عهد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عهد در قرآن]] - [[عهد الهی]] - [[عهد در معارف و سیره نبوی]] - [[عهد در فقه سیاسی]] - [[عهد در معارف دعا و زیارات]] - [[عهد در معارف و سیره سجادی]] - [[عهد در سبک زندگی اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عهد در قرآن]] - [[عهد الهی]] - [[عهد در معارف و سیره نبوی]] - [[عهد در فقه سیاسی]] - [[عهد در معارف دعا و زیارات]] - [[عهد در معارف و سیره سجادی]] - [[عهد در سبک زندگی اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== معناشناسی ==
عهد و [[پیمان]] و وفای به آن یکی از ارزش‌های مهم [[انسانی]] است؛ حتی کسانی که به هیچ آیینی پایبند نیستند، [[وفای به عهد]] را امری [[اخلاقی]] و مهم می‌شمارند. [[خداوند]] کریم، خود را [[وفادارترین]] کس نسبت به عهد و پیمان معرفی کرده<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ}} «و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> که هرگز [[پیمان‌شکنی]] نمی‌کند<ref>{{متن قرآن|وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}} «و از تو به شتاب، عذاب می‌خواهند و هرگز خداوند در وعده خود خلاف نمی‌ورزد و همانا یک روز نزد پروردگارت برابر هزار سال است از آنچه شما برمی‌شمارید» سوره حج، آیه ۴۷.</ref>. و [[حضرت اسماعیل]] {{ع}} را به‌عنوان الگویی از وفای به عهد ستوده است<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}} «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درست‌پیمان و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.</ref>. [[قرآن کریم]]، وفای به عهد را از نشانه‌های [[خردمندی]] و [[هوشیاری]] نسبت به [[خداوند متعال]] و [[عظمت]] او شمرده<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ * وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ}} «آنان که به عهد خداوند وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند * و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب هراس دارند» سوره رعد، آیه ۲۰-۲۱.</ref> و بر [[مسئولیت انسان]] نسبت به عهد خود تأکید کرده است<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}} «و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>.
[[پیمان]]<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۹.</ref>، [[تعهد]] و [[التزام]] مَوثق<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۹۱.</ref>، اصل آن به معنای [[حفظ]] کردن چیزی (احتفاظ)<ref>حامد ناجی، «عهد»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۴۹۹.</ref> یا التزام خاص به امری در مقابل شخصی. عهد به [[عقد]]، [[وصیت]] و قسم و... حاصل می‌شود و بر عهده شخص [[متعهد]] استقرار می‌یابد و [[وظیفه]] او حفظ عهد است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۰۲.</ref> و در اصطلاح، جامع برای همه [[پیمان‌ها]] و تعهدات [[انسانی]] و [[الهی]] است و انواع پیمان‌ها مانند الّ، ذمّه و عقود مانند [[نکاح]]، بیع و... را شامل می‌شود<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۹۵-۴۹۶.</ref>.


[[رسول اعظم]] {{صل}} وفای به عهد را [[نشانه]] [[ایمان به خدا]] و [[عالم آخرت]] معرفی کرده است: {{متن حدیث|مَنْ‏ كانَ‏ يُؤْمِنُ‏ بِاللَّهِ‏ وَ الْيَوْمِ‏ الْآخِرِ فَلْيَفِ‏ إِذَا وَعَدَ}}<ref>اصول کافی، ج۲، ص۱۳۶۴.</ref>؛ کسی که به [[خدا]] و [[روز جزا]] [[ایمان]] دارد، باید به پیمانی که می‌بندد [[وفادار]] باشد.
== عهد در قرآن ==
{{اصلی|عهد در قرآن}}
[[قرآن]] از واژه‌هایی چون [[میثاق]]، عهد، [[یمین]] و [[ذمه]] در مورد معاهدات و [[لزوم]] پایبندی به آن استفاده می‌کند. و پایبندی به آن را [[واجب]] و لازم می‌شمارد<ref>سوره مائده، آیه ۸۹؛ سوره نحل، آیه ۹۱؛ سوره توبه، آیه ۱۰.</ref>. این در حالی است که یکی از اصول مهم [[اخلاقی]] [[انسان]] و [[اسلام]] رعایت عهد و [[پیمان]] و از برجسته‌ترین اصول تتمیم مکارم [[پیامبر]] است که در [[قرآن]] بارها به آن تأکید و [[ارشاد]] شده است<ref>سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>. حتی گفته شده معیار خوبی به این نیست که به سمت [[مکه]] بروید و به سمت [[خدا]] روی بگردانید، بلکه معیار [[ایمان به خدا]] و [[وفای به عهد]] است<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> و حتی [[پیمان‌شکنان]] ملامت و [[تهدید]] شده<ref>سوره نحل، آیه ۹۱.</ref> تا جایی که با تعبیرهایی چون [[ضرورت]] رعایت<ref>سوره مؤمنون، آیه ۸ و سوره معارج، آیه۳۲.</ref> و ایجاد [[خسران]] در ترک آن را مطرح می‌کند<ref>سوره بقره، آیه ۲۷.</ref>. یا رابطه‌ای میان رعایت عهد و [[تقوا]] قائل می‌شود<ref>سوره آل عمران، آیه ۷۶.</ref> یا می‌گوید کسانی که نقض عهد می‌کنند، [[تقوا]] ندارند<ref>سوره انفال، آیه ۵۶.</ref>. البته عهد جنبه‌های فردی و [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] دارد. عهدی که [[انسان]] با خود می‌گذارد، یا با خدای خود دارد<ref>سوره رعد، آیه ۲۰.</ref> و یا [[خانواده]] و یا [[جامعه]]. اما شاید مهم‌ترین آنها عهد با [[پیامبران]] در پس [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] است. فهم بسیاری از رفتارهای پیامبر در [[شناخت]] [[جایگاه]] عهد در [[اسلام]] و معاهدات ایشان در [[غزوات]] و در تعامل با [[مردم]] [[مکه]] و [[مدینه]] در همین اصل [[اخلاقی]] است. نمونه روشن آن در [[آیات]] آغازین [[سوره توبه]] تا [[آیه]] ۱۲ است که نشان می‌دهد که [[اعلام برائت]] و [[جنگ]] با [[مشرکین]]، جنبه [[عقیدتی]] و به [[دلیل]] [[شرک]] آنان نبوده، و جنبه [[اخلاقی]] و نقض عهد آنان داشته که بارها آن را یادآور شده و آنان [[نظام]] [[امنیت جامعه]] را [[تهدید]] نموده‌اند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۷۵۶.</ref>.


[[امام زین‌العابدین]] {{ع}} فرمود: [[بهترین]] سرآغاز [[کارها]] [[صداقت]] و [[راستگویی]] و بهترین سرانجام آنها وفاست<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۶۱.</ref>.
== عهد در سیاست ==
 
{{اصلی|عهد در فقه سیاسی}}
غالب موارد عهد و [[پیمان]] در [[صحیفه سجادیه]]، بر [[عهد الهی]] و [[پیمان بندگی]] و [[ضعف]] و کم‌توجهی [[انسان]] نسبت به [[تعهد]] بر [[پاکدامنی]] و [[دوری از گناه]] مبتنی است؛ زیرا اگر انسان، عهد الهی را به نیکویی بگذارد به پیمان [[مردم]] نیز [[وفا]] خواهد کرد.
در صحنه [[سیاست]] داخلی و [[سیاست خارجی]] و روابط بین‌المللی، مسئله‌ای مهم‌تر از پایبندی به پیمان‌ها و قراردادها و عهدنامه‌ها نیست؛ زیرا در صورت عدم پایبندی گروه‌ها، اشخاص [[حقیقی]] یا [[حقوقی]] و [[دولت‌ها]] به قراردادهای فیمابین، همه مراودات و ارتباطات [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] مختل و [[نظام]] تعاملات اجتماعات بشری گسسته خواهد شد<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۳۰-۴۳۱.</ref>.
 
[[امام چهارم]] {{ع}}، پیمان دو جانبه میان [[خداوند]] و انسان را یادآور شده است: «ای خداوند،... همچنان‌که [[وعده]] داده‌ای [[توبه]] من بپذیر و همچنان‌که برعهده گرفته‌ای از خطاهای من در گذر و آن‌سان که شرط کرده‌ای [[محبت]] خود نصیب من ساز... من نیز شرط می‌کنم که زین پس کاری را که تواش ناخوش داشته‌ای مرتکب نشوم و برعهده می‌گیرم که عملی را که تواش ناپسند دانسته‌ای انجام ندهم و از هرچه [[معصیت]] توست دوری گزینم»<ref>نیایش سی‌و‌یکم.</ref>.
 
[[امام سجاد]] {{ع}}، وفادار ماندن به توبه را جز در پرتو [[عنایت خداوند]] میسر ندانسته و عرضه می‌دارد: «خداوندا!، من نمی‌توانم در توبه خویش [[پایداری]] کنم، مگر آنکه تو مرا از [[گناه]] نگه داری»<ref>نیایش سی‌و‌یکم.</ref>. آن حضرت با یادآوری [[عهدشکنی]] انسان در برابر پیمانی که با خداوند بسته است چنین عرضه می‌دارد: «بار الها! این همه [[عنایت]] تو، مرا از آن باز نداشت که از ادامه [[اعمال]] ناپسند خود، [[ندامت]] جویم»<ref>نیایش شانزدهم.</ref>. وی [[وفای به عهد الهی]] را موجب ارتقا به [[مقام]] خاص در درگاه خداوند، خوانده و عرض می‌کند: «بار الها! مرا از [[بندگان]] خاص خود قرار ده، کسانی که به عهد خود وفا کردند و خود را در [[عبادت]] تو به [[رنج]] افکندند و برای جلب [[خشنودی]] تو کوشیدند»<ref>نیایش چهل‌و‌هفتم.</ref>.
 
شایسته است این عهد و پیمانی را که [[امام سجاد]] {{ع}} با خدای خویش در میان می‌گذارد، از یاد نبریم. آنجا که به [[خدا]] عرض می‌کند: {{متن حدیث|وَ عَهْدِي‏ أَنْ‏ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيكَ}}<ref>نیایش سی‌و‌یکم.</ref>؛ با تو [[عهد]] می‌کنم که از همه معصیت‌ها دوری گزینم؛ زیرا این همان چیزی است که [[خدای بزرگ]] ما را به آن متذکر ساخته است: «ای [[فرزندان آدم]]، مگر با شما عهد نکرده بودم که [[شیطان]] را مپرستید، زیرا وی [[دشمن]] آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید؛ این است [[راه راست]]!»<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟ * و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۰-۶۱.</ref>.<ref>اصول کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ۱۳۶۲، تهران، اسلامیة؛ بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ۱۴۰۴، بیروت، دارالوفاء الصحیفة السجادیة، امام زین العابدین {{ع}}، ۱۴۱۸، قم، نشر الهادی؛ صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ۱۳۷۵ تهران، نشر سروش؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۷۳، قم، دارالقرآن الکریم.</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «پیمان»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۳۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۳

معناشناسی

پیمان[۱]، تعهد و التزام مَوثق[۲]، اصل آن به معنای حفظ کردن چیزی (احتفاظ)[۳] یا التزام خاص به امری در مقابل شخصی. عهد به عقد، وصیت و قسم و... حاصل می‌شود و بر عهده شخص متعهد استقرار می‌یابد و وظیفه او حفظ عهد است[۴] و در اصطلاح، جامع برای همه پیمان‌ها و تعهدات انسانی و الهی است و انواع پیمان‌ها مانند الّ، ذمّه و عقود مانند نکاح، بیع و... را شامل می‌شود[۵].

عهد در قرآن

قرآن از واژه‌هایی چون میثاق، عهد، یمین و ذمه در مورد معاهدات و لزوم پایبندی به آن استفاده می‌کند. و پایبندی به آن را واجب و لازم می‌شمارد[۶]. این در حالی است که یکی از اصول مهم اخلاقی انسان و اسلام رعایت عهد و پیمان و از برجسته‌ترین اصول تتمیم مکارم پیامبر است که در قرآن بارها به آن تأکید و ارشاد شده است[۷]. حتی گفته شده معیار خوبی به این نیست که به سمت مکه بروید و به سمت خدا روی بگردانید، بلکه معیار ایمان به خدا و وفای به عهد است[۸] و حتی پیمان‌شکنان ملامت و تهدید شده[۹] تا جایی که با تعبیرهایی چون ضرورت رعایت[۱۰] و ایجاد خسران در ترک آن را مطرح می‌کند[۱۱]. یا رابطه‌ای میان رعایت عهد و تقوا قائل می‌شود[۱۲] یا می‌گوید کسانی که نقض عهد می‌کنند، تقوا ندارند[۱۳]. البته عهد جنبه‌های فردی و اجتماعی و سیاسی دارد. عهدی که انسان با خود می‌گذارد، یا با خدای خود دارد[۱۴] و یا خانواده و یا جامعه. اما شاید مهم‌ترین آنها عهد با پیامبران در پس ایمان به خدا و رسول است. فهم بسیاری از رفتارهای پیامبر در شناخت جایگاه عهد در اسلام و معاهدات ایشان در غزوات و در تعامل با مردم مکه و مدینه در همین اصل اخلاقی است. نمونه روشن آن در آیات آغازین سوره توبه تا آیه ۱۲ است که نشان می‌دهد که اعلام برائت و جنگ با مشرکین، جنبه عقیدتی و به دلیل شرک آنان نبوده، و جنبه اخلاقی و نقض عهد آنان داشته که بارها آن را یادآور شده و آنان نظام امنیت جامعه را تهدید نموده‌اند[۱۵].

عهد در سیاست

در صحنه سیاست داخلی و سیاست خارجی و روابط بین‌المللی، مسئله‌ای مهم‌تر از پایبندی به پیمان‌ها و قراردادها و عهدنامه‌ها نیست؛ زیرا در صورت عدم پایبندی گروه‌ها، اشخاص حقیقی یا حقوقی و دولت‌ها به قراردادهای فیمابین، همه مراودات و ارتباطات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مختل و نظام تعاملات اجتماعات بشری گسسته خواهد شد[۱۶].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۹.
  2. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۹۱.
  3. حامد ناجی، «عهد»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۴۹۹.
  4. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۰۲.
  5. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۴۹۵-۴۹۶.
  6. سوره مائده، آیه ۸۹؛ سوره نحل، آیه ۹۱؛ سوره توبه، آیه ۱۰.
  7. سوره اسراء، آیه ۳۴.
  8. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
  9. سوره نحل، آیه ۹۱.
  10. سوره مؤمنون، آیه ۸ و سوره معارج، آیه۳۲.
  11. سوره بقره، آیه ۲۷.
  12. سوره آل عمران، آیه ۷۶.
  13. سوره انفال، آیه ۵۶.
  14. سوره رعد، آیه ۲۰.
  15. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص ۷۵۶.
  16. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۴۳۰-۴۳۱.