تزکیه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
تزکیه : پیراستن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به صفات حمیده
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تزکیه در لغت]] - [[تزکیه در قرآن]] - [[تزکیه در اخلاق اسلامی]] - [[تزکیه در فقه سیاسی]] - [[تزکیه در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[تزکیه در فقه اسلامی]] - [[تزکیه در معارف و سیره امام باقر]]| پرسش مرتبط  = }}


*تزکیه از ماده "زـ ک ـ و" و در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی<ref>ترتیب‌العین، ص‌۳۴۸، «زکو».</ref>. و ایجاد رشد، برکت و طهارت<ref>مقاییس‌اللغه، ج۳، ص۱۷، «زکی»؛ النهایه، ج‌۲، ص‌۱۰۷؛ لسان العرب، ج‌۶، ص‌۶۴، «زکا».</ref>. در آن یا به معنای دور دانستن شئ از عیوب و گواهی به پاکی و طهارت آن<ref>المنجد، ص‌۶۱۶، «زکو».</ref> است. برخی معنای اصلی تزکیه را کنار زدن نادرستی‌ها از امور صحیح دانسته و دیگر معانی را از لوازم و آثار آن به حساب آورده<ref>التحقیق، ج‌۴، ص‌۲۹۳ «زکو».</ref> و افزوده‌اند: تفاوت تزکیه با تطهیر و تهذیب در این است که در تطهیر دستیابی به "طهارت" در برابر "رجس" و در تزکیه کنار زدن آنچه باید کنار گذاشته شود و در تهذیب، حاصل شدن صلاح و خلوص، مورد نظر است<ref>التحقیق، ج‌۴، ص‌۲۹۴.</ref>. البته به گفته برخی تزکیه مبالغه در تطهیر است<ref>الصافی، ج‌۲، ص‌۳۷۱؛ جوامع‌الجامع، ج‌۲، ص‌۹۲.</ref> وعده‌ای هم گفته‌اند: تطهیر پیراستن و تزکیه آراستن است<ref>التحریر و التنویر، ج‌۱۱، ص‌۲۳.</ref> و به عبارت دیگر تطهیر بیرون راندن آلودگیها و پاک کردن شیء است تا آماده رشد و نمو گردد و تزکیه رشد دادن و به شکوفایی رساندن آن است<ref>المیزان، ج‌۹، ص‌۳۷۷.</ref>.
'''تزکیه''' به معنای [[استوار]] ساختن و دور کردن شئ از [[عیب]] و کاستی، در اصطلاح [[علم اخلاق]] عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و [[صفات رذیله]] و آراستن آن به [[صفات پسندیده]] و [[کمالات]] نفسانیه است. این واژه در آیات مختلفی به کار رفته است و آثار فراوانی برای آن بیان شده است مانند اینکه هدف [[بعثت]] [[انبیاء]]، تزکیه انسان‌ها بوده است؛ [[رستگاری]] و رسیدن به [[فلاح]] [[اخروی]] در گرو تزکیه است. [[شیطان]] و [[عصیان]] و [[گناه]] از موانع دستیابی [[انسان]] به رشد معنوی و تزکیه نفس دانسته شده است.
*تزکیه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است<ref>جامع‌السعادات، ج‌۱، ص‌۴۰۰؛ معراج‌السعاده، ص‌۷۵ ـ ۷۸.</ref> و برخی برای آن مراحلی برشمرده‌اند؛ از جمله: ۱. توبه؛ ۲.‌مشارطه<ref>شرط کردن با خود مبنی بر بازنگشتن به گناه.</ref>؛ ۳. محاسبه؛ ۴. معاتبه و معاقبه<ref>عتاب و عقاب کردن نفس در صورت‌ گناه.</ref><ref>ریاض‌السالکین، ج‌۳، ص‌۱۵۲؛ اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۲۱۷.</ref>   
*تزکیه به معنای پاک کردن یا پاک دانستن نفس از آلودگیها به صورتهای گوناگون بیش از ۲۰‌ بار در قرآن به کار رفته و افزون بر آن از واژه‌ها و موضوعات دیگر مرتبط با تزکیه نیز استفاده شده‌است. در این موارد عمدتاً از مطالبی چون تزکیه هدف از بعثت [[پیامبران]]{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}﴾}}<ref> پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه:۱۲۹.</ref>، رستگاری و مخلّد بودن اهل تزکیه در بهشت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى}}﴾}}<ref> بوستان‌هایی جاودان که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند؛ سوره طه، آیه:۷۶.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى }}﴾}}<ref> بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد؛ سوره اعلی، آیه:۱۴.</ref> و عوامل، موانع، آثار و برکات تزکیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> از دارایی‌های آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک می‌داری و پاکیزه می‌گردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست؛ سوره توبه، آیه:۱۰۳.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}﴾}}<ref> بی‌گمان آنان که از کتاب (آسمانی) آنچه را خداوند فرو فرستاده است پنهان می‌دارند و (آن را) به بهای اندک می‌فروشند جز آتش در اندرون خود نمی‌انبارند و روز رستخیز خداوند با آنان سخن نمی‌گوید و آنها را پاکیزه نمی‌گرداند و عذابی دردناک خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه:۱۷۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى }}﴾}}<ref> و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند ...بوستان‌هایی جاودان که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند؛ سوره طه، آیه: ۷۵- ۷۶.</ref> سخن به میان آمده است.
==اهمیت تزکیه==
*تزکیه نفس از رذایل اخلاقی و شهوات نفسانی به جهت آثار و فوایدی که برای انسان در پی دارد مورد توجه همه ملتها و ادیان الهی بوده و آنان برای تحصیل این امر از روشهای گوناگونی بهره می‌جسته‌اند. برهمائیان، پیروان یکی از مذاهب هند قدیم گرچه به توحید و نبوت اعتقادی نداشتند؛ لیکن به تزکیه نفس اهتمام میورزیدند. آنان مدت عمر خویش را به ۴ مرحله تقسیم کرده، یکی از مراحل آن را به ترک لذتهای مادی و دنیوی و پناه بردن به جنگلها برای تزکیه نفس اختصاص داده بودند<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۲ ـ ۱۸۳.</ref>.
*فرقه بودایی، مذهب خود را بر تهذیب نفس و مخالفت با هواها بنا کرده بودند. بودا رئیس این فرقه که از شاهزادگان بود در جوانی مادیات و سلطنت را رها کرده و برای ریاضت و معرفت نفس به جنگلها پناه برد<ref>همان، ص‌۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص‌۱۸۰.</ref>.
*مانویه، نفس را از عالم نور می‌دانستند که به عالم تاریک بدن هبوط کرده و معتقد بودند که نفس جز با مرگ و خروج آن از بدن یا ریاضت به سعادت نخواهد رسید<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴.</ref>.
*صابئیه از دیگر فرقه‌های بت‌پرست و مشرک<ref>جامع‌البیان، ج۱۷، ص‌۱۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶.</ref> ـ یا موحد به نظر برخی<ref>مجمع‌البیان، ج۱، ص۲۵۹؛ المنیر، ج‌۱، ص‌۱۷۷ ـ ۱۷۹.</ref> ـ تطهیر نفس از شهوات و تهذیب اخلاق را بر خود واجب کرده، راه دستیابی به این مرتبه را ریاضت و دوری از شهوات می‌دانستند<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴؛ الملل والنحل، ج‌۲، ص‌۳۱.</ref>.
*اهل کتاب یعنی یهود، نصارا و مجوس نیز به تزکیه نفس اهتمام فراوانی میورزیدند و در کتب آنان دستورات فراوانی برای اصلاح نفس و تهذیب آن از شهوات وجود دارد، چنان که قرآن‌کریم در آیاتی به برخی اعمال نصارا برای تهذیب نفس همچون ترک دنیا و انتخاب رهبانیت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ }}﴾}}<ref> بی‌گمان یهودیان و مشرکان را دشمن‌ترین مردم به مؤمنان می‌یابی و نزدیک‌ترین آنان در دوستی به مؤمنان کسانی را می‌یابی که می‌گویند ما مسیحی هستیم؛ این از آن روست که برخی از آنان کشیشان و راهبانی (حقجو) هستند و اینکه آنان گردنکشی نمی‌کنند؛ سوره مائده، آیه:۸۲.</ref> و نیز حدید/‌۵۷،۲۷)[۱۷] و برخی اعمال متعبدان یهود چون تلاوت آیات خدا در حال سجده (آل‌عمران/۳،۱۱۳)، گوشه‌گیری از مردم برای عبادت و خودسازی (مریم/۱۹، ۱۶)، ترک دنیا و انتخاب رهبانیت (مائده/۵،/۸۲) اشاره کرده‌است.
اسلام نیز برای تزکیه نفس و تطهیر پیروان خود از آلودگیهای کفر و گناه* و اخلاق ناپسند اهمیت فراوانی قائل شده که این اهتمام را از موارد ذیل می‌توان استفاده کرد:
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۴۹۹
۱. تزکیه هدف بعثت انبیا:


قرآن در آیاتی یکی از عمده‌ترین اهداف انبیا را تزکیه‌نفس وپاک کردن بشر از آلودگیها دانسته است؛ از جمله در آیه ۱۵۱ بقره/۲ خطاب به مسلمانان می‌گوید: ما به سوی شما پیامبری فرستادیم تا با تلاوت آیات الهی شما را از آلودگیها پاک سازد: «اَرسَلنا فیکُم رَسولاً مِنکُم یَتلوا عَلَیکُم ءایـتِنا ویُزَکّیکُم».(نیز‌ر. ک: (آل‌عمران/۳،۱۶۴؛ بقره/۲،۱۲۹؛ نازعات/۷۹،۱۷ـ ۱۸)
== معناشناسی ==
۲. رستگاری در گرو تزکیه:
{{اصلی|تزکیه در لغت}}
تزکیه در لغت به معنای [[استوار]] ساختن و دور کردن شئ از [[عیب]] و کاستی<ref>ترتیب‌العین، ص‌۳۴۸، «زکو».</ref> و ایجاد [[رشد]]، [[برکت]] و [[طهارت]] است<ref>مقاییس‌اللغه، ج۳، ص۱۷، «زکی»؛ النهایه، ج‌۲، ص‌۱۰۷؛ لسان العرب، ج‌۶، ص‌۶۴، «زکا».</ref>. تزکیه در اصطلاح [[علم اخلاق]] عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و [[صفات رذیله]] و آراستن آن به [[صفات پسندیده]] و [[کمالات]] نفسانیه است<ref>جامع‌السعادات، ج‌۱، ص‌۴۰۰؛ معراج‌السعاده، ص‌۷۵ ـ ۷۸.</ref>. و برخی برای آن مراحلی برشمرده‌اند؛ از جمله: [[توبه]]؛ مشارطه<ref>شرط کردن با خود مبنی بر بازنگشتن به گناه.</ref>؛ [[محاسبه]]؛ معاتبه و معاقبه<ref>عتاب و عقاب کردن نفس در صورت‌ گناه.</ref>.<ref>ریاض‌السالکین، ج‌۳، ص‌۱۵۲؛ اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۴۹۷ ـ ۵۰۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳۳-۴۳۵.</ref>


رسیدن به فلاح اخروی از بالاترین اهداف مؤمنان است که قرآن راه دستیابی به آن را مبارزه با هواهای نفسانی و تزکیه ذکر کرده است: «قَد اَفلَحَ مَن زَکـّها»(شمس/۹۱،۹)؛ همچنین قرآن در آیاتی دیگر مؤمنانی را رستگار دانسته است که در جهت تزکیه نفس می‌کوشند: «قَد‌اَفلَحَ المُؤمِنون ... * والَّذینَ هُم لِلزَّکوةِ فـعِلون».(مؤمنون/۲۳،۱، ۴) زکات در این آیه اعم از پرداخت زکات و تزکیه نفس است.[۱۸]
== تزکیه در قرآن ==
۳. تقدم تزکیه بر تعلیم و تعلم:
{{اصلی|تزکیه در قرآن}}
[[تزکیه]] به معنای [[پاک]] کردن یا پاک دانستن نفس از آلودگی‌ها به صورت‌های گوناگون بیش از ۲۰‌ بار در [[قرآن]] به کار رفته و افزون بر آن از واژه‌ها و موضوعات دیگر مرتبط با تزکیه نیز استفاده شده است. در این موارد عمدتاً از مطالبی چون تزکیه [[هدف]] از [[بعثت پیامبران]]<ref>سوره بقره، آیه۱۲۹.</ref>؛ [[رستگاری]] و مخلّد بودن [[اهل]] تزکیه در [[بهشت]]<ref>سوره طه، آیه۷۶؛ سوره اعلی، آیه۱۴.</ref> و عوامل، موانع، آثار و [[برکات]] تزکیه<ref>سوره توبه، آیه۱۰۳؛ سوره بقره، آیه۱۷۴؛ سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.</ref> سخن به میان آمده است<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۴۹۷ - ۵۰۴.</ref>.


قرآن در ۴ آیه تزکیه را با تعلیم* و تعلم در کنار یکدیگر آورده که در سه آیه تزکیه را مقدم داشته: «و یُزَکّیکُم ویُعَلِّمُکُمُ الکِتـبَ والحِکمَةَ»(بقره/۲،۱۵۱؛ آل‌عمران/۳،۱۶۴؛ جمعه/ ۶۲،۲) و در یک آیه تعلیم مقدم شده است: «و‌یُعَلِّمُهُمُ الکِتـبَ والحِکمَةَ ویُزَکّیهِم».(بقره/۲،۱۲۹) در اینکه فلسفه این تقدیم و تأخیر چیست و کدام‌یک در واقع بر دیگری تقدم دارد اقوال متعددی در بین مفسران مطرح است؛ ولی آنچه از همه قوی‌تر به نظر می‌رسد این است که تعلیم هرچند از جهت وجود خارجی بر تزکیه مقدم است؛ اما از جهت اهمیت و رتبه از آن متأخر است، زیرا تعلیم و تعلم مقدمه و وسیله‌ای برای رسیدن به تزکیه است که اگر این هدف بدون تعلیم حاصل می‌شد ضرورتی برای تعلیم نبود[۱۹] و تقدم تزکیه در سه آیه از ۴ آیه مؤید همین امر است[۲۰]؛ اما اینکه در دعای ابراهیم(علیه السلام)تعلیم بر تزکیه‌مقدم شده بدان جهت است که ابراهیم در مقام طلب چند خواسته از خداوند است و در مقام تحقق و عالم خارج علم مقدم بر تزکیه است، زیرا انسان ابتدا باید به اعمال صالح و اخلاق فاضله آگاه شود و بعد خود را تزکیه‌کند.[۲۱]
== اهمیت تزکیه ==
۴. سوگندهای متعدد بر رستگاری اهل تزکیه:
{{اصلی|تزکیه در اخلاق اسلامی}}
[[تزکیه نفس]] از [[رذایل اخلاقی]] و شهوات نفسانی به جهت آثار و فوایدی که برای [[انسان]] در پی دارد مورد توجه همه ملت‌ها و [[ادیان الهی]] بوده و آنان برای تحصیل این امر از روش‌های گوناگونی بهره می‌جسته‌اند. برهمائیان، [[پیروان]] یکی از [[مذاهب]] هند قدیم گرچه به [[توحید]] و [[نبوت]] [[اعتقادی]] نداشتند؛ لکن به تزکیه نفس اهتمام می‌ورزیدند<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۲ ـ ۱۸۳.</ref>. [[فرقه]] بودایی، [[مذهب]] خود را بر [[تهذیب نفس]] و [[مخالفت]] با هواها بنا کرده بودند. بودا [[رئیس]] این فرقه که از شاهزادگان بود در [[جوانی]] مادیات و [[سلطنت]] را رها کرده و برای [[ریاضت]] و [[معرفت نفس]] به جنگل‌ها پناه برد<ref>همان، ص‌۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص‌۱۸۰.</ref>. مانویه، نفس را از عالم [[نور]] می‌دانستند که به عالم تاریک بدن هبوط کرده و [[معتقد]] بودند که نفس جز با [[مرگ]] و خروج آن از بدن یا ریاضت به [[سعادت]] نخواهد رسید<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴.</ref>.


خداوند در سوره شمس به خورشید و ماه و شب و آسمان و بناکننده آن و زمین و گستراننده آن و نفس انسان و مرتب‌کننده آن سوگند یاد کرده است که تزکیه کننده نفس رستگار خواهد شد: «والشَّمسِ وضُحـها * والقَمَرِ اِذا تَلـها * والنَّهارِ اِذا جَلـّها * والَّیلِ اِذا یَغشـها *
صابئیه از دیگر فرقه‌های [[بت‌پرست]] و [[مشرک]]<ref>جامع‌البیان، ج۱۷، ص‌۱۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶.</ref> ـ یا [[موحد]] به نظر برخی<ref>مجمع‌البیان، ج۱، ص۲۵۹؛ المنیر، ج‌۱، ص‌۱۷۷ ـ ۱۷۹.</ref> ـ [[تطهیر نفس]] از [[شهوات]] و [[تهذیب اخلاق]] را بر خود [[واجب]] کرده، راه دستیابی به این مرتبه را [[ریاضت]] و دوری از شهوات می‌دانستند<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴؛ الملل والنحل، ج‌۲، ص‌۳۱.</ref>.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۵۰۰
والسَّماءِ و ما بَنـها * والاَرضِ و ما طَحـها * و نَفس و ما سَوّها... * قَد اَفلَحَ مَن زَکـّها».(شمس/ ۹۱، ۱ ـ ۷، ۹) سوگندهای یاد‌شده نشان آن است که مسئله اصلی بشر همین تزکیه نفس است که در صورت وجود آن انسان اهل سعادت و گرنه اهل شقاوت و بدبختی خواهد‌بود.[۲۲]
اسباب تزکیه:


عوامل و اسباب متعددی در درون یا برون آدمی وجود دارد که هریک به نوعی درتزکیه نفس نقش دارد. این عوامل عبارت‌اند از:
[[اهل کتاب]] یعنی [[یهود]]، [[نصارا]] و [[مجوس]] نیز به [[تزکیه نفس]] اهتمام فراوانی می‌ورزیدند و در کتب آنان [[دستورات]] فراوانی برای [[اصلاح نفس]] و [[تهذیب]] آن از شهوات وجود دارد، چنان که [[قرآن‌کریم]] در آیاتی به برخی [[اعمال]] نصارا برای [[تهذیب نفس]] همچون [[ترک دنیا]] و [[انتخاب]] [[رهبانیت]]<ref>سوره مائده، آیه۸۲؛ سوره حدید، آیه۲۷.</ref>.<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴ ـ ۱۸۵.</ref> و برخی [[اعمال]] متعبدان [[یهود]] چون [[تلاوت آیات]] [[خدا]] در حال [[سجده]]<ref>سوره آل عمران، آیه۱۱۳.</ref>، [[گوشه‌گیری]] از [[مردم]] برای [[عبادت]] و [[خودسازی]]<ref>سوره مریم، آیه۱۶.</ref>، [[ترک دنیا]] و [[انتخاب]] [[رهبانیت]]<ref>سوره مائده، آیه۸۲.</ref> اشاره کرده است. [[اسلام]] نیز برای [[تزکیه نفس]] و تطهیر [[پیروان]] خود از آلودگیهای [[کفر]] و [[گناه]] و [[اخلاق ناپسند]] اهمیت فراوانی قائل شده که این اهتمام را از موارد ذیل می‌توان استفاده کرد:
۱. خداوند:
# '''تزکیه [[هدف بعثت]] [[انبیا]] {{عم}}:''' [[قرآن]] در آیاتی یکی از عمده‌ترین [[اهداف]] [[انبیا]] {{عم}} را تزکیه‌ نفس و [[پاک]] کردن [[بشر]] از آلودگی‌ها دانسته است؛ از جمله در [[آیه]] ۱۵۱ [[سوره بقره]] خطاب به [[مسلمانان]] می‌گوید: ما به سوی شما [[پیامبری]] فرستادیم تا با [[تلاوت آیات]] [[الهی]] شما را از آلودگی‌ها [[پاک]] سازد<ref>نیز‌ ر.ک: سوره آل‌ عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره بقره، آیه ۱۲۹؛ سوره نازعات، آیه ۱۷ - ۱۸.</ref>
# '''[[رستگاری]] در گرو تزکیه:''' رسیدن به [[فلاح]] [[اخروی]] از بالاترین [[اهداف]] [[مؤمنان]] است که [[قرآن]] راه دستیابی به آن را [[مبارزه]] با [[هواهای نفسانی]] و تزکیه ذکر کرده است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا}}<ref>بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه۹.</ref>؛ همچنین [[قرآن]] در آیاتی دیگر مؤمنانی را [[رستگار]] دانسته است که در جهت تزکیه نفس می‌کوشند<ref>سوره مؤمنون، آیه ۱- ۴.</ref>.
# '''تقدم تزکیه بر [[تعلیم و تعلم]]:''' [[قرآن]] در ۴ [[آیه]] تزکیه را با [[تعلیم و تعلم]] در کنار یکدیگر آورده که در سه [[آیه]] تزکیه را مقدم داشته<ref>سوره بقره، آیه۱۵۱؛ سوره آل عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره جمعه، آیه۲.</ref> و در یک [[آیه]] [[تعلیم]] مقدم شده است<ref>سوره بقره، آیه۱۲۹.</ref>.
# '''سوگندهای متعدد بر [[رستگاری]] [[اهل]] تزکیه:''' [[خداوند]] در [[سوره شمس]] به [[خورشید و ماه]] و شب و [[آسمان]] و بناکننده آن و [[زمین]] و گستراننده آن و [[نفس انسان]] و مرتب کننده آن [[سوگند]] یاد کرده است که تزکیه کنندۀ نفس [[رستگار]] خواهد شد<ref>سوره شمس، آیه ۱- ۹.</ref> سوگندهای یاد‌ شده نشان آن است که مسئله اصلی [[بشر]] همین تزکیه نفس است که در صورت وجود آن [[انسان]] [[اهل]] [[سعادت]] و گرنه [[اهل]] [[شقاوت]] و [[بدبختی]] خواهد‌بود<ref>نمونه، ج‌۲۷، ص‌۴۷ ـ ۴۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳۳-۴۳۵.</ref>


منشأ همه امور خیر خداوند است و تا اراده او به چیزی تعلّق نگیرد تحقق آن از سوی بشر امکان‌پذیر نیست، بر این اساس انسان در همه امور از جمله تزکیه نفس نیازمند عنایت الهی و توفیق اوست و اگر فضل و رحمت خدا نباشد هیچ انسانی به تزکیه خود قادر نخواهد بود: «و لَولا فَضلُ اللّهِ عَلَیکُم ورَحمَتُهُ ما زَکی مِنکُم مِن اَحَد اَبَدًا و لـکِنَّ اللّهَ یُزَکّی مَن یَشاءُ واللّهُ سَمیعٌ عَلیم»(نور/۲۴،۲۱)، به همین جهت از جمله اسمای الهی که در روایات و ادعیه ذکر شده «مزکّی[۲۳]» یعنی تزکیه‌کننده است و همان‌گونه که تزکیه کننده حقیقی خداست تنها کسی که می‌تواند به حق بر پاکی و تزکیه افراد گواهی دهد خداوند است: «اَلَم تَرَ اِلَی الَّذینَ یُزَکّونَ اَنفُسَهُم بَلِ اللّهُ یُزَکّی مَن یَشاءُ ولا یُظلَمونَ فَتیلا».(نساء/ ۴، ۴۹) در شأن نزول آیه فوق نقل شده که اهل کتاب خود را انسانهایی پاک و برتر از دیگران می‌دانستند که آیه فوق نازل شد و تزکیه کننده حقیقی را خداوند دانست[۲۴] و این بدان جهت است که خداوند از ظاهر و باطن افراد بهتر از خود آنان آگاهی داشته، می‌تواند پاکی یا ناپاکی آنان را تصدیق کند.[۲۵]
== اسباب تزکیه ==
۲. رهبران الهی:
عوامل و اسباب متعددی در درون یا برون [[آدمی]] وجود دارد که هریک به نوعی در تزکیه نفس نقش دارد. این عوامل عبارت‌اند از:
# '''[[خداوند]]:''' منشأ همه امور خیر [[خداوند]] است و تا [[اراده]] او به چیزی تعلّق نگیرد تحقق آن از سوی [[بشر]] امکان‌پذیر نیست، بر این اساس [[انسان]] در همه امور از جمله تزکیه نفس [[نیازمند]] عنایت الهی و [[توفیق]] اوست و اگر [[فضل]] و [[رحمت خدا]] نباشد هیچ [[انسانی]] به تزکیه خود قادر نخواهد بود<ref>سوره نور، آیه۲۱.</ref>.
# '''[[رهبران الهی]]:''' [[پیامبران]]، [[امامان]] و اولیای خاص الهی ـ که بر [[فطرت]] [[پاک]] [[آفریده]] شده و به طور موهبتی و غیر اکتسابی از آلودگی‌های [[شرک]] و [[گناه]] و صفات ناپسند منزه‌اند<ref>مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۲۷۶.</ref> به عنوان [[واسطه فیض الهی]] و [[مربّی]] [[انسان‌ها]] از عوامل عمده تزکیه [[انسان‌ها]] به شمار می‌روند که با [[تلاوت آیات]] [[قرآن]] و بیان [[احکام الهی]] و [[فضایل اخلاقی]] [[انسان‌ها]] را از [[آلودگی]] [[شرک]] و [[گناه]] و [[اخلاق]] [[رذیله]] [[پاک]] می‌کنند<ref>التحریر والتنویر، ج۱، ص‌۱۹۴؛ تفسیر مراغی، ج۱۱، ص‌۱۶ ـ ۱۷.</ref>.
# '''پای‌بندی به [[ایمان]] و [[عمل صالح]]:''' هرچند [[خداوند]] با [[فرستادن پیامبران]] و [[توفیق]] و عنایت خویش زمینه تزکیه [[انسان‌ها]] را فراهم می‌کند؛ ولی این خود افراد هستند که با پذیرش آگاهانه و آزادانه [[دعوت]] [[انبیا]] و پای‌بندی به [[دستورات]] و مقررات [[الهی]]، خویش را از [[برکات]] [[بعثت پیامبران]] برخوردار ساخته، [[پاکی]] و تزکیه را برای خود رقم می‌زنند، از این‌رو [[قرآن‌کریم]] در [[آیات]] ۷۵ ـ ۷۶ [[سوره طه]] از یک سو [[بهشت]] و درجات عالی آن را برای [[مؤمنان]] و [[صالحان]] ثابت می‌کند و از سوی دیگر همه آنها را جزای [[اهل]] تزکیه می‌داند<ref>سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.</ref> و این بدان معناست که تزکیه بدون [[ایمان]] و [[عمل صالح]] به دست نمی‌آید<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳۳-۴۳۵.</ref>.


پیامبران، امامان و اولیای خاصّ الهی ـ که بر فطرت پاک آفریده شده و به طور موهبتی و غیر اکتسابی از آلودگیهای شرک و گناه و صفات ناپسند منزه‌اند[۲۶]: «قالَ اِنَّما اَنَا رَسولُ رَبِّکِ لاَِهَبَ لَکِ غُلـمـًا زَکیـّا»(مریم/۱۹،۱۹) ـ به عنوان مواسطه فیض الهی و مربّی انسانها از عوامل عمده تزکیه انسانها به شمار می‌روند که با تلاوت آیات قرآن و بیان احکام الهی و فضایل اخلاقی انسانها را از آلودگی شرک و گناه و اخلاق رذیله پاک می‌کنند[۲۷] (آل‌عمران/ ۳، ۱۴۶، ۱۶۴ و نیز جمعه/ ۶۲، ۲) و به همین جهت که اینان نقش عمده‌ای در جهت تزکیه انسانها دارند ابراهیم(علیه السلام) از خداوند تقاضای
== موانع تزکیه ==
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۵۰۱
موانع دستیابی [[انسان]] به رشد معنوی و تزکیه نفس فراوان است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
فرستادن پیامبرانی می‌کند تا نسل او را از آلودگیها پاک کنند: «رَبَّنا وابعَث فیهِم رَسولاً مِنهُم یَتلوا عَلَیهِم ءایـتِکَ ویُعَلِّمُهُمُ الکِتـبَ والحِکمَةَ و یُزَکّیهِم»(بقره/۲،۱۲۹)
# '''[[شیطان]]:''' از آنجا که [[شیطان]] [[دشمن]] [[انسان]] است<ref>سوره فاطر، آیه۶.</ref> و [[سوگند]] یاد کرده تا همه [[انسان‌ها]] را [[گمراه]] کند<ref>سوره حجر، آیه۳۹ ـ ۴۰.</ref> وی یکی از عوامل اصلی [[آلوده]] شدن [[انسان‌ها]] به [[گناه]] و مانع عمده تحصیل تزکیه به شمار می‌رود، بر همین اساس [[قرآن]] [[مؤمنان]] را از [[پیروی]] او برحذر داشته، می‌گوید اگر [[لطف خدا]] نبود ـ با توجه به دام‌ها و وسوسه‌های [[شیطان]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۱۰.</ref> ـ هیچ‌کس قادر به تزکیه خود نبود<ref>سوره نور، آیه۲۱.</ref>.
همچنین قرآن در آیات ۱۷ ـ ۱۸ نازعات/۷۹ به موسی(علیه السلام) فرمان می‌دهد که به سوی فرعون رفته، او را به تزکیه فرا خواند:«اِذهَب اِلی فِرعَونَ اِنَّهُ طَغی * فَقُل هَل لَکَ اِلی اَن تَزَکّی». به نظر برخی مراد از تزکیه بشر از سوی انبیا تزکیه در قول است؛ یعنی آنان در قیامت بر پاک بودن نفوس شهادت می‌دهند.[۲۸]
# '''[[عصیان]] و [[گناه]]:''' [[نافرمانی خداوند]] و ارتکاب برخی [[گناهان]] از دیگر اموری است که [[قرآن]] در آیاتی آن را مانع تطهیر [[قلوب]] [[مؤمنان]] برمی‌شمارد، چنان که در [[آیه]] ۱۷۴ [[سوره بقره]] و [[آیه]] ۷۷ [[سوره آل عمران]] به برخی از این [[گناهان]] از جمله [[پیمان]] شکنی [[یهود]] و [[کتمان]] حقایق به قصد رسیدن به [[مال]] [[دنیا]] اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است. مراد از عدم تزکیه این افراد آن است که [[خداوند]] آنان را از [[آلودگی]] گناهشان به وسیله [[آمرزش]] [[پاک]] نمی‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج۲، ص۷۷۹؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۲.</ref> یا مراد این است که [[خداوند]] این افراد را در [[جایگاه]] [[پاکان]] قرار نمی‌دهد<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۴۹۷ - ۵۰۴.</ref>.
۳. پای‌بندی به ایمان و عمل صالح:


هرچند خداوند با فرستادن پیامبران و توفیق و عنایت خویش زمینه تزکیه انسانها را فراهم می‌کند؛ ولی این خود افراد هستند که با پذیرش آگاهانه و آزادانه دعوت انبیا و پای‌بندی به دستورات و مقررات الهی، خویش را از برکات بعثت پیامبران برخوردار ساخته، پاکی و تزکیه را برای خود رقم می‌زنند، از این‌رو قرآن‌کریم در آیات ۷۵ ـ ۷۶ طه/۲۰ از یک سو بهشت و درجات عالی آن را برای مؤمنان و صالحان ثابت می‌کند و از سوی دیگر همه آنها را جزای اهل تزکیه می‌داند: «و مَن یَأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولـئِکَ لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی * جَنّـتُ عَدن تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها و ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکّی» و این بدان معناست که تزکیه بدون ایمان و عمل صالح به دست نمی‌آید. در آیه‌ای دیگر، قرآن مؤمنان را از خودستایی و پاک شمردن خود برحذر داشته و خداوند را آگاه‌تر به حال تقوا‌پیشگان معرفی کرده است:«فَلا‌تُزَکّوا اَنفُسَکُم هُوَ اَعلَمُ بِمَنِ اتَّقی».(نجم/۵۳،۳۲) از این آیه به دست می‌آید که راه دستیابی به تزکیه، تقوا* و عمل است نه ادعای پاک بودن.[۲۹]
== آثار تزکیه ==
همچنین در آیه ۱۸ فاطر/۳۵ تزکیه بدل از خشیت و اقامه نماز معرفی شده است: «و‌لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ اُخری واِن تَدعُ مُثقَلَةٌ اِلی حِملِها لا یُحمَل مِنهُ شَیءٌ ولَو کانَ ذا قُربی اِنَّما تُنذِرُ الَّذینَ یَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَیبِ واَقاموا الصَّلوةَ و مَن تَزَکّی فَاِنَّما یَتَزَکّی لِنفسِهِ واِلَی اللّهِ المَصیر»و این از پیوند عمیق تزکیه با اعمال انسان پرده برمی‌دارد، براین اساس می‌توان گفت عمده‌ترین فلسفه تشریع عبادات و مکلّف ساختن انسانها دور‌کردن آنها از آلودگیها و رشد و تکامل معنوی آنان است، چنان که قرآن در آیات متعددی به برخی از عبادات اشاره کرده و آنها را عامل دوری انسان از آلودگیها دانسته است؛ مانند:
تزکیه و [[تطهیر نفس]] از آلودگی‌ها آثار و فواید فراوانی برای فرد و [[جامعه]] دارد که در [[درجه]] اوّل این فواید به خود تزکیه کننده باز می‌گردند: {{متن قرآن|وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ }}<ref> هر کس پاکیزگی پیشه کند به سود خویش کرده است؛ سوره فاطر، آیه۱۸.</ref> برخی از این فواید عبارت‌اند از:
الف. نماز:
# '''[[فلاح]] و [[رستگاری]]:''' [[تزکیه نفس]] موجب [[رستگار]] شدن فرد در [[دنیا]] و [[آخرت]] است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا}}<ref>بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه ۹.</ref> و نیز {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى }}<ref> بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد؛ سوره اعلی، آیه۱۴.</ref>.
# '''[[نجات]] از [[آتش جهنم]]:''' پرهیزگارانی که با دادن [[اموال]] خود در [[راه خدا]] نفس خویش را از آلودگی‌ها [[پاک]] می‌کنند از [[آتش جهنم]] [[نجات]] خواهند یافت: {{متن قرآن|وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى }}<ref> همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود، و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود؛ سوره لیل، آیه ۱۷ - ۱۸.</ref>.
# '''برخورداری از درجات بالای [[بهشت]]:''' [[پاداش]] مؤمنانی که [[قلوب]] خود را از آلودگیها تزکیه کرده، [[اعمال صالح]] انجام دهند درجات بالای [[بهشت]] و [[زندگی]] دائمی در آن است<ref>سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[تزکیه (مقاله)| مقاله «تزکیه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳۳-۴۳۵.</ref>


نماز از عباداتی است که اگر با آداب و شرایط آن به جا آورده شود هم باعث جلوگیری از آلوده شدن انسان به گناه می‌گردد: «و‌اَقِمِ الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ والمُنکَرِ»(عنکبوت/۲۹،۴۵) و هم او را از گناهانی که مرتکب شده پاک می‌کند: «واَقِمِ الصَّلوةَ
== جستارهای وابسته ==
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۵۰۲
{{مدخل وابسته}}
طَرَفَیِ النَّهارِ وزُلَفـًا مِنَ الَّیلِ اِنَّ الحَسَنـتِ یُذهِبنَ السَّیِّـاتِ».(هود/۱۱،۱۱۴) در شأن نزول آیه فوق نقل شده که یکی از مسلمانان بنام ابوالیسر برای پاک شدن خود از گناهی که مرتکب شده بود نزد رسول خدا آمد که آیه فوق نازل شد و پس از آن، پیامبر به وی فرمود: نماز تو کفاره گناه توست.[۳۰] در روایتی نماز همچون آبی دانسته شده است که همه گناهان بین دو نماز را محو می‌کند[۳۱] و برپایه روایتی دیگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: نمازی که با آداب و شرایط اقامه شود گناهان را همچون برگ خزان می‌ریزد.[۳۲]
* [[تهذیب نفس]]
ب. انفاق در راه خدا:
{{پایان مدخل وابسته}}


انفاق مال چه واجب و چه مستحب موجب پاک شدن و تطهیر قلوب از آلودگیها و صفات ناپسند همچون بخل و دوستی دنیا می‌گردد[۳۳]: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکّیهِم بِها». (توبه/۹، ۱۰۳) بیشتر مفسران مراد از آیه فوق را گرفتن زکات واجب دانسته‌اند[۳۴]؛ اما برخی مراد از آن را بخشی از اموال افراد گنهکار دانسته‌اند که جهت کفاره گناه خویش می‌پردازند.[۳۵] شأن نزول آیه فوق[۳۶] که به گناه ابولبابه و گرفتن بخشی از اموال او از سوی پیامبر جهت کفاره گناه اشاره دارد و نیز آیه بعد که از پذیرش توبه گناهکاران و قبول انفاقهای آنان از سوی خداوند سخن گفته: «اَلَم یَعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ و یأخُذُ الصَّدَقـتِ»(توبه/۹،۱۰۴) مؤید این نظرند، اگرچه استفاده حکم زکات واجب و انفاقهای دیگر از آیه با یکدیگر تنافی ندارد. در آیات‌۱۸‌ـ‌۱۹ لیل/ ۹۲ نیز به انفاق در راه خدا و نقش آن در تزکیه اشاره کرده و آن را از صفات متقین دانسته است: «و سَیُجَنَّبُها الاَتقی * اَلَّذی یُؤتی مالَهُ یَتَزَکّی». در روایات اسلامی نیز بر تأثیر انفاق در تزکیه و محو گناهان تأکید شده است؛ از جمله پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: هر کس خانواده مسلمانی را یک شبانه روز پذیرایی کند خداوند گناهان او را محو می‌کند.[۳۷]
== منابع ==
موانع تزکیه:
{{منابع}}
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)|مقاله «تزکیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}


موانع دستیابی انسان به رشد معنوی و تزکیه نفس فراوان است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
== پانویس ==
۱. شیطان:
{{پانویس}}


از آنجا که شیطان دشمن انسان است (فاطر/۳۵،۶) و سوگند یاد کرده تا همه انسانها را گمراه کند (حجر/۱۵،۳۹ ـ ۴۰) وی یکی‌از عوامل اصلی آلوده شدن انسانها به گناه و
{{فضایل اخلاقی}}
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۷، صفحه ۵۰۳
{{ارزش‌های اجتماعی}}
مانع عمده تحصیل تزکیه به شمار می‌رود، بر همین اساس قرآن مؤمنان را از پیروی او برحذر داشته، می‌گوید اگر لطف خدا نبود ـ با توجه به دامها و وسوسه‌های شیطان[۳۸] ـ هیچ‌کس قادر به تزکیه خود نبود: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّبِعوا خُطُوتِ الشَّیطـنِ ومَن یَتَّبِع خُطُوتِ الشَّیطـنِ فَاِنَّهُ یَأمُرُ بِالفَحشاءِ و المُنکَرِ ولَولا فَضلُ اللّهِ عَلَیکُم ورَحمَتُهُ ما زَکی مِنکُم مِن اَحَد».(نور/۲۴،۲۱)
۲. عصیان و گناه:


نافرمانی خداوند و ارتکاب برخی گناهان از دیگر اموری است که قرآن در آیاتی آن را مانع تطهیر قلوب مؤمنان برمی‌شمارد، چنان که در آیه ۱۷۴ بقره/۲ و آیه ۷۷ آل عمران/۳ به برخی از این گناهان از جمله پیمان شکنی یهود و کتمان حقایق به قصد رسیدن به مال دنیا اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است: «اِنَّ الَّذینَ یَکتُمونَ ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ الکِتـبِ ویَشتَرونَ بِهِ ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِکَ ما یَأکُلونَ فی بُطونِهِم اِلاَّ النّارَ ولا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَومَ القِیـمَةِ ولا یُزَکّیهِم»، %%«اِنَّ الَّذینَ یَشتَرونَ بِعَهدِ اللّهِ واَیمـنِهِم ثَمَنـًا قَلیلاً اُولـئِکَ لا خَلـقَ لَهُم فِی الأخِرَةِ ولا یُکَلِّمُهُمُ ... و لایُزَکّیهِم».مراد از عدم تزکیه این افراد این است که خداوند آنان را از آلودگی گناهشان به وسیله آمرزش پاک نمی‌کند. البته برخی گفته‌اند: مراد از عدم تزکیه آن است که خداوند به پاکی و طهارت آنان گواهی نمی‌دهد[۳۹] یا مراد این است که خداوند این افراد را در جایگاه پاکان قرار نمی‌دهد. [۴۰]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
آثار تزکیه:
[[رده:مدخل دانش اخلاق اسلامی]]
 
تزکیه و تطهیر نفس از آلودگیها آثار و فواید فراوانی برای فرد و جامعه دارد که در درجه اوّل این فواید به خود تزکیه کننده باز می‌گردند:«و مَن تَزَکّی فَاِنَّما یَتَزَکّی لِنفسِهِ».(فاطر/۳۵،۱۸) برخی از این فواید عبارت‌اند از:
۱. فلاح و رستگاری:
 
تزکیه نفس موجب رستگار شدن فرد در دنیا و آخرت است: «قَد اَفلَحَ مَن زَکـّها».(شمس/۹۱،۹ و نیز اعلی/۸۷،۱۴).
۲.‌نجات از آتش جهنم:
 
پرهیزگارانی که با دادن اموال خود در راه خدا نفس خویش را از آلودگیها پاک می‌کنند از آتش جهنم نجات خواهند یافت: «فَاَنذَرتُکُم نارًا تَلَظّی * ... و سَیُجَنَّبُها الاَتقی * اَلَّذی یُؤتی مالَهُ یَتَزَکّی».(لیل/ ۹۲، ۱۴، ۱۷ ـ ۱۸)
۳. برخورداری از درجات بالای بهشت:
 
پاداش مؤمنانی که قلوب خود را از آلودگیها تزکیه کرده، اعمال صالح انجام دهند درجات بالای بهشت و زندگی دائمی در آن است: «ومَن یَأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولـئِکَ لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی * جَنّـتُ عَدن تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها و ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکّی».(طه/۲۰،۷۵ ـ ۷۶)

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۹

تزکیه به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی، در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است. این واژه در آیات مختلفی به کار رفته است و آثار فراوانی برای آن بیان شده است مانند اینکه هدف بعثت انبیاء، تزکیه انسان‌ها بوده است؛ رستگاری و رسیدن به فلاح اخروی در گرو تزکیه است. شیطان و عصیان و گناه از موانع دستیابی انسان به رشد معنوی و تزکیه نفس دانسته شده است.

معناشناسی

تزکیه در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی[۱] و ایجاد رشد، برکت و طهارت است[۲]. تزکیه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است[۳]. و برخی برای آن مراحلی برشمرده‌اند؛ از جمله: توبه؛ مشارطه[۴]؛ محاسبه؛ معاتبه و معاقبه[۵].[۶].[۷]

تزکیه در قرآن

تزکیه به معنای پاک کردن یا پاک دانستن نفس از آلودگی‌ها به صورت‌های گوناگون بیش از ۲۰‌ بار در قرآن به کار رفته و افزون بر آن از واژه‌ها و موضوعات دیگر مرتبط با تزکیه نیز استفاده شده است. در این موارد عمدتاً از مطالبی چون تزکیه هدف از بعثت پیامبران[۸]؛ رستگاری و مخلّد بودن اهل تزکیه در بهشت[۹] و عوامل، موانع، آثار و برکات تزکیه[۱۰] سخن به میان آمده است[۱۱].

اهمیت تزکیه

تزکیه نفس از رذایل اخلاقی و شهوات نفسانی به جهت آثار و فوایدی که برای انسان در پی دارد مورد توجه همه ملت‌ها و ادیان الهی بوده و آنان برای تحصیل این امر از روش‌های گوناگونی بهره می‌جسته‌اند. برهمائیان، پیروان یکی از مذاهب هند قدیم گرچه به توحید و نبوت اعتقادی نداشتند؛ لکن به تزکیه نفس اهتمام می‌ورزیدند[۱۲]. فرقه بودایی، مذهب خود را بر تهذیب نفس و مخالفت با هواها بنا کرده بودند. بودا رئیس این فرقه که از شاهزادگان بود در جوانی مادیات و سلطنت را رها کرده و برای ریاضت و معرفت نفس به جنگل‌ها پناه برد[۱۳]. مانویه، نفس را از عالم نور می‌دانستند که به عالم تاریک بدن هبوط کرده و معتقد بودند که نفس جز با مرگ و خروج آن از بدن یا ریاضت به سعادت نخواهد رسید[۱۴].

صابئیه از دیگر فرقه‌های بت‌پرست و مشرک[۱۵] ـ یا موحد به نظر برخی[۱۶] ـ تطهیر نفس از شهوات و تهذیب اخلاق را بر خود واجب کرده، راه دستیابی به این مرتبه را ریاضت و دوری از شهوات می‌دانستند[۱۷].

اهل کتاب یعنی یهود، نصارا و مجوس نیز به تزکیه نفس اهتمام فراوانی می‌ورزیدند و در کتب آنان دستورات فراوانی برای اصلاح نفس و تهذیب آن از شهوات وجود دارد، چنان که قرآن‌کریم در آیاتی به برخی اعمال نصارا برای تهذیب نفس همچون ترک دنیا و انتخاب رهبانیت[۱۸].[۱۹] و برخی اعمال متعبدان یهود چون تلاوت آیات خدا در حال سجده[۲۰]، گوشه‌گیری از مردم برای عبادت و خودسازی[۲۱]، ترک دنیا و انتخاب رهبانیت[۲۲] اشاره کرده است. اسلام نیز برای تزکیه نفس و تطهیر پیروان خود از آلودگیهای کفر و گناه و اخلاق ناپسند اهمیت فراوانی قائل شده که این اهتمام را از موارد ذیل می‌توان استفاده کرد:

  1. تزکیه هدف بعثت انبیا (ع): قرآن در آیاتی یکی از عمده‌ترین اهداف انبیا (ع) را تزکیه‌ نفس و پاک کردن بشر از آلودگی‌ها دانسته است؛ از جمله در آیه ۱۵۱ سوره بقره خطاب به مسلمانان می‌گوید: ما به سوی شما پیامبری فرستادیم تا با تلاوت آیات الهی شما را از آلودگی‌ها پاک سازد[۲۳]
  2. رستگاری در گرو تزکیه: رسیدن به فلاح اخروی از بالاترین اهداف مؤمنان است که قرآن راه دستیابی به آن را مبارزه با هواهای نفسانی و تزکیه ذکر کرده است: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا[۲۴]؛ همچنین قرآن در آیاتی دیگر مؤمنانی را رستگار دانسته است که در جهت تزکیه نفس می‌کوشند[۲۵].
  3. تقدم تزکیه بر تعلیم و تعلم: قرآن در ۴ آیه تزکیه را با تعلیم و تعلم در کنار یکدیگر آورده که در سه آیه تزکیه را مقدم داشته[۲۶] و در یک آیه تعلیم مقدم شده است[۲۷].
  4. سوگندهای متعدد بر رستگاری اهل تزکیه: خداوند در سوره شمس به خورشید و ماه و شب و آسمان و بناکننده آن و زمین و گستراننده آن و نفس انسان و مرتب کننده آن سوگند یاد کرده است که تزکیه کنندۀ نفس رستگار خواهد شد[۲۸] سوگندهای یاد‌ شده نشان آن است که مسئله اصلی بشر همین تزکیه نفس است که در صورت وجود آن انسان اهل سعادت و گرنه اهل شقاوت و بدبختی خواهد‌بود[۲۹].[۳۰]

اسباب تزکیه

عوامل و اسباب متعددی در درون یا برون آدمی وجود دارد که هریک به نوعی در تزکیه نفس نقش دارد. این عوامل عبارت‌اند از:

  1. خداوند: منشأ همه امور خیر خداوند است و تا اراده او به چیزی تعلّق نگیرد تحقق آن از سوی بشر امکان‌پذیر نیست، بر این اساس انسان در همه امور از جمله تزکیه نفس نیازمند عنایت الهی و توفیق اوست و اگر فضل و رحمت خدا نباشد هیچ انسانی به تزکیه خود قادر نخواهد بود[۳۱].
  2. رهبران الهی: پیامبران، امامان و اولیای خاص الهی ـ که بر فطرت پاک آفریده شده و به طور موهبتی و غیر اکتسابی از آلودگی‌های شرک و گناه و صفات ناپسند منزه‌اند[۳۲] به عنوان واسطه فیض الهی و مربّی انسان‌ها از عوامل عمده تزکیه انسان‌ها به شمار می‌روند که با تلاوت آیات قرآن و بیان احکام الهی و فضایل اخلاقی انسان‌ها را از آلودگی شرک و گناه و اخلاق رذیله پاک می‌کنند[۳۳].
  3. پای‌بندی به ایمان و عمل صالح: هرچند خداوند با فرستادن پیامبران و توفیق و عنایت خویش زمینه تزکیه انسان‌ها را فراهم می‌کند؛ ولی این خود افراد هستند که با پذیرش آگاهانه و آزادانه دعوت انبیا و پای‌بندی به دستورات و مقررات الهی، خویش را از برکات بعثت پیامبران برخوردار ساخته، پاکی و تزکیه را برای خود رقم می‌زنند، از این‌رو قرآن‌کریم در آیات ۷۵ ـ ۷۶ سوره طه از یک سو بهشت و درجات عالی آن را برای مؤمنان و صالحان ثابت می‌کند و از سوی دیگر همه آنها را جزای اهل تزکیه می‌داند[۳۴] و این بدان معناست که تزکیه بدون ایمان و عمل صالح به دست نمی‌آید[۳۵].

موانع تزکیه

موانع دستیابی انسان به رشد معنوی و تزکیه نفس فراوان است که برخی از آنها عبارت‌اند از:

  1. شیطان: از آنجا که شیطان دشمن انسان است[۳۶] و سوگند یاد کرده تا همه انسان‌ها را گمراه کند[۳۷] وی یکی از عوامل اصلی آلوده شدن انسان‌ها به گناه و مانع عمده تحصیل تزکیه به شمار می‌رود، بر همین اساس قرآن مؤمنان را از پیروی او برحذر داشته، می‌گوید اگر لطف خدا نبود ـ با توجه به دام‌ها و وسوسه‌های شیطان[۳۸] ـ هیچ‌کس قادر به تزکیه خود نبود[۳۹].
  2. عصیان و گناه: نافرمانی خداوند و ارتکاب برخی گناهان از دیگر اموری است که قرآن در آیاتی آن را مانع تطهیر قلوب مؤمنان برمی‌شمارد، چنان که در آیه ۱۷۴ سوره بقره و آیه ۷۷ سوره آل عمران به برخی از این گناهان از جمله پیمان شکنی یهود و کتمان حقایق به قصد رسیدن به مال دنیا اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است. مراد از عدم تزکیه این افراد آن است که خداوند آنان را از آلودگی گناهشان به وسیله آمرزش پاک نمی‌کند[۴۰] یا مراد این است که خداوند این افراد را در جایگاه پاکان قرار نمی‌دهد[۴۱].

آثار تزکیه

تزکیه و تطهیر نفس از آلودگی‌ها آثار و فواید فراوانی برای فرد و جامعه دارد که در درجه اوّل این فواید به خود تزکیه کننده باز می‌گردند: ﴿وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ [۴۲] برخی از این فواید عبارت‌اند از:

  1. فلاح و رستگاری: تزکیه نفس موجب رستگار شدن فرد در دنیا و آخرت است: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا[۴۳] و نیز ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى [۴۴].
  2. نجات از آتش جهنم: پرهیزگارانی که با دادن اموال خود در راه خدا نفس خویش را از آلودگی‌ها پاک می‌کنند از آتش جهنم نجات خواهند یافت: ﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى [۴۵].
  3. برخورداری از درجات بالای بهشت: پاداش مؤمنانی که قلوب خود را از آلودگیها تزکیه کرده، اعمال صالح انجام دهند درجات بالای بهشت و زندگی دائمی در آن است[۴۶].[۴۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ترتیب‌العین، ص‌۳۴۸، «زکو».
  2. مقاییس‌اللغه، ج۳، ص۱۷، «زکی»؛ النهایه، ج‌۲، ص‌۱۰۷؛ لسان العرب، ج‌۶، ص‌۶۴، «زکا».
  3. جامع‌السعادات، ج‌۱، ص‌۴۰۰؛ معراج‌السعاده، ص‌۷۵ ـ ۷۸.
  4. شرط کردن با خود مبنی بر بازنگشتن به گناه.
  5. عتاب و عقاب کردن نفس در صورت‌ گناه.
  6. ریاض‌السالکین، ج‌۳، ص‌۱۵۲؛ اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۲۱۷.
  7. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص۴۹۷ ـ ۵۰۴؛ کوشا، محمد علی، تزکیه - کوشا (مقاله)، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۴۳۳-۴۳۵.
  8. سوره بقره، آیه۱۲۹.
  9. سوره طه، آیه۷۶؛ سوره اعلی، آیه۱۴.
  10. سوره توبه، آیه۱۰۳؛ سوره بقره، آیه۱۷۴؛ سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.
  11. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص۴۹۷ - ۵۰۴.
  12. المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۲ ـ ۱۸۳.
  13. همان، ص‌۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص‌۱۸۰.
  14. المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴.
  15. جامع‌البیان، ج۱۷، ص‌۱۶۹؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۱۶.
  16. مجمع‌البیان، ج۱، ص۲۵۹؛ المنیر، ج‌۱، ص‌۱۷۷ ـ ۱۷۹.
  17. المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴؛ الملل والنحل، ج‌۲، ص‌۳۱.
  18. سوره مائده، آیه۸۲؛ سوره حدید، آیه۲۷.
  19. المیزان، ج‌۶، ص‌۱۸۴ ـ ۱۸۵.
  20. سوره آل عمران، آیه۱۱۳.
  21. سوره مریم، آیه۱۶.
  22. سوره مائده، آیه۸۲.
  23. نیز‌ ر.ک: سوره آل‌ عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره بقره، آیه ۱۲۹؛ سوره نازعات، آیه ۱۷ - ۱۸.
  24. بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه۹.
  25. سوره مؤمنون، آیه ۱- ۴.
  26. سوره بقره، آیه۱۵۱؛ سوره آل عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره جمعه، آیه۲.
  27. سوره بقره، آیه۱۲۹.
  28. سوره شمس، آیه ۱- ۹.
  29. نمونه، ج‌۲۷، ص‌۴۷ ـ ۴۸.
  30. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ کوشا، محمد علی، تزکیه - کوشا (مقاله)، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۴۳۳-۴۳۵.
  31. سوره نور، آیه۲۱.
  32. مواهب الرحمن، ج‌۸، ص‌۲۷۶.
  33. التحریر والتنویر، ج۱، ص‌۱۹۴؛ تفسیر مراغی، ج۱۱، ص‌۱۶ ـ ۱۷.
  34. سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.
  35. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ کوشا، محمد علی، تزکیه - کوشا (مقاله)، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۴۳۳-۴۳۵.
  36. سوره فاطر، آیه۶.
  37. سوره حجر، آیه۳۹ ـ ۴۰.
  38. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۲۱۰.
  39. سوره نور، آیه۲۱.
  40. مجمع‌البیان، ج۲، ص۷۷۹؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۲.
  41. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴.
  42. هر کس پاکیزگی پیشه کند به سود خویش کرده است؛ سوره فاطر، آیه۱۸.
  43. بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد؛ سوره شمس، آیه ۹.
  44. بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد؛ سوره اعلی، آیه۱۴.
  45. همان کس که داراییش را می‌بخشد تا خود پاک و پیراسته شود، و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود؛ سوره لیل، آیه ۱۷ - ۱۸.
  46. سوره طه، آیه ۷۵- ۷۶.
  47. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «تزکیه»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۷، ص ۴۹۷ - ۵۰۴؛ کوشا، محمد علی، تزکیه - کوشا (مقاله)، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۴۳۳-۴۳۵.