اقتصاد در حقوق اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

برنامه‌ریزی براساس عناصر ثابت و متغیر اقتصادی

به اعتقاد شهید صدر، خلافت عمومی انسان در امور اقتصادی بدون هدایت گواهان به سرمنزل مقصود نمی‌رسد. براین اساس، لزوم برنامه‌ریزی اقتصادی و دخالت دولت در اقتصاد روشن می‌شود.

احکام اسلام درباره ثروت و افزایش تولید و رشد اقتصادی همراه با عدالت اقتصادی دو نوع است:

  1. عناصر ثابت و جهان شمول احکام اقتصادی اسلام است که برنامه‌ریزی می‌بایست همواره در پرتو این اصول و شاخص‌های ثابت صورت گیرد، مانند توزیع درآمد بر اساس کار یا مالکیت یکی از عوامل تولید و مالکیت بر اساس دو عامل اجتماعی و انسانی به صورت نیاز و ارث.
  2. عناصر متغیر زمانی و ساختاری است که بر مبنای خطوط و گرایش‌های کلی عناصر ثابت شکل می‌گیرند؛ مانند تعادل بازار کار با کالا و حفظ عدالت توزیعی در شرایط دگرگونی ابزار تولید. در واقع، مبنا و پایه و جهت این عناصر متغیر، ثابت و مشخص است ولی ماهیت و جوهره آن متغیر، طبق مصالح اجتماعی هر زمان ایجاد می‌گردد؛ بنابراین، برنامه‌ریزی اقتصادی صحیح در یک جامعه اسلامی، مبتنی بر ادغام عناصر متغیر با عناصر ثابت در ترکیب واحدی است که روح واحد و هدف مشترکی بایستی آن را هدایت و رهبری کند. شناخت و استنباط دقیق این عناصر متغیر از اصول و شاخص‌های کلی و ثابت، مسائل زیر را می‌طلبد:
  3. خطوط کلی ثابت که جهت عمومی این عناصر متغیر را مشخص می‌سازد و دلالت و ارشاد به سمت این عناصر دارد، بایستی به طور دقیق و همه‌جانبه شناخته شود.
  4. شرایط و زمینه‌های واقعی و بیرونی اقتصاد جامعه از یک‌سو واهداف اقتصادی و روش‌ها و سیاست‌های رسیدن به این اهداف از سوی دیگر، در نظر گرفته شود.
  5. قلمرو اختیارات حاکم و ولی امر جامعه اسلامی و قرار گرفتن این عناصر متغیر در این قلمرو، از جهت حقوقی و فقهی، باید مد نظر قرار داشته باشد.

بدین ترتیب، اهمیت برنامه‌ریزی برای زندگی اقتصادی در یک جامعه اسلامی روشن شده و نقش متفکرین اسلامی اعم از فقهای مبتکر و خلاق و اساتید نخبه اقتصادی در فرآیند برنامه‌ریزی به صورت همکاری و همفکری ضروری است[۱].

بر اساس دیدگاه شهید صدر، شاخص‌های تعیین کننده و ثابت در هر برنامه‌ریزی اقتصادی در درون یک جامعه اسلامی عبارت‌اند از:

جهت‌گیری کلی حقوق اقتصادی

در میان احکام ثابت اسلامی، مجموعه‌ای از حقوق اقتصادی وجود دارد که دارای ویژگی گرایش به سوی یک هدف مشترک است؛ از این جهت‌گیری کلی می‌توان دریافت که تحقق هدف مزبور مورد توجه و عنایت ایده‌آل حقیقی و برتر است، بنابراین بایستی به این هدف به عنوان شاخص تعیین کننده در برنامه‌ریزی توجه شود.

شهید صدر بعد از ذکر موارد متعددی از این‌گونه حقوق اقتصادی نتیجه می‌گیرد که: گرایش مشترک آنها این است که توزیع درآمد باید بر محور عامل کار و تلاش مفید اقتصادی دور بزند و فعالیت‌های غیر مفید از قبیل ایجاد بازار سیاه و کمبودهای ساختگی، نباید منشأ درآمد باشد.

هدف تصریح شده حکم ثابت

این شاخص به این معناست که هنگامی منابع اسلام یعنی کتاب و سنت حکمی را تشریع نموده و بر هدف آن تصریح کرده باشند، آن هدف شاخص هدایت‌گری است که عناصر متغیر برنامه‌ریزی را با فرمول‌ها و سیاست‌های اقتصادی به نحوی تنظیم کند که متضمن تحقق آن هدف باشد؛ به عنوان مثال، در آیه فیء: ﴿أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ[۲] با صراحت تمام عدم تمرکز ثروت در بین طبقه‌ای خاص، به عنوان یک هدف بیان شده است. هم‌چنین در روایات زکات، تصریح شده است که زکات فقط برای رفع نیازهای ضروری فقرا نیست، بلکه افزایش رفاه نسبی آنها نیز از اهداف زکات است؛ بنابراین، افزایش رفاه نسبی طبقات کم ‌درآمد و توازن و انتشار مال و ثروت به نحوی که تمام نیازهای واقعی جامعه را تأمین کند (عدم تمرکز ثروت در بین طبقه‌ای خاص)، از اهداف تعیین کننده در برنامه‌ریزی اقتصادی جامعه اسلامی است.

ارزش‌های اجتماعی مؤکد

عدالت، برادری، مساوات و مانند آن از اصول ارزشی غیر قابل اغماض در یک جامعه اسلامی است که از یک‌سو وظایفی را بر دوش ملت می‌گذارد و از سوی دیگر، حاکم اسلامی را موظف به تحقق این ارزش‌ها در محدوده اختیارات قانونی‌اش می‌کند[۳].

جهت‌گیری عناصر متغیر در عصر حکومت معصومین (ع)

پیامبر گرامی اسلام (ص) و امامان معصوم (ع)، علاوه بر رسالت بیان احکام ثابت الهی، مسئولیت رهبری جامعه را هم به عهده داشتند. مسئولیت رهبری، به طور طبیعی احکام و دستورهای مربوط به شرایط زمانی یا مکانی را به دنبال داشته است که جامعه اسلامی آن عصر موظف بوده است آن را اجرا کند. این نوع احکام با قطع نظر از خاستگاه و عنصر متغیر آنها، گرایش‌ها و جهت‌گیری‌های کلی را مشخص می‌کند و هر حکومت اسلامی باید به این جهت‌ها و خطوط کلی در فرآیند برنامه‌ریزی توجه مبرم کند. * بعضی از نمونه‌های این احکام حکومتی (ولایی یا متغیر) عبارت‌اند از:

  1. تحریم ممانعت از استفاده از آب اضافی، به علت نیاز شدید به رشد و افزایش تولید کشاورزی و دامی؛
  2. منع قاطع از احتکار، به علت از بین بردن زمینه درآمدهای ناشی از کمبودهای ساختگی و گرانی قیمت‌ها؛
  3. وضع مالیات غیرثابت، به خاطر نیازهای فزاینده جامعه اسلامی و فقرا.

اهداف تعیین شده برای ولی‌ امر

ولی‌ امر جامعه اسلامی که از یک‌سو جزئی از امت اسلامی است و به علت تقوا و جهاد و مردم دوستی و حضور مؤثر و فعال مردمی‌اش، منتخب و محبوب مردم است و از این جهت در خط خلافت عمومی حرکت نموده و نقش پیشتاز بشری خود را ایفا می‌کند و از سوی دیگر، به علت عدالت، علم و اجتهاد مؤثرش در خط "شهادت و گواهی" قرار دارد و نقش الهی و ربانی خود را اجرا می‌کند، می‌بایست طبق نصوص اسلامی اهدافی را در جامعه اسلامی بر حسب ظرفیت و توان دستگاه حکومتی و شرایط زمان و مکان محقق کند.

این اهداف، اساس و پایه‌ای برای ترسیم سیاست اقتصادی و مبنایی برای شکل‌دهی به عناصر متغیر است؛ به عنوان مثال، در حدیثی از امام کاظم (ع) آمده است:

در حالت عدم کفایت مالیات زکات، بر ولی‌امر واجب است تا از جانب خود به قشر آسیب‌پذیر تا حد استغنا و بی‌نیازی کمک کند.

بدیهی است انجام چنین مسئولیتی، سیاست‌های اقتصادی و تدبیرهای لازم را ایجاب می‌نماید و حکومت اسلامی باید از امکاناتی که در اختیار دارد (از قبیل انفال، اموال عمومی، موقوفات و...) در جهت تحقق این هدف استفاده کند[۴].

بنابراین، شاخص‌های مشخص و کلی فوق به عنوان عناصر ثابت در هر برنامه‌ریزی اقتصادی در یک جامعه اسلامی، همواره بایستی هدایتگر برنامه‌ریزان و سیاستگذاران اقتصادی در هر عصر و مرحله تاریخی باشند[۵].

آرمان‌های جانشینی در عرصه اقتصادی

آنگاه که اسلام به جانشینی جامعه - به عنوان خلافت الهی - روی زمین حکم می‌کند، آرمان‌ها و ویژگی‌های آن را نیز بیان می‌نماید و با بهره‌گیری از آن به دگرگون کردن تمامی ارزش‌های زندگی دست مییازد که در نهایت به انقلابی عظیم در ابزار و وسائل می‌انجامد.

برای رسیدن بدین آرمان باید شناختی نو همراه با ارزش‌ها و هدف‌هایی تازه و فرهنگی جدید ارائه گردد که بنیادهای فکری را در جامعه جانشینی، آنچنان بسازد که توان پذیرا شدن آن ایده‌ها و هدف‌ها برای جامعه مهیا شده و زمینه برپایی آن ارزش‌ها کاملاً ایجاد شود.

برای بازشناسی آن ارزش‌ها باید توجه داشت که گروهای بی‌بهره از علم و آگاهی زندگی را در یک محدوده بررسی کرده و مرگ را نهایت آن می‌دانند. تمامی لذت‌ها و بهره‌وری‌های زندگی را در فراهم داشتن هرچه بیشتر این خواست و شهوت‌های حیوانی می‌پندارند. بدین جهت تمامی آرمان‌های خود را که ضامن کامیابی بیش‌تر از دنیا و بهره‌وری از مزایای زندگی مادی است، در جمع‌آوری ثروت و امکانات مادی محدود کرده و آن را معیار شخصیت انسان قرا می‌دهند.

بدیهی است این برداشت محدود از زندگی، ثروت را زیربنای زندگی معرفی کرده و مال‌اندوزی را نقطه آمال بشریت قرار داده است. زندگی را به میدان مبارزه برای ازدیاد ثروت کشانیده است. جنگ‌ها و ستیزه‌ها، بهره‌وری‌ها و استثمارها فرزندان نامشروع این نگرش می‌باشند.

زندگی بسان قماری شده که بازیگرانش فراوان و ورق‌هایش کم و برنده آنی است که بیشترین ورق‌ها را در اختیار گیرد اگرچه به زیان تمامی افراد منتهی شود.

اسلام به منظور مبارزه با هرگونه بهره‌وری نادرست و ستیزه‌های ابلیسی، جمع مال و ثروت را محکوم داشته و بالیدن بدان و هدف دانستنش را به باد انتقاد گرفته و نقش ثروت را در تعیین شخصیت انسان شدیداً نادرست خوانده است[۶]:

  1. ﴿وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ * الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ * كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ * إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ * فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ[۷]؛
  2. ﴿أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ * كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ[۸]؛
  3. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ[۹].

اسلام به جای ثروتمندان، افراد نیکوکار را الگو و نمونه قرار می‌دهد و جامعه‌ای را که انبیاء مربی‌اش هستند تشویق می‌کند برای نیل به اهداف الهی با یکدیگر رقابت کنند و در کردارهای شایسته بر هم پیشی جویند[۱۰].

منابع

پانویس

  1. محمدباقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص۲۳.
  2. «آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است» سوره حشر، آیه ۷.
  3. محمد باقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص۲۵.
  4. محمد باقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص۳۰.
  5. زیوری کبیرنیا، فاطمه، بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان، ص۱۱۴-۱۱۹.
  6. محمدباقر صدر، نهادهای اقتصادی اسلام، ص۵۶.
  7. «وای بر هر عیب جوی طعنه زن * آنکه مالی اندوخت و آن را شمار کرد * گمان دارد که دارایی‌اش او را جاودان خواهد کرد * چنین نیست؛ بی‌گمان در آن خرد کننده، فرو افکنده می‌شود * و تو چه دانی که آن خردکننده چیست؟ * آتش برافروخته خداوند است * که به دل‌ها راه می‌یابد * در ستون‌هایی بر کشیده» سوره همزه، آیه ۱-۹.
  8. «زیاده‌خواهی شما را سرگرم داشت * تا با گورها دیدار کردید * هرگز! به زودی خواهید دانست * دگر باره هرگز! به زودی خواهید دانست * هرگز! اگر به «دانش بی‌گمان» بدانید * به راستی دوزخ را خواهید دید * سپس آن را به «دیدار بی‌گمان» خواهید دید * آنگاه در آن روز از نعمت (ناسپاسی شده) بازخواست خواهید شد» سوره تکاثر، آیه ۱-۸.
  9. «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، دارایی‌های مردم را به نادرستی می‌خورند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را می‌انبارند و آن را در راه خداوند نمی‌بخشند به عذابی دردناک نوید ده! * روزی که آن را در آتش دوزخ بگدازند و با آن بر پیشانی و پهلو و پشت آنان داغ نهند (و به ایشان گویند:) این همان چیزی است که برای خود می‌انباشتید اکنون آنچه را می‌انباشتید بچشید!» سوره توبه، آیه ۳۴-۳۵.
  10. زیوری کبیرنیا، فاطمه، بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان، ص۱۱۹-۱۲۱.