رذیلت اخلاقی
مقدمه
از جمله مباحثی که در حوزه اخلاق مطرح میباشد و شاید جایگاه تمام مباحث اخلاقی را به خود سوق میدهد بحث فضائل و رذایل اخلاقی است مباحثی از قبیل چیستی فضیلت و رذیلت و ملاک شناخت و اقسام آنها و اینکه چگونه میتوان به فضایل آراسته شد و از رذایل دوری جست. یا اینکه آراسته شدن به فضایل دفعی است یا تدریجی و دوری از رذایل نیز به یکدفعه تحقق پیدا میکند یا باید ریشهیابی نمود و از پایه آغاز کرد مباحث مهمی است که در کتب اخلاقی از آن بحث به میان میآید زیرا فضیلت و رذیلت از واژههای کلیدی در حوزه اخلاق به شمار میآید به حدی که بسیاری از عالمان اخلاق این علم را به چگونگی آراستن به فضایل و دوری جستن از رذایل معنا کردهاند، مرحوم علامه طباطبایی به مناسبت در جاهای گوناگون این مباحث را به صورت علمی و دقیقه مطرح نموده است.
پیشینه و تعریف فضایل و رذایل اخلاقی
بحث فضیلت و رذیلت در کتب فیلسوفان پیش از میلاد مانند سقراط، افلاطون و ارسطو به طور گسترده مطرح شده است. آنها اعتدال در قوای انسانی را فضیلت میدانستند و افراط و تفریط در آن را رذیلت که البته باید به صورت ملکه نفسانی باشد و تا زمانی که به صورت ملکه نفسانی در نیاید نمیتوان آنها را فضیلت یا رذیلت دانست و با توجه به اینکه انسان دارای سه قوه به نامهای شهویه و غضبیه و عاقله است و عقل نیز به دو قسم عملی و نظری دانسته شد، در مجموع اعتدال هر کدام از این قوا فضیلت شمرده شد که به ترتیب عبارتاند از: عفت، شجاعت، عدالت و حکمت و این چهار مورد در حقیقت جنس فضیلت به شمار میآید و افراط و تفریط در هر کدام که در مجموع هشت مورد میباشد به عنوان اجناس رذیلت دانسته شده که در قوه شهویه شره و خمول و در قوه غضبیه تهوّر و جبن و در عقل عملی ظلم و انظلام و در عقل نظری سفسطه و جهل نامگذاری شده است[۱].[۲]
روشهای درمان رذایل
از دیدگاه علمای اخلاق رذیلتهای اخلاقی، همچون حسد، ریا و تکبر، سبب هلاکت افرادند و در صورتی که فرد به درمان آنها اقدام نکند، در نفس ریشه میدوانند و اصلاح آنها دشوار خواهد بود[۳].
روشهای عملی
از جمله این روشها این موارد است:
- ریاضت: یکی از روشهای اصلاح اخلاق ریاضت و مجاهده است و این نیاز به تحمل سختیها در معالجه امراض قلبی دارد[۴]. پیگیری و ریاضتهای فراگیر لازم است تا انسان در مبارزه با رذیلتهای اخلاقی و جهاد اکبر با هوای نفسانی سربلند و پیروز گردد[۵].
- درمان با ضد: پس از معرفت اسباب صفات رذیله و برطرف کردن آنها، مواظبت بر ضد هر یک از رذیلتها لازم است تا نفس از افراط و تفریط به حد اعتدال باز گردد[۶]، مثلا اگر کسی علاقه به مال و ثروت دارد، با انجام صدقات مستحب و واجب و گشادهدستی، صفت حب دنیا و بخل را از خود دور کند[۷] یا کسی که دارای صفت خمودی و سستی است، با ضد آن درمان کند و به حد اعتدال که شجاعت است برسد[۸].
- ایمان به توحید: برخی از صفات رذیله در انسان ناشی از ضعف ایمان است و اگر انسان حقتعالی را قادر مطلق بداند که عزت و عظمت و رزق افراد به دست اوست، صفاتی مانند حرص، حسد، تملق، کذب، ریا و سُمعه، ترس از غیر خداوند و امید به غیر او باقی نمیماند. این روش که هم مربوط به شناخت و علم و هم به ایمان و عمل بر میگردد و مبنای آن توحید خالص است، روش مخصوص قرآن کریم است که در کتابهای آسمانی و تعالیم دیگر انبیا(ع) که در دست است، یافت میشود[۹].
- کسب محبت خداوند: عالمان اخلاق و تهذیب نفس یکی از راههای درمان رذیلتها را تحصیل محبت خداوند میدانند و این محبت خود نتیجه معرفت است[۱۰].[۱۱]
روش علمی
از دیدگاه علمای اخلاق از مهمترین راههای علمی برای اصلاح صفات ناپسند و کسب صفات پسندیده، تفکر در مفاسد و عواقب این صفات است که گاهی سبب هلاکت و دشمنی الهی[۱۲] و قرارگرفتن در زمره کفار و حیوانات است[۱۳]. تفکر در مفاسد و لوازم رذیلتهای اخلاقی، از جمله عذابهای اخروی و غضب خداوند سبب اصلاح و تهذیب اخلاق است؛ همچنین تفکر در مفاسد دنیویِ صفات ناپسند، مانند حزن و اندوه در حسادت[۱۴] یا افعال ناهنجار در حال غضب[۱۵] یا رسوایی و افتادن از چشم مردم در صفت نفاق[۱۶] سبب دوری کردن از این صفات میباشد[۱۷].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ اخلاق نیکوماخس، ج ۱، ص ۲۳.
- ↑ رمضانی، رضا، آرای اخلاقی علامه طباطبایی، ص۳۳۷-۳۴۱.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۸۰.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۱۱۰.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۱۰/۷۷ و ۲۱/۳۲۴.
- ↑ غزالی، الاربعین، ۱۱۰؛ فیض کاشانی، الحقائق، ۷۸.
- ↑ امام خمینی، آداب الصلاة، ۵۰-۵۱.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۱۳۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱/۳۵۸-۳۵۹.
- ↑ کاشانی، مصباح الهدایة، ۲۰۸؛ مدنی، ریاض السالکین، ۲/۲۵۴-۲۵۶.
- ↑ علیزاده و احمدپور، مقاله «اخلاق»، دانشنامه امام خمینی ج۱، ص ۵۱۹ - ۵۳۰.
- ↑ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۲۳۳.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۵/۷۰.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۱۱۰.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۱۳۸.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ۱۵۸.
- ↑ علیزاده و احمدپور، مقاله «اخلاق»، دانشنامه امام خمینی ج۱، ص ۵۱۹ - ۵۳۰.