دادیم که به امر ما [[هدایت]] می‌کنند. ما برای آنان انجام دادن کارهای خیر را وحی و الهام کردیم.
در اصطلاح از این وحی بر «[[وحی تسدیدی]] و تأییدی» تعبیر می‌‌شود، مرتبه پایین‌تر از آن به انسان‌های [[وارسته]]، اما غیر [[پیشوا]] مربوط می‌‌شود؛ مانند [[مادر حضرت موسی]] و [[حواری]] که از آن به «[[الهام]] نفسی» یاد می‌شود<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} «و به مادر موسی [[الهام]] کردیم که به او شیر بده و اگر بر ([[جان]]) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و [[اندوهگین]] مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از [[پیامبران]] خواهیم کرد» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}} «و یاد کن که به حواریان [[وحی]] کردم که به من و فرستاده‌ام [[ایمان]] آورید گفتند: (خداوندا) [[ایمان]] آوردیم و [[گواه]] باش که ما گردن نهاده‌ایم» [[سوره مائده]]، آیه ۱۱۱؛ ر.ک: [[سید محمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان]]، ج۴، ص۳۳۴ و ج۶، ص۲۶۱؛ [[عبدالله جوادی آملی]]، [[تفسیر موضوعی]]، ج۷، ص۱۴۹؛ [[محمدهادی معرفت]]، [[التمهید فی علوم القرآن]]، ج۱، ص۲۷.</ref>.
این سنخ از وحی شامل حال انسان‌های عادی مخصوصاً عرفا می‌‌شود که به [[زمان]] خاصی منحصر نیست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>.
=== وحی بر [[ملائکه]] ===
سنخ دیگر وحی، وحی و [[القاء]] مطلبی از سوی [[خداوند]] بر [[فرشتگان]] است. {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>.
===[[وحی پیامبران]] ([[وحی تشریعی]])===
ششمین مورد استعمال وحی، وحی پیامبران است که متداول‌ترین [[وحی در قرآن]] است که در آن پیامبران - بر اساس رهیافت‌های پیشین – از خداوند[[پیام]] و آیینی را دریافت می‌کنند.
انزال [[کتاب آسمانی]] و [[فرشته]] [[حامل وحی]] یا [[رویارویی]] بدون واسطه [[الهی]] از مؤلفه‌های اساسی آن به شمار می‌آید؛ از این‌رو وحی که [[پیامبر]] از [[عالم غیب]] [[شریعت]] و قانونی را دریافت و [[مأمور]] [[تبلیغ]] آن می‌شود «وحی تشریعی» نام برده می‌شود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۴.</ref>.


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۸

واژه وحی در قرآن

کلمه وحی و مشتقات آن بیش از هفتاد بار در قرآن آمده که بیشتر درباره ارتباط ویژه خداوند با پیامبران در زمینه فرستادن پیام هدایت تشریعی است؛ اما نمونه‌هایی چند از کاربرد این عنوان، نشان می‌دهد که لغت یاد شده، چه از لحاظ گیرنده و مقصد آن و چه از لحاظ فرستنده و مبدأ آن، گستره‌ای وسیع دارد؛ گرچه در تمام نمونه‌ها کاربرد مفهوم کلی «تفهیم خصوصی و نهانی» به صورت مشترک معنوی و مقول به تشکیک در پدیده وحی، لحاظ شده است.

۱. رابطه بی‌واسطه خدا با پیامبر: در آیه ۵۱ سوره شورا، که شیوه‌های گوناگون ارتباط خدا با پیامبران آمده است، واژه وحی در معنایی اخص به کار رفته که عبارت از ارتباط بدون واسطه خدا با پیامبر است: ﴿مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا[۱].

۲. وحی تشریعی و ارتباط ویژه خدا با پیامبران: بیش‌تر موارد کاربرد واژه وحی و اشتقاقات آن در قرآن، در این معنا است و هرگاه به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص نبوی و پیام‌رسانی ویژه به انبیا است: ﴿كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۲].

۳. وحی تسدیدی: در سوره انبیاء آیه ۷۳ درباره پیشوایان خدایی می‌فرماید: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ[۳]. به بیان برخی مفسران، این وحی، توفیق افعال نیک و راه‌یابی به کمال مطلوب است که از آن به وحی تسدیدی و تأییدی تعبیر می‌شود، و امامان معصوم(ع) نیز از آن موهبت الهی بهره‌مندند؛ اما وحی تشریعی، مخصوص پیامبران صاحب شریعت است[۴].

۴. اشاره: سوره مریم، ماجرای بشارت یافتن زکریا را به فرزند یادآور می‌شود و وظیفه سکوت او را بیان می‌کند که باید مقصود خویش را با اشاره بفهماند، و از این اشاره، به وحی تعبیر کرده است: ﴿قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا[۵].

۵. الهام و در دل افکندن: در سوره قصص، آیه هفتم درباره مادر حضرت موسی(ع) چنین آمده است: ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ[۶].

با توجه به اینکه آن بانو پیامبر نبوده است، وحی در آیه، به معنای الهام و خطور در دل است که به صورت تفهیم نهانی القا شده است[۷]. وحی به حواریان حضرت عیسی(ع) نیز به همین معنا است: ﴿وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي...[۸].

از سیاق آیه استفاده می‌شود که آنان پیامبر نبودند؛ بلکه می‌بایست به رسالت عیسی(ع) رسول الهی عصر، ایمان راستین و حقیقی می‌آوردند. دلیل خارجی ویژه‌ای که نبوت آنان را اثبات کند نیز وجود ندارد؛ بنابراین وحی به آنان، الهام و القا در قلب است[۹].

در برخی آیات، از خطورهای شیطانی بر دل انسان‌ها نیز به وحی تعبیر شده است: ﴿إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ[۱۰]. در این آیه و آیه ۱۱۲ سوره انعام، مبدأ وحی، غیر از خدا، و علت کاربرد واژه وحی، پنهان بودن این‌گونه القا است[۱۱].

۶. تدبیر غریزی حیوان: خداوند در سوره نحل می‌فرماید: ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا[۱۲].

غریزه‌ای که در وجود این حیوان کوچک و کم مصرف، ولی پرکار تعبیه شده است تا بدون هیچ آموزشی در جای مناسب، خانه شگفت انگیز خویش را بسازد و زندگی جمعی پر از نظم و وظیفه‌شناسی را به شیوه‌ای بدیع اداره کند و از شهد گل‌ها، عسل مصفا تحویل دهد، همه به تفهیم خاص الهی است که با ذات این حیوان سرشته شده است. از آنجا که این القای غریزی، نوعی پیام‌رسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی گرفته است.

۷. تقدیر نظام آفرینش: در سوره فصلت، پس از اشاره به آفرینش آسمان‌ها و زمین و توحید در خالقیت و ربوبیت و تفکیک ناپذیری آنها از همدیگر، می‌فرماید: ﴿وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ[۱۳].

ایجاد قانونمندی در تمام جهان آفرینش که آسمان‌ها و زمین در قرآن به آن اشاره دارد که هر یک تا زمان معین و مقرر نقش ویژه‌ای را ایفا کند، از طریق آفریدگار جهان در سرشت هستی آنها نهاده شده است، و در استعاره لفظ و حی برای چنین تقدیر و تدبیری، همین مقدار مناسبت کافی است.

همان طور که ملاحظه شد، کلمه وحی، چه در معنای لغوی خود (تفهیم سریع و نهانی) و چه در کاربردهای قرآنی، به وحی تشریعی و ارتباط پیام‌رسانی ویژه خداوند به پیامبران اختصاص ندارد؛ گرچه معنای اصطلاحی رایج و غالب آن همین است. از آنجا که آموزش معارف الهی به پیامبران به صورت مفاهمه خصوصی و سری صورت یافته، این واژه در آن به کار رفته است. به عبارت دیگر می‌توان گفت: کاربرد قرآنی وحی، چیزی مساوی با هدایت است که هدایت عام و تکوینی الهی برای تمام موجودات، و هدایت خاص و تشریعی ویژه انسان را در بر می‌گیرد. امیرمؤمنان(ع) در پاسخ شخصی که معنای وحی را از وی پرسید، موارد کاربرد آن را در قرآن به طور گسترده شرح داد: از امیرمؤمنان که درود خدا بر او باد درباره واژه وحی در کتاب خدا پرسیده شد. فرمود: [وحی اقسامی دارد] که از جمله آنها «نبوت»، «الهام»، «اشاره»، «امر» [الهام]دروغ، «تقدیر»، «خبر» و «رسالت» است.

وحی نبوت و رسالت: «ما به تو وحی کردیم چنان‌که به نوح و پیامبران پس از وی و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب وحی کردیم». وحی به مفهوم الهام [غریزی]: «و پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که از دل کوه‌ها و درختان و داربست‌ها و مانند آن، خانه برگیر». نیز «و به مادر موسی(ع) وحی کردیم که آن کودک را شیر ده؛ پس هرگاه بر او بیمناک شدی، او را به دریا افکن». وحی به معنای اشاره: پس زکریا از محراب به سوی قوم خویش خارج شد؛ آن گاه بدیشان وحی کرد که خدای را صبح و شام پاک شمارید»؛ یعنی به سبب سخن خداوند متعال که فرمود: سه روز با مردم جز به اشاره سخن مگو، به آنان اشاره کرد. وحی به معنای تقدیر: «و به هر آسمان، کارش را وحی کردیم و آسمان دنیا را به چراغ‌ها ستارگان آراستیم». وحی به معنای امر: «و یادآر هنگامی که به حواریان عیسی وحی کردیم، به من و فرستاده‌ام ایمان راستین آورید». وحی به مفهوم دروغ: «شیطان‌های انسی و جنی، برخی بر برخی دیگر وحی می‌فرستند». وحی به معنای خبر «و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما مردم را هدایت می‌کنند و کارهای خیر و اقامه نماز و پرداخت زکات را بدیشان وحی کردیم؛ در حالی که ما را می‌پرستیدند»[۱۴].

در وحی الهی به پیامبران، ویژگی اصلی، آگاهی بخشی رمزی و فوری است؛ یعنی رسولان الهی، پیام نبوی خدا را سریع، و پنهان از درک و دریافت دیگران می‌گیرند؛ بدین‌سان، معنای اصطلاحی وحی چنین است: «تفهیم یک سلسله حقایق و معارف (بینش‌های فکری و دستورهای رفتاری از جانب خداوند به انسان‌های برگزیده (پیامبران)، از راه دیگری جز راه‌های عادی معرفت (همچون تجربه، عقل و شهود عرفانی) برای ابلاغ به مردم و راهنمایی ایشان»[۱۵].

در نتیجه، واژه وحی در قلمرو ادیان توحیدی[۱۶]، اخص از مفهوم لغوی آن است و به آن نوع معرفت اختصاص دارد که به شیوه‌ای خاص، از سوی خدا بر انبیای حق القا می‌شود[۱۷]. از مطالب پیشین آشکار شد که اطلاق واژه وحی بر الهام‌های درونی و مکاشفات قدیسان، بلکه هر نوع خطور قلبی نباید منشأ این مغالطه شود که بنابراین، وحی، امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است؛ زیرا مراد از وحی در علم کلام و ادیان توحیدی، مفهوم اخص آن است که به افراد ویژه‌ای اختصاص دارد[۱۸].[۱۹]

وحی‌شناسی

قرآن کریم در آیات مختلف به تبیین موارد استعمال آن پرداخته است که از آن برمی‌‌آید وحی در دو اصطلاح عام و خاص به کار رفته است که در زیر اشاره می‌‌شود.

موارد استعمال وحی در قرآن

با نگاهی اجمالی به قرآن مجید متوجه می‌شویم که اصطلاح وحی در قرآن با هفتاد مورد استعمال تنها به وحی پیامبران اختصاص ندارد، بلکه وحی در موارد دیگر استعمال شده است که اشاره می‌شود.

وحی به جمادات

وحی در معانی لغوی مختلف مانند: اشاره، الهام، تفهیم و القای نهانی و رمزی استعمال شده است که وجه مشترک آنها اعلام نهانی و سریع به انحای مختلف از قبیل لفظی، کتبی، اشاره‌ای، تکوینی و غریزه‌ای است و لذا وحی از دیدگاه لغوی اختصاصی به انسان یا پیامبر ندارد و عام است.

قرآن مجید نیز واژگان وحی را به معنای عام و در جمادات استعمال کرده است: ﴿وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا[۲۰].[۲۱]

خداوند امر و تدبیر هر آسمان را به خود آن وحی کرد: ﴿إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا *... * يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ[۲۲].

در این دو آیه وحی را خداوند بر آسمان و زمین نسبت داده است و به معنای تفهیم و القای نهانی و تکوینی است[۲۳].

وحی بر حیوانات

در قرآن وحی بر حیوان مانند زنبور عسل نیز استعمال شده است؛ مانند: ﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ[۲۴]. در این آیه وحی به معنای تدبیر و تفهیم غریزی است[۲۵].

وحی شیاطین و جن

بر وسوسه و القا و تشویق بر گناه شیاطین بر یکدیگر و دوستان خود، وحی اطلاق شده است: ﴿إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ[۲۶].

همانا شیطان‌ها دوستان خود را وسوسه می‌کنند: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا[۲۷].

آیه فوق وحی را به معنای سخن سرّی به بعضی از انسان‌ها و جن‌ها که باطن شیطان دارند، نسبت می‌دهد که آنان با این وحی، یعنی القائات خود در صدد گمراهی یکدیگر هستند[۲۸].

وحی بر انسان‌های کامل

یکی از معانی وحی الهام قلبی و افکندن یک پیام از سوی خداوند بر قلب انسان است که انسان ناخودآگاه از این امر قلبی خود تبعیت می‌‌کند. نمونه کامل آن الهام بر امامان و پیشوایان حق است: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ[۲۹]، آنان را پیشوایان قرار دادیم که به امر ما هدایت می‌کنند. ما برای آنان انجام دادن کارهای خیر را وحی و الهام کردیم.

در اصطلاح از این وحی بر «وحی تسدیدی و تأییدی» تعبیر می‌‌شود، مرتبه پایین‌تر از آن به انسان‌های وارسته، اما غیر پیشوا مربوط می‌‌شود؛ مانند مادر حضرت موسی و حواری که از آن به «الهام نفسی» یاد می‌شود[۳۰].

این سنخ از وحی شامل حال انسان‌های عادی مخصوصاً عرفا می‌‌شود که به زمان خاصی منحصر نیست[۳۱].

وحی بر ملائکه

سنخ دیگر وحی، وحی و القاء مطلبی از سوی خداوند بر فرشتگان است. ﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ[۳۲].

وحی پیامبران (وحی تشریعی)

ششمین مورد استعمال وحی، وحی پیامبران است که متداول‌ترین وحی در قرآن است که در آن پیامبران - بر اساس رهیافت‌های پیشین – از خداوندپیام و آیینی را دریافت می‌کنند. انزال کتاب آسمانی و فرشته حامل وحی یا رویارویی بدون واسطه الهی از مؤلفه‌های اساسی آن به شمار می‌آید؛ از این‌رو وحی که پیامبر از عالم غیب شریعت و قانونی را دریافت و مأمور تبلیغ آن می‌شود «وحی تشریعی» نام برده می‌شود[۳۳].

پانویس

  1. «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.
  2. «بدین‌گونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند وحی می‌کند» سوره شوری، آیه ۳.
  3. «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
  4. علامه طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۶۱؛ ج۱۴، ص۳۳۴؛ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۱۴۹.
  5. «فرمود: نشانه تو آنکه سه شب با داشتن تندرستی با مردم سخن نمی‌توانی گفت * آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید» سوره مریم، آیه ۱۰-۱۱.
  6. «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.
  7. علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۰.
  8. «و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.
  9. رشیدرضا، محمد، المنار، ج۷، ص۲۴۷.
  10. «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.
  11. رشیدرضا، محمد، المنار، ج۸، ص۳۴ و ۷.
  12. «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین! * سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.
  13. «آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.
  14. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۹۰، ص۱۶ – ۱۷.
  15. عبده، محمد، رسالة التوحید، ص۵۷؛ مصباح یزدی، راهنما‌شناسی، فصل اول.
  16. البته در مسیحیت رسمی فعلی، غیر از مفهوم زبانی و معرفتی وحی، معنای دیگری برای آن می‌شود که عبارت از شخص مسیح است. ر.ک: سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، فصل ۱ و ۲.
  17. شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۰؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.
  18. مفاد تقریر علامه طباطبایی در وحی یا شعور ناشناخته، و نیز دانشمند غربی، رودلف اتو، در امر قدمی این معنا را به خوبی تصریح می‌کند که وحی، نوعی شعور ویژه و ناشناخته و غیر همسنخ با مکاشفات قدسی و مینوی است.
  19. سعیدی روشن، محمد باقر، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳.
  20. «و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد» سوره فصلت، آیه ۱۲.
  21. نکته قابل اشاره اینکه تفسیر فوق بنا به عدم تقدیر مضاف «اهل» در سماء است که بعضی احتمال تقدیر دارند) ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۳۶۸).
  22. «هنگامی که زمین از لرزه واپسین خود به لرزه افتد *... * در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز می‌گردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۱ و ۶.
  23. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۳۲۲.
  24. «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.
  25. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.
  26. «و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.
  27. «و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند» سوره انعام، آیه ۱۱۲.
  28. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.
  29. «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک را وحی کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
  30. ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷؛ ﴿وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ «و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱؛ ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۳۴ و ج۶، ص۲۶۱؛ عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی، ج۷، ص۱۴۹؛ محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷.
  31. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.
  32. «(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم» سوره انفال، آیه ۱۲.
  33. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۳۲۴.