صادق (اسم الهی): تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صدق | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==تبیین صادق بودن خدا== خدا در همه افعال و اقوال و اعمال و اراده و مشیت خود، صادق و مصدَّق و مصدِّق است<ref>اسماء الحسنی، ص۱۶۸.</ref>، چنانکه در آیه ۱۱۵ سور...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==تبیین [[صادق بودن]] [[خدا]]== | ==تبیین [[صادق بودن]] [[خدا]]== | ||
خدا در همه [[افعال]] و اقوال و [[اعمال]] و [[اراده]] و [[مشیت]] خود، صادق و مصدَّق و مصدِّق است<ref>اسماء الحسنی، ص۱۶۸.</ref>، چنانکه در [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره انعام]] / ۶ کلمات خدا را از نظر [[صدق]] و [[اعتدال]] و [[عدالت]]، تمام و [[بینقص]] و تبدیلناپذیر دانسته است: «و تَمَّت کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدقًا و عَدلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِم ٰ تِهِ و هُوَ السَّمیعُ العَلیم». [[مفسران]] مراد از «کلمه» را [[کلام خدا]] یا بهگونه خاص، [[قرآن]]<ref>برای نمونه نک: مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۷؛ الاصفی، ج ۱، ص۳۴۱؛ اطیب البیان، ج ۵، ص۱۸۰.</ref> و برخی نیز [[اسلام]] دانستهاند<ref>ارشاد الاذهان، ص۱۴۷؛ من وحی القرآن، ج ۹، ص۲۸۷.</ref>. صدق بودن آن به معنای [[مطابقت با واقع]] بوده که با [[واقعیت]] و [[حقانیت]] تلازم دارد و [[حق]] بودن آن نیز با ثبوت مطلق و دائمی بودن آن ملازم است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۱۴۵.</ref>. خدا همانگونه که در اِخبار صادق است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> ـ قیل در آیه به معنای قول است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.</ref> ـ در وعدههای خویش نیز صادق است: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ}}<ref> سوره زمر، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۳۲.</ref>؛ مانند [[وعده]] [[بهشت]] به [[پرهیزگاران]]<ref>{{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}} «چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده دادهاند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوهها و سایههایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref> و [[رحمت]] و [[مغفرت]] توبهکنندگان<ref>{{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا}}«و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه ۱۰.</ref> و [[تقرب]] به [[اولیاء]] و [[مؤمنان]] و وصال و [[لقاء]] به [[عارفان]] و [[موحدان]]<ref>تجلیات فی اسماء الله الحسنی، ص۲۴۳.</ref>؛ زیرا [[کذب]] و [[خلف وعده]] بر [[خدا]] محال است و اخلال در ثوابی نیز که برخود [[واجب]] کرده جایز نیست<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۳۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ}}<ref>«که بیگمان آنچه به شما نوید میدهند، راستین است» سوره ذاریات، آیه ۵.</ref>، چنانکه خدا به وعدهای که به [[پیامبران]] درباره [[نجات]] ایشان داده، [[وفا]] کرده است: {{متن قرآن|ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ}}<ref>«سپس به وعده خود درباره آنان وفا کردیم و آنان و هر که را میخواستیم رهایی بخشیدیم و گزافکاران را نابود کردیم» سوره انبیاء، آیه ۹.</ref> بر این اساس، خدا به وعدهای که به [[مؤمنان]] درباره [[پیروزی بر دشمن]] داده بود، در [[جنگ بدر]] و مرحله آغازین [[جنگ اُحُد]] عمل کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>؛ همچنین رؤیای [[صادقانه]] [[رسول خدا]] دربارۀ ورود با [[امنیت]] به [[مسجدالحرام]] را با [[صلح حدیبیه]] محقق ساخت: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref> در دو مورد از [[وعدههای الهی]]، [[صدق]] به صورت [[تفضیلی]] (أصدق) آمده و مفادش این است که کسی از خدا راستگوتر نیست<ref>المنار، ج ۵، ص۳۱۷.</ref>: یکی درباره گردآوری [[انسانها]] در [[روز قیامت]] که در وقوع آن هیچ تردیدی نیست بعد از بیان اینکه معبودی جز خدا نیست: {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref> و دیگری در رساندن مؤمنانِ دارای [[عمل صالح]] به [[بهشت]] جاویدی که زیر درختان آن نهرها جاریاند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، به بوستانهایی درخواهیم آورد که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آنها جاودانند، بنا به وعده راستین خداوند و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> برخی مراد از این [[تفضیل]] را کیفی دانستهاند؛ بدین معنا که سخن [[خدا]] در سنجش با سخنان راست دیگران [[حقایق]] را جامعتر آشکار و ابعاد گوناگون یک [[واقعیت]] را کاملتر بیان میکند<ref>آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص۲۸۱.</ref>. در بیان دیگر، مراد از تفضیل در [[آیات]] یادشده کمّی و بدین معناست که کسی بیشتر از خدا یا مساوی با او در خبرها و وعدههایش [[راستگویی]] نکرده است؛ زیرا [[صدق]] به معنای [[مطابقت با واقع]] است و تفاوت کیفی در آن فرض ندارد<ref>روح المعانی، ج ۳، ص۱۰۲.</ref>. به [[باور]] برخی صاحبنظران، بیشترین تأکید [[قرآن]] بر [[صادق بودن]] خدا در [[وعده]] خود به [[بندگان]] است و از آنجا که در حسن صدق وعده شکی نیست، میتوان «صادق الوعد» را از [[اسمای حسنای الهی]] بهشمار آورد، بر خلاف «صادق الوعید» که [[حسنی]] ندارد و نمیتوان آن را از اسمای خدا به [[حساب]] آورد، بلکه صرفاً میتوان خدا را «ذاالوعید» خواند<ref>شرح الاسماء، سبزواری، ص۲۷۳.</ref>. البته در قرآن درباره [[محروم]] ساختن [[یهودیان]] از پرندگان و پیه گاو و گوسفند به عنوان [[مجازات]] [[ستم]] ایشان، صفت صادق به کار رفته است<ref>اسماء و صفات الهی در قرآن، ص۷۴۸.</ref>: {{متن قرآن|ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> برخی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ}}<ref>«سخن نزد من دگرگون نمیگردد و من با بندگان، ستمکاره نیستم» سوره ق، آیه ۲۹.</ref> گفتهاند در [[وعده]] و [[وعید]] [[خدا]] تبدیل راه نمییابد<ref>مواهب علیه، ص۱۱۷۰؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۹۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص۲۶۳.</ref>. [[مؤمنان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به [[صدق]] [[وعدههای الهی]] [[شهادت]] میدهند، چنانکه در [[جنگ احزاب]]، مؤمنان هنگام دیدن [[لشکر]] [[کافران]] گفتند: این همان [[جنگی]] است که خدا و [[رسول]] از پیش به ما وعده داده بودند و خدا و رسول راست گفتند و آنان را جز [[ایمان]] و [[طاعت]] نیفزود: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> در [[بهشت]] نیز هنگام تحقق وعدهای که خدا به ایشان داده بود تا آنان را [[وارث]] [[سرزمین]] بهشت کند، به [[ستایش]] وی میپردازند: {{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای میگیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref> شاید بتوان [[راز]] تأکید [[قرآن]] بر [[صادق بودن]] خدا را [[دعوت]] [[انسانها]] به ایمان و تقویت [[روح امید]] در آنان دانست تا به اقتضای [[وعده الهی]] [[اقدام به عمل]] کرده و از روش [[توحیدی]] [[حضرت ابراهیم]] [[پیروی]] و از [[کفر]] و [[مخالفت]] با [[اوامر الهی]] دوری کنند و به وعدههای [[دروغین]] و [[آرزوهای دور و دراز]] [[باطل]] و شیطانیِ بیحقیقت [[دل]] نبندند<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۰.</ref> | خدا در همه [[افعال]] و اقوال و [[اعمال]] و [[اراده]] و [[مشیت]] خود، صادق و مصدَّق و مصدِّق است<ref>اسماء الحسنی، ص۱۶۸.</ref>، چنانکه در [[آیه]] ۱۱۵ [[سوره انعام]] / ۶ کلمات خدا را از نظر [[صدق]] و [[اعتدال]] و [[عدالت]]، تمام و [[بینقص]] و تبدیلناپذیر دانسته است: «و تَمَّت کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدقًا و عَدلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِم ٰ تِهِ و هُوَ السَّمیعُ العَلیم». [[مفسران]] مراد از «کلمه» را [[کلام خدا]] یا بهگونه خاص، [[قرآن]]<ref>برای نمونه نک: مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۷؛ الاصفی، ج ۱، ص۳۴۱؛ اطیب البیان، ج ۵، ص۱۸۰.</ref> و برخی نیز [[اسلام]] دانستهاند<ref>ارشاد الاذهان، ص۱۴۷؛ من وحی القرآن، ج ۹، ص۲۸۷.</ref>. صدق بودن آن به معنای [[مطابقت با واقع]] بوده که با [[واقعیت]] و [[حقانیت]] تلازم دارد و [[حق]] بودن آن نیز با ثبوت مطلق و دائمی بودن آن ملازم است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص۱۴۵.</ref>. خدا همانگونه که در اِخبار صادق است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> ـ قیل در آیه به معنای قول است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.</ref> ـ در وعدههای خویش نیز صادق است: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ}}<ref> سوره زمر، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۳۲.</ref>؛ مانند [[وعده]] [[بهشت]] به [[پرهیزگاران]]<ref>{{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}} «چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده دادهاند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوهها و سایههایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref> و [[رحمت]] و [[مغفرت]] توبهکنندگان<ref>{{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا}}«و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه ۱۰.</ref> و [[تقرب]] به [[اولیاء]] و [[مؤمنان]] و وصال و [[لقاء]] به [[عارفان]] و [[موحدان]]<ref>تجلیات فی اسماء الله الحسنی، ص۲۴۳.</ref>؛ زیرا [[کذب]] و [[خلف وعده]] بر [[خدا]] محال است و اخلال در ثوابی نیز که برخود [[واجب]] کرده جایز نیست<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۳۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ}}<ref>«که بیگمان آنچه به شما نوید میدهند، راستین است» سوره ذاریات، آیه ۵.</ref>، چنانکه خدا به وعدهای که به [[پیامبران]] درباره [[نجات]] ایشان داده، [[وفا]] کرده است: {{متن قرآن|ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ}}<ref>«سپس به وعده خود درباره آنان وفا کردیم و آنان و هر که را میخواستیم رهایی بخشیدیم و گزافکاران را نابود کردیم» سوره انبیاء، آیه ۹.</ref> بر این اساس، خدا به وعدهای که به [[مؤمنان]] درباره [[پیروزی بر دشمن]] داده بود، در [[جنگ بدر]] و مرحله آغازین [[جنگ اُحُد]] عمل کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>؛ همچنین رؤیای [[صادقانه]] [[رسول خدا]] دربارۀ ورود با [[امنیت]] به [[مسجدالحرام]] را با [[صلح حدیبیه]] محقق ساخت: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref> در دو مورد از [[وعدههای الهی]]، [[صدق]] به صورت [[تفضیلی]] (أصدق) آمده و مفادش این است که کسی از خدا راستگوتر نیست<ref>المنار، ج ۵، ص۳۱۷.</ref>: یکی درباره گردآوری [[انسانها]] در [[روز قیامت]] که در وقوع آن هیچ تردیدی نیست بعد از بیان اینکه معبودی جز خدا نیست: {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref> و دیگری در رساندن مؤمنانِ دارای [[عمل صالح]] به [[بهشت]] جاویدی که زیر درختان آن نهرها جاریاند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، به بوستانهایی درخواهیم آورد که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آنها جاودانند، بنا به وعده راستین خداوند و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> برخی مراد از این [[تفضیل]] را کیفی دانستهاند؛ بدین معنا که سخن [[خدا]] در سنجش با سخنان راست دیگران [[حقایق]] را جامعتر آشکار و ابعاد گوناگون یک [[واقعیت]] را کاملتر بیان میکند<ref>آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص۲۸۱.</ref>. در بیان دیگر، مراد از تفضیل در [[آیات]] یادشده کمّی و بدین معناست که کسی بیشتر از خدا یا مساوی با او در خبرها و وعدههایش [[راستگویی]] نکرده است؛ زیرا [[صدق]] به معنای [[مطابقت با واقع]] است و تفاوت کیفی در آن فرض ندارد<ref>روح المعانی، ج ۳، ص۱۰۲.</ref>. به [[باور]] برخی صاحبنظران، بیشترین تأکید [[قرآن]] بر [[صادق بودن]] خدا در [[وعده]] خود به [[بندگان]] است و از آنجا که در حسن صدق وعده شکی نیست، میتوان «صادق الوعد» را از [[اسمای حسنای الهی]] بهشمار آورد، بر خلاف «صادق الوعید» که [[حسنی]] ندارد و نمیتوان آن را از اسمای خدا به [[حساب]] آورد، بلکه صرفاً میتوان خدا را «ذاالوعید» خواند<ref>شرح الاسماء، سبزواری، ص۲۷۳.</ref>. البته در قرآن درباره [[محروم]] ساختن [[یهودیان]] از پرندگان و پیه گاو و گوسفند به عنوان [[مجازات]] [[ستم]] ایشان، صفت صادق به کار رفته است<ref>اسماء و صفات الهی در قرآن، ص۷۴۸.</ref>: {{متن قرآن|ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}}<ref>«بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> برخی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ}}<ref>«سخن نزد من دگرگون نمیگردد و من با بندگان، ستمکاره نیستم» سوره ق، آیه ۲۹.</ref> گفتهاند در [[وعده]] و [[وعید]] [[خدا]] تبدیل راه نمییابد<ref>مواهب علیه، ص۱۱۷۰؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۹۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص۲۶۳.</ref>. [[مؤمنان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به [[صدق]] [[وعدههای الهی]] [[شهادت]] میدهند، چنانکه در [[جنگ احزاب]]، مؤمنان هنگام دیدن [[لشکر]] [[کافران]] گفتند: این همان [[جنگی]] است که خدا و [[رسول]] از پیش به ما وعده داده بودند و خدا و رسول راست گفتند و آنان را جز [[ایمان]] و [[طاعت]] نیفزود: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> در [[بهشت]] نیز هنگام تحقق وعدهای که خدا به ایشان داده بود تا آنان را [[وارث]] [[سرزمین]] بهشت کند، به [[ستایش]] وی میپردازند: {{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای میگیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref> شاید بتوان [[راز]] تأکید [[قرآن]] بر [[صادق بودن]] خدا را [[دعوت]] [[انسانها]] به ایمان و تقویت [[روح امید]] در آنان دانست تا به اقتضای [[وعده الهی]] [[اقدام به عمل]] کرده و از روش [[توحیدی]] [[حضرت ابراهیم]] [[پیروی]] و از [[کفر]] و [[مخالفت]] با [[اوامر الهی]] دوری کنند و به وعدههای [[دروغین]] و [[آرزوهای دور و دراز]] [[باطل]] و شیطانیِ بیحقیقت [[دل]] نبندند<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۹۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۰.</ref> | ||
==[[اثبات صدق خداوند]]== | |||
[[خدا]] باید در همه اقوال و [[افعال]] خویش صادق باشد<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.</ref>. [[متکلمان]] و [[مفسران]] برای اثبات این مدعا استدلالهای گوناگونی دارند که عمدتاً بر دو محور صفت جمالی [[علم الهی]] و صفت جلالی انتفای [[قبح]] و [[نقص]] از خداوند هستند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۳۶۸؛ ارشاد الطالبین، ص۲۲۱؛ الالهیات، ج ۱، ص۲۲۱-۲۲۳.</ref>. درباره محور نخست گفتهاند: در [[کلام]] غیر خدا صدق و نیز [[کذب]] عمدی یا برخاسته از [[جهل]] و [[سهو]] محتمل است؛ لیکن [[کلام خدا]] و خبرهای او از گذشته و [[آینده]] ناشی از [[علم]] محیط او بر همه اشیاست<ref>نک: روض الجنان، ج ۶، ص۴۴؛ نک: تفسیر مراغی، ج ۸، ص۵۹.</ref> و از این رو خدا [[خطا]] نمیکند و دچار [[فراموشی]] نمیشود: {{متن قرآن|قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى}}<ref>«گفت: دانش آن در کتابی نزد پروردگار من است؛ پروردگارم نه بیراه میشود و نه فراموش میکند» سوره طه، آیه ۵۲.</ref> بنابراین گزارش کسی بر خبر وی ترجیح ندارد، چون احتمال صادق نبودن خبر خداوند به جهت نقص در علم داده نمیشود<ref>المنار، ج ۵، ص۳۱۷.</ref>. درباره محور دوم نیز گفتهاند کذبْ [[قبیح]] و نشان نقص است و از آنجا که خداوند از ارتکاب قبیح و نقص [[منزه]] است، صفت صدق برای او ثابت میشود<ref>روض الجنان، ج ۶، ص۴۴؛ تفسیر مراغی، ج ۸، ص۵۹.</ref>؛ نیز گفتهاند برای [[دروغگویی]] خداوند غرضی تصور نمیشود یا وی نیازی به دروغگویی ندارد، چون از جهانیان [[بینیاز]] است<ref>المنار، ج ۵، ص۳۱۷.</ref>: {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> [[دروغگو]] با [[دروغ گفتن]] در پی [[جلب منفعت]] یا دفع ضرری از خویش است، در حالی که خدا [[خالق]] ضرر و نفع است<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۲۱.</ref>. متکلمان در [[اثبات]] صفت [[صدق]] برای [[خدا]] گاه از راههایی دیگر، همچون خبر دادن [[شرع]] از صدق خدا و منافات [[کذب]] با [[مصلحت]] عالَم<ref>الالهیات، ج ۱، ص۲۲۱-۲۲۳.</ref>، نیز [[حکمت الهی]]<ref>کشف المراد، ص۳۱۵.</ref> استفاده کردهاند. | |||
گفتنی است که [[اشاعره]] با توجه به [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]]، از راه [[علم خداوند]] به [[واقعیات]]، [[صادق بودن]] وی را [[قطعی]] میدانند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۹
تبیین صادق بودن خدا
خدا در همه افعال و اقوال و اعمال و اراده و مشیت خود، صادق و مصدَّق و مصدِّق است[۱]، چنانکه در آیه ۱۱۵ سوره انعام / ۶ کلمات خدا را از نظر صدق و اعتدال و عدالت، تمام و بینقص و تبدیلناپذیر دانسته است: «و تَمَّت کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدقًا و عَدلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِم ٰ تِهِ و هُوَ السَّمیعُ العَلیم». مفسران مراد از «کلمه» را کلام خدا یا بهگونه خاص، قرآن[۲] و برخی نیز اسلام دانستهاند[۳]. صدق بودن آن به معنای مطابقت با واقع بوده که با واقعیت و حقانیت تلازم دارد و حق بودن آن نیز با ثبوت مطلق و دائمی بودن آن ملازم است[۴]. خدا همانگونه که در اِخبار صادق است: ﴿وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا﴾[۵] ـ قیل در آیه به معنای قول است[۶] ـ در وعدههای خویش نیز صادق است: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ﴾[۷]؛ ﴿وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا﴾[۸][۹]؛ مانند وعده بهشت به پرهیزگاران[۱۰] و رحمت و مغفرت توبهکنندگان[۱۱] و تقرب به اولیاء و مؤمنان و وصال و لقاء به عارفان و موحدان[۱۲]؛ زیرا کذب و خلف وعده بر خدا محال است و اخلال در ثوابی نیز که برخود واجب کرده جایز نیست[۱۳]: ﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ﴾[۱۴]، چنانکه خدا به وعدهای که به پیامبران درباره نجات ایشان داده، وفا کرده است: ﴿ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ﴾[۱۵] بر این اساس، خدا به وعدهای که به مؤمنان درباره پیروزی بر دشمن داده بود، در جنگ بدر و مرحله آغازین جنگ اُحُد عمل کرد: ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ﴾[۱۶]؛ همچنین رؤیای صادقانه رسول خدا دربارۀ ورود با امنیت به مسجدالحرام را با صلح حدیبیه محقق ساخت: ﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ﴾[۱۷] در دو مورد از وعدههای الهی، صدق به صورت تفضیلی (أصدق) آمده و مفادش این است که کسی از خدا راستگوتر نیست[۱۸]: یکی درباره گردآوری انسانها در روز قیامت که در وقوع آن هیچ تردیدی نیست بعد از بیان اینکه معبودی جز خدا نیست: ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا﴾[۱۹] و دیگری در رساندن مؤمنانِ دارای عمل صالح به بهشت جاویدی که زیر درختان آن نهرها جاریاند: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا﴾[۲۰] برخی مراد از این تفضیل را کیفی دانستهاند؛ بدین معنا که سخن خدا در سنجش با سخنان راست دیگران حقایق را جامعتر آشکار و ابعاد گوناگون یک واقعیت را کاملتر بیان میکند[۲۱]. در بیان دیگر، مراد از تفضیل در آیات یادشده کمّی و بدین معناست که کسی بیشتر از خدا یا مساوی با او در خبرها و وعدههایش راستگویی نکرده است؛ زیرا صدق به معنای مطابقت با واقع است و تفاوت کیفی در آن فرض ندارد[۲۲]. به باور برخی صاحبنظران، بیشترین تأکید قرآن بر صادق بودن خدا در وعده خود به بندگان است و از آنجا که در حسن صدق وعده شکی نیست، میتوان «صادق الوعد» را از اسمای حسنای الهی بهشمار آورد، بر خلاف «صادق الوعید» که حسنی ندارد و نمیتوان آن را از اسمای خدا به حساب آورد، بلکه صرفاً میتوان خدا را «ذاالوعید» خواند[۲۳]. البته در قرآن درباره محروم ساختن یهودیان از پرندگان و پیه گاو و گوسفند به عنوان مجازات ستم ایشان، صفت صادق به کار رفته است[۲۴]: ﴿ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ﴾[۲۵] برخی در تفسیر آیه ﴿مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ﴾[۲۶] گفتهاند در وعده و وعید خدا تبدیل راه نمییابد[۲۷]. مؤمنان در دنیا و آخرت به صدق وعدههای الهی شهادت میدهند، چنانکه در جنگ احزاب، مؤمنان هنگام دیدن لشکر کافران گفتند: این همان جنگی است که خدا و رسول از پیش به ما وعده داده بودند و خدا و رسول راست گفتند و آنان را جز ایمان و طاعت نیفزود: ﴿وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا﴾[۲۸] در بهشت نیز هنگام تحقق وعدهای که خدا به ایشان داده بود تا آنان را وارث سرزمین بهشت کند، به ستایش وی میپردازند: ﴿وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ﴾[۲۹] شاید بتوان راز تأکید قرآن بر صادق بودن خدا را دعوت انسانها به ایمان و تقویت روح امید در آنان دانست تا به اقتضای وعده الهی اقدام به عمل کرده و از روش توحیدی حضرت ابراهیم پیروی و از کفر و مخالفت با اوامر الهی دوری کنند و به وعدههای دروغین و آرزوهای دور و دراز باطل و شیطانیِ بیحقیقت دل نبندند[۳۰]: ﴿قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾[۳۱].[۳۲]
اثبات صدق خداوند
خدا باید در همه اقوال و افعال خویش صادق باشد[۳۳]. متکلمان و مفسران برای اثبات این مدعا استدلالهای گوناگونی دارند که عمدتاً بر دو محور صفت جمالی علم الهی و صفت جلالی انتفای قبح و نقص از خداوند هستند[۳۴]. درباره محور نخست گفتهاند: در کلام غیر خدا صدق و نیز کذب عمدی یا برخاسته از جهل و سهو محتمل است؛ لیکن کلام خدا و خبرهای او از گذشته و آینده ناشی از علم محیط او بر همه اشیاست[۳۵] و از این رو خدا خطا نمیکند و دچار فراموشی نمیشود: ﴿قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى﴾[۳۶] بنابراین گزارش کسی بر خبر وی ترجیح ندارد، چون احتمال صادق نبودن خبر خداوند به جهت نقص در علم داده نمیشود[۳۷]. درباره محور دوم نیز گفتهاند کذبْ قبیح و نشان نقص است و از آنجا که خداوند از ارتکاب قبیح و نقص منزه است، صفت صدق برای او ثابت میشود[۳۸]؛ نیز گفتهاند برای دروغگویی خداوند غرضی تصور نمیشود یا وی نیازی به دروغگویی ندارد، چون از جهانیان بینیاز است[۳۹]: ﴿فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾[۴۰] دروغگو با دروغ گفتن در پی جلب منفعت یا دفع ضرری از خویش است، در حالی که خدا خالق ضرر و نفع است[۴۱]. متکلمان در اثبات صفت صدق برای خدا گاه از راههایی دیگر، همچون خبر دادن شرع از صدق خدا و منافات کذب با مصلحت عالَم[۴۲]، نیز حکمت الهی[۴۳] استفاده کردهاند.
گفتنی است که اشاعره با توجه به انکار حسن و قبح عقلی، از راه علم خداوند به واقعیات، صادق بودن وی را قطعی میدانند[۴۴].[۴۵]
منابع
پانویس
- ↑ اسماء الحسنی، ص۱۶۸.
- ↑ برای نمونه نک: مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۷؛ الاصفی، ج ۱، ص۳۴۱؛ اطیب البیان، ج ۵، ص۱۸۰.
- ↑ ارشاد الاذهان، ص۱۴۷؛ من وحی القرآن، ج ۹، ص۲۸۷.
- ↑ تفسیر روشن، ج ۸، ص۱۴۵.
- ↑ «و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.
- ↑ جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.
- ↑ سوره زمر، آیه ۷۴.
- ↑ «و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۱۳۲.
- ↑ ﴿مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ﴾ «چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده دادهاند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوهها و سایههایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا﴾«و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است» سوره نوح، آیه ۱۰.
- ↑ تجلیات فی اسماء الله الحسنی، ص۲۴۳.
- ↑ التبیان، ج ۳، ص۳۳۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.
- ↑ «که بیگمان آنچه به شما نوید میدهند، راستین است» سوره ذاریات، آیه ۵.
- ↑ «سپس به وعده خود درباره آنان وفا کردیم و آنان و هر که را میخواستیم رهایی بخشیدیم و گزافکاران را نابود کردیم» سوره انبیاء، آیه ۹.
- ↑ «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
- ↑ المنار، ج ۵، ص۳۱۷.
- ↑ «خداوند است که جز او هیچ خدایی نیست؛ بیگمان (او) شما را به (هنگام) رستخیز که در (برپایی) آن تردیدی نیست فراهم میآورد و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.
- ↑ «و کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، به بوستانهایی درخواهیم آورد که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آنها جاودانند، بنا به وعده راستین خداوند و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.
- ↑ آموزش کلام اسلامی، ج ۱، ص۲۸۱.
- ↑ روح المعانی، ج ۳، ص۱۰۲.
- ↑ شرح الاسماء، سبزواری، ص۲۷۳.
- ↑ اسماء و صفات الهی در قرآن، ص۷۴۸.
- ↑ «بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.
- ↑ «سخن نزد من دگرگون نمیگردد و من با بندگان، ستمکاره نیستم» سوره ق، آیه ۲۹.
- ↑ مواهب علیه، ص۱۱۷۰؛ فتح القدیر، ج ۵، ص۹۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص۲۶۳.
- ↑ «و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
- ↑ «و میگویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای میگیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.
- ↑ جامع البیان، ج ۵، ص۱۸۴.
- ↑ «بگو خداوند راست فرموده است؛ بنابراین از آیین ابراهیم درستآیین پیروی کنید و او از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۹۵.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «صادق / اسماء و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۰.
- ↑ الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۳۶۸؛ ارشاد الطالبین، ص۲۲۱؛ الالهیات، ج ۱، ص۲۲۱-۲۲۳.
- ↑ نک: روض الجنان، ج ۶، ص۴۴؛ نک: تفسیر مراغی، ج ۸، ص۵۹.
- ↑ «گفت: دانش آن در کتابی نزد پروردگار من است؛ پروردگارم نه بیراه میشود و نه فراموش میکند» سوره طه، آیه ۵۲.
- ↑ المنار، ج ۵، ص۳۱۷.
- ↑ روض الجنان، ج ۶، ص۴۴؛ تفسیر مراغی، ج ۸، ص۵۹.
- ↑ المنار، ج ۵، ص۳۱۷.
- ↑ «بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ جامع البیان، ج ۵، ص۱۲۱.
- ↑ الالهیات، ج ۱، ص۲۲۱-۲۲۳.
- ↑ کشف المراد، ص۳۱۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «صادق / اسماء و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۲۲.