ویژگی پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۴۲: خط ۴۲:


==پیامبران گواهان امتها==
==پیامبران گواهان امتها==
یکی از ویژگیهای مهمّ پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را گواهان امّتهایشان قرار داده است. و از این میان پیامبر گرامی اسلام گواه بر همه آنهاست: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِـیداً عَلی هـؤُلاءِ؛ و روزی که در هر امّتی گواهی بر آن‌ها از خودشان مبعوث می‌کنیم و تو را بر آنان گواه می‌آوریم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 89 </ref>. «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِـیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هـؤلاءِ شَهِـیداً؛ پس چگونه است آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم و تو را بر آنان گواه می‌آوریم.» <ref> سورۀ نساء، آیۀ 41 </ref>.
*یکی از ویژگیهای مهم پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را گواهان امتهایشان قرار داده است. و از این میان [[پیامبر گرامی اسلام]] گواه بر همه آنهاست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه:۸۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا }}﴾}}<ref> پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟؛ سوره نساء، آیه:۴۱.</ref>.
پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «خداوند متعال هر گاه پیامبری مبعوث می‌کرد او را بر امّت خویش گواه و شاهد قرار می‌داد: «کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً جَعَلَهُ شَهِیداً عَلَی قَوْمِه» <ref> قرب الاسناد حمیری، ص 84 </ref>.
*[[پیامبر گرامی اسلام]] می‌فرماید:"خداوند متعال هر گاه پیامبری مبعوث می‌کرد او را بر امّت خویش گواه و شاهد قرار می‌داد"{{عربی|اندازه=120%|" كَانَ‏ إِذَا بَعَثَ‏ نَبِيّاً جَعَلَهُ‏ شَهِيداً عَلَى‏ قَوْمِهِ‏ ‏‏‏‏‏"}}؛ قرب الاسناد حمیری، ص:۸۴.</ref>.
امام باقر(علیه السلام): می‌فرماید: «گواهان بر مردم جز پیامبران و امامان کسی دیگر نیست: «لَا یَکُونُ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُل» <ref> الوافی ملامحسن فیض کاشانی، ج ص 498 </ref>.
*[[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید:"گواهان بر مردم جز پیامبران و امامان کسی دیگر نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَا يَكُونُ‏ شُهَدَاءَ عَلَى‏ النَّاسِ‏ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُلُ‏‏ ‏‏‏‏‏"}}؛ الوافی، ملا محسن فیض کاشانی، ج:۳، ص:۴۹۸.</ref>.
امام رضا(علیه السلام) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم برای شهادت و گواهی بر خلق دانسته، می‌فرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ وَ أَلْهـَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهـَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُوَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ یَخُصُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِه؛ همانا بنده آنگاه که خدا او را برای امور بندگانش برمی گزیند سینه او را برای این امر فراخ می‌کند و در قلب او چشمه‌های حکمت را به ودیعه می‌گذارد و علم را به او الهام می‌کند پس بعد از آن در هیچ جوابی فرو نمی‌ماند و از حق در تحیّر نمی‌شود. و او معصوم و مؤیّد و موفّق و مورد تسدید الهی است از خطاها و لغزش‌ها و لیز خوردن‌ها در امان است. خداوند او را به این امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد<ref> کافی، ج ص 202 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
*[[امام رضا]]{{ع}} هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم برای شهادت و گواهی بر خلق دانسته، می‌فرماید:" همانا بنده آنگاه که خدا او را برای امور بندگانش برمی گزیند سینه او را برای این امر فراخ می‌کند و در قلب او چشمه‌های حکمت را به ودیعه می‌گذارد و علم را به او [[الهام]] می‌کند پس بعد از آن در هیچ جوابی فرو نمی‌ماند و از حق در تحیّر نمی‌شود. و او معصوم و مؤیّد و موفّق و مورد تسدید الهی است از خطاها و لغزش‌ها و لیز خوردن‌ها در امان است. خداوند او را به این امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد<ref>{{عربی|اندازه=120%|"إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ لِأُمُورِ عِبَادِهِ‏ شَرَحَ‏ صَدْرَهُ‏ لِذَلِكَ‏ وَ أَوْدَعَ‏ قَلْبَهُ‏ يَنَابِيعَ‏ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ‏ الْعِلْمَ‏ إِلْهَاماً فَلَمْ‏ يَعْيَ‏ بَعْدَهُ‏ بِجَوَابٍ‏ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ‏ عَنِ‏ الصَّوَابِ‏ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ وَ خَصَّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ‏‏‏‏‏"}}؛ کافی، ج:۱، ص:۲۰۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۴۷ - ۱۴۹.</ref>.


==مردانی از جنس بشر==
==مردانی از جنس بشر==

نسخهٔ ‏۱۳ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۳۴

این جستار یک نوشتار آزمایشی است. مطالب اصلی دانشنامه در این باره، هنوز نهایی نشده است.

مراد از "پیامبر" در این مدخل عموم پیامبران الهی است بدون در نظر گرفتن پیامبر خاصی. مدخل‌های مرتبط با آخرین فرستاده الهی تحت عنوان "پیامبر خاتم" آمده‌اند.

ویژگی پیامبر به معنای صفاتی است که پیامبر الهی بدان متصف می شود.

برخی از این ویژگی ها شرط نبوت یا رسالت پیامبرند و برخی دیگر قابل تقسیم به اقسام زیرند:

برای رسیدن به محتوای این مدخل، به مصداق های ذیل مراجعه شود:

مقدمه

برای پیامبران الهی صفات و ویژگی هایی بیان شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

  • یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انبیا برخورداری از وحی است. پیامبران از طریق وحی الهی بر حقایق و معارف دینی واقف می‌شوند بدون آن که در این دریافت دچار خطا و یا تردید گردند[۱].
  • یکی دیگر از مهم‌ترین صفات انبیاء که موجب امتیاز و برتری ایشان بر انسان‌های عادی است عصمت است. متکلمان اسلامی‌ بر این مسئله اتفاق نظر دارند هر چند در تعیین حدود و ثغور آن اختلافاتی هست[۲].
  • ویژگی دیگر پیامبران بشر بودن آنان است. قرآن کریم بر این ویژگی تأکید دارد و غالباً این مطلب را در جواب بهانه‌گیری‌های منکران و مخالفان مطرح می‌کند که می‌گفتند چرا انبیا از جنس بشرند و فرشته نیستند[۳][۴].
  • مفسرین شیعه و سنی ذیل آیات شریفه فوق استدلال‌هایی را بر لزوم بشر بودن انبیا بیان کرده‌اند[۵] ما در این جا تنها به نقل یکی از آنها اکتفا می‌کنیم، و آن اینکه در دعوت دینی و الهی، حکمت اقتضا می‌کند اختیار انسان در فعل و ترک محفوظ باشد و اگر فرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود و در نتیجه عالم غیب مبدل به عالم شهود شود پای اجبار به میان آمده و دعوت اختیاری از بین خواهد رفت [۶][۷].
  • مرد بودن از ویژگی‌های دیگری است که قرآن برای انبیا ذکر می‌کند[۸][۹]
  • از دیگر اوصاف عمومی‌ پیامبران در قرآن این است، هر پیامبری به زبان امت خویش سخن می‌گفته است. حتی پیامبرانی که دارای رسالت عمومی‌ و جهانی‌اند به زبان آن قومی‌ که از میان آنان برخاسته و در بین آنان می‌زیسته‌اند تکلم می‌کرده‌اند[۱۰] دلیل این مطلب طبق آیه چهارم سوره ابراهیم آن است که هدف از ارسال پیامبر تبیین اهداف الهی رسالت به واسطه اوست اگر زبان پیامبر که اصیل‌ترین ابزار مفاهمه اوست با زبان قومش تفاوت داشته باشد در تبیین کامل رسالت و تحقق بخشیدن اهداف بعثت خویش کامیاب نخواهد بود[۱۱] این نکته در روایات مختلف مورد تأکید قرار گرفته است[۱۲][۱۳].

پیامبران گواهان امتها

  • یکی از ویژگیهای مهم پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را گواهان امتهایشان قرار داده است. و از این میان پیامبر گرامی اسلام گواه بر همه آنهاست: ﴿﴿وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [۱۴]، ﴿﴿ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا [۱۵].
  • پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:"خداوند متعال هر گاه پیامبری مبعوث می‌کرد او را بر امّت خویش گواه و شاهد قرار می‌داد"" كَانَ‏ إِذَا بَعَثَ‏ نَبِيّاً جَعَلَهُ‏ شَهِيداً عَلَى‏ قَوْمِهِ‏ ‏‏‏‏‏"؛ قرب الاسناد حمیری، ص:۸۴.</ref>.
  • امام باقر(ع) می‌فرماید:"گواهان بر مردم جز پیامبران و امامان کسی دیگر نیست"[۱۶].
  • امام رضا(ع) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم برای شهادت و گواهی بر خلق دانسته، می‌فرماید:" همانا بنده آنگاه که خدا او را برای امور بندگانش برمی گزیند سینه او را برای این امر فراخ می‌کند و در قلب او چشمه‌های حکمت را به ودیعه می‌گذارد و علم را به او الهام می‌کند پس بعد از آن در هیچ جوابی فرو نمی‌ماند و از حق در تحیّر نمی‌شود. و او معصوم و مؤیّد و موفّق و مورد تسدید الهی است از خطاها و لغزش‌ها و لیز خوردن‌ها در امان است. خداوند او را به این امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد[۱۷][۱۸].

مردانی از جنس بشر

از اوصاف و ویژگیهای پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را از جنس بشر قرار داده، و از میان بشر نیز، همه پیامبرانش را از مردان انتخاب کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که به آن‌ها وحی کردیم.»، [۱۹]. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ القُری؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی از اهل آبادی‌ها که به آن‌ها وحی می‌کردیم.» [۲۰]. این آیات ـ با توجه به آنچه تاریخ از پیامبران الهی نقل می‌کند ـ نشان می‌دهد خداوند متعال پیامبرانش را از میان مردان انتخاب کرده، و از گروه زنان پیامبری برنگزیده است. ولی به حکمت این امر در آیات اشاره نشده است. و در جواب کسانی که از پیامبر نشدن فرشتگان سؤال می‌کردند؛ می‌فرماید: اگر قرار بود آن فرستاده را از میان فرشتگان انتخاب کنیم، او را هم به صورت مردی قرار می‌دادیم: «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً؛ اگر او را فرشته‌ای قرار می‌دادیم قطعاً [به شکل] مردی قرار می‌دادیم.» [۲۱]. پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در جواب آنان که می‌گفتند خداوند چرا فرشته‌ای را نفرستاده است؛ فرمودند: «چون حواسّ شما، فرشتگان را مشاهده نمی‌کند. و اگر هم بر نیروی حواسّ شما افزوده می‌شد که آن‌ها را مشاهده کنید باز هم آن‌ها را باید به صورت بشر مشاهده می‌کردید تا سخن و مراد آن‌ها را متوجه شوید.» البتّه روشن است اگر خدای تعالی پیامبرانش را از جنسی غیر از جنس بشر خلق می‌کرد تکلیف برای بشر به اطاعت از آن‌ها سخت نمی‌شد و امتحان و ابتلا معنایش را از دست می‌داد. به همین جهت است که خدای تعالی آنان را مانند انسانهای معمولی قرار داده که می‌خورند و می‌آشامند و در میان مردم زندگی می‌کنند و دچار مشکلات می‌گردند و درد و رنج می‌کشند. این نه تنها برای بشر بلکه برای خود آن‌ها هم موجب کمال و افزونی درجات می‌گردد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْـلَکَ مِنَ المُرْسَلِـینَ إِلّا إِنَّـهُمْ لَیَـأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَـمْشُونَ فِی الأَسْواقِ؛ ما پیش از تو رسولانی نفرستادیم مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند.» [۲۲]. [۲۳].

ابتلای پیامبران

یکی از ویژگیهای پیامبران(صلوات الله علیهم) شدّت ابتلای آنان است. اصولاً برای هر کاری امتحانی مناسب با آن گرفته می‌شود. و چون پیامبری و رسالت مقامی والا است، ابتلای آن نیز سخت‌تر خواهد بود. علاوه بر اینکه اگر پیامبران در رفاه و آسایش باشند و از زندگی بالایی بر خوردار باشند و امّتهایشان در تنگدستی و گرفتاری بسر برند؛ پیروی از پیامبران را بر نمی‌تابند. به همین جهت است که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: سخت‌ترین بلاها از آن پیامبران و بعد از آن‌ها برای کسانی است که در مقامی فروتر از آن‌ها قرار دارند: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» [۲۴]. امام باقر(علیه السلام) با تأکید بر این امر، حکمت آن را بیان می‌کند که این کار به خاطر آن است که مردم با دیدن این مشکلات آنان را از مقام بشری فراتر نبرده، به درجه خدایی نرسانند؛ و به درجات خود آن بزرگواران نیز افزوده شود. با این همه یادآوری می‌کند که خداوند متعال پیامبرانش را به چیزی که نفرت‌انگیز و چندش‌آور شود، مبتلا نمی‌کند: «إِنَّ أَیُّوبَ مِنْ جَمِیعِ مَا ابْتُلِیَ بِهِ لَمْ تُنْتِنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لَا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لَا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا قَیْحٌ وَ لَا اسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لَا تَدَوَّدَ شَیْءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَکَذَا یَصْنَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِیعِ مَنْ یَبْتَلِیهِ مِنْ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ الْمـُکَرَّمِینَ عَلَیْه… إِنَّمَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبَلَاءِ الْعَظِیمِ الَّذِی یَهُونُ مَعَهُ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ لِئَلَّا یَدَّعُوا لَهُ الرُّبُوبِیَّةَ إِذَا شَاهَدُوا مَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَهُ إِلَیْهِ مِنْ عَظَائِمِ نِعَمِهِ تَعَالَی مَتَی شَاهَدُوهُ؛ همانا ایوب با تمام ابتلاهایی که به آن‌ها مبتلا شد بدنش متعفّن نشد و صورت وی زشت نگردید و خون و خونابه از او مدّتی بیرون نیامد. و احدی با دیدن او از او تنفّر پیدا نکرد و با مشاهده او احدی به وحشت نیفتاد و چیزی از بدن او کرم نگذاشت. خداوند متعال با همه پیامبران و اولیای گرامیش به هنگام ابتلایشان به همین صورت رفتار می‌کند ... همانا خداوند متعال ایّوب را به بلایی بزرگ مبتلا کرد بلایی که با وجود آن بر همه مردم عظمت او سست گردید تا با مشاهده او به این حال ادعای ربوبیّت برای او نکنند؛ وقتی که خواست خدا را در رساندن نعمتهای بزرگ به ایشان مشاهده می‌کنند.» [۲۵]. [۲۶].

صدق رؤیا

یکی دیگر از ویژگیهای پیامبران الهی راست بودن رؤیای آنهاست. امیرمؤمنان(علیه السلام) از رؤیای پیامبران به «وحی» تعبیر فرموده است:«رُوْیَا الْأَنْبِیَاءِ وَحْیٌ» [۲۷]. امام صادق(علیه السلام) در حدیث مفضّل، حکمت مشتبه شدن رؤیاهای صادق و کاذب را اینگونه بیان می‌کند که اگر همه آن‌ها صادق بودند؛ همه مردم پیامبر می‌شدند. و اگر همه دروغ بودند رؤیا هیچ سودی نداشت: «فَإِنَّهَا لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَصْدُقُ لَکَانَ النَّاسُ کُلُّهُمْ أَنْبِیَاءَ وَ لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَکْذِبُ لَمْ یَکُنْ فِیهَا مَنْفَعَة» [۲۸]. اصولاً خواب‌های دروغین بنابه روایات معصومان، آنهایی است که معمولاً در آغاز خوابیدن دیده می‌شود و همه آن‌ها از القائات شیاطین است. [۲۹].

اخلاق خوب

از ویژگیهای مهمّ و اساسی پیامبران که در تربیت و تبلیغ دین الهی و دعوت به سوی آن تأثیر فراوان دارد، اخلاق خوب پیامبران الهی است. که کسی در آن تردیدی ندارد. امام صادق(علیه السلام) یکی از ویژگی های پیامبران الهی را مکارم اخلاق شمرده و آن‌ها را عبارت می‌داند از: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، خوش خویی، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردی. در برخی روایات علاوه بر آن‌ها صداقت و امانت نیز، یاد شده است. امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز با بیان اینکه منشأ معاصی و گناهان و کارهای زشت عبارت است از: حسد، حرص و طمع، شهوت و غضب؛ پیامبران را از این چهار امر مبرّا دانسته‌اند. ریشه مهمّ و منبع اساسی اخلاق از نظر روایات اهل بیت: دانش و خرد انسانی است. پس دانش و خرد هر اندازه فراتر رود اخلاق هم نیکوتر می‌گردد. البتّه باید دانست دانش و خرد و اخلاق و تربیت همیشه با هم تعامل دارند و تا تربیت تحقّق نیابد و ادب افزوده نشود، ممکن نیست عقل و دانش هم تکامل یابد، عکس آن هم صادق است. با وجود همه اینها امام باقر(علیه السلام) در حدیث «جنود عقل و جهل»، همه خوی‌های نیک را از سپاهیان عقل شمرده و همه بدیها و زشتیها و ناپسندی‌ها را از «سپاهیان جهل و نادانی» دانسته است. و بعد از ذکر همه آن‌ها می‌فرماید: سپاهیان عقل جز در پیامبران و اوصیای آنها و یا مؤمنانی که دلشان با ایمان امتحان و آزمایش شده است، کامل نمی‌گردد. و در مؤمنان برخی از آن‌ها وجود دارد: «فَلَا تَجْتَمِعُ هَذِهِ الْخِصَالُ کُلُّهَا مِنْ أَجْنَادِ الْعَقْلِ إِلَّا فِی نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ أَوْ مُوْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ، وَ أَمَّا سَائِرُ ذَلِکَ مِنْ مَوَالِینَا فَإِنَّ أَحَدَهُمْ لَا یَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنُودِ حَتَّی یَسْتَکْمِلَ وَ یَنْقَی مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَکُونُ فِی الدَّرَجَةِ الْعُلْیَا مَعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاء» [۳۰]. پس پیامبران الهی زیر نظر خداوند سبحان به خوبی تربیت شده و به کمال رسیده و آن گاه به مقام نبوّت نایل شده‌اند. به طور کلی هیچ پیامبری را نمی‌توان یافت که عزّت نفس و کرامت انسانی را مخدوش کرده باشد. همه پیامبران با زهد و پاکدامنی در میان انسانها زیسته‌اند. وهیچ گاه با وجود علم و دانش سرشاری که داشته‌اند؛ کبر و غرور به آنان راه نیافته و همواره با طوایف مختلف با گشاده رویی و مهربانی برخورد نموده‌اند. امیرمؤمنان(علیه السلام) خضوع و فروتنی آنان را اینگونه می‌ستاید که پیامبران از روی فروتنی گونه‌های خود را بر زمین می‌نهادند و چهره‌های خویش را به خاک می‌مالیدند و در برابر مؤمنان از خود فروتنی نشان می‌دادند: «فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُوْمِنِین» [۳۱]. [۳۲].

زیرشاخه ها

منبع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع نبوت



پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  2. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  3. انعام:۸و ۹؛ ابراهیم:۱۰؛ حجر:۷و۸؛ اسرا:۹۴ و ۹۵؛ فرقان ۷ و ۸ و ۲۱ و ۲۳؛ تغابن:۶؛ مؤمنون:۲۴ و ۲۵ و ۳۳؛ اعراف:۱۵۳ و ۱۵۴ و ۱۸۵ و ۱۸۶؛ یس:۱۴ و ۱۵و بقره:۲۱۰.
  4. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  5. تفسیر الصافی، ج۳، ص ۲۲۴؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۰۰؛ الکاشف، ج۵، ص ۸۷؛ کنزالدقائق، ج۷، ص ۵۲۰ و فتح القدیر، ج۳، ص ۳۰۹.
  6. المیزان، ج۷، ص ۲۹ و ۳۰.
  7. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  8. یوسف:۱۰۹؛ نحل:۴۳؛ انبیاء:۷.
  9. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  10. دخان:۵۸؛ شعرا:۱۹۵و ابراهیم:۴.
  11. المیزان، ج۱۲، ص ۱۵و تفسیر مراغی، ج۱۳، ص ۱۲۶.
  12. اصول کافی، ج۸، ص ۲۶۸و کنزالعمال، ص ۳۲۲۸.
  13. دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.
  14. و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه:۸۹.
  15. پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟؛ سوره نساء، آیه:۴۱.
  16. " لَا يَكُونُ‏ شُهَدَاءَ عَلَى‏ النَّاسِ‏ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُلُ‏‏ ‏‏‏‏‏"؛ الوافی، ملا محسن فیض کاشانی، ج:۳، ص:۴۹۸.
  17. "إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ لِأُمُورِ عِبَادِهِ‏ شَرَحَ‏ صَدْرَهُ‏ لِذَلِكَ‏ وَ أَوْدَعَ‏ قَلْبَهُ‏ يَنَابِيعَ‏ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ‏ الْعِلْمَ‏ إِلْهَاماً فَلَمْ‏ يَعْيَ‏ بَعْدَهُ‏ بِجَوَابٍ‏ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ‏ عَنِ‏ الصَّوَابِ‏ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ وَ خَصَّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ‏‏‏‏‏"؛ کافی، ج:۱، ص:۲۰۲.
  18. محمد بیابانی اسکوئی، نبوت، ص:۱۴۷ - ۱۴۹.
  19. سورۀ نحل، آیۀ 43
  20. سورۀ یوسف، آیۀ 109
  21. سورۀ انعام، آیۀ 9
  22. سورۀ فرقان، آیۀ 20
  23. محمد بیابانی اسکویی
  24. کافی، ج 2، ص 252
  25. بحارالانوار، ج 12، ص 348
  26. محمد بیابانی اسکویی
  27. امالی طوسی، ص 338
  28. توحید مفضل، ص 85
  29. محمد بیابانی اسکویی
  30. کافی، ج 1، ص 23
  31. نهج البلاغه، خطبه 192 معروف به خطبۀ قاصعه
  32. محمد بیابانی اسکویی