|
|
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
| | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[آیه نجوی در تفسیر و علوم قرآنی]] | | | مداخل مرتبط = [[آیه نجوی در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه نجوی در حدیث]] - [[آیه نجوی از دیدگاه اهل سنت]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| خط ۲۱: |
خط ۲۱: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| '''آیه نجوا''' {{متن قرآن|ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}؛ «ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید، هنگامی که با [[رسول خدا]]{{صل}} [[رازگویی]] میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس [[خداوند]] بسیار [[آمرزنده]] و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و [[بخل]] ورزیدید) که پیش از رازگوییتان [[صدقه]] بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوند[[ توبه]] شما را پذیرفت، پس [[نماز]] را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از [[خدا]] و رسولش [[اطاعت]] کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، [[آگاه]] است»<ref>سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.</ref>. در زمره آیاتی است که از یکسو بر [[فضیلت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و [[مذمت]] سایر [[صحابه]] است؛ چرا که بر اساس [[احادیث صحیح]] [[نبوی]]، تنها کسی که به دستور [[خدای متعال]] در این [[آیه]] عمل نمود، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و سایر صحابه از آن [[سرباز]] زدند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۱.</ref>. | | '''آیه نجوا''' دو آیه ۱۲ و ۱۳ سوره مجادله، در زمره آیاتی است که بر اساس روایات شأن نزول، از یکسو بر افضیلت و به دنبال آن، بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و از سوی دیگر مشتمل بر ملامت و مذمت سایر [[صحابه]] است؛ چرا که بر اساس احادیث صحیح [[نبوی]]، تنها کسی که به دستور [[خدای متعال]] در این [[آیه]] عمل نمود، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و سایر صحابه از آن سرباز زدند. |
| | |
| | == متن آیه == |
| | {{متن قرآن|یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با رسول خدا{{صل}} رازگویی میکنید، پیش از آن صدقهای دهید، که این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر نیافتید پس خداوند بسیار آمرزنده و مهرورز است * آیا بیمناک شدید (و بخل ورزیدید) که پیش از رازگوییتان صدقه بدهید؟ پس در این هنگام چنین نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، پس نماز را بر پا دارید، زکالت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید و خداوند به تمام آنچه انجام میدهید، آگاه است»<ref>سوره مجادله، آیات ۱۲ و ۱۳.</ref>. |
|
| |
|
| == شأن نزول == | | == شأن نزول == |
| بر اساس روایاتی که در شأن نزول این آیه در منابع معتبر فریقین وارد شده،[[پرسش]] [[مسلمانان]] از [[رسول خدا]]{{صل}} زیاد شد به طوری که ایشان به [[زحمت]] افتادند؛ از این رو [[خداوند متعال]] خواست که به پیامبرش [[تخفیف]] دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از [[مردم]] از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا [[خداوند]] پس از آیه {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳.</ref>
| | در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن حضرت [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این جهت، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
| | |
| از ابن عباس چنین نقل شده که: «به ما خبر رسید که مردی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} که نخستین عمل کننده به این [[فرمان الهی]] بود یعنی [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در مقابل ده سخن که با رسول خدا{{صل}} [[گفتگو]] کرد، یک دینار [[صدقه]] داد اما سایرین این دستور را عمل نکردند و با اینکه دوری از رسول خدا{{صل}} و [[کلام]] آن حضرت برای آنان سخت بود ولی از پرداخت صدقه [[بخل]] ورزیدند»<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲۲، ص۳۲۲.</ref>.
| |
| | |
| در این روایت تصریح شده است که تنها [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[امر خداوند]] را [[امتثال]] کردهاند و سایر [[صحابه]] از عمل به [[دستور خدا]] [[سرباز]] زدند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.</ref>
| |
|
| |
|
| == شرح و تفسیر آیه == | | == معناشناسی «نجوی» == |
| واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را "[[آیه نجوا]]" خواندهاند. | | واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را «[[آیه نجوا]]» خواندهاند. همانگونه که [[امام علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن عمر]] نیز، این آیه را آیه مناجات نجوا خواندهاند<ref>کشف الاسرار.</ref>. |
|
| |
|
| به گزارش صاحب [[تفسیر کشف الاسرار]]، [[امام علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن عمر]] نیز، این آیه را [[آیه مناجات]] نجوا خواندهاند<ref>کشف الاسرار.</ref>. نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی|"هو نجوى و هم نجوى"}}؛ {{عربی|"و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا"}}<ref>مفردات، ص۷۹۳.</ref>.
| | نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی|«هو نجوى و هم نجوى»}}؛ {{عربی|«و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا»}}<ref>مفردات، ص۷۹۳.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
|
| |
|
| در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن [[حضرت]] [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این [[جهت]]، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>.
| | == ناسخ آیه == |
| | | به باور [[مفسران]] [[آیه نجوا]]، با [[آیه]] ۱۳ [[سوره مجادله]] [[نسخ]] شده است <ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref> این حکم به عنوان آزمایشی برای [[مسلمانان]] وضع شده بود، اما به جز [[امام علی]]{{ع}} کسی به آن عمل نکرد <ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵.</ref> ازاینرو [[خداوند]] در آیه بعد ضمن [[بخشش]] این [[نافرمانی]]، بر اهمیت [[اطاعت]] از [[دستورات الهی]] تأکید کرد<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref> برخی مفسران معتقدند این حکم از ابتدا موقتی بود،؛ چراکه ادامه آن میتوانست مانع طرح مسائل ضروری با پیامبر{{صل}} شود و به [[جامعه اسلامی]] آسیب برساند<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> |
| به نظر [[طبرسی]]، [[آیه]] میگوید: ای [[مؤمنان]]، هرگاه سخنی سرّی با [[رسول]] داشتید، پیش از گفتن سخن سرّی، [[صدقه]] بدهید. قصد [[خداوند]] در این بیان، [[بزرگداشت]] [[مقام پیامبر]] و نیز واداشتن مؤمنان به دادن صدقه و کسب [[ثواب]] است. پس چون از [[نجوا]] [[نهی]] شدند مگر آنکه صدقه بدهند، خسّت به [[خرج]] داده و از نجوا کردن خودداری نمودند و هیچ کس جز [[علی بن ابی طالب]] با وی نجوا ننمود<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>.
| |
| | |
| در اغلب [[تفاسیر]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] چنین گزارش کردهاند که اولین کسی که به این آیه عمل کرد، [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} بود که خود [[حضرت]] میفرماید: "در [[کتاب خدا]] آیهای وجود دارد که پیش از من کسی به آن عمل ننموده و پس از من نیز کسی به آن عمل نخواهد کرد و آن، [[آیه مناجات]] است. من یک [[دینار]] داشتم و آن را به ده [[درهم]] تبدیل کردم و هرگاه میخواستم با [[رسول خدا]] نجوا کنم، یک درهم صدقه میدادم تا آنکه این [[حکم]] [[منسوخ]] گشت". آوردهاند که [[عبدالله بن عمر]] میگفت: علی بن ابی طالب سه چیز داشت که اگر هریک از آنها را من داشتم از شتران سرخموی نزد من محبوبتر بود: [[ازدواج]] با [[فاطمه]] {{س}}، دادن [[پرچم]] [[سپاه]] به او در [[روز]] [[جنگ خیبر]] و عمل کردن به [[آیه نجوا]].
| |
| | |
| گزارش کردهاند که رسول خدا {{صل}} به [[علی]] {{ع}} فرمود: ای علی، به نظر تو هر فردی پیش از نجوا چه مقدار صدقه دهد؟ یک دینار؟ علی گفت: ایشان [[توانایی]] پرداخت آن را ندارند؛ رسول خدا {{صل}} فرمود: نیم دینار؟ گفت: نمیتوانند؛ پس فرمود: به نظر تو چه [[قدر]] بدهند؟ گفت: یک حبّه یا یک دانه جو؛ [[پیامبر]] فرمود: به [[راستی]] که تو مردی بسیار [[زاهد]] / کمبضاعت هستی! سپس علی {{ع}} فرمود: خداوند به خاطر من به این [[امت]] [[تخفیف]] داد.
| |
| | |
| [[روایت]] شده است که [[دستور]] پرداخت صدقه پیش از نجوا با [[پیامبر خدا]]، ساعتی از [[روز]] یا ده شب بیشتر دوام نداشت و سپس با [[نزول آیه]] بعدی و [[دستور]] پرداخت [[زکات]]، [[نسخ]] شد<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۲۱؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۳۵۷؛ الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ الکشاف، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>. {{متن قرآن|ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ}}، یعنی پرداخت این [[صدقه]] برای شما بهتر از [[بُخل]] و خسّت است و مایه [[پاکی]] درون شما و [[دوری از گناهان]] میگردد. {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}، یعنی اگر چیزی نداشتید که صدقه بدهید، [[خداوند]] آن را بر شما میبخشد، چون خداوند بیبضاعتی و [[نیت]] خیر و [[پاک]] شما را میداند و با [[مهربانی]] به شما وسعت میدهد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۳.</ref>.
| |
| | |
| [[علامه طباطبایی]] میگوید: عبارت {{متن قرآن|ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ}} برای تعلیل [[تشریع حکم]] است، مانند: {{متن قرآن|وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ}}<ref>«و اگر بدانید روزه داشتن برای شما بهتر است» سوره بقره، آیه ۱۸۴.</ref> به این معنا که میفرماید: این کار برای [[نفوس]] ایشان بهتر و برای قلوبشان پاکتر است. علت این بیان، آن است که [[ثروتمندان]] به علت کثرت [[مناجات]] با [[رسول خدا]] {{صل}}، اظهار نوعی [[تقرب]] و خصوصیت با [[حضرت]] مینمودند و در نتیجه باعث [[غم]] و [[اندوه]] [[فقرا]] و [[دل]] شکستن آنان میشدند؛ لذا به ایشان دستور داده شد تا پیش از نجوایشان به فقرا صدقه بدهند. خداوند با این دستور، زمینه [[ارتباط]] نفوس و [[برانگیختن]] [[رحمت]] و [[شفقت]] و [[دوستی]] و نزدیکی [[دلها]] و از میان رفتن [[کینه]] و [[نفرت]] را فراهم آورد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>
| |
|
| |
|
| == [[نصوص]] [[روایی]] == | | == [[نصوص]] [[روایی]] == |
| [[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن [[بینیاز]] می گرداند. | | [[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز میگرداند. |
| | |
| === بررسی اعتبار سند احادیث ===
| |
| [[ترمذی]] سند این حدیث را حسن دانسته و آن را در [[سنن]] خود آورده است<ref>سنن الترمذی، ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱، ش ۳۳۵۵.</ref>. [[حاکم]] [[نیشابوری]] در مستدرک، سند این [[حدیث]] را تصحیح کرده است<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۲.</ref> و [[ذهبی]] در تلخیص مستدرک با تصحیح حاکم موافقت کرده است<ref> المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص، ج۲، ص۵۲۴، ح ۳۷۹۴.</ref>. [[ابن حبّان]] نیز آن را در صحیح خود آورده است<ref> صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۰ ـ ۳۹۱.</ref>. پس در صحّت این [[احادیث]] و در اختصاص آن به امیرالمؤمنین{{ع}} در عمل به دستور [[خداوند سبحان]] هیچ تردیدی وجود ندارد به طوری که [[عالمان]] [[متعصّب]] [[سنّی]] نیز ناگزیر به این [[حقیقت]] [[اعتراف]] و [[اذعان]] کرده اند. [[آلوسی]] می گوید: «بر اساس نظر مشهور، غیر از علی [[کرم]] [[اللّه]] تعالی وجهه کسی دیگر به [[[امر خدا]] در این] [[آیه]] عمل نکرده است»<ref>تفسیر الآلوسی، ج ۲۸، ص۳۱.</ref>.
| |
| | |
| [[ابن تیمیه]] نیز اعتراف کرده و میگوید: «آنچه ثابت شده آن است که علی{{ع}} [[صدقه]] داد و [[رازگویی]] کرد؛ سپس [[آیه نسخ]] شد پیش از آنکه کسی غیر از او به آن عمل کند»<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۱۴.</ref>.
| |
| | |
| ابن [[روزبهان]] نیز می گوید: «این در زمره [[روایات]] [[اهل]] [[سنّت]] است که همانا جز علی{{ع}} کسی به [[[امر الهی]] در ][[آیه نجوا]] عمل نکرد و در این باره هیچ [تردید و] سخنی وجود ندارد که عمل به آیه نجوا از جمله [[فضائل]] [[[امیرالمؤمنین]]{{ع}}] است که زبان ها از احاطه بر آن عاجزند»<ref> ر.ک: دلائل الصدق، ج۵، ص۳۰.</ref>.
| |
| | |
| بنابر این صدور این [[حدیث]] از [[پیامبر اکرم]][[ ثابت]] و [[قطعی]] است و بر اساس آن تردیدی وجود ندارد که تنها امیرالمؤمنین{{ع}} [[امر الهی]] را [[امتثال]] کرده و سایر [[صحابه]] به این دستور عمل نکرده اند<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref>.
| |
| === [[روایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} ===
| |
| نقل اول: سعید بن منصور، ابن راهویه، [[ابن ابی شیبه]]، عبدبن [[حمید]]، [[ابن منذر]]، ابن ابیحاتم، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} [[قدمت]] بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها [[احد]]، فنزلت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ [[فتح القدیر]]، ج۵، ص۱۹۱؛ [[تفسیر]] [[آلوسی]]، ج۲۸، ص۳۱؛ [[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ [[تفسیر طبری]]، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر [[ثعلبی]]، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ [[الکشاف]] عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.
| |
| | |
| نقل دوم: در [[روایت]] دیگری از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل شده است که فرمودند: {{متن حدیث|لما نزلت: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً...}} قال النبی{{صل}}: «ما تری، دینارا؟» قلت: لایطیقونه قال: فنصف دینار قلت لایطیقونه، قال: فکم؟ قلت: شعیرة، قال: انک لزهید، قال: فنزلت: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}} قال: فبی خفف [[الله]] عن هذه الامة}}؛ «هنگامی که این آیه نازل شد: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً...}}، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به من فرمودند: نظر تو درباره اینکه یک دینار را به عنوان صدقه مقرر کنیم، چیست؟ گفتم: [[مردم]] [[طاقت]] نمیآورند. فرمود: نیم دینار چطور؟ عرض کردم: طاقت نمیآورند. فرمود: پس چقدر باشد؟ گفتم: یک مشت جو. فرمود: همانا تو کم گفتی. امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: پس این آیه نازل شد: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}} آن حضرت فرمودند: آنگته [[خداوند]] به واسطه من به این [[امت]] [[تخفیف]] داد [و آن [[حکم]] را [[نسخ]] کرد]»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ لباب النقول، ص۱۹۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ ترمذی، سنن، ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱، ش۳۳۵۵؛ فتح الباری، ج۱۳، ص۲۸۳؛ صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۳۹۰؛ کنزالعمال، ج۲، ص۵۲۱، ش۴۶۵۲؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۳؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۶، ش۹۵۵ و ص۳۱۷، ش۹۵۷؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.
| |
| | |
| [[سیوطی]] این [[حدیث]] را از [[ابن ابی شیبه]]، [[عبد بن حمید]]، [[ترمذی]]، أبویعلی، [[ابن جریر]]، [[ابن منذر]]، [[ابن مردویه]] و نحّاس [[روایت]] کرده و یادآور میشود که ترمذی سند آن را [[نیکو]] دانسته است<ref>ر.ک: لباب النقول، ص۱۹۰.</ref>.
| |
| | |
| نقل سوم: عبدالرزاق، عبد بن حمید، ابن منذر، [[ابن أبی حاتم]] و ابن مردویه [[حدیثی]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع{}} نقل کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|ما عمل بها أحد غیری حتی نسخت و ما کنت الا ساعة یعنی آیة النجوی}}؛ هیچ کس غیر از من به [[آیه نجوا]] عمل نکرد و [[زمان]] کوتاهی نگذشت که این [[آیه نسخ]] شد<ref>الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ [[فتح القدیر]]، ج۵، ۱۹۱؛ [[مناقب]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۵.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۰ ـ ۲۹۲.</ref>
| |
| | |
| === [[روایت]] [[ابن عباس]] ===
| |
| یکی از [[راویان]] این روایت ابن عباس است.
| |
| # نقل اول: [[سیوطی]] ذیل [[آیه]] مذکور به سند خود و به نقل از ابن عباس مینویسد: {{متن حدیث|اخرج ابن المنذر و ابن ابیحاتم، عن ابن عباس فی قوله: {{متن قرآن|إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...}}، قال: ان المسلمین اکثروا المسائل علی [[رسول الله]]{{صل}} حتی شقوا علیه فأراد [[الله]] أن یخفّف عن نبیه{{صل}} فلما قال ذلک: امتنع کثیر من [[الناس]] و کفوّا عن المسألة فأنزل الله بعد هذا {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}، فوسّع الله علیهم و لم یضیّق}}؛ «[[ابن منذر]]، [[ابن ابیحاتم]] و [[ابن مردویه]] از ابن عباس نقل کردهاند که درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...}}، گفت: [[پرسش]] [[مسلمانان]] از [[رسول خدا]]{{صل}} زیاد شد به طوری که ایشان به [[زحمت]] افتادند؛ از این رو [[خداوند متعال]] خواست که به پیامبرش [[تخفیف]] دهد به همین روی این آیه را نازل فرمود ولی بسیاری از [[مردم]] از عمل به آن امتناع ورزیدند و از ذکر مسائل خویش خودداری کردند؛ لذا [[خداوند]] پس از آیه {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}، را نازل کرد و بر آنان آسان گرفت و عرصه را فراخ ساخت و تنگ نگرفت<ref>سیوطی، الالدر المنثور، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر القرآن العظیم، ج۱۰، ص۳۳۴۴، ش۱۸۸۴۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۸، ش۲۶۱۷۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۳۵۰؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۲ ـ ۲۹۳.</ref>
| |
|
| |
|
| # نقل دوم: [[حاکم حسکانی]] در شواهد التنزیل به نقل از ابن عباس مینویسد: «به ما خبر رسید که مردی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} که نخستین عمل کننده به این [[فرمان الهی]] بود یعنی [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در مقابل ده سخن که با رسول خدا{{صل}} [[گفتگو]] کرد، یک دینار [[صدقه]] داد اما سایرین این دستور را عمل نکردند و با اینکه دوری از رسول خدا{{صل}} و [[کلام]] آن حضرت برای آنان سخت بود ولی از پرداخت صدقه [[بخل]] ورزیدند»<ref>حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲۲، ص۳۲۲.</ref>.
| | به عنوان نمونه [[سعید بن منصور]]، [[ابن راهویه]]، [[ابن ابی شیبه]]، [[عبد بن حمید]]، [[ابن منذر]]، [[ابن ابیحاتم]]، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} قدمت بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها احد، فنزلت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این آیه نسخ شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ تفسیر آلوسی، ج۲۸، ص۳۱؛ مناقب علی بن ابیطالب{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ تفسیر طبری، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر ثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ اسباب النزول، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> |
|
| |
|
| در این روایت تصریح شده است که تنها [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[امر خداوند]] را [[امتثال]] کردهاند و سایر [[صحابه]] از عمل به [[دستور خدا]] [[سرباز]] زدند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۸.</ref>
| |
|
| |
| === [[روایت]] [[مجاهد]] ===
| |
| # نقل اول: [[سیوطی]] در [[الدر المنثور]] و در ذیل [[آیه]] از [[عبد بن حمید]]، [[ابن منذر]] و [[ابن ابیحاتم]] از [[مجاهد]] چنین نقل کرده که گفت: {{متن حدیث|نهوا عن مناجاة النبی{{صل}} حتی یثدموا صدقة، فلم یناجه الا [[علی بن ابیطالب]] فأنه قد قدّم دینارا فتصدق به ثم [[ناجی]] النبی{{صل}} فسأله عن [[عشر]] [[خصال]] ثم نزلت الرّخصة}}؛ «[[مسلمانان]] از [[رازگویی]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[نهی]] شدند مگر اینکه پیش از آن [[صدقه]] دهند. کسی با پیامبر{{صل}} جز علی بن ابیطالب رازگویی نکرد و ایشان هم یک دینار قبل از [[گفتگو]] با آن حضرت، صدقه داد. سپس درباره ده موضوع از ایشان به صورت خصوصی سؤال کرد. آنگاه [[آیه رخصت]] نازل شد (و [[حکم]] [[آیه نسخ]] گردید)<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷؛ تحفة الأحوذی، ج۹، ص۱۳۸؛ تفسیر الطبری، ج۲۸، ص۲۷، ش۲۶۱۶۸؛ تفسیر السمرقندی، ج۳، ص۲۹۷؛ تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۱، ش۹۴۹؛ تفسیر البغوی، ج۴، ص۳۱۰.</ref>
| |
| # نقل دوم: سعید بن منصور نیز از مجاهد نقل کرده است که گفت: {{متن حدیث|کان من ناجی النبی{{صل}} [[تصدّق]] بدینار و کان أول من صنع ذلک علی بن ابیطالب ثم نزلت الرخصة: {{متن قرآن|فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ}}}}؛ «هر کس با پیامبر رازگویی میکرد، باید یک دینار صدقه میداد و نخستین کسی که این کار را انجام داد علی بن ابیطالب{{ع}} بود. آنگاه آیه رخصت نازل شد که میفرمود: {{متن قرآن|فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ}}}}»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ سیوطی، الخصائص الکبری، ج۲، ص۱۹۹؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۰، ص۳۱۲؛ فتح الباری، ج۱۱، ص۶۸، عمدة القاری، ج۲۲، ص۲۶۷ ـ ۲۶۸؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۲، ش۹۶۵.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵.</ref>
| |
|
| |
| === [[روایت]] مُقاتل ===
| |
| ابن ابیحاتم از [[مقاتل]] چنین روایت کرده که وی گفت: {{عربی|إن الاغنیاء کانوایأتون النبی{{صل}} فیکثرون مناجاته و یغلبون الفقراء علی المجالس حتی کره النبی{{صل}} طول جلوسهم و مناجاتهم فأمر [[الله]] بالصدقة عند المناجاة فأما [[اهل]] العسرة فلم یجدوا شیئا و کان ذلک [[عشر]] لیال و اما [[أهل]] المیسرة فمنع بعضهم ماله و [[حبس]] نفسه الا طوائف منهم جعلوا یقدمون الصدقة بین یدی النجوی و یزعمون أنه لم یفعل ذلک غیر [[رجل]] من المهاجرین من [[أهل]] [[بدر]] فأنزل [[الله]] {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}، الآیة}}؛ «همانا [[ثروتمندان]] نزد [[پیامبر]] میآمدند و [[رازگویی]] آنان با ایشان زیاد میشد و [[فقرا]] از این امر باز میماندند تا اینکه طولانی شدن جلساتشان بر پیامبر{{صل}} ناخوشایند شد از این رو [[خداوند]] دستور داد تا به هنگام رازگویی با آن حضرت، [[صدقه]] دهند اما از سویی تنگدستان چیزی برای صدقه دادن نمییافتند و از سوی دیگر متمولان از دادن صدقه [[پرهیز]] میکردند و برخی دیگر هم از حضور نزد پیامبر خودداری میکردند جز گروهی از آنان که پیش از هر رازگویی، صدقه میدادند. این موضوع ده شب طول کشید و کمان میرود که این کار را کسی انجام نمیداد جز مردی از [[مهاجران]] [[اهل]] بدر پس خداوند این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}}»<ref>سیوطی، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۸۵.</ref>.
| |
|
| |
| لازم به ذکر است که [[مقاتل]] به دلیل [[بغض]] و کینهای که از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد، به جای نام بردن از آن حضرت از تعبیر مردی از مهاجران اهل بدر استفاده میکند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۵ ـ ۲۹۶.</ref>.
| |
|
| |
| === [[روایت]] [[سعد بن ابیوقاص]] ===
| |
| [[طبرانی]] و [[ابن مردویه]] از سعد بن ابیوقاص نقل کردهاند که گفت: {{عربی|نزلت: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} فقدّمت شعیرة، فقال [[رسول الله]]{{صل}}: إنک لزهید. فنزلت الآیة الاخری: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}؛ «این آیه نازل شد: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}. من مشتی جو بردم، آنگاه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «تو چه کم مقدار هستی» پس آیه دیگری نازل شد که: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.
| |
|
| |
| [[سیوطی]] درباره این [[حدیث]] میگوید: طبرانی و ابن مردویه این حدیث را به سندی که در آن [[ضعف]] وجود دارد، آوردهاند<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۲۲؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱.</ref>.
| |
|
| |
| این [[حدیث]] از سویی بیانگر [[بخل]] ورزیدن [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} است و از سویی دیگر [[بررسی سند]] آن ضرورتی ندارد زیرا اسانید [[روایات]] بیانگر [[بخل]] و ممانعت [[صحابه]] از پرداخت [[صدقه]] هستند و تنها کسی که به این [[امر الهی]] عمل کرده است، را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانستهاند. [[حاکم]] [[نیشابوری]] سند برخی از این روایات را تصحیح کرده است و [[ترمذی]] نیز به صراحت این [[حدیث]] را حسن معرفی کرده و در صحیح خود آورده است.[[ حدیث]] پژوهان و [[مفسران]] دیگر نیز این گونه روایات را بدون خدشه در سند ذکر کردهاند از این رو به [[تصحیح روایت]] [[سعد بن ابیوقاص]] نیازی نیست<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۶ ـ ۲۹۷.</ref>.
| |
|
| |
| === [[روایت]] سلمة بن کهیل ===
| |
| عبد [[حمید]] از [[سلمة بن کهیل]] آورده است که در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ...}} گفت: نخستین کسی که به این امر الهی عمل کرد، علی{{ع}} بود، سپس این [[آیه نسخ]] شد<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۷.</ref>
| |
|
| |
| === روایت [[ابوایوب انصاری]] ===
| |
| در روایتی به نقل از ابوایوب انصاری آمده که گفت: «این آیه درباره علی{{ع}} نازل شده است {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}، همانا علی{{ع}} ده بار [پس از [[نزول آیه]]] با [[رسول خدا]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشت و در هر [[رازگویی]] یک دینار صدقه داد»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۶.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹.</ref>
| |
|
| |
| === روایت [[جابر بن عبدالله انصاری]] ===
| |
| در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که گفت: «همانا رسول خدا{{صل}} در [[غزوه طائف]] روزی با علی{{ع}} خصوصی [[گفتگو]] کرد. آنگاه [عدهای از صحابه] گفتند: امروز رازگویی تو با [[علی]]{{ع}} طولانی شد! رسول خدا{{صل}} فرمود: من با او رازگویی نمیکردم و لیکن [[خداوند]] با او [[نجوا]] داشت»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۷.</ref>.
| |
|
| |
| این حدیث بیانگر [[اعتراض]] برخی صحابه به رسول خدا{{صل}} است ولی نام معترضان در ان ذکر نشده است اما در [[حدیثی]] دیگر از [[جابر بن عبدالله انصاری]]، نام معترضان هم مشخص شده است. در این [[روایت]] آمده است که جابر گفت: «[[رسول خدا]] در [[غزوه طائف]] با علی{{ع}} [[رازگویی]] کرد و گفتگوی ایشان طولانی شد. آنگاه [[ابوبکر]] و عمر به ایشان گفتند: رازگویی با علی{{ع}} را طول دادی! [[رسول خدا]]{{صل}} هم فرمودند: من با او رازگویی نمیکردم بلکه [[خداوند]] با او رازگویی میکرد»<ref>شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۲۴، ش۹۶۸.</ref>.<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref>
| |
|
| |
| === [[راویان احادیث]] [[شأن نزول آیه]] ===
| |
| حدیث [[تصدّق]] امیرالمؤمنین{{ع}} و رازگویی آن حضرت با [[رسول اکرم]]{{صل}} توسط بسیاری از صحابه و [[تابعین]] [[روایت]] شده و در اعصار مختلف نیز حدیثپژوهان و [[راویان]] مشهور سنّی به نقل آن پرداختهاند. نام برخی از راویان این حدیث عبارت است از:
| |
| ==== صحابه ====
| |
| در میان صحابه میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
| |
| # امیرالمؤمنین{{ع}}؛
| |
| # [[ابن عباس]]؛
| |
| # [[ابوایوب انصاری]]؛
| |
| # [[جابر بن عبدالله انصاری]]؛
| |
| # [[سعدبن ابی وقاص]]؛
| |
| # [[عبدالله بن عمر]].
| |
| ==== تابعین ====
| |
| برخی [[مفسران]] مشهور [[تابعین]] نیز که به ذکر این [[حدیث]] پرداختهاند عبارتاند از:
| |
| # [[مجاهد]]؛
| |
| # [[مقاتل]].
| |
| ==== [[محدثان اهل سنت]] ====
| |
| اما از میان [[راویان]] مشهور [[اهل سنت]] در دورههای مختلف نیز میتوان به افراد زیر اشاره نمود:
| |
| # [[سلمة بن کهیل]] (متوفای ۱۲۱ه)؛
| |
| # [[عطاء خراسانی]] (م۱۵۰)؛
| |
| # [[عبدالرزاق صنعانی]] (م۲۱۱)؛
| |
| # سعید بن منصور (م۲۲۷)؛
| |
| # [[ابوبکر]] بن ابی [[شیبة]] (م۲۳۵)؛
| |
| # [[ابن راهویه]] (م۲۳۸)؛
| |
| # [[عبد بن حمید]] (م۲۴۹)؛
| |
| # [[محمد بن عیسی ترمذی]] (م۲۷۹)؛
| |
| # [[احمد بن شعیب نسائی]] (م۳۰۳)؛
| |
| # [[ابویعلی]] (م۳۰۷)؛
| |
| # [[محمد بن جریر طبری]] (م۳۱۰)؛
| |
| # ابوبکر بن منذر [[نیشابوری]] (م۳۱۸)؛
| |
| # [[ابن ابیحاتم]] (م۳۲۷)؛
| |
| # ابن حبان (م۳۵۴)؛
| |
| # نحّاس (م۳۳۸)؛
| |
| # [[ابوالقاسم طبرانی]] (م۳۶۰)؛
| |
| # ابوبکر [[جصاص]] (م۳۷۰)؛
| |
| # [[ابوعبدالله]] [[حاکم نیشابوری ]](م۴۰۵)؛
| |
| # ابوبکر بن مردویه [[اصفهانی]] (م۴۱۰)؛
| |
| # ابواسحاق [[ثعلبی]] (م۴۲۷)؛
| |
| # [[علی بن احمد]] واحدی (م۴۶۸)؛
| |
| # [[حاکم حسکانی]] (م۴۷۰)؛
| |
| # محی السنة [[بغوی]] (م۵۱۶)؛
| |
| # جارالله [[زمخشری]] (م۵۳۸)؛
| |
| # [[ابن عربی]] [[مالکی]] (م۵۴۳)؛
| |
| # [[ابوالفرج]] [[ابن جوزی]] [[حنبلی]] (م۵۷۹)؛
| |
| # [[فخرالدین رازی ]](م۶۰۶)؛
| |
| # [[ابن اثیر]] (م۶۰۳)؛
| |
| # ابوعبدالله [[قرطبی]] [[انصاری]] (م۶۵۶)؛
| |
| # [[قاضی]] [[بیضاوی]] (م۶۸۵)؛
| |
| # [[محب الدین طبری]] (م۶۹۴)؛
| |
| # [[نظام]] الدین [[اعرج]] نیشابوری (م۷۲۸)؛
| |
| # [[علاء]] الدین [[خازن]] (م۷۴۱)؛
| |
| # [[ابوحیان اندلسی]] (م۷۴۵)؛
| |
| # [[شمس الدین ذهبی]] (م۷۴۸)؛
| |
| # [[ابن کثیر دمشقی]] (م۷۷۴)؛
| |
| # [[جلال الدین سیوطی]] (م۹۱۱)؛
| |
| # قاضی [[شوکانی ]](م۱۲۵۰)؛
| |
| # شهاب الدین [[آلوسی]] (م۱۲۷۰)<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۳ ـ ۳۰۵.</ref>.
| |
|
| |
| == دیدگاه فریقین ==
| |
| == دلالت آیه == | | == دلالت آیه == |
| === [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | | === [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| بدون تردید [[نزول]] [[آیه نجوا]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر [[صحابه]] به [[دستور خداوند]] منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از [[عبدالله بن عمر]] نقل شده است که گفت: «[[علی بن ابیطالب]] سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیا]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}}، اعطای پرچم به ایشان در [[روز خیبر]] و نزول آیه نجوا درباره ایشان»<ref>تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.</ref>. | | بدون تردید نزول [[آیه نجوا]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فضیلتی بزرگ و انحصاری برای آن حضرت است و عمل نکردن سایر [[صحابه]] به [[دستور خداوند]] منقصت و کوتاهی سترگی برای آنان به شمار میآید. به همین جهت است که از [[عبدالله بن عمر]] نقل شده است که گفت: «[[علی بن ابیطالب]] سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیا]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}}، اعطای پرچم به ایشان در [[روز خیبر]] و نزول آیه نجوا درباره ایشان»<ref>تفسیر الثعلبی، ج۹، ص۲۶۲؛ تفسیر القرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲؛ مناقب خوارزمی، ص۲۷۷، ش۲۶۵.</ref>. |
|
| |
|
| این [[داستان]] دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی [[مسلمانان]] و [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، [[مأمور]] و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا{{صل}} و [[یادگیری]] مسائل از آن حضرت مقداری [[صدقه]] بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا{{صل}} حکمی از جانب [[خداوند متعال]] و [[امتثال]] ان بر همه [[واجب]] بوده است. اما از میان اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، تنها امیرالمؤمنین{{ع}} این [[حکم]] را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. | | این داستان دو جنبه دارد: از یکسو فضیلتی بزرگ را برای امیرالمؤمنین{{ع}} [[اثبات]] میکند و از سوی دیگر منقصتی بزرگ برای سایر صحابه به شمار میآید،؛ چراکه بر اساس آیه نجوا، تمامی [[مسلمانان]] و [[صحابه پیامبر]]{{صل}}، [[مأمور]] و موظف بودند که برای گفتگوی خصوصی با رسول خدا{{صل}} و یادگیری مسائل از آن حضرت مقداری [[صدقه]] بدهند پس اعطای صدقه پیش از گفتگوهای خصوصی با رسول خدا{{صل}} حکمی از جانب [[خداوند متعال]] و [[امتثال]] ان بر همه [[واجب]] بوده است. اما از میان اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، تنها امیرالمؤمنین{{ع}} این [[حکم]] را امتثال کرده است و این فضیلتی اختصاصی و بزرگ برای ایشان است. |
|
| |
|
| [[شتاب]] امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امتثال امر]] خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم [[مسامحه]] و ترک نکردن [[تعلم]] از رسول خدا{{صل}} نیز [[فضیلت]] سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل [[تصدق]] نیز فضیلت است و همه این [[فضائل]] در امیرالمؤمنین{{ع}} جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولا! [[بخل]] ورزیدند و از [[صدقه دادن]] و [[کمک به فقرا]] خودداری کردند، ثانیاً [[مصاحبت]] و [[گفتگو]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با [[امر خداوند]] [[مخالفت]] نمودند و [[حکم]] او را [[امتثال]] نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل [[فقرا]] و کسانی که تمکن پرداخت [[صدقه]] را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس [[قانون]] [[عقلی]] «عدم جواز [[تکلیف بمالایطاق]]» تخصصا از طرف [[خطاب]] بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم [[تمکین]] و [[توانایی مالی]] با پرداخت صدقه از این کار [[سرباز]] زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی [[خداوند]] آنها را [[مذمت]] و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و [[عصیان]] آنهاست<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>. | | [[شتاب]] امیرالمؤمنین{{ع}} در [[امتثال امر]] خداوند فضیلتی دیگر برای آن حضرت و عدم [[مسامحه]] و ترک نکردن [[تعلم]] از رسول خدا{{صل}} نیز [[فضیلت]] سوم به شمار میآید. افزون بر اینها اصل [[تصدق]] نیز فضیلت است و همه این [[فضائل]] در امیرالمؤمنین{{ع}} جمع شده است. اما در مقابل، سایر اطرافیان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولا! [[بخل]] ورزیدند و از [[صدقه دادن]] و کمک به فقرا خودداری کردند، ثانیاً [[مصاحبت]] و گفتگو با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ان حضرت را رها کردند و ثالثاً با [[امر خداوند]] [[مخالفت]] نمودند و [[حکم]] او را [[امتثال]] نکردند. البته باید توجه داشت که این حکم شامل [[فقرا]] و کسانی که تمکن پرداخت [[صدقه]] را نداشتند نمیشده است؛ زیرا آنان بر اساس [[قانون]] [[عقلی]] «عدم جواز تکلیف بمالایطاق» تخصصا از طرف خطاب بودن خارجاند، اما افرادی که علیرغم [[تمکین]] و توانایی مالی با پرداخت صدقه از این کار سرباز زدند هیچ عذری از آنان پذیرفته نیست. به همین روی [[خداوند]] آنها را مذمت و ملامت میکند و این مذمت حاکی از تقصیر و [[عصیان]] آنهاست<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref>. |
|
| |
|
| === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === | | === [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} === |
| امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. | | امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. |
| # جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | | # جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. |
| # جهت دوم: در این آیه از [[توبه]][[ سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع [[تخلف]] و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که [[تمکن مالی]] داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان [[وجدان]] [[بیدار]] سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] [[دستگیری]] کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست [[مصاحبت با پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. | | # جهت دوم: در این آیه از [[توبه]] [[سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع تخلف و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که تمکن مالی داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان وجدان بیدار سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] دستگیری کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مصاحبت با پیامبر اکرم{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. |
| | |
| چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} [[خلوت]] میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند [[خدمت]] پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از [[رازگویی]] با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>.
| |
| | |
| اما [[ابوبکر]] علیرغم [[تمکن مالی]]، از [[امر خدا]][[ اطاعت]] نکرده است و از سر [[بخل]] صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا{{صل}} و [[تعلم]] از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او [[مالی]] برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی [[اموال]] وی برای پیامبر ساخته شدهاند [[تعارض]] دارد و اگر [[مال]] داشته و از [[امتثال]] [[حکم الهی]] [[سرباز]] زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو [[اندیشمندان]] [[سنی]] در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات [[عامه]] به بیان و بررسی آنها میپردازیم<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۰۷-۳۰۹.</ref>.
| |
| | |
| == مناقشات عامه ==
| |
| === مناقشات [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] ===
| |
| [[قاضی عبدالجبار]] مدعی است که [[آیه نجوا]] را نمیتوان فضیلتی اختصاصی برای امیرالمؤمنین{{ع}} شمرد؛ زیرا احتمالا سایر [[صحابه]] [[زمان]] کافی برای [[امتثال امر الهی]] نداشتهاند. وی میگوید: «این [که تنها امیرالمؤمنین{{ع}} امر خدا در آیه نجوا را امتنثال کرده است] بر [[فضیلت]] اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]] و عدم فضیلتبزرگان [[اصحاب]] دلالت ندارد؛ چراکه شاید [[وقت]] برای عمل به این [[واجب]] [[توسعه]] نداشته تا دیگر [[صحابه]] بدان عمل کنند<ref>تفسیر النیسابوری، ج۷، ص۱۴۳.</ref>.
| |
| | |
| بر اساس این عبارت، [[قاضی عبدالجبار]] به واجب بودن [[امتثال امر]] [[خدا]] [[اعتراف]] کرده است، اما میگوید [[زمان]] کافی برای [[امتثال]] این امر وجود نداشته و [[آیه]] زود [[نسخ]] شده است!
| |
| | |
| ==== نقد و بررسی سخن قاضی عبدالجبار ====
| |
| در پاسخ به این ادعا باید گفت:
| |
| # این ادعا با سخن [[ابن عمر]] مخالف است که [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} سه ویژگی داشت که اگر یکی از آنها برای من بود از تمامی نعمتهای [[دنیوی]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:... و [[آیه نجوا]]».
| |
| # نزد همه مسلّم است که نسخ [[حکم]] پس از عمل به آن معنا پیدا میکند و این نسخ که حکمی بیاید و پیش از آنکه کسی برای امتثال آن [[فرصت]] پیدا کند، نسخ شود، سخنی بیمعنا و [[باطل]] است. افزون بر آنکه اگر زمان این [[فریضه]] به قدری تنگ بوده که اکابر صحابه فرصت امتثال آن را نداشتند، پس این فرصت پگونه برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فراهم بوده است؟ این در حالی است که قاضی عبدالجبار مینویسد: «و آنچه نقل شده است که برای [[نجوا با پیامبر]]{{صل}} [[صدقه]] میداد و در پردازش [[لشکر]] در بسیاری از اوقات در تحصیل آنچه [[پیامبر]]. پس به تحقیق از کارکردن [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[یهودی]] [[روایت]] شده آن گاه که میدانست که پیامبر به [[پول]] نیازمند است»<ref>المغنی ج۲۰، ص۱۴۳.</ref>.
| |
| | |
| اگر سبب عدم امتثال [[حکم]] از سوی بزرگان [[قوم]] تنگی فرصت بوده است، پس چرا [[خداوند]] با تعبیر {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}} و ملامت و [[مذمت]] آنان این حکم را نسخ کرده است؟ و اگر صحابه به دلیل کمی [[وقت]] این فریضه را ترک کردهاند و در ترک آن معذور بودهاند؛ پس چرا [[ابن عباس]] به صراحت میگوید: {{عربی|لکنّ القوم بخلوا}} لیکن قوم [[بخل]] ورزیدند! این نکته هم درخور توجه است که [[صدقه دادن]] به [[فقرا]] امری [[پسندیده]] است و [[وجوب]] آن برای [[رازگویی]] با [[پیامبر اکرم]]{{صل}}[[ حکمت]] دارد و بر اساس آنچه در متون و منابع مهتبر نزد سنیان آمده [[حکمت]] [[جعل]] این [[حکم]] تخفیفی برای [[رسول خدا]]{{صل}} و ایجاد فرصتی برای [[فقرا]] بوده است. حال سؤال این است که چرا امری [[پسندیده]] و [[حکیمانه]] به فاصله اندکی پس از [[جعل]] از سوی [[خداوند]] [[نسخ]] شده است؟ پاسخ به این سؤال به روشنی در [[روایت]] [[ابن عباس]] بیان شده است یعنی سبب نسخ [[حکم]]، [[بخل]] ورزیدن بزرگان [[صحابه]] بوده است. البته با صرف نظر از همه اینها باید توجه داشت که با طرح احتمال، شاید و لعل هرگز نمیتوان استدلالی، محکم و مستند به [[قرآن]] و [[سنت]] را مخدوش کرد<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۰۹ ـ ۳۱۱.</ref>.
| |
| | |
| === مناقشات [[ابن تیمیه]] ===
| |
| [[مرحوم علامه حلی]] در [[منهاج الکرامه]] مینویسد: «[[برهان]] هجدهم بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|یا أیها الذین ءامنوا إذا ناجیتم الرسول...}} است که از طریق [[حافظ ابونعیم]] به نقل از ابن عباس روایت شده که گفت: خداوند [[سخن گفتن]] با [[رسول خدا]]{{صل}} را [[حرام]] کرد مگر اینکه پیش از آن [[صدقه]] داده شود و ][[اصحاب پیامبر]][ [[بخل]] ورزیدند که پیش از سخن گفتن با ایشان صدقه بدهند در حالی که علی{{ع}} صدقه داد و احدی از [[مسلمانان]] غیر از او این کار را نکرد. از [[تفسیر]] [[ثعلبی]] نیز نقل شده که [[ابن عمر]] گفت: برای علی{{ع}} سه ویژگی بود که اگر یکی از آنها را من داشتم از تمام نعمتهای [[دنیوی]] برایم [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] با [[فاطمه]]{{س}}، [[اعطای پرچم]] به او در [[روز خیبر]] و [[آیه نجوا]]. [[رزین]] عبدری در کتاب جمع بین الصحاح الستة از علی{{ع}} روایت کرده است که فرمود: آیا غیر از من کسی به این [[آیه]] عمل کرده است؟ [[خدای تعالی]] به واسطه من به این [[امت]] [[تخفیف]] داده است و این بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از سایر صحابه دلالت میکند پس او بر [[امامت]] سزاوارتر است»<ref>منهاج الکرامة، ص۱۲۹ ـ ۱۳۰.</ref>.
| |
| | |
| ابن تیمیه در پاسخ به [[استدلال]] [[علامه حلی]] میگوید: «آنچه ثابت شده این است که علی{{ع}} صدقه داد و با [[پیامبر]]{{صل}} [[رازگویی]] کرد و پیش از آنکه غیر از او کس دیگری بدان عمل کند [[آیه نسخ]] شد؛ لیکن [[آیه]]، [[صدقه]] را بر آنان [[واجب]] نمیسازد بلکه به آنان امر میکند که هر گاه [[رازگویی]] کردید، صدقه دهید. پس هر کس رازگویی نکند، لازم نیست صدقه بدهد و چون [[مناجات]] واجب نیست، پس احدی به جهت ترک آنچه که واجب نیست ملامت نمیشود. همین گونه است سخن درباره کسی که از دادن [[صدقه]] عاجز بوده باشد... و هر کس دلیلی بر [[رازگویی]] برایش پیش نیامد، به جهت رازگویی نکردن و صدقه ندادن ملامت و تنقیص نمیشود. لیکن این [[حکم]] درباره کسی است که سببی بر وی عارض شده که اقتضای رازگویی را پیدا کرده است اما آن را از سر [[بخل]] ترک کرده است از این رو او [[عمل مستحبی]] را ترک کرده است.
| |
| | |
| ممکن نیست که علیه [[خلفا]] [[شهادت]] داده شود که آنان اینگونه بودهاند و معلوم نیست که هر سه نفر انها به هنگام [[نزول آیه]] حاضر بوده باشند بلکه ممکن است برخی از آنها غایب بوده باشند یا ممکن است برخی از آنان حاجتی داشتهاند و یا انگیزهای برای رازگویی نداشتهاند و یا [[زمان]] عدم [[نسخ]] [[آیه]] نیز طولانی نبوده تا معلوم شود که در زمان طولانی احتیاج به رازگویی پیدا میشود.
| |
| | |
| بر فرض که یکی از آنان مستحبی را ترک کرده باشد، باز هم میگوییم: کسی که مستحبی را انجام میدهد مطلقا [[افضل]] از دیگران نیست.
| |
| | |
| در [[حدیث صحیح]][[ ثابت]] است که [[پیامبر]]{{صل}} به اصحابش فرمود: امروز کدامیک از شما روزهدارید؟ [[ابوبکر]] گفت: من. فرمود: کدامیک از شما جنازهای را [[تشییع]] کردهاید؟ ابوبکر گفت: من. فرمود: آیا در میان شما کسی هست که به [[عیادت]] مریضی رفته باشد؟ ابوبکر گفت: من. فرمود: آیا در میان شما کسی هست که صدقه داده باشد؟ ابوبکر گفت: من. فرمود: این ویژگیها در کسی جمع نمیشود مگر اینکه او [[اهل بهشت]] است. نظیر این چهار ویژگی در یک [[روز]] برای علی و غیر او نقل نشده است.
| |
| در [[صحیحین]] هم آمده است که پیامبر{{صل}} فرمود: «هر کس به دو زوج در [[راه خدا]][[ انفاق]] کند، از درهای [[بهشت]] فراخوانده میشود که: ای [[بنده خدا]] این [[نیکو]] است. پس اگر [[اهل نماز]] باشد از باب [[نماز]] خوانده میشود و اگر از [[اهل]] [[جهاد]] باشد، از باب [[جهاد]] خوانده میشود و اگر [[اهل]] [[صدقه دادن]] باشد، از باب [[صدقه]] خوانده میشود، پس [[ابوبکر]] گفت: ای [[رسول خدا]] چه ضرورتی است که کسی از این ابواب خوانده شود و آیا کسی هست که از همه این ابواب خوانده شود؟ فرمود: آری و امیدوارم تو از آنان باشی و این برای کسی غیر از ابوبکر ذکر نشده است».
| |
| | |
| [[ابن تیمیه]] در ادامه ضمن اطاله [[کلام]]، با ذکر برخی [[روایات]] از منابع [[عامه]] سعی کرده تا [[فضیلت]] [[ابوبکر]] بلکه [[افضلیت]] وی را با استناد به آنها ثابت نماید<ref>احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة، ج۷، ص۱۱۴ ـ ۱۱۸.</ref>.
| |
| | |
| ==== نقد و بررسی اشکالات [[ابن تیمیه]] ====
| |
| ابن تیمیه در اینجا درازگویی کرده و به جای پرداختن به اصل بحث، [[روایات]] فراوانی را از منابع سنیان درباره [[فضایل]] ابوبکر آورده است که هیچکدام در [[مقام]] [[جدال]] و مناظره [[ارزش]] و اعتباری ندارند. وی [[اعتراف]] میکند که [[صدقه دادن]] قبل از [[رازگویی]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}[[ ثابت]] است و این امر اختصاص به آن حضرت دارد. وی ادعا میکند که تنها آن حضرت به [[امر خدا]] در [[آیه نجوا]] عمل کرده است. اما صدقه دادن [[واجب]] نبوده بلکه [[وجوب]] ان برای رازگویی با [[پیامبر]] است و حال آنکه خود رازگویی با پیامبر وجوبی ندارد و هر کس رازگویی نکند، لازم نیست [[صدقه]] بدهد و ترک صدقه و رازگویی نیز مستلزم ملامت او نیست.
| |
| اما هر کسی که اندکی با [[زبان عربی]] آشنا باشد، میفهمد که [[آیه]] هم بر [[مدح]] صدقه دهنده دلالت دارد و هم بر [[ذم]] آنان که از پرداخت صدقه و [[امتثال امر]] [[خداوند]] [[سرباز]] زنند و تردیدی نیست که مدح سزاوار امیرالمؤمنین{{ع}} است؛ چراکه تنها او امر خدا را [[اطاعت]] کرد و ذم نیز مربوط به همه اطرافیان پیامبر{{صل}} است که علیرغم [[تمکن مالی]]، [[بخل]] ورزیدند و امر خدا را اطاعت نکردند. [[نصوص]] [[روایات تفسیری]] آیه نجوا نیز به روشنی بیانگر این [[حقیقت]] هستند. این روایات در منابع معتبر [[حدیثی]] سنیان ذکر شده و بسیاری از حفاظ و [[حدیث]] پژوهان مشهور [[سنی]] در دورههای مختلف به نقل آنها پرداختهاند در سند این حدیث نیز خدشهای نشد بلکه [[حاکم]]، [[ذهبی]]، [[ابن حبان]]، [[ترمذی]] و دیگران این حدیث را [[نیکو]] و صحیح دانستهاند.
| |
| | |
| ابن تیمیه هم چون [[قاضی عبدالجبار]] ادعا میکند که پیش از آنکه [[صحابه]] به این آیه عمل کنند، [[آیه نسخ]] شد؛ اما چنانچه گذشت این ادعا [[باطل]] است زیرا دلیلنسخ [[آیه]] بروشنی در [[آیه نسخ]] شده ذکر شده و ان [[بخل]] ورزیدن اطرافیان [[پیامبر]]{{صل}} بوده است و اساسا معنا ندارد که حکمی از سوی [[خداوند]] [[جعل]] شود و بدون دلیل و پیش از آنکه کسی به آن عمل کرده و یا آن را ترک کند، [[نسخ]] گردد. پس روشن است که چون اطرافیان [[پیامبر]]{{صل}} از [[امتثال]] این [[حکم]] [[سرباز]] زدند، [[خداوند]] آن را به خاطر [[تخفیف]] بر [[مسلمانان]] نسخ کرد و برداشت. دلالت [[آیه نسخ]] بر [[مذمت]] و ملامت نیز دلیلی دیگر بر بطلان ادعای [[ابن تیمیه]] است.
| |
| | |
| ابن تیمیه همچنین ادعا میکند که در [[آیه]]، [[صدقه دادن]] [[واجب]] نشده بلکه خداوند به مسلمانان[[ امر]] کرده که به هنگام [[رازگویی]] با پیامبر{{صل}} [[صدقه]] دهند و چون اقتضای رازگویی برای [[صحابه]] پیدا نشده آنها نه صدقه دادهاند و نه رازگویی کردهاند این در حالی است که بر اساس صریح [[روایات]]، خداوند به سبب مراجعات فراوان صحابه برای رازگویی با پیامبر این آیه را نازل فرمود و رازگویی با پیامبر را به پرداخت صدقه مشروط کرد تا آسایشی برای پیامبر حاصل شود. حال [[پرسش]] اینجاست که چطور پیش از [[نزول]] [[امر الهی]]، اقتضا و انگیزه برای رازگویی وجود داشت اما پس از نزول این آیه و بیان حکم، به یکباره این اقتضا و انگیزه از میان رفت؟! پاسخ این سؤال روشن است و در خود آیه نیز بروشنی بیان شده است که [[بخل]] صحابه، انگیزه رازگویی را از میان برده است، چنانکه [[ابن عباس]] نیز به صراحت بر این [[حقیقت]] تأکید کرده است.
| |
| | |
| ابن تیمیه تلاش بسیاری میکند تا ثابت کند که امر به پرداخت صدقه دلالتی بر [[وجوب]] ندارد بلکه دال بر [[استحباب]] است اما قرائن فراوانی در خود آیه وجود دارد که خلاف این مطلب را ثابت میکند که در اینجا به این قرائن اشاره میکنیم:
| |
| # {{متن قرآن|قَدِّمُوا}} امر است و امر ظهور در وجوب دارد نه استحباب.
| |
| # عبارت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ}} برای مذمت و ملامت است و اگر امر استحبابی باشد، ترک آن سبب ملامت نمیشود چنانکه خود ابن تیمیه نیز به این نکته تصریح دارد آنجا که میگوید: {{عربی|وإذا لم تکن المناجاة واجبة لم یکن أحد ملوما، إذ ترک ما لیس بواجب}} بنابراین پون [[آیه شریفه]] {{ءأشفقتم}} به [[اذعان]] [[مفسران]] و [[قرآن پژوهان]] بزرگ [[سنی]] و بنابر تصریح [[ابن عباس]] بیانگر ملامت و [[توبیخ]] کسانی است که از پرداخت [[صدقه]] امتناع کردهاند، پس امر در [[آیه نجوا]][[ امر]] وجوبی است نه امر استحبابی.
| |
| # تعبیر {{متن قرآن|تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ}} حکایت از [[خطا]] و معصیتی دارد که [[مسلمانان]] باید از آن [[توبه]] کنند. روشن است که ترک [[عمل ]][[مستحب]] [[معصیت]] نیست و به توبه نیازی ندارد. از این رو پرداخت [[صدقه]] [[واجب]] بوده و ترک آن معصیت شمرده میشود به عبارت دیگر تعبیر "توبه" ظهور در [[وجوب]] [[تصدق]] بر مسلمانان دارد.
| |
| # قرار دادن [[حکم]] تصدق در ردیف [[نماز]] و [[زکات]] نیز بر وجوب آن دلالت دارد و [[خداوند]] پس از [[نسخ]] این حکم، بر [[اقامه نماز]] و [[پرداخت زکات]] تأکید میکند.
| |
| # خود نسخ حکم، بر وجوب آن دلالت میکند؛ چراکه اساسا در [[مستحبات]]، نسخ معنا ندارد بلکه نسخ مختص [[احکام]] الزامی و وجوبی است؛ زیرا ترک امر مستحب از ابتدا جایز است و نیازی به نسخ آن نیست. بنابراین اتفاق تمامی [[قرآن پژوهان]] بر نسخه حکم صدقه در این [[آیه]] نشانگر این است که این امر واجب بوده است. در میان [[اندیشمندان]] مشهور [[اهل سنت]]، عدهای قائل به واجب بودن این امر هستند که از این میان میتوان به [[قاضی عبدالجبار]] اشاره کرد. وی تصریح کرده است که {{عربی|لأنّ الوقت لعله لم یتسع بهذا الفرض}} یعنی از نظر وی پرداخت صدقه، فرض و واجب بوده است.
| |
| | |
| غیر از قاضی عبدالجبار، [[بیضاوی]] و [[خطیب شربینی]] نیز بر واجب بودن این امر تأکید کردهاند. بیضاوی ترخیص در پرداخت صدقه از سوی [[فقرا]] را بالاترین دلیل بر وجوب صدقه میداند و مینویسد: «لکن این آیه که میفرماید: {{متن قرآن|فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}} یعنی برای کسی که چیزی نیافته است، از آن جهت که به او در [[مناجات]]، بدون تصدق [[رخصت]] داده است، دلالت بر وجوب میکند»<ref>بیضاوی، تفسیر، ج۵، ص۳۱۳.</ref>.
| |
| | |
| در [[سراج]] [[المنیر]] هم آمده است «[[ظاهر آیه]] دلالت میکند که پرداخت صدقه واجب بوده است؛ زیرا امر برای وجوب است و ادامه آیه نیز بر این مطلب تأکید میکند: {{متن قرآن|فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}»<ref>تفسیر سراج المنیر، ج۱، ص۴۵۶۲؛ رازی، فخرالدین، تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱.</ref>.
| |
| | |
| در ادامه [[ابن تیمیه]] ادعا میکند که عمل به امر [[مستحب]]، مطلقا بر [[افضلیت]] عمل کننده نسبت به ترک کنندگان دلالت ندارد اما اولا امر در [[آیه]] امر وجوبی است و نه استحبابی و ثانیا بر فرض قبول استحبابی بودن امر، باز هم ترک آن [[مذموم]] است؛ چراکه [[خداوند]] ترک کنندگان را ملامت و [[مذمت]] کرده است. همین طور عمل به آن نیز قطعا فضیلتی بزرگ است و در این صورت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد و به همین جهت است که [[ابن عمر]][[ آرزو]] میکرد که این [[فضیلت]] برای او باشد. بنابراین [[ابن تیمیه]] با این ادعای خود هم با [[قرآن]] [[مخالفت]] کرده است و هم با نظر بزرگان [[اهل سنت]]. وی سپس در [[مقام]] [[دفاع]] از [[ابوبکر]] و عمر بر میآید و ادعا میکند که چنین شهادتی علیه [[خلفا]] ممکن نیست زیرا چه بسا هر سه نفر آنها به هنگام [[نزول]] [[آیه نجوا]] حضور نداشتهاند و یا ممکن است برخی از آنها غایب بوده باشند و یا برای برخی از آنها حاجتی پیش آمده باشد، و یا ممکن است انگیزهای برای [[مناجات]] نداشتهاند.
| |
| | |
| در اینجا توجه به دو نکته ضروری است:
| |
| # اگر [[صدقه دادن]] فضیلتی نیست و ترک آن موجب [[استحقاق]] مذمت میشود، پس چرا ابن تیمیه میکوشد خلفا را از آن تبرئه کند و با احتمالاتی بیدلیل از آنان دفاع نماید؟
| |
| # با احتمالات هرگز نمیتوان در [[استدلال]] محکم و متقن خدشه کرد و این بهانه جوییها کارساز نیستند. به وضوح روشن است که در اینجا عدم حضور خلفا دلیل عمل نکردنشان به [[امر الهی]] نیست بلکه بر اساس آیه و [[روایات تفسیری]] ذیل آن، آنچه سبب عدم [[امتثال امر الهی]] از سوی سایر [[صحابه]] شده، [[بخل]] آنان بوده است.
| |
| | |
| ابن تیمیه سپس [[روایات]] زیادی از [[منابع اهل سنت]] در [[اثبات]] فضیلت ابوبکر نقل کرده است اما بیشتر این [[احادیث]] از [[ابوهریره]] است که امروزه [[جعل حدیث]] از سوی وی برای همگان آشکار است و او در میان [[حدیث]] پژوهان [[سنی]] نیز [[آبرویی]] ندارد. برخی از آن [[احادیث]] نیز چنان [[رسوا]] هستند که [[فخر رازی]] نیز مجبور به [[تکذیب]] انها شده است. به هر حال صرفنظر از [[کذب]] و [[باطل]] بودن این احادیث باز هم با استناد به آنها هرگز نمیتوان در [[کلام شیعه]] خدشه کرد زیرا این احادیث مورد قبول [[شیعیان]] نیستند و در [[مقام]] [[مناظره]] باید به چیزی استناد کرد که طرف مقابل ملزم به پذیرش آن باشد<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۱۲ ـ ۳۲۸.</ref>.
| |
| | |
| === مناقشات [[فخر رازی]] ===
| |
| فخررازی برای توجیه کار [[خلفا]] مجبور شده است که کار [[خداوند]] را تخطئه و [[حکم خدا]] را به [[صدقه دادن]] رد کند. وی در ذیل [[آیه نجوا]] مینویسد: «از علی{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: همانا در [[کتاب خدا]] آیهای وجود دارد که احدی پیش از من به آن عمل نکرده است و احدی پس از من هم به آن عمل نمیکند. من یک دینار داشتم و ان را به ده درهم تبدیل کردم پس هرگاه که با [[رسول خدا]] [[رازگویی]] میکردم پیش از هر [[نجوا]] یک درهم میدادم. سپس [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد» از [[ابن جریج]]، کلبی و عطا از [[ابن عباس]] هم روایت شده که [[صحابه]] از رازگویی [[نهی]] شدند مگر اینکه [[صدقه]] بدهند. پس احدی رازگویی نکرد غیر از علی{{ع}} که یک دینار صدقه میداد. آنگاه بود که [[رخصت]] ]در [[آیه]] بعدی[ نازل شد. [[قاضی عبدالجبار]] میگوید: در [[روایات]] فراوان است که او ][[امیرالمؤمنین]]{{ع}}[ به [[تنهایی]] پیش از رازگویی صدقه پرداخت کرده است. سپس [[نسخ]] وارد شد و اگر چه روایت شده که بزرگان [[قوم]] [[وقت]] نکرده و این کار را انجام ندادند، اما اگر چنانچه ثابت شود که این کار به او ]یعنی امیرالمؤمنین{{ع}}[ اختصاص داشته است ]باز هم نقصی بر صحابه نیست[؛ چراکه وقت برای این کار [[توسعه]] نداشته است و الا شبههای نیست که بزرگان صحابه از چنین امری خودداری نمیکردند. من میگویم بر فرض اینکه شرافتمندان صحابه وقت یافتند و این کار را نکردند، باز هم این موضوع موجب [[طعن]] آنان نمیشود و اقدام به این کار از اموری است که [[فقیران]] را دلتنگ میکند زیرا آنها [[قادر]] به چنین کاری نیستند پس قلبشان تنگ میشود و [[قلب]] ثروتنمند نیز انیسی نمییابد از این رو اگر [[ثروتمند]] این کار را انجام ندهد و غیر او این کار را بکند، این فعل سبب طعن کسی میشود که آن را انجام نداده است پس این فعل وقتی سبب [[اندوه]] [[فقرا]] و [[تنهایی]] [[ثروتمندان]] میشود، در ترک آن ضرر زیادی وجود نخواهد داشت؛ چراکه آنچه سبب [[الفت]] است بر آنچه سبب دوری و تنهایی است [[اولویت]] دارد. همچنین این [[رازگویی]] در زمره عبادتهای [[واجب]] و حتی [[مستحب]] نبوده است و بیان کردیم که [[اصحاب]] به این [[صدقه دادن]] [[تکلیف]] شدند تا این رازگویی را ترک کنند و اگر [[عمل ]]شایسته ترکِ این [[رازگویی]] باشد، ترک آن سبب [[طعن]] نمیشود. اما اینکه میفرماید: {{متن قرآن|تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ}} در [[آیه]] نیامده است که [[خداوند]] به خاطر این کوتاهی [[توبه]] آنان را میپذیرد، بلکه احتمال میرود معنا چنین نباشد که اگر شما توبه کننده و بازگشت کننده به سوی [[خداوند سبحان]] باشید و [[نماز]] را اقامه کنید و [[زکات]] را بپردازید پس این [[تکلیف]] به تحقیق برای شما کافی است»<ref>رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۷۱-۲۷۳.</ref>.
| |
| | |
| ==== نقد و بررسی اشکالات [[فخر رازی]] ====
| |
| در پاسخ به این سخنان [[باطل]] باید گفت: ادعای رازی به معنای [[اعتراض]] به [[امر خداوند]] و رد آن است زیرا وی [[امر خدا]] را در [[آیه نجوا]] موجب به تنگ آمدن [[قلب]] [[فقرا]] و سبب از دست رفتن انیس [[اغنیا]] دانسته است. به عبارت دیگر خداوند سبحان با [[علم]] به این که [[حکم]] او چنین آثاری دارد ان را وضع کرده است، اما -نعوذ بالله- [[صحابه]] [[اشتباه]] بودن و آثار منفی این حکم را فهمیدهاند و به آن عمل نکردهاند. ملاحظه کنید که [[تعصب]]،[[ انسان]] را به چه سخنانی وامیدارد و یک [[اندیشمند]] برای [[دفاع]] از [[پیشوایان]] خود آنچه را که به ارعان همگان فضیلتی اختصاصی برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است را به عنوان طعنی برای آن حضرت جلوه میدهد؛ او در حالی [[صدقه دادن]] امیرالمؤمنین{{ع}} را طعنی برای حضرت تلقی میکند که [[ابن عمر]][[ آرزو]] میکرد این ویژگی برای او باشد. حتی افراد متعصبی همچون ابن [[روزبهان]] هم به [[فضیلت]] بودن آن [[اعتراف]] کردهاند. ابن روزبهان مینویسد: حرفی نیست که این از جمله [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که زبانها از احاطه بر آن عاجزند<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۳۰؛ شرح احقاق الحق، ج۳، ص۱۴۰.</ref>.
| |
|
| |
|
| عملی که به امضای [[خدا]] و رسولش رسیده است. امیرالمؤمنین{{ع}} بر آن [[مباهات]] میکند و [[احادیث]] فراوان با اسانید معتبر، آن را فضیلتی برای آن حضرت برمیشمارند و بیانگر [[مذمت]] و ملامت ترک کنندگان آن از سوی [[خداوند]] هستند. آن گاه چنین عملی صرفا به خاطر [[بغض]] نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و از سر [[تعصب]]، [[طعن]] بر آن حضرت تلقی شده است و [[فخر رازی]] برای پیشبرد اغراض متعصبانه خود و [[دفاع]] از پیشوایانش، [[قرآن]] را نیز به [[رأی]] خود [[تفسیر]] کرده است. در حالی که [[رسول خدا]]{{صل}} از این کار [[نهی]] کرده و [[تذکر]] داده که مجازاتآن [[آتش جهنم]] است.
| | چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} خلوت میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند خدمت پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از رازگویی با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. |
|
| |
|
| این سخنان [[فخر]] چنان آشکارا [[باطل]] است و [[دشمنی]] و [[تعصب]] در ان چنان پیداست که [[نظام]] الدین [[اعرج]] [[نیشابوری]] علیرغم [[تبعیت]] از [[فخر رازی]] در تفسیرش میگوید: «این [[کلام]] فخر از تعصب خالی نیست و بر چه اساسی ما ملزم هستیم [[مفضول]] بودن علی{{ع}} را در همه [[خصلتها]][[ ثابت]] کنیم؟ و چرا حصول فضیلتی که در غیر او از ابزرگان [[صحابه]] یافت نمیشود، برای او جایز نباشد؟ به تحقیق از [[ابن عمر]] [[روایت]] شده است که علی{{ع}} سه ویژگی داشت که اگر یکی از انها برای من بود از تمام نعمتهای [[دنیوی]] برای من [[دوست]] داشتنیتر بود:[[ ازدواج]] او با [[فاطمه]]{{س}} و [[اعطای پرچم]] در [[روز خیبر]] به او و [[آیه نجوا]]. آیا فرد با [[انصاف]] هرگز میگوید که [[رازگویی]] با [[پیامبر]]{{صل}} نقیصه است؟ با اینکه در [[آیه]] سخنی از نهی از رازگویی به میان نیامده بلکه پرداخت [[صدقه]] پیش از رازگویی وارد شده است. پس هر کس به آیه عمل کند، از دو جهت برای او [[فضیلت]] حاصل میشود: یکی جلوگیری از بیتوجهی و ترک برخی [[فقرا]] و دیگری محبوب بودن [[نجوا]] با رسول خدا{{صل}} که موجب [[قرب]] به ایشان و حل مسائل دشوار و مبهم میشود و آشکار کننده این است که [[نجوا با پیامبر]] برای نجوا کننده، دوست داشتنیتر از [[مال]] [[دنیا]] است»<ref>تفسیر نیشابوری، ج۷، ص۱۴۴.</ref>.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۲۸-۳۳۳.</ref>
| | اما [[ابوبکر]] علیرغم تمکن مالی، از [[امر خدا]][[ اطاعت]] نکرده است و از سر [[بخل]] صدقه نداده است؛ چراکه مصاحبت با رسول خدا{{صل}} و [[تعلم]] از آن حضرا برای او اهمیتی نداشته است. براستی ابوبکر چه عذری داشته است؟ اگر گفته شود که او [[مالی]] برای صدقه دادن نداشته، این سخن با احادیثی که درباره نفع رسانی [[اموال]] وی برای پیامبر ساخته شدهاند تعارض دارد و اگر [[مال]] داشته و از [[امتثال]] حکم الهی سرباز زده، شایسته خلاقت نیست. از این رو اندیشمندان [[سنی]] در پی عذرتراشی و توجیه برآمدهاند که در بخش مناقشات [[عامه]] به بیان و بررسی آنها میپردازیم<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۳۰۷-۳۰۹.</ref>. |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| #[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] |
| | # [[پرونده:Jawahir-kalam-5.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|'''جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|