اثبات امامت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

امامت به معنای ریاست عمومی بر دین و دنیای مردم توسط شخصی پس از پیامبر اکرم(ص) است که خلیفه و جانشین آن حضرت بوده و توسط خدای متعال و با نص الهی برای این جایگاه خطیر انتخاب و تعیین و به وسیله رسول خدا(ص) به مردم معرفی شده است. بر این اساس امام از منظر متکلمان بزرگ شیعه بیشترین قرابت و اشتراک را در اوصاف، شئون و کمالات به رسول خدا(ص) داشته و واجد صفات ویژه عصمت، علم غیب و افضلیت خواهد بود. از این رو لازم است با استناد به ادله‌ای محکم وجوب وجود او پس از پیامبر اکرم(ص) را به عنوان رهبری الهی در کنار قرآن کریم جهت ادامه دادن وظایفپیامبر اکرم(ص)،ثابت نمود.

بر این اساس مراد ما از "اثبات امامت" در اینجا دو چیز است

  1. اثبات ضرورت امامت یا وجوب وجود امام پس از پیامبر اکرم(ص)
  2. اثبات مصادیق امام یا به عبارت دیگر اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان معصوم(ع)

در این مدخل به صورت موجز به شرح و توضیح هر دو بخش پرداخته و با استناد به براهین عقلی و ادله نقلی اعم از قرآنی و روایی هم ضرورت وجود امام را به اثبات می‌رسانیم و هم امامت امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان خلیفه بلافصل و نخستین امام امت پس از رسول خدا(ص) ثابت می‌نماییم.

روشن است که برخی ادله ما به ویژه براهین عقلی، در هر دو بخش قابل استناد هستند.

1- ضرورت امامت

معناشناسی

اثبات ضرورت امامت

در اثبات امور اعتقادی، عقل دارای جایگاه ویژه‌ای است. مسأله ضرورت امامت از این قاعده مستثنی نبوده و ضرورت آن امری عقلی است[۱]. عقل به ضرورت امامت، به معنای لزوم و وجوب وجود امام حکم می‌‌کند، به این معنا که بشر همیشه نیازمند امام و رهبر است؛ لذا بر خداوند واجب است شخصی را به عنوان امام و رهبر تعیین کند و این همان ضرورت عقلی است. متکلمان اسلامی]نسبت به ضرورت امامت اتفاق نظر دارند اما در شیوه استدلال بر این ضرورت و نحوه وجوب آن اختلافاتی وجود دارد. گروهی با تکیه بر ادله عقلی، ضرورت امامت را اثبات می‌‌کنند که در ادامه بیان می‌‌شود:

دلایل عقلی

دلایل عقلی غیر مستقل (عقلی ـ نقلی)

قاعده لطف، برهان لطف و حکمت
حفظ دین و شریعت، برهان حفظ و نقل شریعت
برقراری نظم و حفظ جامعه اسلامی
فطری بودن نیاز به امام
ضرورت وجود کارشناس دینی بعد از پیامبر
یقین به فراغ ذمه
نیاز شرع به مفسر
قانون هدایت عمومی
برهان واسطه فیض

دلایل عقلی محض

  1. وجوب دفع ضرر از نفس (ضرورت دفع ضررهای بزرگ):
  2. اجرای حدود و حفظ نظام اسلامی، (برقراری نظم و حفظ جامعه اسلامی):
    1. جمع آراء بر امور اجتماعی مانند جهاد.
    2. جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی.
    3. اجرای حدود الهی.
    4. قضاوت.
  3. وجوب دفع اختلاف در جامعه؛
  4. وجوب رسیدن جامعه به کمال؛
  5. وجوب تنظيم روابط استخدام و تعاون اجتماعی؛
  6. قاعده امکان اشرف؛
  7. برهان علت غایی.

دلایل نقلی

ادله قرآنی

آیه ولایت
آیه تبلیغ
آیه اولی الامر
آیه صادقین

ادله روایی

در کنار ادله قرآنی، ضرورت امامت، را می‌‌توان از برخی روایات به دست آورد:

حدیث ثقلین
حدیث «لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»
حدیث من مات
حدیث «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ»
وجود اوصیای دوازده‌گانه در ادیان

سیره مسلمانان

2- اثبات امامت امیرالمؤمنین

گاهی مراد از اثبات امامت، اثبات امامت نخستین امام و خلیفه بلافصل رسول خدا(ص) است. متکلمان شیعه امامت امیرالمؤمنین را با استناد به دو دلیل کلی نقلی و عقلی به اثبات رسانده‌اند. ادله عقلی مشتمل بر آیات قرآن کریم و روایات اهل نبوی(ص) است و عمده دلیل عقلی در این خصوص نیز دلیل افضلیت است که به حکم عقلی لزوم تقدیم فاضل بر مفضول ضمیمه شده و امامت شخص فاضل را نتیجه می‌دهد. در این بخش به بیان مهمترین ادله نقلی و عقلی امامت آن حضرت می‌پردازیم.

ادله نقلی

ادله نقلی خود مشتمل بر ادله قرآنی و ادله روایی است.

ادله قرآنی

آیات بسیاری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم یا با واسطه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارند؛ برخی از این آیات همچون آیات غدیر و ولایت، بدون واسطه، امامت آن حضرت را ثابت می‌نمایند و برخی دیگر همچون آیات لیلة المبیت، آیات ابتدایی سوره انسان و... مشتمل بر بیان فضیلتی منحصر بفرد برای آن حضرت هستند و افضلیت آن حضرت را بر دیگران بیان می‌دارند که به ضمیمه حکم عقلی و قانون مورد قبول عقلای عالم مبنی بر لزوم تقدیم شخص افضل بر مفضول و قبح تقدیم مفضول بر فاضل،امامت آن حضرت را به اثبات می‌رسانند. برخی آیات نیز دلالت بر عصمت یا علم غیب آن حضرت دارند و از آنجا که این صفات از شرایط و صفات لازم در امام است، می‌توان از این طریق نیز امامت آن حضرت را اثبات نمود.

حال با عنایت به کثرت آیات مرتبط با این بحث، در اینجا تنها به ذکر مهمترین آیات اثبات امامت آن حضرت می‌پردازیم.

آیه مباهله

﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ ۶۱ سورۀ آل عمران است

براساس آیۀ مباهله امامت امیرالمؤمنین(ع) از دو طریق قابل اثبات است:

  1. عموم مماثلت (یگانگی): بنابر دلالت آیه، علی(ع) نَفْس پیامبر(ص) است و بنابر مقتضای آیه، مماثلت در همۀ فضایل و اتحاد در حقیقت است، مگر آنجایی که دلیل خاصّی باشد همانند نبوّت و چون پیامبر(ص)، ولی امّت و حاکم جامعۀ اسلامی بودند بنابراین علی(ع) نیز ولی امّت و حاکم جامۀ اسلامی است. خدای متعال او را نفس حضرت محمّد(ص) دانسته است و منظور تساوی و برابر بودن است و شخص برابر با کامل‌‎ترین انسان‎ها و اولی‎ترین آنها به تصرّف در واقع کامل‎ترین و اولی‎ترین به تصرّف است. پس او نیز مانند رسول خدا، کامل‎ترین ولایت در تصرّف را دارد[۲].
  2. افضلیت: بنا بر دلالت آیه علی(ع) از همۀ صحابه افضل است و به حکم عقل، امامت باید به دست افضل باشد بنابراین امامت باید به دست حضرت علی(ع) باشد[۳].[۴]
آیه ولایت

﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ، آیه 55 سوره مائده است. این آیه یکی از روشن‌ترین دلایل امامت بلافصل علی(ع) است: زیرا واژ‌‌‎ۀ‎ "ولی" اگر چه در لغت معانی یا کاربردهای گوناگونی دارد مانند: رب، مالک، سید، منعم، معتق، محب، ناصر و متصرف در امور دیگران[۵]، ولی به دلایل عقلی و نقلی و نیز به اجماع مسلمانان غیر از سه معنای اخیر قطعاً مقصود نیست و از سه معنای اخیر تنها آخرین معنا می‌‎تواند در این آیه مقصود باشد.

برخی از دلایل این مطلب عبارت‎‎اند از:

  1. حصر إِنَّمَا: ﴿إِنَّمَا از ادات حصر است و بر ولایتی خاص که به خداوند اختصاص دارد و با اذن او برای دیگران نیز ثابت می‌شود دلالت می‌‌کند[۶].
  2. کلمه ولی به معنای سرپرستی و صاحب اختیار است: اگر چه واژۀ "ولی" بر معانی یا مصادیق متعددی اطلاق شده است، ولی هرگاه واژۀ "ولی" بدون قرینه به کار رود مراد از آن مالک امر بودن خواهد بود، به ویژه اگر به کسی اسناد داده شود که دارای شأن رهبری و فرمانروایی است؛ حال با توجه به اینکه ولایت در مورد خدا و رسول(ص) به معنای مالک امر بودن است و از طرفی ﴿الَّذِينَ آمَنُوا بر خداوند یا پیامبر(ص) عطف شده و حکم آنها یکی است؛ لذا ولایت در مورد مؤمنانی که در آیه توصیف شده‌‎اند نیز به معنای مالکیت امر تدبیر (امامت) خواهد بود[۷].
  3. مراد از ﴿الَّذِينَ آمَنُوا حضرت علی(ع) است: عبارت ﴿الَّذِينَ آمَنُوا هرچند همۀ مؤمنان را شامل می‌‎‎شود ولی به قرینه شأن نزول آیه، مقصود از آن تنها بعضی از مؤمنان است؛ زیرا برای آنان صفت ویژه‎ ـ اقامۀ نماز و دادن زکات در حال رکوع ـ بیان شده که شأن نزول آن صرفا دربارۀ امیرالمومنین (ع) است[۸].

در روایات متعدد نیز از شیعه و اهل سنت وارد شده است که آیه فوق درباره حضرت علی نازل شده است. چنانکه امام باقر(ع) فرمودند: «خداوند پیامبرش را به ولایت امام علی(ع) فرمان داد و آیه دربارۀ او نازل شد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۹].[۱۰].[۱۱]

آیات غدیر

آیات غدیر یعنی آیاتی که در روز غدیر نازل شده و مرتبط با مسأله امامت و ولایت امام امیرالمؤمنین(ع) هستند که عبارتند از آیه تبلیغ، آیه اکمال دین و آیه سأل سائل.

1- آیه تبلیغ

﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۱۲] از جمله آیاتی است که با سه مقدمه بر امامت امیرالمومنین(ع) دلالت می‌کند:

  1. مقدمه اول: علمای شیعه در نزول این آیه در غدیر خم وحدت نظر دارند. در بین اهل سنت نیز بسیاری بر این باورند که این آیه در غدیر خم نازل شده است[۱۳].
  2. مقدمه دوم: استدلال شیعه این است که رسول خدا(ص) در خطبه غدیر، جمله «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» را فرموده‌اند. خطبه غدیریه رسول خدا(ص) از همان زمان صدور مورد توجه مسلمانان و در عصر تدوین مورد توجه مورخان، محدثان و مفسران بوده است و همه کسانی که این خطبه را نقل کرده‌اند، صدور این جمله را از رسول خدا(ص) نوشته‌اند[۱۴].
  3. مقدمه سوم: هر چند بسیاری از نویسندگان اهل سنت، اصرار دارند که واژه «مولی» را در اینجا به معنای دوست و یار و یاور تفسیر کنند؛ [۱۵] با این حال کلمه «مولی» در این حدیث با توجه به قرائن و شواهد متعدد به معنای «اولی به تصرف بودن» یا همان ولایت داشتن است.[۱۶]. از این رو این آیه با استناد به این حدیث بر خلافت و ولایت بلافصل امام علی (ع) دلالت دارد[۱۷].

2-آیه اکمال دین

﴿...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۸]. یکی دیگر از ادله امامت امیرالمومنین (ع) است.

از آنجا که هر مکتب، هر اندازه اندیشه‌های قوی و الهی داشته باشد، به تنهایی نمی‌تواند خودش را حفظ کند، بلکه باید یک پاسدار حقیقی به نام رهبر در آن جامعه وجود داشته باشد که با معرفت و ایمان والای خود، حافظ و بیان کنندۀ احکام دین باشد و بعد از رسول خدا (ص) در صورتی که حضرت جانشینی بعد از خودش مشخص نکند نه تنها بیان احکام به صورت تام و کامل بیان نمی‌شود، بلکه تمام دین به سمت نابودی پیش خواهد رفت. باید رهبر و امامی وجود داشته باشد که نگذارد جریان دینی به سمت انحطاط و تباهی کشیده شود. در واقع نقش رهبری در دین، مانند نقش ستون فقرات در بدن است که بدون آن، جز پوسته‌ای از دین ظاهر نخواهد شد. بنابراین این صفات عظیمی که در آیه وجود دارد قطعاً بر اساس امر کلیدی و مهمی بنا شده که (با توجه به نزول آیه در روز غدیر) تنها فرضیۀ موجود در روزهای آخر عمر پیامبر (ص) همان مسئلۀ امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) بوده است[۱۹].

3-آیه سأل سائل

﴿سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ. لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ، یکی از آیات نازل شده پیرامون واقعه غدیر خم و امامت و ولایت امام امیرالمؤمنین(ع)، مفسران فریقین شأن نزول این آیه را بر اساس روایاتی چند، پس از واقعه غدیر و آن هنگام که شخصی در این خصوص به رسول خدا(ص) اعتراض کرده و در مورد الهی بودن یا شخصی بودن انتصاب امیرالمؤمنین(ع) به منصب امامت پرسید و در صورت الهی بودن آن درخواست عذاب بر خود را نمود، دانسته‌اند چه اینکه بلافاصله پس از این درخواست، عذابی متناسب با خواست آن شخص بر وی نازل شده و او را به درک واصل نمود. از این رو دلالت این آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) روشن است.[۲۰].

آیه علم الکتاب

آیه: ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۲۱] از جمله آیات امامت امیرالمومنین(ع) است. این آیه دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای امیرالمؤمنین(ع) بیان کرده است که به واسطه هر کدام می‌توان افضلیت و برتری آن حضرت را ثابت نمود.

  1. شاهد بودن آن حضرت بر رسالت و نبوت رسول خدا(ص)
  2. عالم بودن به تمام قرآن کریم

در هر دو مورد غیر از امیرالمؤمنین(ع) هیچ یک از صحابه و تابعین را نمی‌توان یافت که چنین ادعایی کرده باشند. علاوه بر اینها از اینکه خدای متعال شهادت آن حضرت بر رسالت پیامبر اکرم(ص) را در کنار شهادت خود قرار داده و این آیه را در شأن آن حضرت نازل کرده نیز می‌توان بر بزرگی مقام و جایگاه والای امیرالمؤمنین(ع) استفاده کرد و آن را دلیل دیگری بر افضلیت آن حضرت به شمار آورد[۲۲].

پس از اثبات افضلیت و برتری امیرالمؤمنین (ع)، بر اساس بنای عقلا و به حکم عقلا در دوران امر میان امامت شخص فاضل و امامت شخض مفضول (پایین‌تر)، شخض فاضل و برتر مقدم خواهد بود و امامتش ثابت مب‌گردد. بر این اساس امامت امام علی(ع) از این آیه قابل اثبات است[۲۳].

ادله روایی

حدیث یوم الدار
حدیث منزلت
حدیث غدیر
حدیث طیر مشوی
احادیث معیت
  1. حدیث علی مع القرآن
  2. حدیث مع الحق

دلیل عقل

افضلیت

3- اثبات امامت سایر امامان(ع)

دلیل عام

ادله نقلی

ادله قرآنی

آیه اطاعت
آیه تطهیر
آیه صادقین
آیه ابتلا

ادله روایی

حدیث ثقلین
حدیث سفینه
حدیث خلفائی اثنی عشر
حدیث امان
حدیث لوح جابر

دلیل خاص

  1. نص امام قبل بر امام بعد
  2. معجزه

دلیل عقل

افضلیت

منابع

پانویس

  1. امامیه نصب امام را برای خداوند واجب می‌‌دانند و می‌‌گویند: نصب الامام واجب علی الله عقلا؛ کشف المراد، ص۱۸۱ و رضایی، عبدالکریم، امامت‌پژوهی، (بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله و اشاعره)، ص۱۲۵.
  2. نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۷۷.
  3. دلائل الصدق، ج۲، ص۸۶.
  4. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۹۴ـ ۹۵.
  5. لسان العرب، ج۱۵، ص۲۸۱ـ۲۸۳؛ أقرب الموارد، ج۲، ص۱۴۷۸.
  6. مجمع البیان، ج۴ـ۳، ص۲۱۱؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۹ـ۴۴۰؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۲ـ۳۰۳.
  7. مصباح الهدایة فی اثبات الولایة، ص۳۲۰ـ۳۲۱.
  8. ربانی گلپایگانی، علی، مقاله «آیه ولایت»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص۱۰۶-۱۱۱.
  9. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  10. سوره مائده، آیه:۵۵. .
  11. ر.ک: خراسانی، علی، آیه ولایت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص۴۳۰ ـ ۴۳۶؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۱۳ - ۲۲۲.
  12. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  13. سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۹؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۴، ص۴۰۱.
  14. على بن محمد، ابن مغازلی، مناقب الامام على بن ابی طالب، ص۷۸؛ ابو جعفر بن عبدالله الاسكافى المعتزلى، المعيار والموازينه فى فضائل الامام اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب، ص۲۱۰؛ محمد بن احمد، الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۲۷۷؛ ابى الفداء ابن كثير، البداية و النهاية، ج۱۱، ص۱۲۵ حوادث سال ۳۱۰.
  15. رشید رضا، تفسیر المنار، ج۶، ص۳۹۹.
  16. برخی از این قرائن عبارت‌اند از: الف: دوستی علی(ع) با همه مؤمنان، مطلب پنهان و پیچیده‌ای نبود که نیاز به این همه تأکید و بیان داشته باشد و احتیاج به متوقف ساختن آن قافله عظیم در وسط بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف‌های پی در پی از جمعیت باشد؛ چراکه رسول خدا(ص) در طول حیات خویش بارها و به مناسبت‌های گوناگون بر لزوم محبت و دوستی مسلمانان با علی(ع) تأکید کرده است و تمام بزرگان عامه و حتی متعصب‌ترین آنان نیز این طیف از احادیث را در کتب خود به تواتر نقل نموده و حتی برخی از آنان فصل جداگانه‌ای را بدان اختصاص داده‌اند به گونه‌ای که معارضی برای آن یافت نمی‌شود. شهاب الدين مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج ۲۱، ص۳۶۹-۲۹۴؛ ب: جمله «الستُ أولى بكم من انفسكم»؛ آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر نیستم که در بسیاری از متون این روایت آمده است هیچ تناسبی با بیان یک دوستی ساده ندارد، بلکه می‌خواهد بگوید همان اولویت و اختیاری که من نسبت به شما دارم و پیشوا و سرپرست شما هستم برای علی ثابت است و هرگونه تفسیری برای این جمله غیر از آنچه گفته شد، دور از انصاف و واقع بینی است؛ مخصوصاً با توجه به تعبیر من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم؛ ج: تبریک‌هایی که از سوی مردم در این واقعه تاریخی به علی گفته شده، مخصوصا تبریکی که «عمر» و «ابوبکر» به او گفتند نشان می‌‌دهد مسئله چیزی جز مسئله نصب خلافت نبوده است که در خور تبریک و تهنیت باشد؛ زیرا اعلام دوستی، که برای همه مسلمانان بـه طور عموم ثابت است، تبریک ندارد. در مسند احمد آمده است که عمر بعد از آن بیانات پیامبر(ص) به علی (ع) گفت: هنيئاً يابن ابي طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة گوارا باد بر تو ای فرزند ابی طالب، صبح کردی و شام کردی در حالی که مولای هر مرد و زن با ایمان هستی. احمد بن محمد بن حنبل، الشيباني، المسند، ج۳۰، ص۴۳۰-۴۳۱، ح۱۸۴۷۹
  17. ساعدی، محمد، آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار، ص۲۱۶-۲۲۲.
  18. «...امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان نهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
  19. ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۱۳ - ۲۲۲.
  20. مکاتبه اختصاصی دانشنامه مجازی امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  21. و کافران می‌گویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
  22. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
  23. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.