توبه در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[توبه]] یا [[بازگشت به سوی خدا]] بابی است که [[خداوند]] به‌روی [[انسان]] گشوده است تا [[انسان]] به هنگام [[ندامت]] و [[پشیمانی]] از گناه [[توبه]] کند و به‌سوی [[خداوند]] بازگردد. [[امام]] بر مغتنم شمردن فرصت [[توبه]] تأکید دارد و به [[انسان‌ها]] هشدار می‌دهد تا هنگامی که فرصت دارند به [[توبه]] برخیزند، زیرا همواره [[آدمی]] در معرض خطر [[مرگ]] قرار دارد و باید به این موضوع توجه داشته باشد که هر آینه ممکن است [[مرگ]] او فرا رسد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۲.</ref>.
*[[توبه]] یا [[بازگشت به سوی خدا]] بابی است که [[خداوند]] به‌روی [[انسان]] گشوده است تا [[انسان]] به هنگام [[ندامت]] و [[پشیمانی]] از گناه [[توبه]] کند و به‌سوی [[خداوند]] بازگردد. [[امام]] بر مغتنم شمردن فرصت [[توبه]] تأکید دارد و به [[انسان‌ها]] هشدار می‌دهد تا هنگامی که فرصت دارند به [[توبه]] برخیزند، زیرا همواره [[آدمی]] در معرض خطر [[مرگ]] قرار دارد و باید به این موضوع توجه داشته باشد که هر آینه ممکن است [[مرگ]] او فرا رسد<ref>{{متن حدیث|فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۲.</ref>.
*در [[منطق]] [[امام]]، در اصل، گناه نکردن مقدم بر [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} گناه نکردن را آسان‌تر از [[توبه]] کردن برمی‌شمرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱: {{متن حدیث|تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ التَّوْبَةِ}}</ref>. هم‌چنین [[امام]] در فرازهایی درباره توبه‌پذیری [[خداوند]] و میل او به درگذشتن از گناه‌های [[مردمان]] و رأفت او نسبت به [[مردمان]] توجه داشته است، چنان‌که می‌فرماید:[[خداوند]] بر آستان مقدسش دربانی نگماشته است تا بین تو و مهر او حجابی شود و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده، به [[جرم]] زشت‌کاری راه توبه‌ات را نبسته، در کیفرت شتاب نکرده و بازگشت تو را بی‌هیچ سرزنشی پذیرا شده است؛ و آن‌جا که استحقاق [[رسوایی]] داشتی شرمسارت نساخته و به آسانی توبه‌ات را پذیرفته است و در پرداخت تاوان، توانت را نفرسوده و از [[مهربانی]] و [[رحمت]] خویش ناامیدت نکرده است، بلکه [[دل]] برکندن از گناه را "[[کار نیک]]" شمرده و در حساب، گناهت را "یک" و [[کردار]] نیکت را "ده" نبشته است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، نیز نک: خطبه ۱۷۷: {{متن حدیث|وَ لَمْ يَجْعَلْ [بَيْنَهُ وَ بَيْنَكَ] بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ [تَعَرَّضْتَ لِلْفَضِيحَةِ] الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْرا}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۲.</ref>.
*در [[منطق]] [[امام]]، در اصل، گناه نکردن مقدم بر [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} گناه نکردن را آسان‌تر از [[توبه]] کردن برمی‌شمرد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱: {{متن حدیث|تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ التَّوْبَةِ}}</ref>. هم‌چنین [[امام]] در فرازهایی درباره توبه‌پذیری [[خداوند]] و میل او به درگذشتن از گناه‌های [[مردمان]] و رأفت او نسبت به [[مردمان]] توجه داشته است، چنان‌که می‌فرماید:[[خداوند]] بر آستان مقدسش دربانی نگماشته است تا بین تو و مهر او حجابی شود و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده، به [[جرم]] زشت‌کاری راه توبه‌ات را نبسته، در کیفرت شتاب نکرده و بازگشت تو را بی‌هیچ سرزنشی پذیرا شده است؛ و آن‌جا که استحقاق [[رسوایی]] داشتی شرمسارت نساخته و به آسانی توبه‌ات را پذیرفته است و در پرداخت تاوان، توانت را نفرسوده و از [[مهربانی]] و [[رحمت]] خویش ناامیدت نکرده است، بلکه [[دل]] برکندن از گناه را "[[کار نیک]]" شمرده و در حساب، گناهت را "یک" و [[کردار]] نیکت را "ده" نبشته است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، نیز نک: خطبه ۱۷۷: {{متن حدیث|وَ لَمْ يَجْعَلْ [بَيْنَهُ وَ بَيْنَكَ] بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ [تَعَرَّضْتَ لِلْفَضِيحَةِ] الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْرا}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۲.</ref>.
*در [[فرهنگ دینی]]، [[توبه]] آن‌گاه مقبول درگاه [[خداوند]] واقع می‌شود که با عمل و [[اراده]] [[ترک گناه]] همراه باشد و تا این‌گونه نباشد، در واقع توبه‌ای صورت نگرفته است تا مقبول درگاه [[خداوند]] واقع شود<ref>نک: حکمت ۱۴۲</ref>. از این‌رو [[امام]] {{ع}} در فرازی می‌فرماید: در [[دنیا]] دو کس بر خیر و خوبی‌اند: نخست مردی که به گناهانی دست یازیده ولی با [[آب]] [[توبه]] آن‌ها را شست‌وشو داده و دیگری آن‌که در خیرات پیشتاز است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۱: {{متن حدیث|وَ لَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ، رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ، وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ}}</ref>. برخی از حوادث روزگار و اعمال [[آدمی]] نقش [[کفاره]] بر [[گناهان]] [[آدمی]] دارند. برای مثال، [[مصائب]] و شدایدی که در طول [[زندگی]]، [[آدمی]] ناگزیر از [[درک]] آن‌هاست. این [[مصائب]] افزون بر نقش سازنده‌ای که در [[زندگی]] [[آدمی]] دارند، از [[گناهان]] او می‌کاهند. هم‌چنین بیماری‌ها نیز گرچه فضیلتی برای [[آدمی]] به‌حساب نمی‌آیند، اما [[تحمل]] [[سختی]] [[بیماری]] به‌مثابه کفاره‌ای برای [[گناهان]] [[آدمی]] است. [[امام]] {{ع}} به یکی از یارانش که [[بیمار]] شده بود، فرمود: [[خداوند]] ناله تو را وسیله فروریختن گناهانت قرار داده است، زیرا در [[بیماری]] پاداشی نیست، اما [[گناهان]] را چون برگ درخت می‌ریزد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ}}</ref>. هم‌چنین برخی اعمال حسنه نیز چنین نقشی ایفا می‌کنند. [[نماز]] [[گناهان]] را چون برگ درختان فرومی‌ریزد و [[انسان]] را از بند [[بندگی]] [[شهوت]] آزاد می‌سازد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref>. [[حج]] [[خانه خدا]] و [[عمره]] از عوامل فروریزنده [[گناهان]] است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref>. نیز فریادرسی از [[ستم‌دیدگان]] و غم‌زداییِ اندوهگینان نیز تاوان [[گناهان]] بزرگ است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۳.</ref>.
*در [[فرهنگ دینی]]، [[توبه]] آن‌گاه مقبول درگاه [[خداوند]] واقع می‌شود که با عمل و [[اراده]] [[ترک گناه]] همراه باشد و تا این‌گونه نباشد، در واقع توبه‌ای صورت نگرفته است تا مقبول درگاه [[خداوند]] واقع شود<ref>نک: حکمت ۱۴۲</ref>. از این‌رو [[امام]] {{ع}} در فرازی می‌فرماید: در [[دنیا]] دو کس بر خیر و خوبی‌اند: نخست مردی که به گناهانی دست یازیده ولی با [[آب]] [[توبه]] آن‌ها را شست‌وشو داده و دیگری آن‌که در خیرات پیشتاز است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۱: {{متن حدیث|وَ لَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ، رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ، وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ}}</ref>. برخی از حوادث روزگار و اعمال [[آدمی]] نقش [[کفاره]] بر [[گناهان]] [[آدمی]] دارند. برای مثال، [[مصائب]] و شدایدی که در طول [[زندگی]]، [[آدمی]] ناگزیر از [[درک]] آن‌هاست. این [[مصائب]] افزون بر نقش سازنده‌ای که در [[زندگی]] [[آدمی]] دارند، از [[گناهان]] او می‌کاهند. هم‌چنین بیماری‌ها نیز گرچه فضیلتی برای [[آدمی]] به‌حساب نمی‌آیند، اما [[تحمل]] [[سختی]] [[بیماری]] به‌مثابه کفاره‌ای برای [[گناهان]] [[آدمی]] است. [[امام]] {{ع}} به یکی از یارانش که [[بیمار]] شده بود، فرمود: [[خداوند]] ناله تو را وسیله فروریختن گناهانت قرار داده است، زیرا در [[بیماری]] پاداشی نیست، اما [[گناهان]] را چون برگ درخت می‌ریزد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ}}</ref>. هم‌چنین برخی اعمال حسنه نیز چنین نقشی ایفا می‌کنند. [[نماز]] [[گناهان]] را چون برگ درختان فرومی‌ریزد و [[انسان]] را از بند [[بندگی]] [[شهوت]] آزاد می‌سازد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref>. [[حج]] [[خانه خدا]] و [[عمره]] از عوامل فروریزنده [[گناهان]] است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰</ref>. نیز فریادرسی از [[ستم‌دیدگان]] و غم‌زداییِ اندوهگینان نیز تاوان [[گناهان]] بزرگ است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۶۶۳.</ref>.

نسخهٔ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۰

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث توبه است. "توبه" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل توبه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

ریشه‌یابی به‌تأخیر انداختن توبه

  • با این همه انسان‌ها در آرزوی عمر دراز، توبه را به تأخیر می‌اندازند. گناه در کامشان شیرین می‌آید و میلی به ترک آن ندارند. امام (ع) دلیل به تأخیر انداختن توبه را چنین بیان می‌کند: شیطان گناه را برای انسان زینت می‌بخشد و توبه او را به امید آینده به تأخیر می‌اندازد تا فرصت از دست برود[۱۸]؛ انسان‌ها در اثر فراوانی نعمت‌های الهی غافل و گستاخ می‌شوند[۱۹]؛ داشتن آرزوهای دراز و باور نداشتن مرگ سبب ترک توبه می‌شود[۲۰]؛ تا این‌که فرارسیدن مرگ، درحالی که هر روز توبه را به تأخیر می‌اندازد، فرصت را برای همیشه از انسان می‌گیرد[۲۱]. امام (ع) ضمن آگاه‌سازی انسان‌ها، در مواردی چند آن‌ها را به فرارسیدن مرگ هشدار می‌دهد و به بازگشت به آستان الهی توجه می‌دهد: مبادا مرگ، تو را هنگام گناه دریابد، درحالی که با خود از توبه سخن می‌گویی و مرگ، حائلی میان تو و توبه باشد که در این‌صورت خود را به هلاکت انداخته‌ای[۲۲]. امام (ع) به قدرت انتخاب انسان‌ها در دنیا اشاره می‌کند و به آن‌ها هشدار می‌دهد که اکنون که فرصت دارید و شرایط توبه فراهم است و شما قدرت انتخاب دارید و با این که گناه‌کارید، اما در فشار و تنگنا نیستید، توبه کنید و به‌سوی خدا بازگردید[۲۳]؛ درفرازی دیگر بیان می‌کند که اکنون در جریان زندگی این جهانی، توبه سود می‌بخشد، دعا شنیده می‌شود و شما از آرامش برخوردارید... بکوشید و با کوشش و تلاش بر دگرگونی‌هایی که پیش می‌آید (مانند بیماری‌ها، مصیبت‌ها و...) و پیش از مرگ که همه فرصت‌ها را می‌سوزاند، توبه کنید[۲۴][۲۵].

پرهیزکاران و توبه

تأثیر گناه و توبه در نعمت‌های الهی

توبه کامل

  • امام (ع) توبه کامل را در شش مرحله می‌داند: نخست، پشیمانی بر گذشته؛ دوم، عزم بر ترک گناه برای همیشه؛ سوم، ادای حقوق از دست‌شده مردم، تا خداوند را بدون گناه دیدار کند؛ چهارم، هر واجبی را که بر عهده‌اش بوده و انجام نگرفته است، به‌جای آورد؛ پنجم، گوشتی را که از گناه بر پیکرش روییده، با غم و اندوه آب کند، به‌گونه‌ای که پوست به استخوان بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید؛ ششم، جسم را رنج طاعت بچشاند، چنان‌که شیرینی گناه را بر او چشانده بود[۳۸][۳۹].

توبه‌های پذیرفته‌نشدنی

  • اگر چه وعده خداوند بر این است که گناهان انسان‌ها را ببخشاید، اما برخی گناهان هرگز بخشیده نخواهد شد: شرک داشتن در دل نسبت به عباداتی که واجب است، کشتن انسانی دیگر، کاری که دیگری انجام داده به خود نسبت دادن، نیاز خود را برطرف کردن با بدعت در دین خدا، دورویی و نفاق. امام (ع) در خطبه ۱۵۲ ضمن اشاره به این گناهان، مردمان را به اندیشیدن در آن‌ها فرامی‌خواند. می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که حق الناس، شرک در دل نسبت به خدا، جذب منفعت با بدعت در دین، در محدوده گناهانی است که هرگز بخشوده نخواهد شد»[۴۰].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۲
  2. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۶۶۲.
  3. نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱: «تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ التَّوْبَةِ»
  4. نهج البلاغه، نامه ۳۱، نیز نک: خطبه ۱۷۷: «وَ لَمْ يَجْعَلْ [بَيْنَهُ وَ بَيْنَكَ] بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ [تَعَرَّضْتَ لِلْفَضِيحَةِ] الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْرا»
  5. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۶۶۲.
  6. نک: حکمت ۱۴۲
  7. نهج البلاغه، خطبه ۹۱: «وَ لَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ، رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ، وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ»
  8. نهج البلاغه، حکمت ۴۰: «جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ»
  9. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰
  10. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰
  11. نهج البلاغه، حکمت ۲۳
  12. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص۶۶۳.
  13. نهج البلاغه، خطبه ۱
  14. نهج البلاغه، خطبه ۱۶
  15. نهج البلاغه، خطبه ۶۳
  16. نهج البلاغه، نامه ۳۱
  17. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 215- 216.
  18. نهج البلاغه، خطبه ۶۳
  19. همان
  20. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷
  21. همان
  22. نهج البلاغه، نامه ۳۱
  23. نهج البلاغه، خطبه ۸۲
  24. نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱ و نیز خطبه ۲۳۰
  25. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 216.
  26. نهج البلاغه، خطبه ۸۲ و نیز خطبه ۱۸۲
  27. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 217.
  28. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۷
  29. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳
  30. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 217.
  31. ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ؛ سوره غافر؛ آیه ۶۰
  32. ﴿وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ سوره نساء؛ آیه ۱۱۰
  33. نهج البلاغه، حکمت ۱۳۰
  34. نهج البلاغه، حکمت ۴۲۷
  35. نهج البلاغه، حکمت ۲۹۱
  36. نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱
  37. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 217- 218.
  38. نهج البلاغه، حکمت ۴۰۹
  39. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 218.
  40. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 218.