سیره اخلاقی امام باقر
جلوههایی از شخصیت حضرت امام باقر(ع)
تمام صفتهای پسندیدهای که برای امامت و رهبری امّت لازم است، همگی در شخصیت امام ابو جعفر محمّد باقر(ع) جمع گردیده بود. این پیشوای عظیمالشّأن بهواسطه برخورداری از استعدادهای عظیم روحی و عقلی، فضائل نفسانی و اخلاقیات والا توانسته بود در میان همه بزرگان و مصلحان جامعه به برجستگی بینظیری دست پیدا کند. این خصوصیات در کنار حسب و نسب شریف و روشن آن حضرت که به پیامبر اکرم(ص) ختم میشود تشکیل ساختاری شخصیتی دادند که امام باقر(ع) را در عالیترین درجه انسانیت قرار میدهد.
برخی از خصوصیات اخلاقی حضرت عبارتاند از:
صبر و بردباری
صبر و بردباری از بارزترین صفات حضرت امام ابو جعفر محمّد باقر(ع) است. همه تاریخنویسان بر این نکته اتّفاقنظر دارند که آن حضرت هیچگاه در برابر کسانی که به آن حضرت ستم و تعدّی روا داشته بودند مقابله بهمثل و برخورد سوء انجام نمیدادند. بلکه همیشه مقابله آن حضرت با احسان و نیکویی بوده است. آن حضرت همیشه در مقابل کسانی که به آن حضرت ستم روا میداشتند با گذشت و نیکی برخورد میکردهاند. تاریخنویسان موارد بسیاری از صبر و بردباری عظیم آن امام همام ذکر کردهاند مانند اینکه مردی از اهل کتاب (مسیحی یا یهودی) به امام باقر(ع) حمله آورده، آن حضرت را مورد توهین قرار داده، با کلامی تلخ به آن حضرت گفت: أَنْتَ بَقَرٌ!؛ «تو بقر هستی!» (کلمه «بقر» که از نظر لفظی به کلمه «باقر» شبیه است بهمعنای گاو میباشد). امام(ع) با ملاطفت و چهرهای خندان با جوانمردی کامل رو به او کرده فرمود: «نه، من باقر هستم». مرد کتابی، حیا نکرده و باز به آن حضرت خطاب کرد و گفت: «تو فرزند زن آشپز هستی!»
امام(ع) با تبسّمی ملیح نهتنها از حرف او ناراحت نشده بلکه به او فرمودند: «این شغل و حرفه او بوده است». امّا مرد کتابی باز دست از گمراهی و لجاجت برنداشته و آن حضرت را اینگونه مورد خطاب قرار داد که: «تو فرزند زنی سیاه و زنگی و هرزه بودهای!»
امام باقر(ع) از سخن او در غضب نشدند. بلکه با ملاطفت تمام به او پاسخ دادند: اگر تو راست میگویی خدا آن زن را ببخشد، و اگر تو دروغ میگویی خدا تو را ببخشد. مرد کتابی از اخلاق امام باقر(ع) مبهوت شد. وی با دیدن چنین اخلاقی که شبیه اخلاق پیامبران است شیفته و فریفته امام باقر(ع) گردید و در همان مجلس اسلام خود را آشکار کرده و طریق حق را که طریق اهل بیت باشد در پیش گرفت[۱].
یکی از سختترین مصائب و ناراحتیهایی که بر امام باقر(ع) وارد شده بود ربودن مقام خلافت بوده که حقّ مسلّم و قطعی اهل بیت(ع) بوده و دیگر اعلام سبّ و لعن پدران گرامی آن حضرت بر منبر پیامبر اکرم(ص) و گلدسته مساجد بود. امام باقر(ع) این اهانتها را همواره میشنیدند. امّا در برابر آنها صبر پیشه کرده و امکان اینکه حتّی کلمهای بر زبان جاری کنند نداشتند. آن حضرت راه صبر پیشه کرده و خشم خود را فرو میخوردند و امر این ستمگران را به خداوندی واگذار میکردند که در روز قیامت به حقّ در میان بندگان خود قضاوت خواهد کرد[۲].
کرم و سخاوت امام باقر(ع)
امام باقر(ع) فطرتاً دوستدار خیر، نیکوکاری، عطا و دهش به مردم و شاد کردن دل آنان بود.
- بزرگداشت نیازمندان: از اخلاق والای آن حضرت این بوده است که آن حضرت فقرا و نیازمندان را بسیار احترام مینموده، شأن آنها را بالا میبرده تا ذلّت احتیاج بر آنها غلبه نکند و اثری از آن در آنها دیده نگردد.
- آزاد کردن بندگان: امام باقر(ع) بسیار به آزاد کردن بندگان و رهایی دادنشان از زنجیر بندگی علاقه وافری داشت. آن حضرت یک خانواده برده را که تعدادشان به یازده نفر میرسید یکجا آزاد فرمود[۳].
- نیکی به اصحاب و یاران: امام باقر(ع) هیچچیز را در دنیا بیشتر از نیکوکاری نسبت به برادران ایمانی دوست نمیداشت. آن حضرت هیچگاه از نیکوکاری به دوستان و اصحاب خود خسته نمیشد و همواره درصدد نیکی به کسانی بود که به سمت آن حضرت آمده و به کرم آن حضرت امیدوار بودند.
- صدقه دادن آن حضرت به فقرای مدینه: امام باقر(ع) به گدایان و فقیران یثرب بسیار نیکویی میکرد. هنگامی که صدقات آن حضرت را بر نیازمندان مدینه شماره کردند به هشت هزار دینار بالغ گردید[۴].[۵]
عبادت امام باقر(ع)
امام باقر(ع) از پیشوایان اهل تقوا در تاریخ اسلام بوده است. آن حضرت چنان خدا را شناخته بود که شناخت خداوند همه جوهره ذات آن حضرت را پر نموده و با قلبی پر از انابه به درگاه خداوند حاضر میشده است. امام باقر(ع) در عبادت و فرمانبرداری خداوند متعال نهایت اخلاص را بهکار میآورده است. از جلوههای عبادت آن حضرت میتوان به این نکتهها اشاره نمود:
- خشوع در هنگام نماز: درباره آن حضرت گفتهاند که چون به نماز میایستاد از ترس خداوند رنگ رخسار مبارکش زرد میگردید[۶].
- نماز بسیار: امام باقر(ع) بسیار به نماز میپرداختند. حتّی گفته شده است که آن حضرت در شبانهروز یکصد و پنجاه رکعت نماز میخواندند[۷] و کارهای مربوط به مرجعیت امّت و مسائل علمی آن حضرت را از بسیاری نماز بازنمیداشت.
- دعای امام باقر(ع) در حال سجده: مسلّم است که نزدیکترین حالت یک بنده به خداوند متعال حالت سجده است. از همینجا است که میبینیم امام باقر(ع) همواره در حال سجود، قلب و احساسات خود را به سوی خداوند متعال منعطف کرده و خداوند را با دل بریدن کامل از همهچیز و در طبق اخلاص نهادن دل و روح، به مناجات مینشسته است. به همین جهت است که میبینیم در کتب ادعیه، دعاهای بسیاری برای حالت سجده از امام باقر(ع) نقل گردیده است[۸].
حجّ امام باقر(ع)
امام باقر(ع) هنگامی که به حجّ خانه خدا مشرّف میشدند از همه علایق دنیوی بهطور کامل بریده، به سمت خدا گرایش پیدا کرده و آثار خضوع و خشوع و بندگی خدا در چهره آن حضرت ظاهر میگردید. غلام آن حضرت، افلح میگوید: من با امام باقر(ع) به سفر حجّ رفتم. هنگامی که امام باقر(ع) قدم به درون مسجد الحرام نهادند، صدای آن حضرت به گریه بلند شد. به آن حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای شما باد، مردم همه منتظر شما هستند. اگر کمی صدای خود را در حال گریه پایین بیاوری بهتر است. امام(ع) به این کلام من اعتنا نکرد و فرمودند: وای بر تو ای افلح، من صدای خود را به گریه بلند میکنم، باشد تا خداوند نظر رحمتی به من بیاندازد و من بهوسیله این نظر رحمت در روز قیامت رستگار گردم. سپس امام باقر(ع) خانه کعبه را طواف نمودند و به پشت مقام ابراهیم آمده و نماز خواندند. هنگامی که امام باقر(ع) نماز را به پایان بردند دیدم که سجدهگاه آن حضرت از اشک چشمانش خیس شده است[۹].[۱۰]
زهد و پارسایی در زندگی دنیا
امام باقر(ع) در برابر همه زرقوبرق و شکوه و جلال ظاهری زندگی دنیا زهد و پارسایی پیشه کرده و از زر و زیور و زینت دنیا رویگردان بود. آن حضرت هرگز در خانه خود اثاثیه تجمّلاتی قرار نداد. بلکه همواره فرش مجلس آن حضرت حصیر بود[۱۱].
دیدگاه امام باقر(ع) نسبت به زندگی دنیا دیدگاهی عمیق و از روی بصیرت بود. آن حضرت به تمام جنبههای زندگی دنیوی با روشنبینی کامل نگاه میکرد و از همین جهت بود که از همه لذّتهای دنیوی پارسایی پیشه کرده و دل خاشع خود را به سوی خداوند متعال متوجّه ساخته بود.
از جابر بن یزید جعفی روایت شده است که گفت: امام محمّد باقر(ع) روزی به من فرمودند: «ای جابر، من بسیار اندوهگین و نگران هستم». جابر رو به آن حضرت کرده عرضه داشت: نگرانی و اندوه شما از چه سبب ایجاد شده است؟
امام باقر(ع) در پاسخ جابر اینگونه فرمودند: ای جابر، هرکس که دلش در چشمه زلال دین خداوند عزّ و جلّ وارد شده باشد، ورود در این چشمه جوشان او را از آنچه غیر اوست مشغول میکند. ای جابر، دنیا چیست و چه ارزشی دارد و نهایت آن به کجا خواهد رسید؟ آیا جز این است که نهایت دنیا و رسیدن آن مرکبی است که بر آن سوار شوی و یا لباسی که بپوشی و یا زنی که به دست آوری؟![۱۲].[۱۳]
اصلاح اخلاقی و اجتماعی
امام باقر(ع) عنایت زیادی به اصلاح اخلاق و تغییر اوضاع اجتماعی جامعه از طریق ایجاد قوانین، معیارها و ارزشهای والای شریعت اسلام داشتند. هدف آن حضرت جمع کردن همه قوا برای اصلاح همه آنچه در عالم موجود است بوده، امّا این اصلاح را از نزدیکان خود آغاز نموده سپس به اقشار مختلف جامعه آن را سرایت داده، پس از آنرو به اصلاح مؤسسات حکومتی و پیروان حکومت پرداخته است.
امام باقر(ع) از همه فرصتهایی که برای اصلاح و تغییر و ساختن واقعیت جدیدی برای جامعه دست میداده است نهایت استفاده را میبردهاند. از همین روست که میبینیم روشهای اصلاحی و تغییری آن حضرت در عرصههای اخلاقی و اجتماعی متعدّد و مختلفی بوده است. برخی از فعالیتهای آن حضرت در این عرصه عبارت است از:
دعوت به پیاده کردن سنّت شریف نبوی
امام باقر(ع) به انتشار احادیث شریف نبوی که با جنبههای اخلاقی و اجتماعی ارتباط داشتند همّت گماشت و در این راه کمر همّت بست تا اینکه چنین موازین و ارزشهایی بر فعالیتهای رفتاری و روابط اجتماعی جامعه حاکم شود و در مسیر انسانیت مشعلی فراراه افراد جامعه در همه طبقات آن باشد که آنان را به سمت رشد و تکامل و پیشرفت برای رسیدن به مقامات عالیهای که اولیا و صالحان به آن رسیدهاند یاری نماید.
امام باقر(ع) در خلال نشر احادیث پیامبر اکرم(ص) به عوامل اساسی در اصلاح اخلاق و اوضاع اجتماع که همان اصلاح فقیهان و حاکمان است اشاره داشته. آن حضرت از پیامبر اکرم(ص) روایت فرموده است که: دو دسته از امّت من هستند که اگر اصلاح شوند امّت من اصلاح خواهد شد و اگر این دو فاسد گردند امّت من فاسد میگردند... فقیهان و حاکمان[۱۴]. امام باقر(ع) در پرتو نقل این روایت از جدّ گرامیاش پیامبر اکرم(ص) همگان را به عمل از سر دلسوزی و ایثار در راه اصلاح جامعه فرا خوانده است که: دلسوزی هر کدام از شما برای برادرش باید مانند دلسوزی او برای خودش باشد[۱۵].
حضرت دهها حدیث شریف نبوی را که همه در زمینه مکارم اخلاق میباشد از قبیل صدق و ایثار و تعاون، وفای به عهد و حسن رفتار با مسلمانان و غیرمسلمانان، به همراه احادیثی که از کارهای منفی همچون دروغ و بهتان، عیبجویی و نقض عهد، خیانت در امانت و دستدرازی به آبرو و جانهای مردم نهی نموده است از پیامبر اکرم(ص) نقل فرموده است.
امّا امام باقر(ع) فقط به نشر چنین احادیثی از پیامبر اکرم(ص) اکتفا نکردهاند. بلکه محتوا و مضمون این احادیث را نیز در عمل خود در جهان واقعیت به نمایش گذاشتهاند. آن حضرت در جامعه نقش الگو را در همه این مسائل بازی کردهاند[۱۶].
دعوت به مکارم اخلاق
امام باقر(ع) دعوت خود را در جنبه اصلاح مکارم اخلاقی مردم گسترش و افزایش دادند تا بتوانند مکارم اخلاق را علامت مشخّصه رفتار مسلمانان در جامعه قرار دهند، آن حضرت همواره به مسأله افشای سلام یعنی با صدای بلند به یکدیگر سلام کردن که یکی از مظاهر روح محبّت، مودّت، برادری و صفا در روابط اجتماعی است تأکید داشتند تا جایی که فرمودند: همانا خداوند افشای سلام را دوست میدارد[۱۷].
آن حضرت همگان را به عفّت فرا خوانده و آن را برترین عبادتها دانستهاند، آن حضرت فرمودهاند: برترین عبادتها عفّت شکم و فرج است[۱۸]. آن حضرت همگان را بهپاک نگهداشتن زبان و مقید کردن آن به قیدهای شریعت اسلامی میخواندند تا اینکه روابط بین مردم از بین نرفته و دوام یابد.
امام باقر(ع) همچنین کیفیت برخورد با طبقات مختلف جامعه را اینگونه برای همگان روشن ساختهاند که: هرگاه با منافق روبرو شدی بهوسیله زبان خوش با او بساز، امّا مودّت قلبی خود را برای مؤمن نگاهدار. امّا اگر با یک یهودی هم همنشین شدی با او به نیکویی همنشینی کن[۱۹].
امام باقر(ع) همچنین همگان را به این مکرمت اخلاقی خواندهاند که: بدی و جدایی را با نیکی و پیوند پاسخ دهند. آن حضرت فرمودهاند: سه چیز است که از مکارم دنیا و آخرت است: اینکه از آنکه به تو ستم روا داشته درگذری، آنکه از تو بریده با او پیوند کنی، و هنگامی که از سر نادانی با تو برخورد شود بردبار باشی[۲۰].[۲۱]
امام باقر(ع) و تزکیه نفوس
ارکان اساسی تزکیه نزد امام باقر(ع)
تزکیه هنگامی در انسان محقّق میشود که از قلب و فکر او سرچشمه گرفته و با شعور او تعامل داشته باشد. به همراه خوف و خشیت دائم از خداوند متعال و برحذر بودن از اسباب هلاکت در همه عرصههای زندگی به اضافه خودداری از شهوات نفسانی و مطامع و لذّات دنیوی. پس انسان ابتدا باید در ضمیر و فکر خود تزکیه را احساس کند و در وجدان او این مطلب به اثبات برسد، تا اینکه جانها آماده گرفتن مبانی تزکیه و پیاده کردن آن در عمل و جهان خارج شود. اینجاست که امام باقر(ع) به لحاظ نظری مهمترین ارکانی که نفس انسان را در معرض تزکیه قرار میدهد بیان نمودهاند. این ارکان عبارتاند از:
- حاکم کردن عقل: خداوند متعال انسان را با دو عنصر عقل و شهوت آفریده است و روش شناختن راههای هدایت را در خلال آیات روشن و حقیقتهای ثابت عالم وجود به او عطا نموده است. امام باقر(ع) در روایات خود تأکید بسیاری بر حاکم کردن عقل بر همه رغبتها و شهوتهای انسانی دارد. تا بدینوسیله جنبه عقلانیت، خود واعظی درونی برای انسان باشد تا وی را در جهت تزکیه نفس یاری رساند. آن حضرت فرمودهاند: «آنکس که خداوند برای او از داخل نفس و جانش موعظهکنندهای درونی قرار نداده باشد، پند و موعظههای مردم او را هیچگاه بینیاز نخواهد کرد»[۲۲].
- تبعیت اراده انسان از اراده خدا: کامل شدن نفس انسان جز با تطبیق میان اراده انسان و اراده الهی حاصل نمیشود و این مهم نیز جز با تبعیت کردن از راه و روشی که خداوند برای زندگی انسان تعیین نموده است به دست نمیآید. امام باقر(ع) در این رابطه فرمودهاند: خداوند متعال میفرماید: به عزّت و جلالم سوگند، هیچ بندهای از بندگان من خواست مرا بر هوای نفس خود مقدّم نمیدارد مگر اینکه قلبش را بینیاز کرده و همّتش را در امر آخرتش قرار خواهم داد[۲۳].
- درک انسان از مراقبت دائمی خداوند از او: از عوامل دیگری که تزکیه جز باوجود آن کامل نمیشود این است که انسان احساس کند، خداوند به جهت احاطهای که به تمام شئون وی دارد، همواره مراقب عقل و ضمیر و وجدان و احساس آدمی است و همه حرکات و سکنات او را میشمارد. به همین دلیل حضرت امام باقر(ع) تأکید زیادی بر احساس این مراقبت الهی از ناحیه انسان داشتند تا اینکه همین احساس خود انگیزهای برای اصلاح نفس و تزکیه آن گردد[۲۴].
- توجّه دائم به روز قیامت: یاد همیشگی روز قیامت انسان را از انحراف بازداشته و انگیزهای برای رها کردن نفس از قید و بند شهوات و ظلمت طمعهای دنیوی و پلیدیهای هوای نفس میباشد. امام باقر(ع) گروه یاران صالح خود را همواره متوجّه آن روز میکردند تا اینکه آنان دائما یاد قیامت را نصب العین خود ساخته و این امر انگیزهای برای اصلاح و تزکیه نفس آنان گردد[۲۵].[۲۶]
راه و روش تزکیه نزد امام باقر(ع)
امام باقر(ع) برای تزکیه و تربیت نفس در گروه یاران صالح خود روشی واقعی، کامل و فراگیر ترسیم نمودند که این روش در صورت مراعات دقیق، به صورتی عملی متکفّل تحقّق این امر مهمّ خواهد بود. آن حضرت حدود و علایم این روش را در ضمن چند نکته بیان فرمودند:
- ارتباط دائم با خداوند متعال: ارتباط با خداوند متعال و تسلیم بودن در برابر او و تصمیم داشتن بر اطاعت از آن وجود مقدّس بهخودیخود پاککننده و خالصکننده دلها، و تطهیرکننده جانهاست؛ چراکه این عمل انسان را رفتهرفته از مرحله تفکر در عظمت خداوند تعالی و تدبّر در سیطره و کنترل او و البته در سایه همین تدبّر، به مرحله انجام عمل صالح میرساند. امام باقر(ع) فرمودهاند: هرکس خدا را معصیت کند در حقیقت، او را نشناخته است[۲۷]. بدینگونه است که شناخت خداوند متعال موجب محبّت خدا شده و محبّت صادقانه به خداوند متعال از مخالفت کردن با دستورات محبوب جلوگیری میکند. امام باقر(ع) همگان را به خواندن قرآن کریم و رفتار براساس راه و روش مستقیم آن تشویق میفرمودند. همچنانکه آن حضرت همگان را بر این مطلب که روابط و ارتباطات اجتماعی خود را براساس دوری و نزدیکی افراد از خداوند متعال برنامهریزی نمایند تشویق میفرمودند.
- اقرار به گناه و توبه از آن: همواره هدف و راه اهل بیت(ع)، درمان بیماریهای روحی بشر و استحکام عناصر خیر و نیکی در آن بوده است. آنان همواره به بیرون راندن عوامل شرّ و ضعف و غفلت از جان انسانها مبادرت مینمودهاند. بشر دارای طبیعتی است که گاه به راه مستقیم رفته و گاه راه انحراف در پیش میگیرد. به همین دلیل است که لازمه بازگشت به راه راست محاسبه دائم نفس و اقرار و اعتراف به خطایا و اشتباهات و سپس توبه و بازگشت و تصمیم بر عدم بازگشتن به حالت گناه و معصیت میباشد. از همینرو است که امام باقر(ع) بر انجام همه این مقدّمات تأکید نمودهاند. این تأکیدات از اقرار به گناه آغاز میشود زیرا اینکار بهعنوان مقدّمه نجات یافتن از گناهان بهشمار میرود. امام باقر(ع) در همین رابطه فرمودهاند: به خدا سوگند کسی از گناه نجات نمییابد مگر اینکه به گناه خود اقرار و اعتراف نماید[۲۸].
- برحذر بودن از غرق شدن در گناهان: یکی از امور بسیار واجب و ضروری در تزکیه نفس، برحذر بودن و دوری کردن از گناهان است. این کاری است که مستلزم دقّت کامل در همه خلجانات فکری و همه حرکتها و موضعگیریهای انسان است و انسان برای رسیدن به این مرحله محتاج تحلیل فراگیر انسان از همه پدیدهها و عوامل سقوط و تعالی نفس در عرصههای معنوی میباشد. به همین جهت است که امام باقر(ع) همگان را به احتیاط کامل در فعالیتها فراخوانده است: «خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان نموده است: رضایت خود را در اطاعت کردن از او، پس هیچ عملی را که اطاعت خدا محسوب شود، کوچک و حقیر نشمارید،؛ چراکه شاید رضایت خداوند در آن باشد، و خشم و غضب خود را در معصیت و نافرمانی پنهان کرده است، پس هیچیک از گناهان را کوچک و حقیر نشمارید، شاید که سخط خداوند در همان گناه باشد، و خداوند اولیا و دوستان خود را در میان خلایق و مردمان پنهان ساخته است، پس هیچیک از مردم و مخلوق خدا را کوچک و حقیر نشمارید، شاید که او یکی از اولیاء خداوند باشد»[۲۹].
- عمق بخشیدن به حیای درونی: پیش از اینکه نفس انسان با عوامل خارجی درگیرشده و از آنها تأثیر بپذیرد، موجبات تزکیه در خود نفس پنهان و موجود است. تزکیه تنها یک تئوری نظری مبتنی بر کلمات نیست. بلکه گونهای فعالیت و رفتار در عرصه عمل است که باید از داخل نفس انسان بجوشد و انسان برای رسیدن به این مقام ناچار از داشتن نصیحتگری ذاتی و درونی است که او را از انجام کارهای زشت بازدارد. اینجا است که میبینیم امام باقر(ع) بر حیا و شرم بهعنوان یک دژ مستحکم در برابر هواهای نفسانی و شهوات انسان که از تاختوتاز بیحدّ و مرز آن جلوگیری نماید تأکید دارند. امام باقر(ع) در این زمینه فرمودهاند: «حیا و ایمان همواره باهماند. پس اگر یکی از آنها رفت، دیگری هم به همراه او خواهد رفت»[۳۰].
- شکستن انس و الفت میان انسان و رفتار جاهلی: هنگامی که انسان به راه و روش جاهلی عادت کرده به آن انس گرفت، این مسئله جزئی از کیان وجودی او شده، نفسش بدان راضی و قلبش آن را قبول میکند. به همین دلیل انسان اگر بخواهد نفس خود را تزکیه نموده و آن را به قلّههای بلند کمال صعود دهد نیازمند به شکستن انس و الفت میان خود و رفتار جاهلی است. به همین دلیل است که امام باقر(ع) بر گام برداشتن افراد در راهی که این الفت را بشکند تأکید فراوان نمودهاند. امام باقر(ع) فرمودهاند: خداوند متعال هرزهزبان بیهودهگو را دوست ندارد[۳۱].
- از میان بردن موانع نفسانی رفتار صحیح: گاه میشود که در مسیر سیر و سلوک بهواسطه فشار هواها و شهوات یا تخیل و وسوسههای نفسانی، کجی فکر یا رسوبات افکار جاهلی و ضعف بشری مانعی نفسانی و درونی میان انسان و قبول رفتار صحیح پیدا میشود. بنابراین انسانی که در راه سیروسلوک و تزکیه نفس قرار گرفته، ناچار از زایل کردن و از بین بردن این موانع و سپس تمرین عمل بر حسب روش و رفتار صحیح و سالم است. امام باقر(ع) در میان کلمات خود با اشاره به نکاتی، عشق به رفتار شایسته و نیکو را در دل یاران خود زیاد نموده و رفتن به این راه را کاملا مرتبط به عبادت و بندگی خدا و یاری خواستن از ذات مقدّس او میدانستهاند. آن حضرت در این رابطه فرمودهاند: عبادتی برتر و بافضیلتتر از عفّت شکم و فرج نیست، و هیچچیز در نزد خداوند متعال محبوبتر از این نیست که او را بخوانند و از وی چیزی بخواهند. قضای الهی را چیزی جز دعا برنمیگرداند و ثواب نیکوکاری سریعتر از همه کارهای خیر به انسان میرسد[۳۲].[۳۳]
منابع
پانویس
- ↑ مناقب آل أبى طالب، ج۳، ص۳۳۷؛ بحار الانوار، ج۴۶، ص۲۸۹؛ الانوار البهیه، ص۱۴۲؛ مستدرک البحار، ج۲، ص۳۸۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص۳۲ ـ ۳۵.
- ↑ به نقل از شرح شافیه ابى فراس، ج۲، ص۱۷۶.
- ↑ شرح شافیه ابو فراس، ج۲، ص۱۷۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۳۸.
- ↑ ر.ک: تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴.
- ↑ تذکرة الحفّاظ، ج۱، ص۱۲۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۵۱، ص۴۴؛ حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۸۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۴۲.
- ↑ صفة الصّفوه، ج۲، ص۶۳؛ نور الابصار، ص۱۳۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۴۵.
- ↑ دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ البدایه و النّهایه، ج۹، ص۳۱۰؛ حیاة الامام محمّد الباقر، ج۱، ص۱۱۵- ۱۳۴ با اندکى تصرّف.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۴۷.
- ↑ خصال، ج۱، ص۲۶.
- ↑ کافى، ج۲، ص۲۰۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۸۸.
- ↑ تحف العقول، ص۲۲۰.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۷.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۳.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۹۱.
- ↑ «مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً، فَإِنَّ مَوَاعِظَ النَّاسِ لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُ شَيْئاً»؛ تحف العقول، ص۲۱۴.
- ↑ جامع الاخبار، ص۲۷۰.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۲.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۳، ۲۱۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۲۱۷-۲۲۰.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۵.
- ↑ کافی، ج۲، ص۳۱۱.
- ↑ کشف الغمّه، ج۲، ص۱۴۸.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۷.
- ↑ تحف العقول، ص۲۱۷.
- ↑ مختصر تاریخ دمشق، ج۲۳، ص۸۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۲۲۱.