حیات طیبه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[حیات]] به [[معنای زندگی]] در مقابل [[مرگ]] یا نابودی است <ref>لسان العرب، ج ۳، ص ۴۲۵، "حیا"؛ التحقیق، ج ۲، ص ۳۳۷، "حیّ"؛ لغت نامه، ج ۶، ص ۸۱۱۹، "حیات".</ref> و [[طیب]] یعنی [[پاک]]، [[نیکو]]، خوش و گوارا؛ در برابر [[ناپاک]]، بد، ناخوش و ناگوار <ref>التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref> و آنچه نفس و حواس [[انسان]] از آن [[لذّت]] می‌برند،<ref>مفردات، ص ۵۲۷، "طیب".</ref> بنابراین "[[حیات طیب]]" به معنای زندگی پاک و نیکو یا زندگانی خوش <ref>منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref> و گواراست.<ref>روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۶.</ref> به گفته برخی طیب، وصف حالاتی است که برای [[آدمی]] در [[زندگی]] دنیایی‌اش رخ می‌دهد <ref>التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳.</ref> و بعضی "حیات طیب" را زندگی بی‌رنج در [[دنیا]] و [[آخرت]] دانسته‌اند.<ref>بیان السعادة، ج ۲، ص ۴۲۵.</ref>
[[حیات]] به [[معنای زندگی]] در مقابل [[مرگ]] یا نابودی است<ref>لسان العرب، ج ۳، ص ۴۲۵، "حیا"؛ التحقیق، ج ۲، ص ۳۳۷، "حیّ"؛ لغت نامه، ج ۶، ص ۸۱۱۹، "حیات".</ref> و [[طیب]] یعنی [[پاک]]، [[نیکو]]، خوش و گوارا؛ در برابر [[ناپاک]]، بد، ناخوش و ناگوار<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۱۰۲.</ref> و آنچه نفس و حواس [[انسان]] از آن [[لذّت]] می‌برند<ref>مفردات، ص ۵۲۷، "طیب".</ref>، بنابراین "[[حیات طیب]]" به معنای زندگی پاک و نیکو یا زندگانی خوش<ref>منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref> و گواراست<ref>روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۶.</ref>.


"[[حیات طیبه]]" اصطلاحی [[قرآنی]] است که تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به کار رفته و [[افاضه]] آن <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> [[وعده]] قطعی [[خدا]] به همه مردان و [[زنان]] باایمانی است که [[عمل صالح]] انجام دهند. این آیه برای ابطال سخن گروهی از [[یهودیان]]، ترسایان و [[بت‌پرستان]] نازل شده است که در [[مجلسی]] خود را [[برتر]] از [[مسلمانان]] می‌خواندند.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref> از [[آیات]] دیگری نیز حیات طیب برداشت می‌شود {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِ}}<ref>«می‌گوید: کاش برای (این) زندگیم (توشه‌ای) پیش می‌فرستادم» سوره فجر، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى}}<ref>«چنین است که هر کس نزد پروردگارش گناهکار بیاید بی‌گمان دوزخ او راست که در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند» سوره طه، آیه ۷۴.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیک‌تر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایین‌تر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) می‌گذاشتید در آن خلاف می‌کردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه ۴۲.</ref>، گرچه حیات در آنها با کاربردهای مختلفی که دارد، به طیب [[مقید]] نشده است؛ همچنین [[مفسّران]]، {{متن قرآن|طُوبَى}} در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.</ref><ref> بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.</ref>، {{متن قرآن|وَعْدًا حَسَنًا}} در [[آیه]] {{متن قرآن|أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ}}<ref>«آیا آنکه بدو وعده‌ای نیکو داده‌ایم و او آن را خواهد دید چون کسی است که او را از کالای زندگانی این جهان برخوردار کرده‌ایم سپس در روز رستخیز از خوانده‌شدگان (به سوی دوزخ) است؟» سوره قصص، آیه ۶۱.</ref><ref>الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.</ref> و "[[حسنه]] [[دنیا]]" را در آیه {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به پرهیزگاران می‌گویند: پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ می‌گویند نکویی را؛ برای آنان که در این جهان نیکی ورزیده‌اند (پاداش)، نیکی است و به یقین سرای واپسین بهتر است و سرای پرهیزگاران نیکوست!» سوره نحل، آیه ۳۰.</ref><ref> التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.</ref> به [[حیات طیب]] [[تفسیر]] کرده‌اند و [[روحی]] را که از [[امر الهی]] به سوی [[پیامبر]] {{صل}} [[وحی]] شده است {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> مایه آن دانسته‌اند.<ref>روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.</ref>
"[[حیات طیبه]]" اصطلاحی [[قرآنی]] است که تنها یک بار و در [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> به کار رفته و افاضه آن<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> [[وعده]] قطعی [[خدا]] به همه مردان و [[زنان]] باایمانی است که [[عمل صالح]] انجام دهند.


بر پایه [[روایات]] در [[الواح تورات]]، برخوردار ساختن [[حضرت موسی]] {{ع}} از "حیات طیب" به وی [[یادآوری]] گشته؛<ref>کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.</ref> همچنین [[خدا]] به [[امیرمؤمنان]] {{ع}} <ref>نوادر المعجزات، ص ۲۰.</ref> و دیگر [[امامان]] {{عم}} "حیات طیب" بخشیده است.<ref>مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.</ref> در [[حدیث معراج]] خدا قسم یاد کرده است [[اهل]] خیر و اهل [[آخرت]] را بعد از [[مرگ]] از "[[حیات طیبه]]" برخوردار سازد.<ref> سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.</ref> برپایه روایتی، هر کس [[سوره]] مزمّل را در [[نماز]] عشا یا آخر [[شب]] بخواند، حیات طیبه بهره وی می‌گردد و [[نیکو]] خواهد مُرد.<ref>ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.</ref> در [[دعاها]] نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
بر پایه [[روایات]] در الواح تورات، برخوردار ساختن [[حضرت موسی]] {{ع}} از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته<ref>کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.</ref>؛ همچنین [[خدا]] به [[امیرمؤمنان]] {{ع}}<ref>نوادر المعجزات، ص ۲۰.</ref> و دیگر [[امامان]] {{عم}} "حیات طیب" بخشیده است<ref>مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.</ref>. در [[حدیث معراج]] خدا قسم یاد کرده است [[اهل]] خیر و اهل [[آخرت]] را بعد از [[مرگ]] از "[[حیات طیبه]]" برخوردار سازد<ref> سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. برپایه روایتی، هر کس [[سوره]] مزمّل را در [[نماز]] عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی می‌گردد و [[نیکو]] خواهد مُرد<ref>ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.</ref>. در [[دعاها]] نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>


== [[تبیین]] حیات طیب ==
== [[تبیین]] حیات طیب ==
[[مفسران]] [[اختلاف]] دارند که "حیات طیب" در دنیاست یا [[برزخ]] یا آخرت<ref>زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸ ـ ۴۸۹.</ref>؟ بیشتر آنان با استناد به اینکه در آیه {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.</ref> جمله {{متن قرآن|فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}} در قبال جمله {{متن قرآن|لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} است ـ که مربوط به آخرت است<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۶۳۳؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۹۶؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۹۳.</ref> "حیات طیب" را در دنیا دانسته و تفسیرهای مختلفی برای آن یاد کرده‌اند؛ از جمله [[صبر]] بر [[فقر]] و فاقه<ref>منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref>، [[قناعت]]<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۴۴ - ۲۴۵.</ref> ـ چنان‌که در روایتی از [[امام علی]] {{ع}} نیز به آن [[تفسیر]] شده است<ref>جامع‌البیان، ج ۱۴، ص ۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۹۸؛ ج ۱۹، ص ۵۵؛ شرح نهج البلاغه، عبده، ج ۱، ص ۷۱۲.</ref> ـ و [[رضا]] به [[قضای الهی]]: {{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.</ref> ـ چنان‌که از [[پیامبر]] {{صل}} [[روایت]] شده است<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.</ref> ـ که مایه [[شرح صدر]] می‌گردد<ref>حاشیة قونوی، ج ۱۱، ص ۳۷۷.</ref> و به جهت [[انتظار]] [[پاداش]] بزرگ [[آخرتی]]<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.</ref> [[زندگی]] همراه [[سختی]] را گوارا می‌سازد؛ برخلاف [[حرص]] و ترسِ از دست دادن [[نعمت]] که زندگیِ همراه [[گشایش]] را تلخ می‌کند<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.</ref>، روزی حلال که عقابی در پی ندارد<ref>بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.</ref>، روزی روزانه<ref>الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.</ref>، [[سعادت]]<ref> التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.</ref>، [[توفیق]] [[طاعت]]<ref>روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.</ref>، شیرینی طاعت<ref>کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.</ref>، عافیت<ref>نوادر المعجزات، ص ۲۰.</ref>، فرجام [[نیکو]]<ref> مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.</ref>، [[توانگری]]<ref>سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. برخی با رویکردی [[اجتماعی]]، [[حیات طیب]] را به جامعه‌ای قرین باآرامش، [[امنیت]]، [[رفاه]]، [[صلح]]، [[دوستی]]، [[تعاون]] و مفاهیم سازنده [[انسانی]] تفسیر کرده‌اند<ref>ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.</ref>.


== حیات طیب در گرو [[ایمان]] و [[عمل صالح]] و الغای جنسیت ==
در مقابل نظر مشهور، برخی حیات طیب را در [[آخرت]] و تنها زندگی در بهشت می‌دانند<ref>الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.</ref>، زیرا فقط [[حیات]] بهشتی آمیخته به [[مرگ]]، [[فقر]]، [[مرض]] و هیچ‌گونه سختی‌ای نیست<ref>روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref><ref> اضواء البیان، ج ۲، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>
 
== راه رسیدن به [[حیات طیب]] ==
برای رسیدن به [[حیات]] طیّب، مجموع دو عنصر محوری [[ایمان]] و [[عمل صالح]] لازم است: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً}}. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه [[موحّد]] و [[مسلمان]] باشد؛ یا ملحد و [[کافر]]، چون برای [[کیفر]] دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و [[کفر]]، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف [[نفسانی]] [[مبتلا]] به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر می‌بیند.
 
شرط ورود به [[دوزخ]]، مجموع کفر و [[عمل]] طالح نیست، بلکه صرف [[طلاح]] عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر [[کافران]] یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و [[مؤمن]] نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای [[بهشت]] رفتن نصاب ندارد، هرچند [[پاداش]] کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در [[دنیا]] بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و [[زندگی]] مرفهانه دارد؛ یا در [[آخرت]] از [[تخفیف]] [[عذاب]] و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.
 
گفتنی است:
# [[قرآن کریم]] عملی را [[صالح]] و شایسته می‌‌شمارد که برابر با حجت عصر ([[اسلام]]) باشد<ref>سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.</ref>؛ خواه [[عبادی]] باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت [[بیت]] [[مقدس]] [[نماز]] بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با [[حجّت]] عصر نیست.
# جملۀ {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا}} در مورد صلاح در مقام عمل است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش [[صالح]] نشده است؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.</ref> که در وصف [[پیامبران]]{{عم}} آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش [[صالح]] است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
# کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح [[روح آدمی]] است، چنان‌که صلاح [[روح]] نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر روح انسانی اثر می‌گذارند و او را به [[توبه]] و [[انابه]] وامی‌دارند و گوهر ذات را [[مؤمن]] می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر [[ایمان]] در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف [[عمل صالح]] کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
# [[ایمان]] و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در [[دنیا]] و بیشترشان در [[آخرت]] ظهور می‌کنند. «[[حیات]] طیّب» یکی از آثار و نتایج [[دنیایی]] یا [[آخرتی]] آن [[دوست]] و [[شکر]]، [[صبر]] و [[رضایت]] نیز از آثار حیات طیّب‌اند<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[تفسیر تسنیم (کتاب)|تفسیر تسنیم]]، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.


== آثار حیات طیب ==
== آثار حیات طیب ==
[[حیات]] در [[انسان]] منشأ علم و [[قدرت]] است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۵۱.</ref>؛ ولی حیات طیب مایه علم و قدرت ویژه‌ای برای او می‌شود. بهره‌مند از حیات طیب، دارای علمِ سودمند و ایمان در [[قلب]] وی [[ثابت]] می‌گردد: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲؛ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.</ref> و برپایه [[احادیث]]، دارای روح ایمان<ref>مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۹.</ref> و در پرتو [[انوار]] [[هدایت]] آن، در زمینه [[اعتقاد]] و عمل، به [[حق]] رهنمون می‌گردد: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>، چنان‌که از موهبت قدرت بر احیای حق و نابودی باطل بهره‌مند می‌شود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهان‌ها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref> دارنده حیات طیب، به حقیقتِ اشیاء راه یافته و حق و باطلِ آنها را از یکدیگر [[شناسایی]] کرده و به [[پایداری]] حق و زوالپذیر بودن [[باطل]] پی می‌برد، ازاین‌رو فریفته [[دنیا]] نگشته و از [[شیطان]] [[فریب]] نمی‌خورد و گرفتار دسیسه‌های [[نفسانی]] نمی‌گردد، بلکه با تمام وجود به [[پروردگار]] خویش رو آورده و [[تدبیر امور]] خود را به وی واگذار می‌کند و در مسیر حیاتِ [[پاک]] و [[جاودانه]] خویش، جز [[زیبایی]] نمی‌بیند و [[زشتی]] را تنها در [[نافرمانی خدا]] می‌داند<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[حیات طیبه (مقاله)|مقاله «حیات طیبه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۲: خط ۳۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:حیات طیبه]]
[[رده:اصطلاحات قرآنی]]

نسخهٔ ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۰

مقدمه

حیات به معنای زندگی در مقابل مرگ یا نابودی است[۱] و طیب یعنی پاک، نیکو، خوش و گوارا؛ در برابر ناپاک، بد، ناخوش و ناگوار[۲] و آنچه نفس و حواس انسان از آن لذّت می‌برند[۳]، بنابراین "حیات طیب" به معنای زندگی پاک و نیکو یا زندگانی خوش[۴] و گواراست[۵].

"حیات طیبه" اصطلاحی قرآنی است که تنها یک بار و در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۶] به کار رفته و افاضه آن[۷] وعده قطعی خدا به همه مردان و زنان باایمانی است که عمل صالح انجام دهند.

بر پایه روایات در الواح تورات، برخوردار ساختن حضرت موسی (ع) از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته[۸]؛ همچنین خدا به امیرمؤمنان (ع)[۹] و دیگر امامان (ع) "حیات طیب" بخشیده است[۱۰]. در حدیث معراج خدا قسم یاد کرده است اهل خیر و اهل آخرت را بعد از مرگ از "حیات طیبه" برخوردار سازد[۱۱]. برپایه روایتی، هر کس سوره مزمّل را در نماز عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی می‌گردد و نیکو خواهد مُرد[۱۲]. در دعاها نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است[۱۳].[۱۴]

تبیین حیات طیب

مفسران اختلاف دارند که "حیات طیب" در دنیاست یا برزخ یا آخرت[۱۵]؟ بیشتر آنان با استناد به اینکه در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۱۶] جمله ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً در قبال جمله ﴿لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ است ـ که مربوط به آخرت است[۱۷] "حیات طیب" را در دنیا دانسته و تفسیرهای مختلفی برای آن یاد کرده‌اند؛ از جمله صبر بر فقر و فاقه[۱۸]، قناعت[۱۹] ـ چنان‌که در روایتی از امام علی (ع) نیز به آن تفسیر شده است[۲۰] ـ و رضا به قضای الهی: ﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ[۲۱] ـ چنان‌که از پیامبر (ص) روایت شده است[۲۲] ـ که مایه شرح صدر می‌گردد[۲۳] و به جهت انتظار پاداش بزرگ آخرتی[۲۴] زندگی همراه سختی را گوارا می‌سازد؛ برخلاف حرص و ترسِ از دست دادن نعمت که زندگیِ همراه گشایش را تلخ می‌کند[۲۵]، روزی حلال که عقابی در پی ندارد[۲۶]، روزی روزانه[۲۷]، سعادت[۲۸]، توفیق طاعت[۲۹]، شیرینی طاعت[۳۰]، عافیت[۳۱]، فرجام نیکو[۳۲]، توانگری[۳۳]. برخی با رویکردی اجتماعی، حیات طیب را به جامعه‌ای قرین باآرامش، امنیت، رفاه، صلح، دوستی، تعاون و مفاهیم سازنده انسانی تفسیر کرده‌اند[۳۴].

در مقابل نظر مشهور، برخی حیات طیب را در آخرت و تنها زندگی در بهشت می‌دانند[۳۵]، زیرا فقط حیات بهشتی آمیخته به مرگ، فقر، مرض و هیچ‌گونه سختی‌ای نیست[۳۶]: ﴿وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ[۳۷][۳۸].[۳۹]

راه رسیدن به حیات طیب

برای رسیدن به حیات طیّب، مجموع دو عنصر محوری ایمان و عمل صالح لازم است: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه موحّد و مسلمان باشد؛ یا ملحد و کافر، چون برای کیفر دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و کفر، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر می‌‌شود که از جهت وصف نفسانی مبتلا به قبح باشد ـ از این‌رو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر می‌بیند.

شرط ورود به دوزخ، مجموع کفر و عمل طالح نیست، بلکه صرف طلاح عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر کافران یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و مؤمن نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای بهشت رفتن نصاب ندارد، هرچند پاداش کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در دنیا بهره‌های مادی به او و فرزندانش می‌رسد و زندگی مرفهانه دارد؛ یا در آخرت از تخفیف عذاب و مانند آن بهره‌مند می‌‌شود.

گفتنی است:

  1. قرآن کریم عملی را صالح و شایسته می‌‌شمارد که برابر با حجت عصر (اسلام) باشد[۴۰]؛ خواه عبادی باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت بیت مقدس نماز بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با حجّت عصر نیست.
  2. جملۀ ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا در مورد صلاح در مقام عمل است، از این‌رو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش صالح نشده است؛ ولی تعبیر ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ[۴۱] که در وصف پیامبران(ع) آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش صالح است، هرگز خود را به کار زشت نمی‌آلاید.
  3. کار شایسته، زمینه‌ساز صلاح روح آدمی است، چنان‌که صلاح روح نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کم‌کم بر روح انسانی اثر می‌گذارند و او را به توبه و انابه وامی‌دارند و گوهر ذات را مؤمن می‌کنند؛ هم صلاح روح و گوهر ایمان در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف عمل صالح کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
  4. ایمان و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در دنیا و بیشترشان در آخرت ظهور می‌کنند. «حیات طیّب» یکی از آثار و نتایج دنیایی یا آخرتی آن دوست و شکر، صبر و رضایت نیز از آثار حیات طیّب‌اند[۴۲].

آثار حیات طیب

حیات در انسان منشأ علم و قدرت است[۴۳]؛ ولی حیات طیب مایه علم و قدرت ویژه‌ای برای او می‌شود. بهره‌مند از حیات طیب، دارای علمِ سودمند و ایمان در قلب وی ثابت می‌گردد: ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۴۴].[۴۵] و برپایه احادیث، دارای روح ایمان[۴۶] و در پرتو انوار هدایت آن، در زمینه اعتقاد و عمل، به حق رهنمون می‌گردد: ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۴۷]، چنان‌که از موهبت قدرت بر احیای حق و نابودی باطل بهره‌مند می‌شود: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ[۴۸].[۴۹] دارنده حیات طیب، به حقیقتِ اشیاء راه یافته و حق و باطلِ آنها را از یکدیگر شناسایی کرده و به پایداری حق و زوالپذیر بودن باطل پی می‌برد، ازاین‌رو فریفته دنیا نگشته و از شیطان فریب نمی‌خورد و گرفتار دسیسه‌های نفسانی نمی‌گردد، بلکه با تمام وجود به پروردگار خویش رو آورده و تدبیر امور خود را به وی واگذار می‌کند و در مسیر حیاتِ پاک و جاودانه خویش، جز زیبایی نمی‌بیند و زشتی را تنها در نافرمانی خدا می‌داند[۵۰].[۵۱]

منابع

پانویس

  1. لسان العرب، ج ۳، ص ۴۲۵، "حیا"؛ التحقیق، ج ۲، ص ۳۳۷، "حیّ"؛ لغت نامه، ج ۶، ص ۸۱۱۹، "حیات".
  2. التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۱۰۲.
  3. مفردات، ص ۵۲۷، "طیب".
  4. منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
  5. روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۶.
  6. «کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
  7. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
  8. کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
  9. نوادر المعجزات، ص ۲۰.
  10. مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
  11. سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
  12. ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
  13. الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
  14. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
  15. زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸ ـ ۴۸۹.
  16. «کسانی از مرد و زن که کار شایسته‌ای کنند؛ و مؤمن باشند، بی‌گمان آنان را با زندگانی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
  17. الکشاف، ج ۲، ص ۶۳۳؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۹۶؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۹۳.
  18. منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
  19. الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۴۴ - ۲۴۵.
  20. جامع‌البیان، ج ۱۴، ص ۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۹۸؛ ج ۱۹، ص ۵۵؛ شرح نهج البلاغه، عبده، ج ۱، ص ۷۱۲.
  21. «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایه‌هایی برتری داده‌ایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم می‌آورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.
  22. مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۵۹۳.
  23. حاشیة قونوی، ج ۱۱، ص ۳۷۷.
  24. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
  25. تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
  26. بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.
  27. الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.
  28. التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.
  29. روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.
  30. کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
  31. نوادر المعجزات، ص ۲۰.
  32. مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
  33. سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
  34. ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
  35. الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
  36. روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.
  37. «و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.
  38. اضواء البیان، ج ۲، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
  39. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
  40. سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.
  41. «آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.
  42. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.
  43. المیزان، ج ۱۰، ص ۵۱.
  44. «گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
  45. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲؛ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.
  46. مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۹.
  47. «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدین‌گونه آنچه کافران می‌کردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
  48. «و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهان‌ها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.
  49. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
  50. المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
  51. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.