بحث:خوارج: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'خارجی' به 'خارجی')
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای واثق==
'''خوارج''' به معنای [[یاغیان]] و [[شورشیان]] است. در اصطلاح [[تاریخی]]، به گروهی از سربازان از [[حضرت علی]]{{ع}} گفته می‌شود که پس از [[جنگ]] [[صفّین]]، از [[سپاه]] او جدا شده و از [[فرمان]] [[علی]]{{ع}} سر برتافتند و از بیعتِ با [[امام]] خارج شدند و در نهایت، بر ضدّ آن [[حضرت]] [[خروج]] کردند. افرادی بودند [[ساده‌لوح]]، که در [[جنگ صفین]] [[فریب]] [[نیرنگ]] [[معاویه]] را خوردند و با دیدن [[قرآن]] بر بالای نیزه‌ها، از ادامه [[جنگ]] با [[معاویه]] دست کشیده، از [[علی]]{{ع}} خواستند که به "[[حکمیّت]]" تن در دهد و با [[معاویه]] نجنگد. این گروه، رفته رفته به یک [[فرقه]] تبدیل شدند، با [[افکار]] و عقایدی خاصّ و به فتنه‌گری بر ضدّ [[حکومت امام]] پرداختند. چون آشوبگری آنان بالا گرفت، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با آنان در محلّی به نام "[[نهروان]]" جنگید و بیشترشان کشته شدند، امّا تفکرات جاهلانه آنان باقی ماند و به تدریج هوادارانی پیدا کردند و به فرقه‌های دیگری همچون اباضیّه و [[ازارقه]] تقسیم شدند. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] از آنان یاد می‌کند و [[نبرد]] خود با آنان را [[مبارزه]] با "[[فتنه]]" می‌شمارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۹.</ref>.
'''خوارج''' به معنای [[یاغیان]] و [[شورشیان]] است. در اصطلاح [[تاریخی]]، به گروهی از سربازان از [[حضرت علی]]{{ع}} گفته می‌شود که پس از [[جنگ]] [[صفّین]]، از [[سپاه]] او جدا شده و از [[فرمان]] [[علی]]{{ع}} سر برتافتند و از بیعتِ با [[امام]] خارج شدند و در نهایت، بر ضدّ آن [[حضرت]] [[خروج]] کردند. افرادی بودند [[ساده‌لوح]]، که در [[جنگ صفین]] [[فریب]] [[نیرنگ]] [[معاویه]] را خوردند و با دیدن [[قرآن]] بر بالای نیزه‌ها، از ادامه [[جنگ]] با [[معاویه]] دست کشیده، از [[علی]]{{ع}} خواستند که به "[[حکمیّت]]" تن در دهد و با [[معاویه]] نجنگد. این گروه، رفته رفته به یک [[فرقه]] تبدیل شدند، با [[افکار]] و عقایدی خاصّ و به فتنه‌گری بر ضدّ [[حکومت امام]] پرداختند. چون آشوبگری آنان بالا گرفت، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با آنان در محلّی به نام "[[نهروان]]" جنگید و بیشترشان کشته شدند، امّا تفکرات جاهلانه آنان [[باقی]] ماند و به تدریج هوادارانی پیدا کردند و به فرقه‌های دیگری همچون اباضیّه و [[ازارقه]] تقسیم شدند. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] از آنان یاد می‌کند و [[نبرد]] خود با آنان را [[مبارزه]] با "[[فتنه]]" می‌شمارد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۹۹.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۸: خط ۷:
==[[فرقه‌های خوارج]]==
==[[فرقه‌های خوارج]]==
*خوارج با گذشت زمان، در [[تبلیغ]] و [[ترویج]] [[عقاید]] خویش کوشیدند و رفته و رفته انشعاباتی یافتند؛ چونان که [[دانشمندان]] [[ملل و نحل]] تا بیست [[فرقه]] برای خوارج برشمرده‌اند. از مشهورترین فرق خوارج عبارت‌اند از: ارقه، عجارده، صفریه، واقفه و [[اباضیه]]<ref>الفرق بین الفرق‌، ۲۴، ۷۲ و ۷۳.</ref>. امروزه همه گروه‌های خوارج از میان رفته‌اند مگر [[اباضیه]] که به صورتی محدود همچنان بر جای مانده است<ref>ر.ک: خوارج در تاریخ‌، ۲۴۱ و ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 240.</ref>.
*خوارج با گذشت زمان، در [[تبلیغ]] و [[ترویج]] [[عقاید]] خویش کوشیدند و رفته و رفته انشعاباتی یافتند؛ چونان که [[دانشمندان]] [[ملل و نحل]] تا بیست [[فرقه]] برای خوارج برشمرده‌اند. از مشهورترین فرق خوارج عبارت‌اند از: ارقه، عجارده، صفریه، واقفه و [[اباضیه]]<ref>الفرق بین الفرق‌، ۲۴، ۷۲ و ۷۳.</ref>. امروزه همه گروه‌های خوارج از میان رفته‌اند مگر [[اباضیه]] که به صورتی محدود همچنان بر جای مانده است<ref>ر.ک: خوارج در تاریخ‌، ۲۴۱ و ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 240.</ref>.
*خوارج دارای فرقه‌هایی چند هستند که عبارت‌اند از: ازرقیه، نجدیه، بهیسیه، عجدریه، ثعالبه، [[اباضیه]]، صفریه و واقفیه. از میان خوارج فقط [[فرقه]] [[اباضیه]] معتدل‌تر بودند که [[فرصت]] بقا یافتند و بقیه از میان رفتند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 379.</ref>.
*خوارج دارای فرقه‌هایی چند هستند که عبارت‌اند از: ازرقیه، نجدیه، بهیسیه، عجدریه، ثعالبه، [[اباضیه]]، صفریه و واقفیه. از میان خوارج فقط [[فرقه]] [[اباضیه]] معتدل‌تر بودند که [[فرصت]] بقا یافتند و بقیه از میان رفتند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 379.</ref>.


==[[خوارج نهروان]]==
==[[خوارج نهروان]]==
خط ۱۸: خط ۱۷:
* درسی که می‌توانیم از خوارج برای این دوران بگیریم [[لزوم]] هماهنگی میان تقدس و [[بینش]] افراد است. [[تاریخ اسلام]] [[گواه]] این مطلب است که با افزایش مقدس‌های فاقد [[بینش]] و [[بصیرت]]، خطر عوام‌فریبی از سوی [[دشمنان]] بیشتر شده است. منفعت‌پرستان با زیرکی از تقوای بدون [[بصیرت]] برخی متدينان سوء استفاده کرده و حوادثی همچون بر نیزه کردن [[قرآن]] بارها رخ داده است.
* درسی که می‌توانیم از خوارج برای این دوران بگیریم [[لزوم]] هماهنگی میان تقدس و [[بینش]] افراد است. [[تاریخ اسلام]] [[گواه]] این مطلب است که با افزایش مقدس‌های فاقد [[بینش]] و [[بصیرت]]، خطر عوام‌فریبی از سوی [[دشمنان]] بیشتر شده است. منفعت‌پرستان با زیرکی از تقوای بدون [[بصیرت]] برخی متدينان سوء استفاده کرده و حوادثی همچون بر نیزه کردن [[قرآن]] بارها رخ داده است.
* نکته دیگر اینکه بسنده کردن به کلیات بی‌نتیجه است. بدون تعیین طرز صحیح [[استنباط]] و برداشت از [[قرآن]] [[دعوت]] به [[پیروی]] از [[قرآن]] مفید نیست. خوارج گرچه [[دعوت]] به [[قرآن]] می‌کردند، ولی چون با شیوه صحیح استفاده از این منبع [[نورانی]] آشنا نبودند بیشتر [[گمراه]] می‌شدند. [[قرآن]] وجوه متعددی دارد که باعث [[گمراهی]] بیشتر افراد [[فاسد]] می‌شود. مثلاً در [[قرآن]] از [[حقانیت]] [[علی]] {{ع}} یا [[معاویه]] در [[جنگ صفین]] سخنی به میان نیامده است، بلکه تنها توصیه به هوشیاری در تشخیص [[فرقه]] [[ظالم]] شده است. [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌فرماید: عدم تطبیق کلیات به مصادیق جزئی بی‌فایده است. باید در هر زمان مصداق [[ظلم]] و [[عدل]] را به درستی تشخیص داد.<ref>یادداشت‌ها، ج ۳، ص ۳۷۴.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]؛ صفحه ۹۸ تا۱۰۶.</ref>
* نکته دیگر اینکه بسنده کردن به کلیات بی‌نتیجه است. بدون تعیین طرز صحیح [[استنباط]] و برداشت از [[قرآن]] [[دعوت]] به [[پیروی]] از [[قرآن]] مفید نیست. خوارج گرچه [[دعوت]] به [[قرآن]] می‌کردند، ولی چون با شیوه صحیح استفاده از این منبع [[نورانی]] آشنا نبودند بیشتر [[گمراه]] می‌شدند. [[قرآن]] وجوه متعددی دارد که باعث [[گمراهی]] بیشتر افراد [[فاسد]] می‌شود. مثلاً در [[قرآن]] از [[حقانیت]] [[علی]] {{ع}} یا [[معاویه]] در [[جنگ صفین]] سخنی به میان نیامده است، بلکه تنها توصیه به هوشیاری در تشخیص [[فرقه]] [[ظالم]] شده است. [[امام علی|علی]] {{ع}} می‌فرماید: عدم تطبیق کلیات به مصادیق جزئی بی‌فایده است. باید در هر زمان مصداق [[ظلم]] و [[عدل]] را به درستی تشخیص داد.<ref>یادداشت‌ها، ج ۳، ص ۳۷۴.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]؛ صفحه ۹۸ تا۱۰۶.</ref>
==[[پیشگویی]] [[رسول خدا]]{{صل}} درباره [[ظهور]] خوارج==
*هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[غنائم]] [[حنین]] را تقسیم کرد، مرد شانه خمیده و قد بلندی که [[اثر سجده]] در پیشانی‌اش هویدا بود، پیش [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمد و بر همه [[سلام]] کرد و بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به طور خاص [[سلام]] نکرد. سپس از [[پیامبر]]{{صل}} پرسید: "[[غنائم]] را چگونه تقسیم کردید؟" [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرسید: "تو چگونه دیدی؟" او جواب داد: "[[عدالت]] را رعایت نکردی!" [[رسول خدا]]{{صل}} [[خشمگین]] شد و به او گفت: "وای بر تو! اگر [[عدالت]] نزد من نباشد، پس نزد چه کسی است؟!" [[مسلمانان]] پرسیدند: "ای [[رسول خدا]] آیا او را بکشیم؟!" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "خیر، او را رها کنید. به زودی او پیروانی پیدا می‌کند که همانند تیری که از [[هدف]] بیرون می‌رود، از [[دین]] بیرون می‌روند و [[خداوند]] آنها را بعد از من به [[دست]] [[علی]] محبوب‌ترین [[بنده]] خود نابود می‌سازد". وی در [[جنگ نهروان]] به [[دست]] [[امام علی]]{{ع}} کشته شد<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۱۴۸؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱۶، ص۳۸۷.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۱۰.</ref>
==خوارج در فرهنگ مطهر==
خوارج یعنی [[شورشیان]]. این واژه از “خروج”<ref>کلمه “خروج” اگر به “علی” متعدی شود و معنای نزدیک به یکدیگر دارد: یکی در [[مقام]] [[پیکار]] و [[جنگ]] برآمدن و دیگری [[تمرد]] و [[عصیان]] و [[شورش]]. {{عربی|خرج فلان على فلان على فلان: برزلقئاله. وخرجت الرعبة على الملك: تمردت}} المنجد.
کلمه “خوارج” که معادل [[فارسی]] آن “شورشیان” است از “خروج” به معنای دوم گرفته شده است. این جمعیت را از آن نظر خوارج گفتند که از [[فرمان]] [[علی]] تمرد کردند و علیه او شوریدند و چون تمرد خود را بر یک [[عقیده]] و مسلک مذهبی مبتنی کردند، بخله‌ای شدند و این اسم به آنها اختصاص می‌یافت و لذا به سایر کسانی که بعد از آنها [[قیام]] کردند و بر [[حاکم]] وقت [[طغیان]] نمودند خارجی گفته نشد.
اگر اینها [[مکتب]] و عقیده خاصی نمی‌داشتند مثل سایر یاغی‌های دوره‌های بعد بودند. ولی اینها عقائدی داشتند و بعدها خود این [[عقائد]] موضوعیت پیدا کرد. اگر چه هیچ وقت موفق نشدند [[حکومتی]] تشکیل دهند امّا موفق شدند [[فقه]] و ادبی برای خود به وجود بیاورند (به [[ضحی]] الإسلام، ج۳، ص۳۴۰ - ۳۴۷، طبع ششم مراجعه شود).
اشخاصی بودند که هرگز اتفاق نیفتاد که [[خروج]] کنند ولی بر عقیده خوارج بودند. مثل آنچه درباره عمروبن [[عبید]] و بعضی دیگر از [[معتزله]] گفته می‌شود. افرادی از معتزله که در عقیده [[امربه معروف و نهی از منکر]] و یا در مسئله مخلّد بودن [[مرتکب کبیره]] با خوارج همفکر بوده‌اند درباره‌شان گفته می‌شود {{متن حدیث|وَ كَانَ‏ يَرَى‏ رَأْيَ‏ الْخَوَارِجِ‏}} یعنی همچون خوارج می‌اندیشد. حتی بعضی از [[زن‌ها]] بوده‌اند که عقیده خارجی داشته‌اند. در کامل مبرد، ج۲، ص۱۵۴ داستان زنی را [[نقل]] می‌کند که عقیده خارجی داشته است بنابر این مفهوم لغوی کلمه و مفهوم اصطلاحی آن عموم من وجه است.</ref> به معنای [[سرکشی]] و طغیان گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان [[حکمیت]] است<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۱۴.</ref>. خوارج از [[فرق اسلامی]] هستند؛ گو اینکه طبق [[عقیده]] ما آنها کافرند، اما آنها خود را [[مسلمان]] می‌دانستند بلکه فقط خودشان را مسلمان می‌دانستند و دیگران را بی‌دین و [[خارج از دین]] به حساب می‌آوردند. هیچ کس ادّعا نکرده که خوارج به [[اسلام]] عقیده نداشته‌اند، بلکه همه اعتراف دارند که آنها شدیداً و با [[تعصّب]] زیادی به اسلام [[معتقد]] بودند. [[خصلت]] بارز اینها دوریشان از [[فکر]] و تعقّل است. خود [[علی]]{{ع}} که از آنها نام می‌برد آنها را مردمی معتقد ولی [[جاهل]] و قشری معرفی می‌کند. مردمی بودن، متعبّد، [[شب]] زنده‌دار وقاری [[قرآن]]، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقّل، و بلکه [[مخالف]] فکر و تعقّل در کار [[دین]]<ref>بیست گفتار، ص۵۱.</ref>.
خوارج بی‌شهامت، یعنی [[مقدس]] مآبان [[ترسو]]<ref>جاذبه و دافعه علی{{ع}}، ص۱۵۸.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۹۸.</ref>
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{پانویس2}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۰۹:۲۷

خوارج به معنای یاغیان و شورشیان است. در اصطلاح تاریخی، به گروهی از سربازان از حضرت علی(ع) گفته می‌شود که پس از جنگ صفّین، از سپاه او جدا شده و از فرمان علی(ع) سر برتافتند و از بیعتِ با امام خارج شدند و در نهایت، بر ضدّ آن حضرت خروج کردند. افرادی بودند ساده‌لوح، که در جنگ صفین فریب نیرنگ معاویه را خوردند و با دیدن قرآن بر بالای نیزه‌ها، از ادامه جنگ با معاویه دست کشیده، از علی(ع) خواستند که به "حکمیّت" تن در دهد و با معاویه نجنگد. این گروه، رفته رفته به یک فرقه تبدیل شدند، با افکار و عقایدی خاصّ و به فتنه‌گری بر ضدّ حکومت امام پرداختند. چون آشوبگری آنان بالا گرفت، امیرالمؤمنین(ع) با آنان در محلّی به نام "نهروان" جنگید و بیشترشان کشته شدند، امّا تفکرات جاهلانه آنان باقی ماند و به تدریج هوادارانی پیدا کردند و به فرقه‌های دیگری همچون اباضیّه و ازارقه تقسیم شدند. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه از آنان یاد می‌کند و نبرد خود با آنان را مبارزه با "فتنه" می‌شمارد[۱].

مقدمه

فرقه‌های خوارج

  • خوارج با گذشت زمان، در تبلیغ و ترویج عقاید خویش کوشیدند و رفته و رفته انشعاباتی یافتند؛ چونان که دانشمندان ملل و نحل تا بیست فرقه برای خوارج برشمرده‌اند. از مشهورترین فرق خوارج عبارت‌اند از: ارقه، عجارده، صفریه، واقفه و اباضیه[۹]. امروزه همه گروه‌های خوارج از میان رفته‌اند مگر اباضیه که به صورتی محدود همچنان بر جای مانده است[۱۰][۱۱].
  • خوارج دارای فرقه‌هایی چند هستند که عبارت‌اند از: ازرقیه، نجدیه، بهیسیه، عجدریه، ثعالبه، اباضیه، صفریه و واقفیه. از میان خوارج فقط فرقه اباضیه معتدل‌تر بودند که فرصت بقا یافتند و بقیه از میان رفتند[۱۲].

خوارج نهروان

خوارج معاصر

پیشگویی رسول خدا(ص) درباره ظهور خوارج

خوارج در فرهنگ مطهر

خوارج یعنی شورشیان. این واژه از “خروج”[۲۱] به معنای سرکشی و طغیان گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان حکمیت است[۲۲]. خوارج از فرق اسلامی هستند؛ گو اینکه طبق عقیده ما آنها کافرند، اما آنها خود را مسلمان می‌دانستند بلکه فقط خودشان را مسلمان می‌دانستند و دیگران را بی‌دین و خارج از دین به حساب می‌آوردند. هیچ کس ادّعا نکرده که خوارج به اسلام عقیده نداشته‌اند، بلکه همه اعتراف دارند که آنها شدیداً و با تعصّب زیادی به اسلام معتقد بودند. خصلت بارز اینها دوریشان از فکر و تعقّل است. خود علی(ع) که از آنها نام می‌برد آنها را مردمی معتقد ولی جاهل و قشری معرفی می‌کند. مردمی بودن، متعبّد، شب زنده‌دار وقاری قرآن، اما جاهل و سبک مغز و کم تعقّل، و بلکه مخالف فکر و تعقّل در کار دین[۲۳]. خوارج بی‌شهامت، یعنی مقدس مآبان ترسو[۲۴][۲۵]

پانویس

  با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۹۹.
  2. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۹۳
  3. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۵۴.
  4. نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۹۸
  5. برای شناخت پیدایش، پیشینه، عملکرد، ویژگی‌ها و سرانجام آنان، از جمله ر. ک: «دانشنامۀ امام علی» ، ج ۹ مقالۀ «مارقین» ، «جاذبه و دافعۀ علی» ، شهید مطهری، ص ۱۰۵، «الخوارج عقیدة و فکرا و فلسفة» عامر النّجار، «الخوارج، اصول و عقاید» ، حبیب طاهر الشمری، «الخوارج، اول الفرق فی تاریخ الاسلام» ناصر بن عبد الکریم العقل «الخوارج» ناصر بن عبد اللّه السعوی «الخوارج» علی جفّال، «الخوارج فی العصر الاموی» ، نایف محمود اسماعیل، «علل شکل‌گیری خوارج» ، شکر اللّه خاکرند، «خوارج و علل پیدایش آنان» ، صادق احسان‌بخش، «الخوارج فی الاسلام» عمر ابو النصر، «خوارج از دیدگاه نهج البلاغه» ، حسین نوری، «تاریخ ولایت در نیم قرن اول» ، حسین ذاکر خطیر «خوارج در تاریخ» ، یعقوب جعفری.
  6. مطهری، مرتضی جاذبه و دافعه علی، ص ۱۱۵
  7. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۹۳: «"أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنِّي فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْهَا أَحَدٌ غَيْرِي"»
  8. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۲۵۴.
  9. الفرق بین الفرق‌، ۲۴، ۷۲ و ۷۳.
  10. ر.ک: خوارج در تاریخ‌، ۲۴۱ و ۲۹۱.
  11. فرهنگ شیعه، ص 240.
  12. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص 379.
  13. مطهری مرتضی، مشکلات علی، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۲۹۳، ۳۰۹ و ۶۱۱.
  14. مطهری مرتضی، جاذبه و دافعه علی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۰۶.
  15. مطهری مرتضی، جاذبه و دافعه علی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۲۹۳؛ یادداشت‌ها، ج ۳، ص ۳۷۱.
  16. مطهری مرتضی، مشکلات علی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۶۱۱.
  17. یادداشت‌ها، ج ۳، ص ۳۷۴.
  18. محمدی، عبدالله، امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت؛ صفحه ۹۸ تا۱۰۶.
  19. الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۱۴۸؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج۱۶، ص۳۸۷.
  20. عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابی‌طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۱۰.
  21. کلمه “خروج” اگر به “علی” متعدی شود و معنای نزدیک به یکدیگر دارد: یکی در مقام پیکار و جنگ برآمدن و دیگری تمرد و عصیان و شورش. خرج فلان على فلان على فلان: برزلقئاله. وخرجت الرعبة على الملك: تمردت المنجد. کلمه “خوارج” که معادل فارسی آن “شورشیان” است از “خروج” به معنای دوم گرفته شده است. این جمعیت را از آن نظر خوارج گفتند که از فرمان علی تمرد کردند و علیه او شوریدند و چون تمرد خود را بر یک عقیده و مسلک مذهبی مبتنی کردند، بخله‌ای شدند و این اسم به آنها اختصاص می‌یافت و لذا به سایر کسانی که بعد از آنها قیام کردند و بر حاکم وقت طغیان نمودند خارجی گفته نشد. اگر اینها مکتب و عقیده خاصی نمی‌داشتند مثل سایر یاغی‌های دوره‌های بعد بودند. ولی اینها عقائدی داشتند و بعدها خود این عقائد موضوعیت پیدا کرد. اگر چه هیچ وقت موفق نشدند حکومتی تشکیل دهند امّا موفق شدند فقه و ادبی برای خود به وجود بیاورند (به ضحی الإسلام، ج۳، ص۳۴۰ - ۳۴۷، طبع ششم مراجعه شود). اشخاصی بودند که هرگز اتفاق نیفتاد که خروج کنند ولی بر عقیده خوارج بودند. مثل آنچه درباره عمروبن عبید و بعضی دیگر از معتزله گفته می‌شود. افرادی از معتزله که در عقیده امربه معروف و نهی از منکر و یا در مسئله مخلّد بودن مرتکب کبیره با خوارج همفکر بوده‌اند درباره‌شان گفته می‌شود «وَ كَانَ‏ يَرَى‏ رَأْيَ‏ الْخَوَارِجِ‏» یعنی همچون خوارج می‌اندیشد. حتی بعضی از زن‌ها بوده‌اند که عقیده خارجی داشته‌اند. در کامل مبرد، ج۲، ص۱۵۴ داستان زنی را نقل می‌کند که عقیده خارجی داشته است بنابر این مفهوم لغوی کلمه و مفهوم اصطلاحی آن عموم من وجه است.
  22. جاذبه و دافعه علی(ع)، ص۱۱۴.
  23. بیست گفتار، ص۵۱.
  24. جاذبه و دافعه علی(ع)، ص۱۵۸.
  25. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۳۹۸.
بازگشت به صفحهٔ «خوارج».