←نصوص فعلی امامت
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
# [[حدیث الدار]] که وقتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از سوی [[خدای متعال]] مأموریت یافت که [[نبوت]] خود را به خویشاوندانش [[ابلاغ]] کند: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، سه نوبت، آنان را به [[خانه]] [[ابوطالب]] [[دعوت]] و پس از [[پذیرایی]] از آنها مأموریت خویش را به آنان ابلاغ کرد، و فرمود: {{متن حدیث|ایکم یؤازرنی علی هذا الأمر حتی یکون أخی و وصیی و خلیفتی من بعدی}} «کدامیک از شما مرا [[یاری]] میکند تا [[برادر]]، [[وصی]] و جانشینم باشد”. آنان به [[پیامبر]] {{صل}} پاسخ ندادند، جز [[علی]] {{ع}} که در هر سه نوبت، [[وفاداری]] خود را به پیامبر [[اعلان]] کرد و پیامبر {{صل}} در نوبت سوم به او فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي}}؛ “تو برادر، وصی و [[جانشین]] من هستی”<ref>ر.ک: الشافی فی الامامة، ج۲، ص۶۷؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۵؛ الیاقوت فی علم الکلام، ص۸۰؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۲۱۴؛ تقریب المعارف، ص۱۳۷-۱۳۵؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۷؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۰؛ کشف المراد، ص۴۹۷؛ اللوامع الالهیة، ص۳۳۵؛ ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ المسلک فی اصولالدین، ص۲۲۱؛ گوهر مراد، ص۴۸۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۰۰.</ref> | # [[حدیث الدار]] که وقتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از سوی [[خدای متعال]] مأموریت یافت که [[نبوت]] خود را به خویشاوندانش [[ابلاغ]] کند: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، سه نوبت، آنان را به [[خانه]] [[ابوطالب]] [[دعوت]] و پس از [[پذیرایی]] از آنها مأموریت خویش را به آنان ابلاغ کرد، و فرمود: {{متن حدیث|ایکم یؤازرنی علی هذا الأمر حتی یکون أخی و وصیی و خلیفتی من بعدی}} «کدامیک از شما مرا [[یاری]] میکند تا [[برادر]]، [[وصی]] و جانشینم باشد”. آنان به [[پیامبر]] {{صل}} پاسخ ندادند، جز [[علی]] {{ع}} که در هر سه نوبت، [[وفاداری]] خود را به پیامبر [[اعلان]] کرد و پیامبر {{صل}} در نوبت سوم به او فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي}}؛ “تو برادر، وصی و [[جانشین]] من هستی”<ref>ر.ک: الشافی فی الامامة، ج۲، ص۶۷؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۵؛ الیاقوت فی علم الکلام، ص۸۰؛ انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۲۱۴؛ تقریب المعارف، ص۱۳۷-۱۳۵؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۸۷؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۰؛ کشف المراد، ص۴۹۷؛ اللوامع الالهیة، ص۳۳۵؛ ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ المسلک فی اصولالدین، ص۲۲۱؛ گوهر مراد، ص۴۸۶.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۰۰.</ref> | ||
=== [[نصوص | === نصوص فعلی امامت === | ||
{{اصلی|نصوص فعلی امامت}} | |||
یکی از [[دلایل امامت امیرالمؤمنین]] {{ع}} این است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با او به گونهای خاص [[رفتار]] کرده و درباره وی به گونهای سخن گفته است که بیانگر مقام و [[منزلت]] ویژه [[علی]] {{ع}} نزد [[رسول اکرم]] {{صل}} و شایستگی او برای عهدهدار شدن امر [[امامت]] [[امت اسلامی]] از [[رسول خدا]] {{صل}} است. متکلمان شیعه از آن بهعنوان “نصوص فعلی” بر [[امامت امیرالمؤمنین]] {{ع}} تعبیر کردهاند. | |||
[[سید مرتضی]] درباره [[نص]] فعلی گفته است: “قول نیز داخل در آن است و مقصود، [[افعال]] و اقوال ویژه [[پیامبر]] {{صل}} درباره علی {{ع}} است که او را از عموم [[امت]] ممتاز میسازد، و بر [[تعظیم]] و [[تکریم]] ویژه وی از سوی پیامبر {{صل}} دلالت میکند، مانند اینکه او را به [[برادری]] با خود برگزید و دخترش را که [[برترین]] [[زنان]] عالم است به [[ازدواج]] او در آورد و هیچ یک از [[اصحاب]] را والی و [[امیر]] بر او نساخت و در هر مأموریت یا [[جنگی]] که علی {{ع}} در آن حضور داشت، وی را فرمانده کرد، و با اینکه بیشترین مصاحبت را با پیامبر {{صل}} داشت و مأموریتهای بسیاری را به او سپرد، اما هیچگاه وی را نکوهش نکرد و از او ایراد نگرفت، در حالیکه نکوهشهای بسیاری از سوی پیامبر {{صل}} که متوجه گروهی از اصحاب او شده است. رسول خدا {{صل}} درباره [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: “علی از من است و من از علی هستم” و “علی با [[حق]] و حق با علی است”. همچنین است افعال و اقوال دیگری که [[دوست]] و [[دشمن]] بر آنها [[اجماع]] دارند. | |||
وجه دلالت این گفتار و افعال [[امامت علی]] {{ع}} این است که دلالت آنها بر تعظیم و تکریم ویژه، بیانگر آن است که او در [[قیام]] به امر [[رهبری]] بر دیگران شایستهتر است، زیرا روش عقلا این است که [[فرد]] شایستهتر برای احراز [[مقام رهبری]] را با تکریم و تعظیم ویژه به [[مردم]] معرفی میکنند. برخی از اصحاب ما گفتهاند “چه بسا دلالت فعل بر دلالت قول [[برتری]] دارد، زیرا در قول، مجاز و [[تأویل]] راه دارد، ولی مجاز و تأویل در فعل راه ندارد”<ref>الشافی فی الامامة، ج۲، ص۶۵.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۱۳۹.</ref> | |||
=== [[آیه ولایت]] === | === [[آیه ولایت]] === | ||
=== [[حدیث غدیر]] === | === [[حدیث غدیر]] === | ||