اقتصاد در معارف و سیره معصوم
دانش اقتصادی
شاخص دیگر برای رشد اقتصادی، آگاهی نیروی انسانی به فنون اقتصادی در محور تولید، توزیع و مصرف است. آگاهی نیروی انسانی، پرورش نیروی انسانی کارآمد و توانمند را در پی دارد که با چنین نیرویی تلاش اقتصادی شکوفا شده، بهرهوری افزایش مییابد. این نکته صرف نظر از عقلانی و علمیبودنش در احادیثی، برجسته شده است. پیامبر(ص) زیانِ کار ناآگاهانه و بیتخصص را بیش از سود به دستآمده از آن دانسته است[۱] و امام صادق(ع) کار ناآگاهانۀ کارآفرین را به سیرکنندۀ بیراههرو تشبیه کرده که سرعت سیرش او را از مقصدش دور خواهد کرد[۲]. در سخن منتسب به امیرمؤمنان(ع) آمده است: علم و دانش، قدرت است، هر فرد و جامعهای که به آن دست پیدا کند، قدرت و عزت مییابد و هر که از آن فاصله بگیرد و به آن دست نیابد، مورد سلطه قرار میگیرد[۳]. در سخنی دیگر فرمود: مردم، فرزندان آن چیزند که آن را نیک انجام میدهند[۴]. شاید بتوان گفت مقصود امام این است که مردم با هنرها و تخصصهای همهجانبه پروریده میشوند که گاهی آن را در محیط خانواده و گاهی از دیگران میآموزند و گاهی نیز با ابتکار خود آن را کشف میکنند. همانگونهکه فرزندان با انتساب به پدر و مادر شناخته میشوند، افراد نیز با انتساب به این هنرها و تخصصها شناخته میشوند و به اندازه مهارت و کاردانی خود، ارزش مییابند که ادامه حدیث بر آن تأکید دارد. آگاهی به فنون اقتصادی و آشنایی با شیوههای تولید، زمان انجامدادن کار، چگونگی بهرهگیری از منابع و وضع موجود، چگونگی مصرف و انواع آن و اموری از این قبیل نیز از هنرها و علوم مورد نیاز آدمی است که بهجِد از موارد این احادیث به شمار میآید.
با دستیابی به این علوم و فنون میتوان فضاهایی پدید آورد که اقتصاد در آن رونق بگیرد و از این طریق به توانمندی اقتصادی دست یافت. پیامبر(ص) داشتن خط خوش را یکی از نمونههای فنون تأثیرگذار بر درآمد اقتصادی بیان کرده است[۵]. به نظر میرسد این حدیث، به معیارها و راههای توانایی افراد در عرصۀ درآمد اقتصادی، یعنی علوم و فنون توجه داده است که از نمونههای آن، هنرِ خط است و این هنر سبب رغبت افراد و گروههای اقتصادی در بهکارگیری هنرمندِ خوشخط خواهد بود. امروزه نقش تولیدی و ترویجی هنر خط با گسترهای که دارد، در تولید و عرضۀ کالا نیازمند توضیح نیست. نوشتهها، تصویرها، نقاشیها، تابلوها، بنرها، کاشیکاریهای زیبا و مانند آن، همگی گواهی گویا بر این سخن است. با توجه به پیشرفت صنعتِ چاپ و نرمافزارهای مرتبط با آن، هنرِ خط، شامل چاپِ صنعتی و نرمافزاری در فضای واقعی و مجازی نیز میشود. البته مراحل کار را ماشینهای صنعتی و دستگاههای سختافزاری و نرمافزاری انجام میدهند؛ ولی طراحیهای اصلی و نخست آن، به دست توانای مهندس و هنرمندِ خطاط انجام میگیرد که از آگاهی و کاردانی او بر میخیزد. به هر روی آگاهی و کاردانی در امور اقتصادی از عوامل تأثیرگذار بر آن است. اگر امیرمؤمنان(ع)، در روایاتی فرمود: «در کودکی دانش بیاموزید تا در بزرگی به آن شرف یابید»[۶]؛ «دانش افزونتر از آن است که گردآوری شود، پس از هر دانشی بهترینش را فرا گیرید»[۷]؛ «بهترین آموختنیها برای جوان و نوجوان چیزهایی است که در بزرگسالی به آن نیازمند میشود»[۸] و «پرهیزگاران گوشهای خود را تنها به دانش سودمند سپردهاند»[۹]. بدین جهت است که دانش و آگاهی و هنر مورد نیاز و بهکارگیری آن، شرط لازم پیشرفت آدمی در همۀ زمینهها از جمله اقتصاد است. از این رهگذر روشن میشود که چرا قرآن کریم علاوه بر پایبندی عملی و تعهدی نیروی کار نسبت به بینش علمی و تخصصی مورد نیاز او - یعنی بر جامعیت او نسبت به تعهد و تخصص - اصرار دارد و در تصدی حضرت یوسف(ع) بر وزارت امور اقتصادی مصر، در دوران خشکسالی و تورم اقتصادی، به این دو ویژگی یوسف با تعبیر ﴿إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ﴾ تکیه کرده است[۱۰]؛ یعنی نگهداری و تأمین امنیت اقتصادی در تصدی کار، در گرو تعهد عملی کارگزار است و پرهیز از هزینۀ جاهلانه و هدرنرفتن بودجه، مدیون تخصص علمی اوست. مسئله آگاهی و مهارت عملی، به اندازهای اهمیت دارد که به نقل احمد بن حنبل[۱۱]، طبری[۱۲] و حاکم نیشابوری[۱۳]، امیرمؤمنان(ع) در غزوۀ ذوالعشیره[۱۴] پس از فرودآمدن در آن منطقه، برای مشاهدۀ شیوۀ کارگری و کشاورزی بنیمدلج، با عمار کنار نخلستان آنان رفتند و از شیوۀ کشاورزی ایشان دیدن کردند و این، نشانۀ اهمیتدادن به آگاهی و هنر و تجربهافزایی است[۱۵].
محیطشناسی اقتصادی
کار اقتصادی به لحاظ اینکه از جنس تولید و بهرهوری و سود و زیان است، وابستگی ویژهای به محیطشناسی[۱۶] و آشنایی لازم با عوامل محیطی تأثیرگذار بر سیاستگذاری اقتصادی دارد. آمادگی حالتها، وضعیتها و ظرفیتهای محیطی برای امور اقتصادی از قبیل تناسب وضع جغرافیایی و آب و هوا، امکان دسترسی به ابزار کار، امنیت مناسب برای تولید و بهرهوری، زمان مناسب برای انجامدادن کار و رضایتمندی نیروی کار نسبت به آن از عوامل و ظرفیتهای محیطی تأثیرگذار هستند که فراهمبودنش شرط لازم کارآمدی اقتصادی است و بدون تحقق این عوامل و ظرفیتها برای امور اقتصادی نمیتوان به رشد[۱۷] و توانمندی اقتصادی رسید؛ ازاینرو پیش از عملیاتیکردن برنامهای، باید با محیطشناسی حداکثر کارایی آن برنامه را پیشبینی کرد تا بتوان به هدف رسید یا به آن نزدیک شد[۱۸].
از سوی دیگر این محیطشناسی، نوعی موقعیتشناسی و ظرفیتشناسی عام است که علاوه بر وضع جغرافیایی، شامل موقعیت اجتماعی نیز میشود؛ چراکه نقش و تأثیر موقعیت و ظرفیت اجتماعی به لحاظ گوناگون، مانند امنیت، پذیرش عمومی نسبت به آن، بستر مناسب و مانند اینها در رشد اقتصادی، ویژه است که از منظر علم اقتصاد جای بحث دارد و باید به همان علم مراجعه شود؛ ولی در اینجا به برخی آیات و احادیثی که فرصت و ظرفیت مناسب برای رشد اقتصادی را از قواعد عملیاتی تاثیرگذار دانستهاند و گاهی به حکمت و نتیجه آن نیز اشاره کردهاند، بسنده میشود:
- بستر مناسب توسعه اقتصادی که هر تلاشی از جمله تلاش اقتصادی بستر مناسب خود را میطلبد و انجامدادنش در زمینهای غیر از آن، چه بسا آسیبهایی را در پی داشته باشد. این گزینه از معیارهای مؤثر در پیشرفت اقتصادی است و رعایتنکردنش آسیبزاست؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) با اشاره به موردی، این گزینه را از معیارهای کلیدی رشد اقتصادی دانسته، فرمودند: بذرپاشی در زمین شورهزار، تباهکردن مال و آسیب اقتصادی است[۱۹]؛ چراکه «در باغ لاله روید و در شورهزار خَس»[۲۰]. این اصل، قاعدهای کلی برای همۀ کارها، بهویژه امور اقتصادی است و رعایت آن شکوفایی اقتصادی را در پی دارد.
- بهرهگیری از اجتماعات، مانند نمایشگاهها و بازارهای موسمی و فصلی که در گذشته حتی در عصر پیدایش اسلام نیز رواج داشت - و به مواردی از آن در عنوان «صادرات و واردات» اشاره خواهد شد - اکنون نیز رایج است و نمایشگاهها و بازارهای موسمی به صورت محلهای، شهری، کشوری، منطقهای و بینالمللی برگزار میشود. در آموزههای دینی نیز به این ظرفیتها به عنوان قواعد عملیاتی اقتصادی توجه شده و یکی از آنها ظرفیت حج است که افزون بر آثار عبادی و فرهنگی، تسهیل و آسانسازی روابط اقتصادی و تقویت تجارت مسلمانان، از نتایج و سودمندیهای اقتصادی آن است. قرآن کریم در این باره میفرماید: ﴿لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ﴾[۲۱] و از امام صادق و امام رضا(ع) نیز در این باره نکتههایی نقل شده است[۲۲].
- بهرهگیری از زمان مناسب، مانند پرداختن به کار در بامدادان و اصلِ سحرخیزی که از قواعد عملیاتی اقتصادی است.
- بهرهگیری از حرفههای مجاز و کاربردی. این کار از قواعد عملیاتی اقتصادی است که نوعی ظرفیتشناسی اجتماعی شمرده میشود و در رشد اقتصادی کارآمد است. امام صادق(ع) تعلیم و تعلم و بهکارگیری حرفهها و صنعتهایی را که در سامانیابی زندگی مردم و برآوردن نیازهای آنان نقش دارند، توصیه کردهاند و برای نمونه بخشی از آنها را نام بردهاند، مانند نویسندگی، خطاطی، حسابداری، بازرگانی، زرگری، عملیات ساختمانی، بافندگی، دوزندگی، گازری، زینسازی، تصویرسازیِ غیرجاندار[۲۳] و بهکارگیری انواع وسایل و ابزاری که گذران زندگی مردمان به آنها وابسته و مورد نیاز آنان است[۲۴]. در برابر، تلاشهای اقتصادی که برای گذران زندگی مردمان زیانبار باشد، به فرمودۀ رسول خدا(ص) از تلاشهای ممنوع دانسته شد؛ مانند داد و ستد با شخص مضطر، معاملۀ فریبکارانه[۲۵] و کمفروشی[۲۶]. موارد فراوان است[۲۷].[۲۸]
مدیریت و تدبیر مالی
مدیریت اقتصادی[۲۹] که سازماندادن درست زندگی اقتصادی در محیط و نهادی است که عملیات فنی، مالی و مانند آن را در بر میگیرد، از موضوعات تأثیرگذار در بهرهوری اقتصادی (درآمد و مصرف) به شمار میآید؛ به همین جهت امیرمؤمنان(ع) مدیریت و برنامهریزی را نیمی از زندگی[۳۰] و مدیریت نیکوی معاش را یکی از سه رکن کمال فرد دانسته که دو رکن دیگر آن، دینشناسی و شکیبایی در گرفتاریهاست[۳۱]؛ چنانکه امام صادق(ع) هم این سه رکن را سبب اصلاح مسلمان دانسته است[۳۲]. این، بدان جهت است که رکن اول، یعنی دینفهمی و جهانبینی دینی، دنیا را بستر رشد و سعادت بشر میداند[۳۳] و به همۀ علوم مورد نیاز آدمی در این مسیر توجه میکند و درنتیجه به پرورش و کارآمدی نیروی انسانی میپردازد. رکن دوم که شکیبایی است، آدمی را به داشتن پشتکار در مسیر سعادت و زندگی وا میدارد. رکن سوم با تکیه بر دو رکن پیشین میتواند مشکلات امور اقتصادی را بهدرستی شناسایی و حل کند و زندگی را در مسیر صلاح و کمال و بندگی که هدف آفرینش است، قرار دهد. اگر مدیریت و ارزیابی اینچنینی اجرایی نشود، معیشت ناگزیر دچار فقر میشود؛ چنانکه امیرمؤمنان(ع) نداشتن مدیریت و برنامهریزی و ارزیابی در معیشت را مایۀ تنگدستی آدمی دانسته است[۳۴] و در سخنی دیگر برنامهریزی و هوشمندی، داشتن نقشۀ راه، معیار، الگو و اندازهگیری را در ورودی هر کاری لازم دانسته، فرمود: «نخست اندازه بگیر، آنگاه برش بده، ابتدا بیندیش و آنگاه سخن بگو. [در هر کاری] اول آگاه و بینا شو، سپس به آن بپرداز»[۳۵] تا بتوان از این طریق، جلوی افزایش بیجا یا کاهش بیمورد کار را گرفت.
امام صادق(ع) حتی با اشاره به برخی مؤلفههای مهم مدیریت نیکوی معاش، به نقش کلیدی آن توجه داده است؛ برای نمونه دربارۀ «ساماندهی و اندازۀ تلاش» که از مؤلفههای مدیریت نیکوست، افراد را به تعادل در تلاش و پرهیز از سستی و حرص فرا خوانده، فرمود: «باید اندازۀ تلاش تو برای معاش بیشتر از تباهکنندگان وقت و کمتر از تلاشِ آزمندی باشد که به دنیایش دلخوش و مطمئن است، پس تلاش خود را همانند شخص با انصاف و عفیف قرار ده تا از افراد سست و ناتوان برتر باشی و نیازمندیهای زندگی مؤمنانه و عزتمند را به دست آوری [و در این حال به لطف خدا امیدوار و شاکر باش]؛ زیرا مالدارانِ ناسپاس [درحقیقت] بیمالاند»[۳۶]. دربارۀ «ردهبندی کار» که مؤلفۀ دیگر مدیریت است، فرمود: «کارهای مهم و کلان را خودت انجام بده و کارهای خرد و کوچک را به دیگران بسپار»[۳۷]؛ چراکه کارهای کلان و مهم به لحاظ جنس و آثارشان به مراقبت بیشتری نیاز دارند؛ به همین جهت دخالت مستقیم خود شخص در آن، موجب سلامت کار و اطمینان بیشتر و موفقیت در آن است؛ چون او با آشنایی لازم خود، یا بهکارگیری نیروی متخصصِ متعهد، بر آن نظارت میکند. این ردهبندی، نیروی کار را از هرزرفتگی باز میدارد و مایۀ بهرهگیری بهینه از نیروی کار و درنتیجه پیشرفت تولید و اقتصاد است.
به دیگر سخن تدبیر و برنامهریزی درست، پایه و نقشۀ راه است که بر پایۀ اصول و قواعدی انجام میگیرد و نقش بنیادین آن در امور اقتصادی (درآمد و مصرف) نیازی به توضیح ندارد؛ به همین جهت امیرمؤمنان(ع) برنامهریزی و تدبیر نیکو را معیار مدیریت نیکو دانسته و مدیریت نیکو را مایۀ استواری زندگی به شمار آورده است[۳۸]؛ چنانکه سوء تدبیر را مانع مدیریت نیکو و آفت معیشت و کلید فقر دانسته است[۳۹].
بر پایۀ این آموزهها، برنامهریزی اقتصادی بخشی از مدیریت اقتصادی است و بخش دیگرش به مقاومسازی انسانها از نظر شناخت، عاطفه و رفتار مربوط میشود که در تدابیر و برنامهریزی باید به هر دو ویژگی توجه شود. شاید به همین جهت بوده که امام صادق(ع) در پاسخ این پرسش که آیا تدبیر در معیشت نیمی از درآمد و کسب است، فرمود: بلکه همۀ درآمد و کسب، برنامهریزی معیشتی است[۴۰] و باید گفت اقدام امام جواد(ع) در نصب عبدالله بن مساور برای تصدی امور مالی فرزندان آن حضرت به وقت فقدان او، تدبیر معیشتی بوده که هر دو بخش برنامهریزی اقتصادی و مقاومسازی نیروها از نظر شناخت و عاطفه و رفتار را در برداشت[۴۱]؛ چنانکه نامۀ امام رضا(ع) به برخی دوستانش در خصوص جمعآوری خمس[۴۲] نمونهای دیگر است. این دو امام، با نصب متصدیانی برای امور مالی در آن وضعیت، دو نمونه از تدبیر مالی و مدیریت صحیح معصومان(ع) را در تأمین درآمد در وضع ویژه[۴۳] نشان دادند[۴۴].
منابع
پانویس
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۵، ح۳۳۱۱۲ («... مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۲، ح۵۸۶۴؛ محمد بن محمد مفید، الأمالی، ص۴۲، المجلس الخامس، ح۱۱ («... الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً»).
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۱۹، الحکم المنسوبة الیه، ش۲۵۳ («العِلْمُ سُلْطَانٌ مَنْ وَجَدَهُ صَالَ بِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجِدْهُ صِيلَ عَلَيْهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۱، ح۱۴؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۲۰۸ («... النَّاسُ أَبْنَاءُ مَا يُحْسِنُونَ»). ر.ک: محمد بن محمد مفید، الارشاد، ص۱۴۲.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۳، ص۳۱۸ («حُسْنُ الْخَطِّ مِنْ مَفَاتِيحِ الرِّزْقِ»).
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۲۶۷ («... عَلِّمُوا الْعِلْمَ صِغَاراً، تَسُودوا بِهِ كبَاراً»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۶، ش۱۸۴ («... الْعِلْمُ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحَاطَ بِهِ فَخُذُوا مِنْ كُلِّ عِلْمٍ أَحْسَنَهُ»).
- ↑ ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳ («... أَوْلَى الْأَشْيَاءِ أَنْ يَتَعَلَّمَهَا الْأَحْدَاثُ الْأَشْيَاءُ الَّتِي إِذَا صَارُوا رِجَالًا احْتَاجُوا إِلَيْهَا»).
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۳ (خطبه همّام) («... وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ»).
- ↑ ﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ﴾ «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.
- ↑ احمد بن حنبل، فضائل علی بن أبیطالب(ع)، ص۳۲۴- ۳۲۵، ش۲۹۵ - ۲۹۶ («عَنْ عَمَّارٍ... رَأَيْنَا نَاساً مِنْ بَنِي مُدْلِجٍ يَعْمَلُونَ فِي عَيْنٍ لَهُمْ فِي نَخْلٍ، فَقَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا أَبَا الْيَقْظَانِ هَلْ لَكَ أَنْ نَأْتِيَ هَؤُلَاءِ فَنَنْظُرَ كَيْفَ يَعْمَلُونَ؟...»).
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (اعلمی)، ج۲، حوادث سال دوم.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۱، ح۴۶۷۹ («... فَقَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا أَبَا الْيَقْظَانِ هَلْ لَكَ أَنْ نَأْتِيَ هَؤُلَاءِ فَنَنْظُرَ كَيْفَ يَعْمَلُونَ؟...»).
- ↑ غزوۀ ذوالعشیره در سال دوم هجرت و پیش از جنگ بدر اتفاق افتاد و پیامبر(ص) در این غزوه، کاروان قریش را تعقیب میکرد (محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (اعلمی)، ج۲، حوادث سال دوم).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۸۳.
- ↑ محیطشناسی، شناسایی مناسبات موجود زنده با عوامل محیط اوست (توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۱۹).
- ↑ واژه «رشد اقتصادی» قبلا معنا شده است (ر.ک: عنوان «سرمایه و ابزار کار»، پاورقی دوم).
- ↑ توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۱۹.
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۳ («... يَا عَلِيُّ! أَرْبَعَةٌ يَذْهَبْنَ ضَيَاعاً:... وَ الزَّرْعُ فِي السَّبَخَةِ»).
- ↑ سعدی، گلستان، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت ش۴ (باران که در لطافت طبعش خلاف نیست * در باغ لاله روید و در شورهبوم خس).
- ↑ «تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.
- ↑ محمد بن علی صدوق، علل الشرائع، ج۲، ص۴۰۵، ح۵ - ۶؛ همو، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۹۰.
- ↑ گفتنی است در فقه، تصویرسازیِ جاندار اگر با حجم و مجسم باشد، حرام است و بدون آن، کراهت دارد (ر.ک: سیدمحمدحسن بنیهاشمی، توضیح المسائل مراجع، ج۲، مسئله۲۰۶۹).
- ↑ ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۳۳۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۸۵، ح۲۰۴۷ («... مِنْ صُنُوفِ الصِّنَاعَاتِ مِثْلِ الْكِتَابَةِ وَ الْحِسَابِ...»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۴۵ («... نَهَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَنْ بَيْعِ الْمُضْطَرِّ وَ عَنْ بَيْعِ الْغَرَرِ...»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، علل الشرائع، ص۵۸۴ («... إِذَا طُفِّفَتِ الْمَكَايِيلُ أَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِينَ وَ النَّقْصِ»).
- ↑ برای نمونه: ر.ک: محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۲ - ۲۵، کتاب التجاره.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۸۶
- ↑ مدیریت، در اصطلاح رایج، مجموعه عملیات سازماندهی مربوط به اشیا و اموال است (توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی، ص۱۶۸) یا به معنای فرایند بهرهوری از وضع یا منابع برای دستیابی به هدف است (علی رامین و دیگران (زیر نظر)، دانشنامه دانشگستر، ج۱۵، ماده «مدیریت») به دیگرسخن مدیریت، انضباطی است که بر مؤلفههایی همچون اطلاعیابی، برنامهریزی، هدایت و نظارت تأکید دارد.
- ↑ سید رضی، خصائص الأئمه، ص۱۰۴ («التَّقْدِيرُ نِصْفُ الْعَيْشِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ»).
- ↑ ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۲۵۵ («... أَنَّهُ قَالَ: الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ، التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۷، ح۴ («... وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ»). سند روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۳۶).
- ↑ ابنابیجمهور احسائی، عوالی اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۱، ص۲۶۷ («الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ»).
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۳۴۸ («وَ تَرْكُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۶۱ («قَدِّرْ ثُمَّ اقْطَعْ وَ فَكِّرْ ثُمَّ انْطِقْ وَ تَبَيَّنْ ثُمَّ اعْمَلْ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۱، ح۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۲، ح۳؛ محمد بن همام اسکافی، التمحیص، ص۵۴، ح۱۰۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۸، ح۲۱۹۵۰ («... لِيَكُنْ طَلَبُكَ الْمَعِيشَةَ فَوْقَ كَسْبِ الْمُضَيِّعِ وَ دُونَ طَلَبِ الْحَرِيصِ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۹۰، ح۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۷۲، ح۲۲۰۱۸؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹، ح۳۶۳۸ («... بَاشِرْ كِبَارَ أُمُورِكَ بِنَفْسِكَ وَ كِلْ مَا صَغُرَ مِنْهَا إِلَى غَيْرِكَ»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۵۴، ش۸۰۸۴ («... قِوَامُ الْعَيْشِ حُسْنُ التَّقْدِيرِ وَ مِلَاكُهُ حُسْنُ التَّدْبِيرِ»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۵۴، ش۸۰۹۳ («... مَنْ سَاءَ تَدْبِيرُهُ بَطَلَ تَقْدِيرُهُ») و ش۸۰۸۷ («آفَةُ الْمَعَاشِ سُوءُ التَّدْبِيرِ») و ش۸۰۹۰ («سُوءُ التَّدْبِيرِ مِفْتَاحُ الْفَقْرِ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۶۷۰، ح۱۷ («... بَلَغَنِي أَنَّ الِاقْتِصَادَ وَ التَّدْبِيرَ فِي الْمَعِيشَةِ نِصْفُ الْكَسْبِ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): لَا، بَلْ هُوَ الْكَسْبُ كُلُّهُ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۵، ح۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۴؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۲، ح۱۶۵۲ («... وَ فِي تَوْقِيعَاتِ الرِّضَا(ع) إِلَى إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ إِنَّ الْخُمُسَ بَعْدَ الْمَئُونَةِ»).
- ↑ امام جواد(ع) در وضعیتی به شهادت رسید که تحت مراقبت معتصم در بغداد به سر میبرد و فرزندانش در مدینه خردسال بودند و به سرپرستی مالی نیاز داشتند. امام رضا(ع) هم، در مراقبت عباسیان از جمله مأمون به سر میبرد و خانوادۀ پرجمعیتی در محورش بودند که از امام کاظم(ع) برجای مانده بود و سرپرستی آنان را امام رضا(ع) بر عهده داشت و این مطلب از نامه آن حضرت به تاجر فارس بر میآید (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷، ح۲۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۳۹ - ۱۴۰، ح۱۷). هر دو امام در این حالت، برای تأمین معاش یا باید به کشاورزی میپرداختند که برایشان امکان نداشت و یا باید تدبیری دیگر میکردند که تدبیر یادشده در متن، نمونه آن است.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۹۰.