عمر بن ابی‌سلمه مخزومی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'ref>[[دانشنامه نهج البلاغه' به 'ref>دین‌پرور، سید حسین، [[دانشنامه نهج البلاغه')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = عمر بن ابی‌سلمه مخزومی| مداخل مرتبط = [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در تاریخ اسلامی]] - [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در نهج البلاغه]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط =  
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| عنوان مدخل  = عمر بن ابی‌سلمه مخزومی
| نام = عمر بن ابی‌سلمه مخزومی
| مداخل مرتبط = [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در تاریخ اسلامی]] - [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در تراجم و رجال]] - [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در نهج البلاغه]]
| مشهور به =
| پرسش مرتبط =  
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین
| نام کامل = عمر بن ابی‌سلمة بن عبد الأسود بن هلال بن عبدالله بن عمر بن مخزوم قرشی مخزومی
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = ابوحفص
| لقب = 
| اهل = 
| از قبیله = [[قریش]] 
| از تیره = [[بنی‌مخزوم]] 
| پدر = [[ابوسلمه مخزومی]]
| مادر = [[ام‌سلمه]]
| همسر =
| پسر = 
| دختر = 
| خواهر = {{فهرست جعبه |[[دره بنت ابی‌سلمه مخزومی]] | [[زینب بنت ابی‌سلمه مخزومی]]}}
| برادر = {{فهرست جعبه |[[محمد بن ابی سلمه مخزومی]] | [[سلمة بن ابی‌سلمه مخزومی]]}}
| خویشاوندان = [[اسود بن عبدالاسد]] (عمو)
| وابستگان =
| تاریخ تولد = [[۲ هجری]]   
| محل تولد = [[حبشه]] 
| محل زندگی = 
| تاریخ درگذشت = [[۸۳ هجری]]
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت = 
| محل شهادت = 
| طول عمر =   
| محل دفن = 
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = {{فهرست جعبه افقی| [[پیامبر خاتم]] | [[امام علی]] }}
| از طبقه =
| در جنگ = {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ جمل]] | [[جنگ صفین]] | [[جنگ نهروان]] }}
| نقش‌ها = 
| فعالیت‌ها = [[فرماندار بحرین]]
| علت شهرت = 
| علت درگذشت =
| علت شهادت = 
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او =  
| راویان از او =   
| آخرین راوی از او =  
}}
}}
'''عمر بن ابی‌سلمه مخزومی''' در [[سال دوم هجری]] در سرزمین [[حبشه]] به [[دنیا]] آمد. او و برادرش [[محمد]] به توصیه مادرشان [[ام سلمه]] در زمان [[خلافت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در زمره اصحاب خاص آن حضرت بودند و در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] در رکاب ایشان شرکت کردند و حضرت بعد از [[جنگ نهروان]]، وی را مدت کوتاهی به [[امارت بحرین]] گماشت، اما پس از مدتی او را از سمت خود عزل نمود و به [[همراهی]] خود در [[جنگ]] مجدد با [[شامیان]] فراخواند تا حضرت را [[یاری]] نماید.
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[عمر بن ابی‌‌سلمه]]، مکنا به "[[ابوحفص]]" [[فرزند]] [[ام‌سلمه]] ([[همسر گرامی پیامبر اکرم]] {{صل}}) و پدرش [[ابوسلمه بن عبدالاسد]] بود. آنان از تیره [[بنی‌مخزوم]] از [[قبیله قریش]] و در [[مجد]] و [[شرافت]]، چون [[قبیله]] [[بنی‌هاشم]] بوده‌اند. عمر بن ابی‌سلمه در [[سال دوم هجری]] در [[حبشه]] متولد شد. هنگامی که [[امام]] {{ع}} به [[خلافت ظاهری]] رسید، [[ام‌سلمه]]، [[فرزند]] خویش را همراه با نامه‌ای نزد [[امام]] {{ع}} فرستاد. او در [[نامه]] خود، افزون بر اشاره به [[فتنه عایشه]]، [[طلحه]] و [[زبیر]]، این‌گونه نوشت: "اگر نبود که [[خداوند]] ما [[زنان پیامبر]] را از [[خروج]] به [[قیام]] منع فرموده و [[فرمان]] داده که در خانه‌های خود بمانیم، هر آینه [[یاری]] و [[همراهی]] تو را رها نمی‌کردم. اکنون نیز فرزندم [[عمر بن ابی‌ سلمه]] را، که همانند من است، به‌سوی تو می‌فرستم. ‌ای [[امیرالمؤمنین]]، او را به [[نیکی]] و خیر سفارش کن."
عمر بن ابی‌سلمه مخزومی<ref>در رجال شیخ طوسی (ص ۲۴، ش۳۵) در اصحاب رسول خدا {{صل}} آمده: «عمرو بن ابی سلمه» نام برده، اما اکثر مورخان و اهل سیره او را به «عمر بن ابی‌سلمه» می‌شناسند و اصح همین قول است.</ref> کنیه‌اش [[ابوحفص]] در [[سال دوم هجری]] در [[سرزمین]] [[حبشه]] به [[دنیا]] آمد<ref>در الاصابه (ج ۸، ص۲۲۲) محل ولادت او را مدینه ذکر کرده است. و اصح آن است که عمر در مدینه متولد شده است نه در حبشه، چنانچه از هجرت ام سلمه که در صفحات بعد می‌آید، این موضوع تأیید می‌شود.</ref> و به هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} در نُه سالگی بود و مادرش [[ام سلمه]] پس از [[وفات]] [[عبدالله]] - که چهار ماه پس از مجروحیت در [[جنگ احد]] از [[دنیا]] رفت - به [[ازدواج حضرت]] [[رسول]] {{صل}} درآمد و چون [[عمر]] و برادرش [[محمد]] هر دو، در دامن [[رسول خدا]] {{صل}} [[تربیت]] شدند، او را ربیب (پسر خوانده) [[رسول الله]] نامیدند<ref>در حدیث آمده که پیامبر {{صل}} آداب خوردن را به او این چنین می‌آموخت: {{متن حدیث|یا بنی، ادن و سم الله، و کل بیمینک، و کل مما یلیک}}؛ پسرکم، جلو بیا و نام خدا را ببر و با دست راستت غذا بخور و از آنچه کنار توست، استفاده کن (سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۹۱).</ref>.
 
او و برادرش [[محمد]] به توصیه [[مادر]] با فضیلتشان ([[ام سلمه]]) در زمان [[خلافت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در زمره [[اصحاب خاص]] آن حضرت بودند و در جنگ‌های [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] در رکاب آن حضرت شرکت کردند و به [[نقل]] برخی از مؤرخان [[عمر]] در [[جنگ جمل]] فرماندۀ [[میسرة]] [[لشکر امام علی]] {{ع}} بود. و حضرت بعد از [[جنگ]]، وی را مدت کوتاهی به [[امارت بحرین]] گماشت<ref>ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج. ۱۴، ص۱۷ و ج۱۶، ص۱۷۳؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۶۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۰۶۰.</ref>
 
== [[نامه]] [[ام سلمه]] و سفارش به [[همراهی]] با [[علی]] {{ع}} ==
[[ام سلمه]] [[مادر]] [[عمر بن ابی‌سلمه مخزومی|عمر]] پس از [[آگاهی]] از [[جنگ]] [[ناکثین]] علیه [[امیرمؤمنان]] {{ع}} طی نامه‌ای به [[امام]] {{ع}} چنین نوشت: «اما بعد، [[طلحه]] و [[زبیر]] و [[پیروان]] آنها که [[پیروان]] [[گمراهی]] هستند، می‌خواهند [[عایشه]] را به [[بصره]] ببرند و [[عبدالله بن عامر بن کُریز]] (استاندار سابق [[بصره]]) آنها را [[همراهی]] می‌کند و می‌گویند: [[عثمان]] [[مظلوم]] کشته شده است و ما به عنوان [[خون‌خواهی]] او [[قیام]] می‌کنیم، اما [[خداوند]] با نیرو و [[یاری]] خود آنان را مکافات خواهد نمود. اگر [[خداوند]] ما [[زنان]] را از [[خروج]] از [[منزل]] [[نهی]] نکرده و به [[خانه‌نشینی]] [[امر]] نفرموده بود، تو را رها نمی‌کردم و بیرون میآمدم و از [[یاری]] تو باز نمی‌ایستادم، اینک پسرم [[عمر بن ابی‌سلمه]] را که همچون خودم و [[جان]] من می‌باشد، به سوی تو فرستادم تا در رکابت بجنگد. ای [[امیرمؤمنان]]، او را سفارش به خیر فرمای».
 
وقتی [[عمر بن ابی‌سلمه]] به [[حضور امام]] {{ع}} رسید، حضرت او را گرامی داشت و او هم در [[خدمت]] حضرت بود و در همه جنگ‌های آن بزرگوار [[جنگ جمل]]، [[جنگ صفین]] و [[جنگ نهروان]] شرکت داشت. بعد از پایان [[جنگ نهروان]]، [[امیرمؤمنان]] {{ع}} وی را به [[امارت بحرین]] [[منصوب]] نمود<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۱۹؛ و ر. ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۱.</ref>، اما پس از مدتی او را از سمت خود [[عزل]] نمود و به [[همراهی]] خود در [[جنگ]] [[مجدد]] با [[شامیان]] فراخواند تا حضرت را [[یاری]] نماید<ref>ر. ک: نهج البلاغه، نامه ۴۴.</ref>.
 
[[عمر بن ابی‌سلمه]] بعد از [[شهادت امیرمؤمنان]] {{ع}} به [[وصیت]] مادرش [[ام سلمه]]، بر [[وفاداری]] خود به [[مقام]] شامخ [[ولایت]] و [[امامت]] آن حضرت پایدار ماند و در مواقع مناسب بی‌پروا [[حق]] را بیان می‌کرد.
 
او در برابر [[خصم]] دون یعنی [[معاویة بن ابوسفیان]] به صراحت، [[امامت]] و [[پیشوایی]] [[امامان شیعه]] {{عم}} را [[شهادت]] داد و از [[دشمنی]] [[معاویه]] نهراسید، و از همین جهت او مورد [[اعتماد]] و [[وثوق]] [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} قرار داشت و لذا در [[معاهده]] [[صلح]] [[امام مجتبی]] {{ع}} حاضر بود و از جمله [[شاهدان]] [[عینی]] آن [[صلح]] بود<ref>ر. ک: خصال صدوق، باب ۱۲، ص۴۱؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۳۴ (در این سند لفظ «عُمر» به «عمرو» ضبط شده است و چنین است: «عمرو بن ابی سلمه».</ref>.


عمر بن ابی‌ سلمه نیز همواره در کنار [[امام]] {{ع}} بود و در تمام [[جنگ‌های امام]] حضوری مؤثر داشت. او در [[جنگ جمل]] در [[جناح چپ]] [[سپاه امام]] به [[خدمت]] گرفته شد. پس از [[جنگ جمل]]، [[امام]] او را به‌سمت [[فرمانداری بحرین]] [[منصوب]] کرد. [[امام]] آن‌گاه که برای [[نبرد صفین]] آماده می‌شد او را از [[امارت بحرین]] برکنار و نزد خویش فراخواند. [[امام]] {{ع}} در نامه‌ای خطاب به او نوشت: اما بعد، من نعمان را به [[زمام‌داری بحرین]] گماشتم و تو را از [[مسئولیت]] آنجا برداشتم، بی آن‌که گَرد [[نکوهش]] و گناهی بر دامنت نشسته باشد، زیرا تو [[مسئولیت]] خود را [[نیکو]] انجام دادی و [[امانت]] را به خوبی پاس داشتی. بنابراین با [[اطمینان]] خاطر بدون اینکه مورد [[سرزنش]] و [[تهمت]] و گناهی باشی به سوی [[دارالخلافه]] حرکت کن، زیرا من عازم [[جهاد]] علیه [[ستمگران]] اهل شامم و [[دوست]] دارم در کنارم باشی، چون تو از آنانی که من در [[نبرد]] با [[دشمن]] و افراشتن [[پرچم]] [[دین]] بدو پشت گرمم، ان‌شاءالله<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي قَدْ وَلَّيْتُ النُّعْمَانَ بْنَ عَجْلَانَ الزُّرَقِيَّ عَلَى الْبَحْرَيْنِ وَ نَزَعْتُ يَدَكَ، بِلَا ذَمٍّ لَكَ وَ لَا تَثْرِيبٍ عَلَيْكَ، فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَايَةَ وَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ؛ فَأَقْبِلْ غَيْرَ ظَنِينٍ وَ لَا مَلُومٍ وَ لَا مُتَّهَمٍ وَ لَا مَأْثُومٍ. فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِيرَ إِلَى ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِي، فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَى جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ إِقَامَةِ عَمُودِ الدِّينِ، إِنْ شَاءَ اللَّه}}؛ نهج البلاغه، نامه ۴۲</ref>. او در زمره [[راویان احادیث]]، از جمله [[حدیث شریف کساء]]، قرار دارد. عمر بن ابی‌سلمه سرانجام در سال ۸۳ هجری درگذشت<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۸۸-۵۸۹.</ref>.
وی سرانجام در سال ۸۳ [[هجری]] در عصر [[حکومت]] [[عبدالملک مروان]] دار فانی را [[وداع]] گفت<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۰۶۰-۱۰۶۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[ابوسلمه]] (پدر)
* [[قریش]] (قبیله)
* [[ام سلمه]] (مادر)
* [[بنی‌مخزوم]] (قبیله)
* [[محمد بن ابی سلمه مخزومی]] (برادر)
* [[ابوسلمه مخزومی]] (پدر)
* [[ام‌سلمه هند بنت ابی‌امیه]] (مادر)
* [[سلمة بن ابی‌سلمه مخزومی]] (برادر)
* [[محمد بن ابی‌سلمه مخزومی]] (برادر)
* [[دره بنت ابی‌سلمه مخزومی]] (خواهر)
* [[زینب بنت ابی‌سلمه مخزومی]] (خواهر)
* [[اسود بن عبدالاسد]] (عمو)
* [[کارگزاران خلفا بر بحرین]]
* [[کارگزاران خلفا بر بحرین]]
* [[کارگزاران امام علی]]
* [[کارگزاران امام علی]]
خط ۲۲: خط ۸۵:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۸: خط ۹۱:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:عمر بن ابی‌سلمه مخزومی]]
 
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:کارگزاران حکومت امام علی]]
[[رده:سپاهیان امام علی در جنگ صفین]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۶

عمر بن ابی‌سلمه مخزومی
تصویر نمادین جنگ صفین
نام کاملعمر بن ابی‌سلمة بن عبد الأسود بن هلال بن عبدالله بن عمر بن مخزوم قرشی مخزومی
جنسیتمرد
کنیهابوحفص
از قبیلهقریش
از تیرهبنی‌مخزوم
پدرابوسلمه مخزومی
مادرام‌سلمه
خواهر
برادر
خویشاونداناسود بن عبدالاسد (عمو)
تاریخ تولد۲ هجری
محل تولدحبشه
درگذشت۸۳ هجری
از اصحاب
حضور در جنگ
فعالیت‌های اوفرماندار بحرین

عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در سال دوم هجری در سرزمین حبشه به دنیا آمد. او و برادرش محمد به توصیه مادرشان ام سلمه در زمان خلافت امیرمؤمنان (ع) در زمره اصحاب خاص آن حضرت بودند و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب ایشان شرکت کردند و حضرت بعد از جنگ نهروان، وی را مدت کوتاهی به امارت بحرین گماشت، اما پس از مدتی او را از سمت خود عزل نمود و به همراهی خود در جنگ مجدد با شامیان فراخواند تا حضرت را یاری نماید.

مقدمه

عمر بن ابی‌سلمه مخزومی[۱] کنیه‌اش ابوحفص در سال دوم هجری در سرزمین حبشه به دنیا آمد[۲] و به هنگام رحلت پیامبر اکرم (ص) در نُه سالگی بود و مادرش ام سلمه پس از وفات عبدالله - که چهار ماه پس از مجروحیت در جنگ احد از دنیا رفت - به ازدواج حضرت رسول (ص) درآمد و چون عمر و برادرش محمد هر دو، در دامن رسول خدا (ص) تربیت شدند، او را ربیب (پسر خوانده) رسول الله نامیدند[۳].

او و برادرش محمد به توصیه مادر با فضیلتشان (ام سلمه) در زمان خلافت امیرمؤمنان (ع) در زمره اصحاب خاص آن حضرت بودند و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت شرکت کردند و به نقل برخی از مؤرخان عمر در جنگ جمل فرماندۀ میسرة لشکر امام علی (ع) بود. و حضرت بعد از جنگ، وی را مدت کوتاهی به امارت بحرین گماشت[۴].[۵]

نامه ام سلمه و سفارش به همراهی با علی (ع)

ام سلمه مادر عمر پس از آگاهی از جنگ ناکثین علیه امیرمؤمنان (ع) طی نامه‌ای به امام (ع) چنین نوشت: «اما بعد، طلحه و زبیر و پیروان آنها که پیروان گمراهی هستند، می‌خواهند عایشه را به بصره ببرند و عبدالله بن عامر بن کُریز (استاندار سابق بصره) آنها را همراهی می‌کند و می‌گویند: عثمان مظلوم کشته شده است و ما به عنوان خون‌خواهی او قیام می‌کنیم، اما خداوند با نیرو و یاری خود آنان را مکافات خواهد نمود. اگر خداوند ما زنان را از خروج از منزل نهی نکرده و به خانه‌نشینی امر نفرموده بود، تو را رها نمی‌کردم و بیرون میآمدم و از یاری تو باز نمی‌ایستادم، اینک پسرم عمر بن ابی‌سلمه را که همچون خودم و جان من می‌باشد، به سوی تو فرستادم تا در رکابت بجنگد. ای امیرمؤمنان، او را سفارش به خیر فرمای».

وقتی عمر بن ابی‌سلمه به حضور امام (ع) رسید، حضرت او را گرامی داشت و او هم در خدمت حضرت بود و در همه جنگ‌های آن بزرگوار جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان شرکت داشت. بعد از پایان جنگ نهروان، امیرمؤمنان (ع) وی را به امارت بحرین منصوب نمود[۶]، اما پس از مدتی او را از سمت خود عزل نمود و به همراهی خود در جنگ مجدد با شامیان فراخواند تا حضرت را یاری نماید[۷].

عمر بن ابی‌سلمه بعد از شهادت امیرمؤمنان (ع) به وصیت مادرش ام سلمه، بر وفاداری خود به مقام شامخ ولایت و امامت آن حضرت پایدار ماند و در مواقع مناسب بی‌پروا حق را بیان می‌کرد.

او در برابر خصم دون یعنی معاویة بن ابوسفیان به صراحت، امامت و پیشوایی امامان شیعه (ع) را شهادت داد و از دشمنی معاویه نهراسید، و از همین جهت او مورد اعتماد و وثوق امام حسن مجتبی (ع) قرار داشت و لذا در معاهده صلح امام مجتبی (ع) حاضر بود و از جمله شاهدان عینی آن صلح بود[۸].

وی سرانجام در سال ۸۳ هجری در عصر حکومت عبدالملک مروان دار فانی را وداع گفت[۹].[۱۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. در رجال شیخ طوسی (ص ۲۴، ش۳۵) در اصحاب رسول خدا (ص) آمده: «عمرو بن ابی سلمه» نام برده، اما اکثر مورخان و اهل سیره او را به «عمر بن ابی‌سلمه» می‌شناسند و اصح همین قول است.
  2. در الاصابه (ج ۸، ص۲۲۲) محل ولادت او را مدینه ذکر کرده است. و اصح آن است که عمر در مدینه متولد شده است نه در حبشه، چنانچه از هجرت ام سلمه که در صفحات بعد می‌آید، این موضوع تأیید می‌شود.
  3. در حدیث آمده که پیامبر (ص) آداب خوردن را به او این چنین می‌آموخت: «یا بنی، ادن و سم الله، و کل بیمینک، و کل مما یلیک»؛ پسرکم، جلو بیا و نام خدا را ببر و با دست راستت غذا بخور و از آنچه کنار توست، استفاده کن (سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۹۱).
  4. ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج. ۱۴، ص۱۷ و ج۱۶، ص۱۷۳؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۶۱.
  5. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۰۶۰.
  6. شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۱۹؛ و ر. ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۱.
  7. ر. ک: نهج البلاغه، نامه ۴۴.
  8. ر. ک: خصال صدوق، باب ۱۲، ص۴۱؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۳۴ (در این سند لفظ «عُمر» به «عمرو» ضبط شده است و چنین است: «عمرو بن ابی سلمه».
  9. شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۳.
  10. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۰۶۰-۱۰۶۲.