←چیستی علم فعلی
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==چیستی علم فعلی== | ==چیستی علم فعلی== | ||
*در برخی از کلمات فقها در مورد علم امامان(علیهم السلام) از تعبیر علم حضوری و فعلی استفاده شده است،<ref>ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ویژگی های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟ | *در برخی از کلمات فقها در مورد علم امامان(علیهم السلام) از تعبیر علم حضوری و فعلی استفاده شده است،<ref>ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ویژگی های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟</ref> مراد از فعلی بودن علم امام، آن است که علم، نزد ایشان حاضر (بالفعل) باشد، یعنی علم به اشیاء یا به تعبیر صحیحتر اشیاء و حقایق در پیش امام حاضر هستند و امام به همۀ اشیا به حسب مقام نورانیت خود آگاه است.<ref>ر.ک. زرین جویی، عین الله، مسألۀ علم امام در آثار دانشمندان معاصر شیعی، ص 62 ـ 65</ref> مراد، انکشاف معلومات است برای امام به صورت فعلی.<ref>ر.ک. نجفی لاری، سیدعبدالحسین، آگاهی های آسمانی، ص 35؛ رستمی، محمد زمان، آل بویه، طاهره، علم امام، ص 123</ref> به عبارتی دیگر مراد از علم حضوری انبیا و امامان(علیهم السلام) علم باطنی فطری لدنی موهوبی از جانب خداوند عالم است، با وحی معالواسطه یا بلاواسطه یا الهام و یا هر اسبابی که اختصاص به انبیا و اوصیا آنها دارد.<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 248</ref> در این صورت تفاوت علم امام با علم خداوند در این است که علم آنها غیرذاتی و علم خداوند ذاتی است.<ref>ر.ک. کرباسی زاده، علی، رضایی، محمدجعفر، علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان، فصلنامه نقد و نظر، ش 69، ص 132 و 133</ref> در مقابلِ علم فعلی، علم شأنی قرار دارد؛ شأنی دانستن علم امام بدین معنا است که امام به برخی موضوعات علم ندارد؛ اما توان دریافت آنها را به شیوه های خاص خود دارد.<ref>ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ویژگی های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟</ref> یعنی آنان هر وقت بخواهند و اراده کنند میدانند و خداوند آنان را آگاه میکند و اگر نخواهند نمیدانند؟<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218؛ رضایی اصفهانی، محمد علی، تفسیر قرآن مهر، ج 21، ص 292؛ رستمی، محمد زمان، آل بویه، طاهره، علم امام، ص 123</ref> | ||
*بسیاری از اندیشمندان و محققین، از علم غیب فعلی و مطلق پیامبران و امامان(علیهم السلام) جانبداری میکنند و بر این باورند که بندگان برگزیدۀ الهی همواره از همۀ امور مربوط به حال و گذشته و آینده آگاهند و چیزی از رویدادهای جهان بر آنان پوشیده نمیماند.<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 248</ref> | |||
==ادلۀ فعلی بودن علم امام== | ==ادلۀ فعلی بودن علم امام== | ||
*برای فعلی بودن علم امام به برخی از ادله استناد کرده اند<ref>ر.ک. واعظی، حسین، گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل، ص 190 ـ 191</ref> مانند اینکه اصل در علم فعلی بودن است و یا اینکه آیات و روایات علم را برای ایشان به صورت مطلق اثبات می کند و قید ارادی ندارد، همچنین روایاتی<ref>ر.ک. رهبری، حسن، بازاندیشی در علم امام، ص 51؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص ص 75 و 76</ref> وجود دارد که بیانگر احاطه امام بر دنیا است و این با فعلی بودن علم آنان سازگاری دارد،<ref>ر. ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> مانند روایت سماعة بن مهران از امام صادق(علیه السلام) که فرمودند:<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص 217</ref> «دنیا برای امام تمثل پیدا میکند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست.» یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص 218</ref> و یا اینکه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۶۱، ح ۸</ref> «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا متولد کرد (من فرزند او هستم) در حالی که به کتاب خدا عالم هستم که در آن ابتداء آفرینش و آنچه موجود میشود تا روز قیامت، در آن هست، و خبر آسمان و خبر زمین و خبر بهشت و خبر جهنم و خبر آنچه بود و هست، در آن میباشد، این امور را آن چنان که به کف دستم نگاه میکنم، میدانم، زیرا خداوند میفرماید: در قرآن بیان هر چیزی وجود دارد.»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 256</ref> البته این ادله مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که در جای خود به آن اشاره شده است.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص 218</ref> | *برای فعلی بودن علم امام به برخی از ادله استناد کرده اند<ref>ر.ک. واعظی، حسین، گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل، ص 190 ـ 191</ref> مانند اینکه اصل در علم فعلی بودن است و یا اینکه آیات و روایات علم را برای ایشان به صورت مطلق اثبات می کند و قید ارادی ندارد، همچنین روایاتی<ref>ر.ک. رهبری، حسن، بازاندیشی در علم امام، ص 51؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص ص 75 و 76</ref> وجود دارد که بیانگر احاطه امام بر دنیا است و این با فعلی بودن علم آنان سازگاری دارد،<ref>ر. ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟</ref> مانند روایت سماعة بن مهران از امام صادق(علیه السلام) که فرمودند:<ref>مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص 217</ref> «دنیا برای امام تمثل پیدا میکند مثل نصف یک گردو (گردوی شکافته) که چیزی از آن، از او پنهان نیست.» یعنی امام به کل دنیا احاطه دارد.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص 218</ref> و یا اینکه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۶۱، ح ۸</ref> «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا متولد کرد (من فرزند او هستم) در حالی که به کتاب خدا عالم هستم که در آن ابتداء آفرینش و آنچه موجود میشود تا روز قیامت، در آن هست، و خبر آسمان و خبر زمین و خبر بهشت و خبر جهنم و خبر آنچه بود و هست، در آن میباشد، این امور را آن چنان که به کف دستم نگاه میکنم، میدانم، زیرا خداوند میفرماید: در قرآن بیان هر چیزی وجود دارد.»<ref>ر.ک. تحریری، محمد باقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 256</ref> البته این ادله مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که در جای خود به آن اشاره شده است.<ref>ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص 218</ref> | ||