بصیرت در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بصیرت| عنوان مدخل = [[بصیرت]]| مداخل مرتبط = [[بصیرت در قرآن]] - [[بصیرت در حدیث]] - [[بصیرت در نهج البلاغه]] - [[بصیرت در معارف دعا و زیارات]] - [[بصیرت در اخلاق اسلامی]] - [[بصیرت در معارف و سیره حسینی]] - [[بصیرت معصوم]]| پرسش مرتبط = بصیرت (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بصیرت| عنوان مدخل = [[بصیرت]]| مداخل مرتبط = [[بصیرت در قرآن]] - [[بصیرت در حدیث]] - [[بصیرت در نهج البلاغه]] - [[بصیرت در معارف دعا و زیارات]] - [[بصیرت در اخلاق اسلامی]] - [[بصیرت در معارف و سیره حسینی]] - [[بصیرت معصوم]]| پرسش مرتبط = بصیرت (پرسش)}} | ||
==واژهشناسی لغوی== | == واژهشناسی لغوی == | ||
*این واژه برگرفته از ریشه [[عربی]] "ب ـ ص ـ ر" است<ref>لسانالعرب، ج۲، ص۴۱۸ـ۴۱۹، «بصر»؛ لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶، «بصیر».</ref>. در [[نثر]] و [[شعر]] قدیم [[فارسی]] فراوان یافت میشود<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶.</ref> و غالباً به صورت ترکیبی اضافی با واژه چشم به کار میرفته و در برابر [[بینایی]] [[حسی]] و ظاهری، به معنای [[بینایی]] [[قلبی]] و [[شهودی]] بوده است. | * این واژه برگرفته از ریشه [[عربی]] "ب ـ ص ـ ر" است<ref>لسانالعرب، ج۲، ص۴۱۸ـ۴۱۹، «بصر»؛ لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶، «بصیر».</ref>. در [[نثر]] و [[شعر]] قدیم [[فارسی]] فراوان یافت میشود<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶.</ref> و غالباً به صورت ترکیبی اضافی با واژه چشم به کار میرفته و در برابر [[بینایی]] [[حسی]] و ظاهری، به معنای [[بینایی]] [[قلبی]] و [[شهودی]] بوده است. | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*از ویژگیهای [[فکری]] و عملی [[یاران سید الشهدا]]{{ع}} در [[نهضت]] [[عاشورا]]، [[بصیرت]] و [[بینش]] بود. در [[فرهنگ دینی]] و متون [[معارف]]، از کسانی با عنوان [[اهل]] البصائر یاد شده است، یعنی صاحبان [[روشن بینی]] و بیدار دلی و [[شناخت]] عمیق نسبت به [[حق]] و [[باطل]]، [[امام]] و [[حجت]] [[الهی]]، راه و برنامه، [[دوست]] و [[دشمن]]، [[مؤمن]] و [[منافق]]. صاحبان [[بصیرت]]، [[چشم]] درونشان بیناست، نه تنها چشم سر. با [[آگاهی]]، [[هشیاری]] و [[انتخاب]] گام در راه میگذارند و عملکرد و موضعگیریهایشان ریشه [[اعتقادی]] و مبنای مکتبی و [[دینی]] دارد، جهادشان مکتبی و مبارزاتشان مرامی است، نه سودجویانه و دنیاپرستانه یا نشات گرفته از [[تعصبات قومی]] و [[جاهلی]]، یا تحریک شده [[تبلیغات]] فریبکارانه جناح [[باطل]] و [[سلطه]] [[زور]]. [[اهل]] [[بصیرت]]، راه خود را روشن و بیابهام و بحق میبینند و [[باطل]] بودن [[دشمن]] را [[یقین]] دارند و با [[تطمیع]] و [[تهدید]]، نه خود را میفروشند و نه دست از [[عقیده]] و [[جهاد]] بر میدارند. شمشیرها و جهادشان پشتوانه [[عقیدتی]] دارد. به فرموده [[امام علی]]: {{متن حدیث|بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِم}}<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۵۰</ref> | * از ویژگیهای [[فکری]] و عملی [[یاران سید الشهدا]] {{ع}} در [[نهضت]] [[عاشورا]]، [[بصیرت]] و [[بینش]] بود. در [[فرهنگ دینی]] و متون [[معارف]]، از کسانی با عنوان [[اهل]] البصائر یاد شده است، یعنی صاحبان [[روشن بینی]] و بیدار دلی و [[شناخت]] عمیق نسبت به [[حق]] و [[باطل]]، [[امام]] و [[حجت]] [[الهی]]، راه و برنامه، [[دوست]] و [[دشمن]]، [[مؤمن]] و [[منافق]]. صاحبان [[بصیرت]]، [[چشم]] درونشان بیناست، نه تنها چشم سر. با [[آگاهی]]، [[هشیاری]] و [[انتخاب]] گام در راه میگذارند و عملکرد و موضعگیریهایشان ریشه [[اعتقادی]] و مبنای مکتبی و [[دینی]] دارد، جهادشان مکتبی و مبارزاتشان مرامی است، نه سودجویانه و دنیاپرستانه یا نشات گرفته از [[تعصبات قومی]] و [[جاهلی]]، یا تحریک شده [[تبلیغات]] فریبکارانه جناح [[باطل]] و [[سلطه]] [[زور]]. [[اهل]] [[بصیرت]]، راه خود را روشن و بیابهام و بحق میبینند و [[باطل]] بودن [[دشمن]] را [[یقین]] دارند و با [[تطمیع]] و [[تهدید]]، نه خود را میفروشند و نه دست از [[عقیده]] و [[جهاد]] بر میدارند. شمشیرها و جهادشان پشتوانه [[عقیدتی]] دارد. به فرموده [[امام علی]]: {{متن حدیث|بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِم}}<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۵۰</ref> | ||
*اینگونه مدافعان بینادل و [[پیروان]] [[دل]] [[آگاه]]، هم در رکاب [[امام علی|علی]] با [[معاویه]] میجنگیدند، هم در همه حال [[امام حسن|امام مجتبی]] را [[حمایت]] میکردند، هم در [[عاشورا]] [[جان]] خویش را فدای [[امام]] خویش و [[نصرت]] [[قرآن]] میکردند. این از سخنرانیها و رجزها و پاسخهایشان روشن بود. [[امام حسین|سید الشهدا]]{{ع}} را امامی میدانستند که باید یاریش کرد و [[جان]] در راهش باخت و دشمنانش را کافردلان [[نفاق]] پیشهای میشناختند که [[جهاد]] با آنان همچون [[جهاد]] با [[مشرکان]] بود و [[اجر]] داشت. سخنان [[امام حسین]]{{ع}}، [[امام سجاد]]{{ع}}، [[حضرت اباالفضل]]، [[علی اکبر]]، [[جوانان]] [[بنی هاشم]]، [[یاران امام حسین|یاران ابا عبدالله]] همه گویای عمق [[بصیرت]] آنان است. | * اینگونه مدافعان بینادل و [[پیروان]] [[دل]] [[آگاه]]، هم در رکاب [[امام علی|علی]] با [[معاویه]] میجنگیدند، هم در همه حال [[امام حسن|امام مجتبی]] را [[حمایت]] میکردند، هم در [[عاشورا]] [[جان]] خویش را فدای [[امام]] خویش و [[نصرت]] [[قرآن]] میکردند. این از سخنرانیها و رجزها و پاسخهایشان روشن بود. [[امام حسین|سید الشهدا]] {{ع}} را امامی میدانستند که باید یاریش کرد و [[جان]] در راهش باخت و دشمنانش را کافردلان [[نفاق]] پیشهای میشناختند که [[جهاد]] با آنان همچون [[جهاد]] با [[مشرکان]] بود و [[اجر]] داشت. سخنان [[امام حسین]] {{ع}}، [[امام سجاد]] {{ع}}، [[حضرت اباالفضل]]، [[علی اکبر]]، [[جوانان]] [[بنی هاشم]]، [[یاران امام حسین|یاران ابا عبدالله]] همه گویای عمق [[بصیرت]] آنان است. | ||
* [[امام صادق]] درباره [[حضرت عباس]]، تعبیر نافذ البصیرة دارد، که گویای عمق [[بینش]] و [[استواری]] [[ایمان]] او در [[حمایت]] از [[امام حسین|سید الشهدا]]ست: {{متن حدیث| كَانَ عَمِّنَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِيٍّ نَافِذُ الْبَصِيرَةَ صُلْبِ الايمان}}<ref>اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۴۳۰</ref> در [[زیارتنامه]] [[حضرت]] [[عباس]] است: {{متن حدیث|أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ...}} سخن [[علی اکبر]] خطاب به [[امام]] که مگر ما بر [[حق]] نیستیم؟ مشهور است. در [[جبهه]] مقابل، کوردلانی [[دنیا]] طلب و [[فریب]] خوردگانی بی [[انگیزه]] و تحریک شدگانی [[نادان]] بودند که [[تبلیغات]] [[اموی]] [[چشم]] بصیرتشان را بسته بود و لقمههای [[حرام]]، [[گوش]] [[حقیقت]] نیوش را از آنان گرفته بود<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۰.</ref>. | * [[امام صادق]] درباره [[حضرت عباس]]، تعبیر نافذ البصیرة دارد، که گویای عمق [[بینش]] و [[استواری]] [[ایمان]] او در [[حمایت]] از [[امام حسین|سید الشهدا]]ست: {{متن حدیث| كَانَ عَمِّنَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِيٍّ نَافِذُ الْبَصِيرَةَ صُلْبِ الايمان}}<ref>اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۴۳۰</ref> در [[زیارتنامه]] [[حضرت]] [[عباس]] است: {{متن حدیث|أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ...}} سخن [[علی اکبر]] خطاب به [[امام]] که مگر ما بر [[حق]] نیستیم؟ مشهور است. در [[جبهه]] مقابل، کوردلانی [[دنیا]] طلب و [[فریب]] خوردگانی بی [[انگیزه]] و تحریک شدگانی [[نادان]] بودند که [[تبلیغات]] [[اموی]] [[چشم]] بصیرتشان را بسته بود و لقمههای [[حرام]]، [[گوش]] [[حقیقت]] نیوش را از آنان گرفته بود<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۸۰.</ref>. | ||
نسخهٔ ۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۵۴
واژهشناسی لغوی
- این واژه برگرفته از ریشه عربی "ب ـ ص ـ ر" است[۱]. در نثر و شعر قدیم فارسی فراوان یافت میشود[۲] و غالباً به صورت ترکیبی اضافی با واژه چشم به کار میرفته و در برابر بینایی حسی و ظاهری، به معنای بینایی قلبی و شهودی بوده است.
مقدمه
- از ویژگیهای فکری و عملی یاران سید الشهدا (ع) در نهضت عاشورا، بصیرت و بینش بود. در فرهنگ دینی و متون معارف، از کسانی با عنوان اهل البصائر یاد شده است، یعنی صاحبان روشن بینی و بیدار دلی و شناخت عمیق نسبت به حق و باطل، امام و حجت الهی، راه و برنامه، دوست و دشمن، مؤمن و منافق. صاحبان بصیرت، چشم درونشان بیناست، نه تنها چشم سر. با آگاهی، هشیاری و انتخاب گام در راه میگذارند و عملکرد و موضعگیریهایشان ریشه اعتقادی و مبنای مکتبی و دینی دارد، جهادشان مکتبی و مبارزاتشان مرامی است، نه سودجویانه و دنیاپرستانه یا نشات گرفته از تعصبات قومی و جاهلی، یا تحریک شده تبلیغات فریبکارانه جناح باطل و سلطه زور. اهل بصیرت، راه خود را روشن و بیابهام و بحق میبینند و باطل بودن دشمن را یقین دارند و با تطمیع و تهدید، نه خود را میفروشند و نه دست از عقیده و جهاد بر میدارند. شمشیرها و جهادشان پشتوانه عقیدتی دارد. به فرموده امام علی: «بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِم»[۳]
- اینگونه مدافعان بینادل و پیروان دل آگاه، هم در رکاب علی با معاویه میجنگیدند، هم در همه حال امام مجتبی را حمایت میکردند، هم در عاشورا جان خویش را فدای امام خویش و نصرت قرآن میکردند. این از سخنرانیها و رجزها و پاسخهایشان روشن بود. سید الشهدا (ع) را امامی میدانستند که باید یاریش کرد و جان در راهش باخت و دشمنانش را کافردلان نفاق پیشهای میشناختند که جهاد با آنان همچون جهاد با مشرکان بود و اجر داشت. سخنان امام حسین (ع)، امام سجاد (ع)، حضرت اباالفضل، علی اکبر، جوانان بنی هاشم، یاران ابا عبدالله همه گویای عمق بصیرت آنان است.
- امام صادق درباره حضرت عباس، تعبیر نافذ البصیرة دارد، که گویای عمق بینش و استواری ایمان او در حمایت از سید الشهداست: « كَانَ عَمِّنَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَلِيٍّ نَافِذُ الْبَصِيرَةَ صُلْبِ الايمان»[۴] در زیارتنامه حضرت عباس است: «أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ أَمْرِكَ مُقْتَدِياً بِالصَّالِحِينَ...» سخن علی اکبر خطاب به امام که مگر ما بر حق نیستیم؟ مشهور است. در جبهه مقابل، کوردلانی دنیا طلب و فریب خوردگانی بی انگیزه و تحریک شدگانی نادان بودند که تبلیغات اموی چشم بصیرتشان را بسته بود و لقمههای حرام، گوش حقیقت نیوش را از آنان گرفته بود[۵].
منابع
پانویس
- ↑ لسانالعرب، ج۲، ص۴۱۸ـ۴۱۹، «بصر»؛ لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶، «بصیر».
- ↑ لغت نامه، ج۳، ص۴۲۰۶.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۵۰
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۴۳۰
- ↑ ر. ک. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۸۰.