اقتصاد در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اقتصاد | عنوان مدخل = اقتصاد | مداخل مرتبط = اقتصاد در لغت - اقتصاد در قرآن - اقتصاد در نهج البلاغه - اقتصاد در فقه اسلامی - اقتصاد در معارف دعا و زیارات - اقتصاد در معارف و سیره نبوی - اقتصاد در معارف...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اقتصاد
| موضوع مرتبط = اقتصاد
| عنوان مدخل  = اقتصاد
| عنوان مدخل  = اقتصاد
| مداخل مرتبط = [[اقتصاد در لغت]] - [[اقتصاد در قرآن]] - [[اقتصاد در نهج البلاغه]] - [[اقتصاد در فقه اسلامی]] - [[اقتصاد در معارف دعا و زیارات]] - [[اقتصاد در معارف و سیره نبوی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره علوی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره سجادی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره رضوی]] - [[اقتصاد در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[اقتصاد در لغت]] - [[اقتصاد در قرآن]] - [[اقتصاد در نهج البلاغه]] - [[اقتصاد در فقه اسلامی]] - [[اقتصاد در فقه سیاسی]] - [[اقتصاد در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[اقتصاد در حقوق اسلامی]] - [[اقتصاد در معارف دعا و زیارات]] - [[اقتصاد در معارف و سیره معصوم]] - [[اقتصاد در معارف و سیره نبوی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره علوی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره سجادی]] - [[اقتصاد در معارف و سیره رضوی]] - [[اقتصاد در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[اقتصاد]] به معنای [[میانه روی]] واعتدال است. ریشه این لغت از «قصد» به معنای [[میانه‌روی]] و [[تجاوز]] نکردن است. و مقتصد به معنای «[[معتدل]]» است. این واژه در [[قرآن کریم]] هم به همین معنی به کار رفته است، چنان که می‌فرماید: {{متن قرآن|مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ}}<ref>«برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند» سوره مائده، آیه ۶۶.</ref> یعنی ملتی که رفتارهایش بر اساس [[اعتدال]] و [[دوری از افراط و تفریط]] است و در [[آیه]] دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ}}<ref>«و در راه رفتنت میانه‌رو باش» سوره لقمان، آیه ۱۹.</ref>.
واژه "[[اقتصاد]]" از ماده "ق ـ ص ـ د" به معنای تصمیم‌گیری و [[اراده]] به انجام کاری بوده<ref>التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹، "قصد".</ref> و در معانی مرتبط دیگری چون [[عدل]] و [[میانه‌روی]]، [[حد وسط]] میان [[اسراف]] و تقتیر، [[استقامت]] و [[پایداری]] در مسیر نیز به‌کار رفته است<ref>الصحاح، ج۲، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵؛ لسان‌العرب، ج۱۱، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۲؛ التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]]، ص ۳۷۳.</ref> همان‌گونه‌که واژه «[[جود]]» میانۀ [[اسراف]] و [[بخل]] شمرده می‌شود یا واژه «[[شجاعت]]» که حد وسطِ تهوّر و [[ترس]] است<ref>حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».</ref>. آیۀ {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ}}<ref>«و در راه رفتنت میانه‌رو باش» سوره لقمان، آیه ۱۹.</ref>: «در رفتارت [[معتدل]] باش» و برخی [[آیات]] دیگر<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}} «و چون موجی سایه‌بان‌آسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشته‌اند می‌خوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانه‌رو هستند و نشانه‌های ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمی‌کند» سوره لقمان، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}} «سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref>، همچنین سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دربارۀ [[سیرۀ پیامبر]]{{صل}} که فرمود {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ}}: «سیرۀ او [[میانه‌روی]] است»<ref>نهج‌البلاغه، خطبة ۹۴.</ref> به همین معنا اشاره دارد<ref>ر.ک: حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».</ref>.
[[حضرت علی]]{{ع}} هم در [[وصیت]] خود به [[امام حسن]]{{ع}} می‌فرماید:
{{متن حدیث|وَ اقْصِدْ يَا بُنَيَّ فِي مَعِيشَتِكَ وَ اقْتَصِدْ فِي عِبَادَتِكَ}}؛
«فرزندم، در [[امور مالی]] و وضعیت معیشتی و نیز در [[عبادت]] میانه رو باش»<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۴۱۰.</ref>.


[[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] [[همام]] یکی از صفات [[پرهیزگاران]] را این گونه برمی‌شمارد {{متن حدیث|وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ}}؛ «[[پوشش]] آنها میانه‌روی است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.</ref>.
اگر این واژه با قید «[[نفقه]]» همراه باشد، معنای آن، [[مصرف]] به‌اندازه است که در آن بخل و اسرافی نیست<ref>سلیمان بن احمد لخمی طبرانی، المعجم الاوسط، واژه «قصد».</ref> و [[قرآن]] از آن، به حالت [[اعتدال]] میانِ خسّت‌ورزی و [[زیاده‌روی]] ([[اسراف]]) تعبیر می‌کند<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا}} «و آنان که چون [[بخشش]] کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» [[سوره فرقان]]، [[آیه]] ۶۷.</ref>. بر این اساس می‌توان واژه [[اقتصاد]] را به لحاظ مصدری به معانی زیر تعریف کرد: ۱. میانه نگاه‌داشتن؛ ۲. میانجی‌شدن؛ ۳. به‌اندازه خرج‌کردن؛ ۴. [[تعادل]] دخل و [[خرج]] را حفظ‌کردن. به لحاظ معنای اسم مصدری هم به این معانی آمده است: ۱. میان‌کاری؛ ۲. [[میانه‌روی]] در هر کار.


البته باید توجه داشت که در لسان [[پیشوایان دینی]]، واژه‌ای که در خصوص مسائل [[اقتصادی]] بیشتر به کار می‌رفته است، تقدیر در [[معیشت]]، بوده است فی المثل [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: [[اصلاح امور مردم]] به سه چیز بستگی دارد
در اصطلاح [[علم اقتصاد]]<ref>Economising.</ref>، این واژه از کلمه یونانی «Oikia» به معنای [[خانه]] و «Nomos» به معنای قواعد گرفته شده که ترکیب آنها به معنای «[[مدیریت خانه]]» بر اساس آن قواعد است. این واژه به‌تدریج در کاربردش بُعد خاصی ـ نه قسم خاصی ـ از [[رفتارها]] و روابط [[مردم]] را مورد توجه قرار داده که بر اساس محاسبۀ [[هزینه]] و فایده و به منظور تأمین معاش و دستیابی به بیشترین رضایت‌مندی از منابع محدود انجام می‌گیرد<ref>توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۱۹؛ جک هاروی، اقتصاد جدید، ص۳۲.</ref>؛ البته این رفتار‌ها و روابط در محوریت منابع [[اقتصادی]] ـ یعنی مجموع دارایی‌های طبیعی و غیرطبیعی فردی یا ملتی ـ انجام می‌پذیرد<ref>ر.ک: مجید رضایی دوانی و محمود متوسلی، «ترابط فقه، حقوق و اقتصاد اسلامی»، ص۲۷- ۲۸.</ref>. به دیگرسخن علم اقتصاد<ref>Economising.</ref> یکی از رشته‌های [[علوم اجتماعی]] است که چگونگی «عمل مردم» در [[امور مالی]] را مورد مطالعه قرار می‌دهد<ref>جک هاروی، اقتصاد جدید، صص۲۶ و ۳۲.</ref> و درباره کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج، چگونگی [[روابط مالی]] افراد [[جامعه]] با یکدیگر، اصول و [[قوانین]] [[حاکم]] بر امور مذکور و ابزار اجرایی مورد نیاز آن به اقتضای [[زمان]] و مکان بحث می‌کند که با واژه اقتصاد تفاوت دارد.
#[[تفقه در دین]] و [[شناخت]] [[قوانین اسلام]]؛
 
#[[صبر]] و [[تحمل]] [[مشکلات]]؛
از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی بر می‌آید که رعایت [[تعادل]] و داشتن روش معقول و میانه در امور [[زندگی]] معنای اصلی این واژه است؛ همان‌گونه‌که [[آیات]] یادشده بر این نکته دلالت دارند. این معنا در امور مالیِ [[زندگی]] غلبۀ کاربردی دارد؛ چنان‌که آیۀ ۲۹ سورۀ اسراء<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا}} «و (هنگام [[بخشش]]) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که [[نکوهیده]] دریغ خورده فرو [[مانی]]» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۲۹.</ref> و [[روایات]] پیش رو گواهِ این مطلب‌اند. از [[رسول خدا]]{{صل}} با سند معتبر<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۸، ص۲۴۶، سند روایت: «حسن کالصحیح».</ref> نقل شده است هر کس در [[معیشت]] خود [[میانه‌روی]] کند، [[خدا]] روزی‌اش دهد و کسی که [[زیاده‌روی]] و بریز و بپاش داشته باشد، خدا محرومش کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳۶ ({{متن حدیث|قَالَ:... مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ...}}).</ref>. این سخن کنایه از آن است که میانه‌روی در [[مسائل مالی]]، [[توسعه]] زندگی را در پی دارد؛ چنان‌که مضمون [[روایت]] دیگر از آن گرامی این است که میانه‌روی در معیشت، بی‌نیازی را در پی دارد<ref>ورام بن ابی‌فراس المالکی الاشتری، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج۱، ص۱۶۷، ح۱۰ ({{متن حدیث|قَالَ{{صل}}: مَنِ اقْتَصَدَ أَغْنَاهُ اللَّهُ}}).</ref>. از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز آمده است هر کس میانه‌روی پیشه کند، هرگز نابود نشود<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۴۳، ش۷۸۷۵ ({{متن حدیث|لَنْ يَهْلِكَ مَنِ اقْتَصَدَ}}).</ref>. در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} میانه‌رویِ همراه با [[قناعت]]، موجب بقا و [[پایداری]] [[نعمت]] دانسته شده است؛ به همان اندازه که زیاده‌روی و [[اسراف]]، موجب [[محرومیت]] از آن شمرده شده است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، ص۴۰۳، ح۲۳۳ ({{متن حدیث|مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ}}). دو روایت نقل شده از مجموعه ورام و تحف العقول سند ندارند، ولی به لحاظ محتوا با روایت معتبر یادشده الکافی هماهنگ هستند و روایات فراوانی هم به این مضمون در منابع روایی آمده که موجب علم اجمالی به صحت محتوای آن دو است.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۴.</ref>
#حسن تقدیر و اندازه‌گیری در معیشت<ref>بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۷۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|'''تجلی امامت''']]
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|'''تجلی امامت''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۴''']]
# [[پرونده:IM010608.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|'''سیره معیشتی معصومان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۹: خط ۲۶:


[[رده:اقتصاد]]
[[رده:اقتصاد]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۸

مقدمه

واژه "اقتصاد" از ماده "ق ـ ص ـ د" به معنای تصمیم‌گیری و اراده به انجام کاری بوده[۱] و در معانی مرتبط دیگری چون عدل و میانه‌روی، حد وسط میان اسراف و تقتیر، استقامت و پایداری در مسیر نیز به‌کار رفته است[۲].[۳] همان‌گونه‌که واژه «جود» میانۀ اسراف و بخل شمرده می‌شود یا واژه «شجاعت» که حد وسطِ تهوّر و ترس است[۴]. آیۀ ﴿وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ[۵]: «در رفتارت معتدل باش» و برخی آیات دیگر[۶]، همچنین سخن امیرمؤمنان(ع) دربارۀ سیرۀ پیامبر(ص) که فرمود «سِيرَتُهُ الْقَصْدُ»: «سیرۀ او میانه‌روی است»[۷] به همین معنا اشاره دارد[۸].

اگر این واژه با قید «نفقه» همراه باشد، معنای آن، مصرف به‌اندازه است که در آن بخل و اسرافی نیست[۹] و قرآن از آن، به حالت اعتدال میانِ خسّت‌ورزی و زیاده‌روی (اسراف) تعبیر می‌کند[۱۰]. بر این اساس می‌توان واژه اقتصاد را به لحاظ مصدری به معانی زیر تعریف کرد: ۱. میانه نگاه‌داشتن؛ ۲. میانجی‌شدن؛ ۳. به‌اندازه خرج‌کردن؛ ۴. تعادل دخل و خرج را حفظ‌کردن. به لحاظ معنای اسم مصدری هم به این معانی آمده است: ۱. میان‌کاری؛ ۲. میانه‌روی در هر کار.

در اصطلاح علم اقتصاد[۱۱]، این واژه از کلمه یونانی «Oikia» به معنای خانه و «Nomos» به معنای قواعد گرفته شده که ترکیب آنها به معنای «مدیریت خانه» بر اساس آن قواعد است. این واژه به‌تدریج در کاربردش بُعد خاصی ـ نه قسم خاصی ـ از رفتارها و روابط مردم را مورد توجه قرار داده که بر اساس محاسبۀ هزینه و فایده و به منظور تأمین معاش و دستیابی به بیشترین رضایت‌مندی از منابع محدود انجام می‌گیرد[۱۲]؛ البته این رفتار‌ها و روابط در محوریت منابع اقتصادی ـ یعنی مجموع دارایی‌های طبیعی و غیرطبیعی فردی یا ملتی ـ انجام می‌پذیرد[۱۳]. به دیگرسخن علم اقتصاد[۱۴] یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است که چگونگی «عمل مردم» در امور مالی را مورد مطالعه قرار می‌دهد[۱۵] و درباره کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج، چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر، اصول و قوانین حاکم بر امور مذکور و ابزار اجرایی مورد نیاز آن به اقتضای زمان و مکان بحث می‌کند که با واژه اقتصاد تفاوت دارد.

از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی بر می‌آید که رعایت تعادل و داشتن روش معقول و میانه در امور زندگی معنای اصلی این واژه است؛ همان‌گونه‌که آیات یادشده بر این نکته دلالت دارند. این معنا در امور مالیِ زندگی غلبۀ کاربردی دارد؛ چنان‌که آیۀ ۲۹ سورۀ اسراء[۱۶] و روایات پیش رو گواهِ این مطلب‌اند. از رسول خدا(ص) با سند معتبر[۱۷] نقل شده است هر کس در معیشت خود میانه‌روی کند، خدا روزی‌اش دهد و کسی که زیاده‌روی و بریز و بپاش داشته باشد، خدا محرومش کند[۱۸]. این سخن کنایه از آن است که میانه‌روی در مسائل مالی، توسعه زندگی را در پی دارد؛ چنان‌که مضمون روایت دیگر از آن گرامی این است که میانه‌روی در معیشت، بی‌نیازی را در پی دارد[۱۹]. از امیرمؤمنان(ع) نیز آمده است هر کس میانه‌روی پیشه کند، هرگز نابود نشود[۲۰]. در روایتی از امام کاظم(ع) میانه‌رویِ همراه با قناعت، موجب بقا و پایداری نعمت دانسته شده است؛ به همان اندازه که زیاده‌روی و اسراف، موجب محرومیت از آن شمرده شده است[۲۱].[۲۲]

منابع

پانویس

  1. التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹، "قصد".
  2. الصحاح، ج۲، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵؛ لسان‌العرب، ج۱۱، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۲؛ التحقیق، ج ۹، ص ۲۶۹.
  3. معموری، محمد جواد، مقاله «اقتصاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۴؛ ناظم‌زاده، سید اصغر، تجلی امامت، ص ۳۷۳.
  4. حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».
  5. «و در راه رفتنت میانه‌رو باش» سوره لقمان، آیه ۱۹.
  6. ﴿وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ «و چون موجی سایه‌بان‌آسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشته‌اند می‌خوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانه‌رو هستند و نشانه‌های ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمی‌کند» سوره لقمان، آیه ۳۲؛ ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ «سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیده‌ایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانه‌رو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.
  7. نهج‌البلاغه، خطبة ۹۴.
  8. ر.ک: حسین بن محمد راغب، المفردات فی غریب القرآن، واژه «قصد».
  9. سلیمان بن احمد لخمی طبرانی، المعجم الاوسط، واژه «قصد».
  10. ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا «و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» سوره فرقان، آیه ۶۷.
  11. Economising.
  12. توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۱۹؛ جک هاروی، اقتصاد جدید، ص۳۲.
  13. ر.ک: مجید رضایی دوانی و محمود متوسلی، «ترابط فقه، حقوق و اقتصاد اسلامی»، ص۲۷- ۲۸.
  14. Economising.
  15. جک هاروی، اقتصاد جدید، صص۲۶ و ۳۲.
  16. ﴿وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا «و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند و نه یکسره بگشای که نکوهیده دریغ خورده فرو مانی» سوره اسراء، آیه ۲۹.
  17. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۸، ص۲۴۶، سند روایت: «حسن کالصحیح».
  18. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳۶ («قَالَ:... مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ...»).
  19. ورام بن ابی‌فراس المالکی الاشتری، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج۱، ص۱۶۷، ح۱۰ («قَالَ(ص): مَنِ اقْتَصَدَ أَغْنَاهُ اللَّهُ»).
  20. عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۴۳، ش۷۸۷۵ («لَنْ يَهْلِكَ مَنِ اقْتَصَدَ»).
  21. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، ص۴۰۳، ح۲۳۳ («مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ»). دو روایت نقل شده از مجموعه ورام و تحف العقول سند ندارند، ولی به لحاظ محتوا با روایت معتبر یادشده الکافی هماهنگ هستند و روایات فراوانی هم به این مضمون در منابع روایی آمده که موجب علم اجمالی به صحت محتوای آن دو است.
  22. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۶۴.