سیره امام باقر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰: خط ۲۰:
{{اصلی|سیره اجتماعی امام باقر}}
{{اصلی|سیره اجتماعی امام باقر}}
امام باقر{{ع}} برای هر واحدی از واحدهای [[اجتماعی]] نظام و برنامه مخصوص به آن را وضع کرده و روابط آن با سایر واحدهای اجتماعی را بیان فرموده است که اوّلین پایه واحدهای اجتماعی [[خانواده]] و آخرین آن واحدها [[جامعه]] بزرگ است.
امام باقر{{ع}} برای هر واحدی از واحدهای [[اجتماعی]] نظام و برنامه مخصوص به آن را وضع کرده و روابط آن با سایر واحدهای اجتماعی را بیان فرموده است که اوّلین پایه واحدهای اجتماعی [[خانواده]] و آخرین آن واحدها [[جامعه]] بزرگ است.
# '''خانواده‌:''' در میان واحدهای متعدّد اجتماعی، خانواده اوّلین و بنیانی‌ترین واحد و مؤسّسه‌ای است که پدید آمده است، این خانواده است که [[مسئولیت]] خطیر پشتیبانی کردن جامعه بزرگ را با ارائه افراد و عناصر صالح به عهده دارد و این مسأله نقطه آغازی است که ایجاد و [[تربیت]] نیروی انسانی سالم جامعه را در پی خواهد داشت. امام باقر{{ع}} برای تنظیم خانواده و سامان‌بخشی به آن، قواعدی اساسی وضع نموده‌اند. این قواعد از [[انتخاب همسر مناسب]] به‌عنوان [[شریک]] [[زندگی]] براساس تدین و حسن خلق، همچنین ریشه داشتن در خانواده‌ای صالح و ریشه‌دار آغاز می‌شود. آن حضرت همچنین برنامه‌ای برای [[حقوق]] افراد [[خانواده]] نسبت به یکدیگر و آنچه را که بر هریک از زوجین نسبت به دیگری [[واجب]] می‌شود و مراعات آنها از ناحیه [[زن]] و شوهر ضامن [[ثبات]] و برقراری [[آرامش]] در جوّ خانواده می‌گردد، وضع فرموده‌اند.
# '''[[خانواده‌]]:''' در میان واحدهای متعدّد اجتماعی، خانواده اوّلین و بنیانی‌ترین واحد و مؤسّسه‌ای است که پدید آمده است، این خانواده است که [[مسئولیت]] خطیر پشتیبانی کردن جامعه بزرگ را با ارائه افراد و عناصر صالح به عهده دارد و این مسأله نقطه آغازی است که ایجاد و [[تربیت]] نیروی انسانی سالم جامعه را در پی خواهد داشت. امام باقر{{ع}} برای تنظیم خانواده و سامان‌بخشی به آن، قواعدی اساسی وضع نموده‌اند. این قواعد از [[انتخاب همسر مناسب]] به‌عنوان [[شریک]] [[زندگی]] براساس تدین و حسن خلق، همچنین ریشه داشتن در خانواده‌ای صالح و ریشه‌دار آغاز می‌شود. آن حضرت همچنین برنامه‌ای برای [[حقوق]] افراد [[خانواده]] نسبت به یکدیگر و آنچه را که بر هریک از زوجین نسبت به دیگری [[واجب]] می‌شود و مراعات آنها از ناحیه [[زن]] و شوهر ضامن [[ثبات]] و برقراری [[آرامش]] در جوّ خانواده می‌گردد، وضع فرموده‌اند.
# '''خویشاوندان:''' [[خویشاوند]] به کسانی گفته می‌شود که با اعضای [[خانواده]] رابطه نسبی داشته باشند، مانند [[برادران]]، خواهران، عموها، دایی‌ها، اجداد و سایر افراد [[فامیل]] که از نظر نسب با این خانواده ارتباط دور یا نزدیک داشته باشند. [[امام باقر]]{{ع}} [[تشویق]] فراوانی بر ایجاد ارتباط با افراد فامیل و دیدوبازدید با آنان داشته و [[حقوقی]] که بر این روابط مترتّب می‌شود را بیان فرموده‌اند. آن حضرت بر این نکته نیز تأکید داشتند که [[خویشاوندان]] در [[احسان]] و [[نیکوکاری]]، شاد کردن و کمک در حلّ [[مشکلات]] بر سایر افراد تقدّم دارند.
# '''[[خویشاوندان]]:''' [[خویشاوند]] به کسانی گفته می‌شود که با اعضای [[خانواده]] رابطه نسبی داشته باشند، مانند [[برادران]]، خواهران، عموها، دایی‌ها، اجداد و سایر افراد [[فامیل]] که از نظر نسب با این خانواده ارتباط دور یا نزدیک داشته باشند. [[امام باقر]]{{ع}} [[تشویق]] فراوانی بر ایجاد ارتباط با افراد فامیل و دیدوبازدید با آنان داشته و [[حقوقی]] که بر این روابط مترتّب می‌شود را بیان فرموده‌اند. آن حضرت بر این نکته نیز تأکید داشتند که [[خویشاوندان]] در [[احسان]] و [[نیکوکاری]]، شاد کردن و کمک در حلّ [[مشکلات]] بر سایر افراد تقدّم دارند.
# '''همسایگان‌:''' امام باقر{{ع}} همچنین بر [[رفتار]] و تعامل [[نیکو]] با [[همسایگان]] تأکید داشته، فرموده‌اند: در [[کتاب علی]]{{ع}} خوانده‌ام که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در میان [[مهاجر]] و [[انصار]] و کسانی که از [[اهل یثرب]] به آنها پیوسته بودند نوشت که: [[همسایه]] تا وقتی که دست به ضرر رساندن به همسایه‌اش نگشوده و در این راه [[مرتکب گناه]] نگردیده است، مانند خود [[انسان]] است و [[حرمت]] او بر همسایه مانند حرمت مادر انسان بر اوست‌<ref>وسائل الشّیعه، ج۱۲، ص۱۲۶.</ref>.
# '''[[همسایگان‌]]:''' امام باقر{{ع}} همچنین بر [[رفتار]] و تعامل [[نیکو]] با [[همسایگان]] تأکید داشته، فرموده‌اند: در [[کتاب علی]]{{ع}} خوانده‌ام که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در میان [[مهاجر]] و [[انصار]] و کسانی که از [[اهل یثرب]] به آنها پیوسته بودند نوشت که: [[همسایه]] تا وقتی که دست به ضرر رساندن به همسایه‌اش نگشوده و در این راه [[مرتکب گناه]] نگردیده است، مانند خود [[انسان]] است و [[حرمت]] او بر همسایه مانند حرمت مادر انسان بر اوست‌<ref>وسائل الشّیعه، ج۱۲، ص۱۲۶.</ref>.
# '''افراد گروه صالح:''' [[سیستم اجتماعی]] درونی [[حاکم]] بر گروه [[صالحان]] سیستمی هماهنگ و مبتنی بر [[وحدت]] در [[موازین]]، [[ارزش‌ها]]، [[شریعت]]، [[قانون]]، و آداب و رسوم بوده است؛ چراکه همه افراد این گروه، راه و رسم [[زندگی]] را از یک سرچشمه که همان اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} باشند دریافت می‌نمودند، و این وحدت روش دریافت که موجب تفاهم و [[درک]] متقابل از [[افکار]] و [[عواطف]] و کارهای یکدیگر می‌شد، عامل پیوند آنان بوده است. [[نظام اجتماعی]] داخلی گروه صالحان براساس یک قاعده و قانون ثابت [[استوار]] بوده است و آن چیزی جز قول [[امام باقر]]{{ع}} نبوده است که فرمود: [[مؤمن]] نسبت به مؤمن مانند [[برادر]] تنی می‌باشد<ref>کافى، ج۲، ص۱۶۶.</ref>. امام باقر{{ع}} در این [[روایت]] رابطه میان افراد گروه [[صالح]] را مانند رابطه‌ای نسبی دانسته است که بر آن [[حقوقی]] چون [[وجوب]] تلاش در رفع [[حاجت]] [[مؤمنان]]، برطرف کردن گرفتاری آنان، [[خیرخواهی]] برای آنها، [[دعا]] برای توفیق‌شان و پوشاندن عیب‌های آنان مترتّب می‌شود<ref>کافى، ج۲، ص۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸.</ref>.
# '''[[افراد گروه صالح]]:''' [[سیستم اجتماعی]] درونی [[حاکم]] بر گروه [[صالحان]] سیستمی هماهنگ و مبتنی بر [[وحدت]] در [[موازین]]، [[ارزش‌ها]]، [[شریعت]]، [[قانون]]، و آداب و رسوم بوده است؛ چراکه همه افراد این گروه، راه و رسم [[زندگی]] را از یک سرچشمه که همان اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} باشند دریافت می‌نمودند، و این وحدت روش دریافت که موجب تفاهم و [[درک]] متقابل از [[افکار]] و [[عواطف]] و کارهای یکدیگر می‌شد، عامل پیوند آنان بوده است. [[نظام اجتماعی]] داخلی گروه صالحان براساس یک قاعده و قانون ثابت [[استوار]] بوده است و آن چیزی جز قول [[امام باقر]]{{ع}} نبوده است که فرمود: [[مؤمن]] نسبت به مؤمن مانند [[برادر]] تنی می‌باشد<ref>کافى، ج۲، ص۱۶۶.</ref>. امام باقر{{ع}} در این [[روایت]] رابطه میان افراد گروه [[صالح]] را مانند رابطه‌ای نسبی دانسته است که بر آن [[حقوقی]] چون [[وجوب]] تلاش در رفع [[حاجت]] [[مؤمنان]]، برطرف کردن گرفتاری آنان، [[خیرخواهی]] برای آنها، [[دعا]] برای توفیق‌شان و پوشاندن عیب‌های آنان مترتّب می‌شود<ref>کافى، ج۲، ص۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸.</ref>.
# '''[[جامعه اسلامی]]:''' [[اسلام]] افق گسترده‌ای است که همه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند دربر می‌گیرد، عرصه‌ای گسترده که همه نیروها و امکانات را در خود جمع کرده و آنها را برای رسیدن به یک [[هدف]] در یک راه به‌کار می‌گیرد، به همین سبب است که محوریت اسلام و حدود عمل آن همه جامعه اسلامی را شامل می‌شود. [[امام باقر]]{{ع}} قاعده‌ای کلّی در [[رفتار]] افراد [[جامعه]] وضع نمود که همان عمق بخشیدن به مفهوم [[ولایت]] در میان مسلمانان است. از [[زراره]] روایت‌شده که گفت: من و حمران بر امام باقر{{ع}} داخل شدیم، من به آن حضرت عرض کردم: ما همه افراد جامعه را با این ملاک و معیار که [[معتقد]] به [[اعتقادات]] ما هستند یا نه، می‌سنجیم، پس هرکس از [[علوی]] یا غیرعلوی با ما بر سر این [[اعتقاد]] موافق بود، با او علقه ولایت می‌بندیم، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود، چه علوی باشد یا غیرعلوی، از او [[بیزاری]] می‌جوییم. امام باقر{{ع}} به من فرمودند: ای زراره، [[کلام خداوند]] راست‌تر از [[کلام]] توست، پس کجا هستند آنانی که [[خداوند عزّ و جلّ]] درباره آنان فرموده است: (مگر آن مردان و [[زنان]] و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند؟) کجا هستند آنانی که در [[قرآن]] تعبیر {{متن قرآن|مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> (کسانی که کارشان در [[قیامت]] متوقف به [[فرمان خدا]] است) درباره آنان آمده است؟ کجا هستند آنانی که به تعبیر [[خداوند]] در [[قرآن]] [[اعمال]] صالحی را با اعمال ناپسند درهم آمیخته‌اند؟ «[[اصحاب اعراف]]» کجا هستند؟ و همچنین جایگاه کسانی که به تعبیر خداوند در قرآن باید میان دل‌های آنان [[الفت]] برقرار شود در طرز [[تفکر]] تو کجا خواهد بود؟<ref>کافى، ج۲، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۷]] ص۲۸۲ ـ ۲۹۵.</ref>
# '''[[جامعه اسلامی]]:''' [[اسلام]] افق گسترده‌ای است که همه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند دربر می‌گیرد، عرصه‌ای گسترده که همه نیروها و امکانات را در خود جمع کرده و آنها را برای رسیدن به یک [[هدف]] در یک راه به‌کار می‌گیرد، به همین سبب است که محوریت اسلام و حدود عمل آن همه جامعه اسلامی را شامل می‌شود. [[امام باقر]]{{ع}} قاعده‌ای کلّی در [[رفتار]] افراد [[جامعه]] وضع نمود که همان عمق بخشیدن به مفهوم [[ولایت]] در میان مسلمانان است. از [[زراره]] روایت‌شده که گفت: من و حمران بر امام باقر{{ع}} داخل شدیم، من به آن حضرت عرض کردم: ما همه افراد جامعه را با این ملاک و معیار که [[معتقد]] به [[اعتقادات]] ما هستند یا نه، می‌سنجیم، پس هرکس از [[علوی]] یا غیرعلوی با ما بر سر این [[اعتقاد]] موافق بود، با او علقه ولایت می‌بندیم، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود، چه علوی باشد یا غیرعلوی، از او [[بیزاری]] می‌جوییم. امام باقر{{ع}} به من فرمودند: ای زراره، [[کلام خداوند]] راست‌تر از [[کلام]] توست، پس کجا هستند آنانی که [[خداوند عزّ و جلّ]] درباره آنان فرموده است: (مگر آن مردان و [[زنان]] و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند؟) کجا هستند آنانی که در [[قرآن]] تعبیر {{متن قرآن|مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> (کسانی که کارشان در [[قیامت]] متوقف به [[فرمان خدا]] است) درباره آنان آمده است؟ کجا هستند آنانی که به تعبیر [[خداوند]] در [[قرآن]] [[اعمال]] صالحی را با اعمال ناپسند درهم آمیخته‌اند؟ «[[اصحاب اعراف]]» کجا هستند؟ و همچنین جایگاه کسانی که به تعبیر خداوند در قرآن باید میان دل‌های آنان [[الفت]] برقرار شود در طرز [[تفکر]] تو کجا خواهد بود؟<ref>کافى، ج۲، ص۳۸۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)| پیشوایان هدایت ج۷]] ص۲۸۲ ـ ۲۹۵.</ref>



نسخهٔ ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۲۲

ابعاد سیره امام باقر

سبک زندگی امام باقر

سیره اخلاقی امام باقر

سیره عبادی امام باقر

سیره خانوادگی امام باقر

سیره تربیتی امام باقر

سیره اجتماعی امام باقر

امام باقر(ع) برای هر واحدی از واحدهای اجتماعی نظام و برنامه مخصوص به آن را وضع کرده و روابط آن با سایر واحدهای اجتماعی را بیان فرموده است که اوّلین پایه واحدهای اجتماعی خانواده و آخرین آن واحدها جامعه بزرگ است.

  1. خانواده‌: در میان واحدهای متعدّد اجتماعی، خانواده اوّلین و بنیانی‌ترین واحد و مؤسّسه‌ای است که پدید آمده است، این خانواده است که مسئولیت خطیر پشتیبانی کردن جامعه بزرگ را با ارائه افراد و عناصر صالح به عهده دارد و این مسأله نقطه آغازی است که ایجاد و تربیت نیروی انسانی سالم جامعه را در پی خواهد داشت. امام باقر(ع) برای تنظیم خانواده و سامان‌بخشی به آن، قواعدی اساسی وضع نموده‌اند. این قواعد از انتخاب همسر مناسب به‌عنوان شریک زندگی براساس تدین و حسن خلق، همچنین ریشه داشتن در خانواده‌ای صالح و ریشه‌دار آغاز می‌شود. آن حضرت همچنین برنامه‌ای برای حقوق افراد خانواده نسبت به یکدیگر و آنچه را که بر هریک از زوجین نسبت به دیگری واجب می‌شود و مراعات آنها از ناحیه زن و شوهر ضامن ثبات و برقراری آرامش در جوّ خانواده می‌گردد، وضع فرموده‌اند.
  2. خویشاوندان: خویشاوند به کسانی گفته می‌شود که با اعضای خانواده رابطه نسبی داشته باشند، مانند برادران، خواهران، عموها، دایی‌ها، اجداد و سایر افراد فامیل که از نظر نسب با این خانواده ارتباط دور یا نزدیک داشته باشند. امام باقر(ع) تشویق فراوانی بر ایجاد ارتباط با افراد فامیل و دیدوبازدید با آنان داشته و حقوقی که بر این روابط مترتّب می‌شود را بیان فرموده‌اند. آن حضرت بر این نکته نیز تأکید داشتند که خویشاوندان در احسان و نیکوکاری، شاد کردن و کمک در حلّ مشکلات بر سایر افراد تقدّم دارند.
  3. همسایگان‌: امام باقر(ع) همچنین بر رفتار و تعامل نیکو با همسایگان تأکید داشته، فرموده‌اند: در کتاب علی(ع) خوانده‌ام که پیامبر اکرم(ص) در میان مهاجر و انصار و کسانی که از اهل یثرب به آنها پیوسته بودند نوشت که: همسایه تا وقتی که دست به ضرر رساندن به همسایه‌اش نگشوده و در این راه مرتکب گناه نگردیده است، مانند خود انسان است و حرمت او بر همسایه مانند حرمت مادر انسان بر اوست‌[۱].
  4. افراد گروه صالح: سیستم اجتماعی درونی حاکم بر گروه صالحان سیستمی هماهنگ و مبتنی بر وحدت در موازین، ارزش‌ها، شریعت، قانون، و آداب و رسوم بوده است؛ چراکه همه افراد این گروه، راه و رسم زندگی را از یک سرچشمه که همان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باشند دریافت می‌نمودند، و این وحدت روش دریافت که موجب تفاهم و درک متقابل از افکار و عواطف و کارهای یکدیگر می‌شد، عامل پیوند آنان بوده است. نظام اجتماعی داخلی گروه صالحان براساس یک قاعده و قانون ثابت استوار بوده است و آن چیزی جز قول امام باقر(ع) نبوده است که فرمود: مؤمن نسبت به مؤمن مانند برادر تنی می‌باشد[۲]. امام باقر(ع) در این روایت رابطه میان افراد گروه صالح را مانند رابطه‌ای نسبی دانسته است که بر آن حقوقی چون وجوب تلاش در رفع حاجت مؤمنان، برطرف کردن گرفتاری آنان، خیرخواهی برای آنها، دعا برای توفیق‌شان و پوشاندن عیب‌های آنان مترتّب می‌شود[۳].
  5. جامعه اسلامی: اسلام افق گسترده‌ای است که همه کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند دربر می‌گیرد، عرصه‌ای گسترده که همه نیروها و امکانات را در خود جمع کرده و آنها را برای رسیدن به یک هدف در یک راه به‌کار می‌گیرد، به همین سبب است که محوریت اسلام و حدود عمل آن همه جامعه اسلامی را شامل می‌شود. امام باقر(ع) قاعده‌ای کلّی در رفتار افراد جامعه وضع نمود که همان عمق بخشیدن به مفهوم ولایت در میان مسلمانان است. از زراره روایت‌شده که گفت: من و حمران بر امام باقر(ع) داخل شدیم، من به آن حضرت عرض کردم: ما همه افراد جامعه را با این ملاک و معیار که معتقد به اعتقادات ما هستند یا نه، می‌سنجیم، پس هرکس از علوی یا غیرعلوی با ما بر سر این اعتقاد موافق بود، با او علقه ولایت می‌بندیم، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود، چه علوی باشد یا غیرعلوی، از او بیزاری می‌جوییم. امام باقر(ع) به من فرمودند: ای زراره، کلام خداوند راست‌تر از کلام توست، پس کجا هستند آنانی که خداوند عزّ و جلّ درباره آنان فرموده است: (مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چاره‌جویی نتوانند و راهی نیابند؟) کجا هستند آنانی که در قرآن تعبیر ﴿مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ[۴] (کسانی که کارشان در قیامت متوقف به فرمان خدا است) درباره آنان آمده است؟ کجا هستند آنانی که به تعبیر خداوند در قرآن اعمال صالحی را با اعمال ناپسند درهم آمیخته‌اند؟ «اصحاب اعراف» کجا هستند؟ و همچنین جایگاه کسانی که به تعبیر خداوند در قرآن باید میان دل‌های آنان الفت برقرار شود در طرز تفکر تو کجا خواهد بود؟[۵].[۶]

سیره علمی امام باقر

سیره تبلیغی امام باقر

سیره سیاسی امام باقر

سیره اقتصادی امام باقر

سیره فرهنگی امام باقر

سیره مدیریتی امام باقر

سیره نظامی امام باقر

سیره قضایی امام باقر

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. وسائل الشّیعه، ج۱۲، ص۱۲۶.
  2. کافى، ج۲، ص۱۶۶.
  3. کافى، ج۲، ص۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۸.
  4. «و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند» سوره توبه، آیه ۱۰۶.
  5. کافى، ج۲، ص۳۸۲.
  6. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷ ص۲۸۲ ـ ۲۹۵.