جامعیت اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۰۲۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ مارس ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
===[[جامعیت]] [[دین اسلام]]===
* [[اسلام]] [[جامع‌ترین]] و [[کامل‌ترین]] [[شریعت آسمانی]] است؛ [[معارف]] و [[احکام شریعت]] [[اسلام]] در همه حوزه‌های هدایتی که قلمرو نقش آفرینی و کارکرد [[دین]] است، عالی‌ترین [[معارف]] و [[احکام]] ممکن است، به‌گونه‌ای که کامل‌تر از آن قابل فرض نیست<ref>جامعیت و کمال دین، ص‌۵۵.</ref>، بر این اساس [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref>، در نتیجه [[اسلام]] جامع همه [[معارف]] و احکامی است که [[انسان]] در پیمودن مسیر [[زندگی]] و [[راه کمال]] به آنها [[نیاز]] دارد و هیچ شأنی از [[شئون]] گوناگون [[زندگی]] [[بشر]] بدون برنامه رها نشده است: {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان  گواه آوریم و بر تو این کتاب  را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> [[روایات]] فراوانی نیز به همین معنا اشاره دارد، از جمله [[حدیث]] [[پیامبر]]{{صل}} که فرمود: هیچ چیزی نیست که شما را به [[بهشت]] نزدیک و از [[دوزخ]] دور می‌کند، مگر اینکه شما را به آن [[فرمان]] دادم و هیچ چیزی نیست که شما را از [[بهشت]] دور و به [[دوزخ]] نزدیک می‌کند، مگر اینکه شما را از آن نهی‌ کردم<ref>وسائل الشیعه، ج‌۱۷، ص‌۴۵.</ref>. این در حالی است که در برخی [[شرایع]]، مانند [[مسیحیت]] دو محدوده جداگانه در [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] ترسیم می‌شود که در یک بخش [[دین]] و [[کلیسا]] حضور دارد و در بخش دیگر [[دولت]] و [[قوانین]] بشری [[حکومت]] می‌کند<ref>ویژگیهای کلی اسلام، ص‌۱۷۴.</ref>. با مروری اجمالی بر [[تعالیم قرآن]] و تنوع مباحث مطرح شده برای دوره‌های گوناگون [[زندگی]] [[انسان]] و امور مختلف آن فراگیر بودن این [[تعالیم]] واضح می‌گردد. این [[تعالیم]] و [[قوانین]] از نخستین روزهای [[زندگی]]، یعنی دوران شیرخوارگی شروع و تا آخرین لحظات حیات [[دنیوی]] ادامه دارد<ref>ویژگیهای کلی اسلام، ص‌۱۷۱.</ref>. [[قرآن]] همه اصولی را که [[بشر]] در زمینه [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام عملی]] به آنها [[نیاز]] دارد فراروی او قرار داده است<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۸۶؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۶۰۳.</ref>، زیرا [[دین حق]] و آخرین [[دینی]] است که [[بشریت]] با داشتن آن نیازی به هدایتی دیگر ندارد<ref>تفسیر المنار، ج‌۱۰، ص‌۳۹۰.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>.
*[[تعالیم]] [[اسلام]] مجموعه‌ای است جامع و کامل از [[اعتقادات]]، اخلاقیات و [[احکام]] که به گونه ای منسجم و به هم پیوسته به وسیلۀ [[امین]] [[وحی]] در [[اختیار]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قرار گرفته است<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۷.</ref>. این [[تعالیم]] و [[قوانین]] از نخستین روزهای [[زندگی]]، یعنی دوران شیرخوارگی شروع و تا آخرین لحظات حیات [[دنیوی]] ادامه دارد و [[قرآن]] همۀ اصولی را که [[بشر]] در زمینۀ [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام عملی]] به آنها [[نیاز]] دارد فراروی او قرار داده است<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۸۶؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۶۰۳.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] [[دین حق]] و آخرین [[دینی]] است که [[بشریت]] با داشتن آن نیازی به هدایتی دیگر ندارد<ref>ر.ک: تفسیر المنار، ج‌۱۰، ص‌۳۹۰؛ دیبا، حسین، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص ۲۳۷ ـ ۲۶۰.</ref>، در حالی که در برخی [[شرایع]]، مانند [[مسیحیت]] دو محدودۀ جداگانه در [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] ترسیم می‌شود که در یک بخش [[دین]] و [[کلیسا]] حضور دارد و در بخش دیگر [[دولت]] و [[قوانین]] بشری [[حکومت]] می‌کنند<ref>ر.ک: ویژگی‌های کلی اسلام، ص‌۱۷۴.</ref>.  
 
===[[جامعیت]] لازمۀ [[خاتمیت]]===
==[[جامعیت اسلام]] یکی از لوازم [[خاتمیت اسلام]]==
*باید توجه داشت [[جامعیت اسلام]] از لوازم [[خاتمیت اسلام]] است، جامعیتی ناظر به همۀ [[جوامع]] تا [[روز قیامت]]؛ برخلاف [[ادیان]] پیشین که به [[دلیل]] خاتم نبودن، [[جامعیت]] آنها مختص به جامعه‌ای خاص، جغرافیایی محدود یا زمانی مشخص بوده است؛ زیرا بر اساس [[حکمت الهی]] هر [[دینی]] در هر زمانی باید با توجه به ظرفیت انسان‌های همان زمان از [[جامعیت]] برخوردار باشد و معنا ندارد [[خالق]] [[حکیم]]، هدفی ارزشمند برای [[آفرینش انسان]] در نظر بگیرد و از سوی دیگر برای تحقق [[هدف]]، [[تکالیف]] فراعقلی لازم را در اختیارش قرار ندهد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۱.</ref>. بدین‌سان، مراد از [[جامعیت]] [[دین اسلام]]، توجه آن به همۀ زوایای مادی و [[معنوی]] [[زندگی]] [[انسان]] و برآوردن نیازهای اوست<ref>ر.ک: عقائد الشیعة الإمامیه‌، ص ۵۶۳.</ref>.
*بر اساس [[حکمت الهی]]، هر [[دینی]] در هر زمانی باید با توجه به ظرفیت انسان‌های همان زمان، از [[جامعیت]] برخوردار باشد. زیرا معنا ندارد که [[خالق]] [[حکیم]]، هدفی ارزشمند برای [[آفرینش انسان]] در نظر بگیرد و از سوی دیگر برای تحقق [[هدف]]، [[تکالیف]] فراعقلی لازم را در اختیارش قرار ندهد. اما سؤال این است که جامعیت اسلام با دیگر [[ادیان]] چه تفاوتی دارد؟ مراد از جامعیت اسلام، [[جامعیت]] ناظر به همه [[جوامع]] تا [[روز قیامت]] است برخلاف [[ادیان]] پیشین که به [[دلیل]] خاتم نبودن، [[جامعیت]] آنها مختص به جامعه‌ای خاص، جغرافیایی محدود یا زمانی مشخص بوده است .
*[[آیین اسلام]] از یک سو با وضع [[قوانین اجتماعی]]، راه [[سعادت]] جامعۀ [[انسانی]] را باز نموده و از سوی دیگر با پا‌فشاری بر [[فضائل اخلاقی]] در پی کمال افراد [[انسانی]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>.
 
===[[شیعه]] و [[جامعیت اسلام]]===
==دیدگاه‌ها در باب جامعیت اسلام==
*طبق نظر مشهور [[شیعه]] هر آنچه در [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] مؤثر است از طریق منابع مطلوب "عادی و فرا عادی" [[بیان]] شده است. برخی [[باورها]] و [[ارزش‌ها]] از طریق [[آیات محکم]] و [[روایات معتبر]] و برخی دیگر از طریق [[عقل]] [[کشف]] می‌شود. علاوه بر [[حجیت]] ذاتی [[عقل]]، حتی اعتبار خود [[کتاب و سنت]] از طریق آن حاصل می‌شود، [[عقل]] از منابع [[حجت]] در کنار [[قرآن]] و [[سنت]] است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۱.</ref> و لازم نیست همۀ امور مربوط به [[سعادت انسان]] در [[متون دینی]] موجود باشد بلکه ممکن است به [[عقل]] [[بشر]] واگذار شده باشد مانند نظام‌سازی در حوزۀ [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... که [[عقل]] می‌تواند با اصول کلی [[دین]] به [[تبیین]] آنها بپردازد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۷.</ref>.
===دیدگاه [[برگزیده]]===
===دلائل [[جامعیت اسلام]]===
*[[قلمرو دین]] هر آن چیزی است که در [[سعادت]] مطلوب [[انسان]]، یعنی همان کمال [[حقیقی]] [[روح]]، مؤثر واقع می‌شود. لازمه [[جامعیت]] [[دین اسلام]]:
*[[دلایل]] اثبات [[جامعیت اسلام]] عبارت‌اند از:
#[[دین اسلام]] هم بیانگر امور [[اخروی]] مؤثر در کمال [[انسان]] است و هم [[امور دنیوی]] که در [[سعادت اخروی]] مؤثر است. ازآنجاکه [[زندگی]] [[دنیا]] [[مقدمه]] [[زندگی]] [[آخرت]] است، هر [[امر]] [[دنیوی]] که برای تحقق [[سعادت اخروی]] لازم است، باید در قلمرو [[اسلام]] باشد. ازاین‌رو، جنبه‌های ارزشی امور [[دنیایی]] باید در محدوده [[معارف اسلامی]] باشد.
#[[عقل]]: نسبت هر گونه [[نقص]] به [[اسلام]] اولاً خلاف [[عقل]] و [[قاعدۀ لطف]] است؛ زیرا [[خداوند حکیم]]، [[انسان]] را برای [[سعادت]] [[حقیقی]] آفریده و باید هر آنچه برای [[هدایت]] او لازم است برایش بفرستد و ثانیأ با [[خاتمیت]] [[پیامبر]]{{صل}} سازگار نیست؛ زیرا اگر [[دین اسلام]] جامع همۀ امور مربوط به [[هدایت]] [[انسان]] نباشد یعنی [[هدایت]] لازم در [[اختیار انسان]]، قرار نگرفته باشد این نقض غرض [[الهی]] و خلاف [[حکمت]] است و ثالثاً نظریۀ [[تقصیر]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[تبلیغ دین]] را تقویت می‌کند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۶.</ref>.
#[[معارف]] [[اسلام]] به دو بخش "هست‌ها و نیست‌ها" و "بایدها و نبایدها" تقسیم می‌شود بنابراین، [[اسلام]] باید بیانگر هر [[باور]] و ارزشی باشد که در [[سعادت]] نهایی [[انسان]] نقش دارد.
#[[قرآن کریم]]: [[قرآن]] تصریح می‌کند این [[کتاب آسمانی]] به همۀ نیازهای [[انسان]] پاسخ می‌دهد و [[تعالیم]] [[ادیان]] پیشین را [[تصدیق]] می‌کند و مردمی را که [[ایمان]] می‌آورند [[هدایت]] می‌‌کند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست می‌شمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref>. [[قرآن]]، [[دین اسلام]] را جهانی<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}}«و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref> و جاودانه می‌خواند؛ زیرا [[دینی]] جهانی و جاودانه است که توان پاسخگویی به همۀ [[مردم]] [[جهان]] را داشته است و این امر تنها با [[جامعیت]] میسر خواهد شد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>.
 
#[[روایات معصومین]]{{ع}}: روایاتی که بر [[جامعیت]] [[دین اسلام]] [[گواهی]] می‌دهند، بسیارند از جمله:
===منابع [[جامعیت اسلام]]===
##[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «[[خداوند]] هر آنچه را [[امت]] به آن [[نیازمند]] است در کتاب خود یا [[سنت]] رسولش [[بیان]] کرده است»<ref>{{متن حدیث|ان الله تبارک و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامة الا أنزله فی کتابه و بینه لرسوله {{صل}}}}؛ نور الثقلین‌، ج۳،  ص۷۴.</ref>.
*هر آنچه در [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] مؤثر است از طریق منابع مطلوب "عادی و فرا عادی" آن بیان شده است. برخی باورها و [[ارزش‌ها]] از طریق [[عقل]] [[کشف]] می‌شود و برخی از طریق [[آیات محکم]] و [[روایات معتبر]] [[کشف]] می‌شود. علاوه بر [[حجیت]] ذاتی [[عقل]]، که حتی اعتبار خود [[کتاب و سنت]] از طریق آن حاصل می‌شود، [[عقل]] از منابع [[حجت]] در کنار [[قرآن]] و [[سنت]] است<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۱.</ref>
##[[امام علی]]{{ع}} فرمودند: «بدانید [[قرآن]]، [[دانش]] [[آینده]] و حدیثِ گذشته را در خود دارد و دردهایتان را درمان می‌کند و امور فردی و [[اجتماعی]] شما را سامان می‌دهد»<ref>{{متن حدیث|ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُم‏}}؛ نهج البلاغه‌، خطبۀ ۱۵۸.</ref>.
 
===ملاک‌های [[جامعیت]] [[دین]]===
===[[ادله]] اثبات [[جامعیت اسلام]]===
*ملاک‌های [[جامعیت]] [[دین]] عبارت‌اند از:
#'''[[دلیل عقلی]]:''' از طریق ملازمه [[خاتمیت]] و [[جامعیت]]: [[خداوند]] [[حکیم]]، [[انسان]] را برای [[سعادت]] [[حقیقی]] آفریده و باید هر آنچه برای [[هدایت]] او لازم است برایش بفرستد. از سوی دیگر، [[دین اسلام]]، [[دین خاتم]] است، در صورتی که [[دین اسلام]] جامع همه امور مربوط به [[هدایت]] [[انسان]] نباشد یعنی [[هدایت]] لازم، در [[اختیار انسان]]، قرار نگرفته و این [[نقص]] غرض [[الهی]] و خلاف [[حکمت]] است.
#[[سازگاری]] و [[همراهی]] با [[فطرت]]: [[همراهی]] کامل [[آموزه‌های اسلامی]] با [[فطرت]] و [[طبیعت]] [[انسان]] و جامعۀ [[انسانی]] از ملاک ‌های [[جامعیت]] [[دین اسلام]] است<ref>ر.ک: آموزش دین‌، ص ۱۳ـ ۱۱.</ref>.
#'''[[ادله]] [[نقلی]]:''' [[آیه]] ۸۹ سوره نحل می‌فرماید: [[قرآن کریم]]، "تبیان" نسبت به همه امور است و ازآنجاکه [[قرآن کریم]]، کتاب [[هدایت]] است، منظور از {{متن قرآن|لِّكُلِّ شَيْءٍ}} هر امری است که به [[هدایت مردم]] مربوط می‌شود. [[آیه]] ۳۸ سوره انعام نیز چنین می‌فرماید که: [[قرآن]] برای [[هدایت مردم]] از بیان هیچ‌چیز فروگذار نکرده است. [[پیامبر اکرم]] در [[خطابه]] [[حجةالوداع]] به [[مردم]] فرمودند: هر آنچه که شما را به [[خدا]] نزدیک می‌کند و از [[جهنم]] دور، شما را به آن امر کردم. [[امام صادق]] فرمود: [[خداوند]] در قرآن‌همه امور موردنیاز [[بشر]] را بیان کرده است... [[آیات]] متعددی در [[قرآن]] با استفاده از واژگانی چون {{متن قرآن|النَّاسِ}}، {{متن قرآن|الْعَالَمِينَ}}، {{متن قرآن|كَافَّةً}} و {{متن قرآن|جَمِيعً}}، بر [[عمومیت]] [[دعوت]] [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] تصریح دارد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۳.</ref>
#آسانی و انعطاف ‌پذیری: [[آموزه‌های اسلامی]] ناتوانی‌ها و کاستی‌های [[انسان]] را نادیده نگرفته‌اند و با نظر به آنها تدوین یافته ‌اند به گونه ‌ای که هیچ گاه او را به عسر و حرج نیندازند.
*'''نکته نخست:''' مراد از [[جامعیت اسلام]] این نیست که همه امور باید مستقیماً از طریق [[قرآن]] [[کشف]] شود بلکه راه‌هایی که [[قرآن]] معرفی می‌کند مثل [[کلام]] و [[سنت]] [[پیامبر]] و [[امامان]] [[معصوم]]، بخشی از همین "تبیان" است. چنان‌که در [[آیه]] ۵۹ سوره نساء آمده است. [[قرآن]]، همه امور مربوط به [[دین]] را بیان کرده، که یا [[نص]] به آنها شده و یا به [[سنت]] احاله کرده است.
#توجه به نیازهای مادی و [[معنوی]]: [[اسلام]] به نیازهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] همزمان می‌نگرد و هیچ یک را فدای دیگری نمی‌کند و بلکه [[دنیا]] را مقدمۀ [[آخرت]] می‌داند و درخواست‌های [[معنوی]] و مادی [[انسان]] را به جای خود [[نیکو]] می‌شمارد<ref>ر.ک: ولایت فقیه، ص ۲۱ـ ۵.</ref>.
*'''نکته دوم:''' لازم نیست همه امور مربوط به [[سعادت انسان]] در متون [[دینی]] موجود باشد بلکه ممکن است به [[عقل]] [[بشر]] واگذار شده باشد مانند [[نظام]] سازی در [[حوزه]] [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... که [[عقل]] می‌تواند با اصول کلی [[دین]] به [[تبیین]] آنها بپردازد .
#ماندگاری و [[جاودانگی]] و تازگی: [[تعالیم]] [[اسلام]] نظر به زمانی ویژه ندارند و ویژگی آینده‌ نگری و [[دوراندیشی]] دارند<ref>ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۷، ص ۴۰۶.</ref>.
 
#[[سازگاری]] درونی: [[قوانین]] و مقررات و بایدها و نبایدهای هر آیینی آنگاه [[جامعیت]] می‌پذیرند که از [[سازگاری]] درونی نصیب برند و با یکدیگر در ستیزه نباشند. [[تعالیم]] [[اسلامی]] به گونه کامل از این ویژگی بهره‌مندند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۷.</ref>.
===دیدگاه حداکثری===
#خِرَد محوری: [[آموزه‌های اسلامی]]، همگی با [[خرد]] [[انسان]] همراه و همسازند و [[عقل]] [[آدمی]] بر آنها [[مُهر]] [[تأیید]] می‌گذارد<ref>ر.ک: دین‌شناسی‌، ص۱۷۱ـ ۱۷۲.</ref>.
*برخی، [[جامعیت]] [[دین اسلام]] را به معنای آمدن همه [[علوم]] "طبیعی و..." در [[قرآن]] می‌دانند یعنی دسته کم، ریشه‌های دستاوردهای [[علمی]] و فنی در [[قرآن]] وجود دارد. یکی از مهم‌ترین مستمسک‌های این دیدگاه [[آیه]] ۸۹ سوره نحل است.
#اصل [[اجتهاد]]: وجود اصل [[اجتهاد]] مستمر در [[آیین اسلام]] ملاکی دیگر است که [[جامعیت]] آن را تضمین می‌کند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۷.</ref>.
*'''نقد و بررسی:''' مراد از [[جامعیت اسلام]]، [[جامعیت]] در امور مربوطه به اصول [[معارف]] و [[فروع]] ناظر به [[هدایت]] است. زیرا: اولاً وجه [[ضرورت]] [[دین]]، [[ابلاغ]] [[معارف]] موردنیاز برای رسیدن به [[سعادت]] است، [[جامعیت قرآن]] هم باید بر همین اساس، تعریف شود. البته جنبه ارزشی، اموری مثل: صنایع، [[کشاورزی]]، [[خوراک]] و پوشاک و ... در [[سعادت انسان]] تأثیر دارد پس [[علوم تجربی]] نباید به دستاوردهایی منجر شوند که موجب [[ظلم]] به [[مردم]] و [[مانع]] از تحقق کمال [[انسان]] می‌شود. ولی بیان جزئیات این [[علوم]] ارتباطی با [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] ندارد. ثانیاً [[خداوند]] برای رفع نیازهای مادی [[انسان‌ها]]، [[عقل]] و تجربه و... را قرار داده است و بروز [[خطا]] در این امور مشکلی در [[سعادت اخروی]] به وجود نمی‌آورد. ثالثاً، ازآنجاکه [[قرآن]] کتاب [[هدایت]] است، مراد از "بیان همه امور" بیان اموری است که برای رسیدن به [[سعادت]] موردنیاز است، برای مثال، وقتی می‌گویم "در این داروخانه همه‌چیز وجود دارد" در عرف عقلا، مراد، همه داروهاست نه همه امور مربوط به [[انسان]] حتی ساعت دیواری و...
===دیدگاه‌ها در [[باب ]][[جامعیت اسلام]]===
*یکی از شواهد این برداشت، آیاتی است که [[قرآن]] را کتاب [[هدایت]] معرفی کرده است مانند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>.
*دیدگاه‌ها در [[باب ]][[جامعیت اسلام]] عبارت‌اند از:
*[[شاهد]] دیگر اینکه در [[قرآن کریم]] نه اصول و نه [[فروع]] بسیاری از [[علوم]] موجود نیامده است. [[قرآن]] وقتی ادعای کمال می‌کند و می‌گوید: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref> امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref> از این جهت است که بر کرسی [[تشریع]] نشسته نه روی کرسی [[تکوین]].  
#دیدگاه [[برگزیده]]: [[دین اسلام]] هم بیانگر امور [[اخروی]] مؤثر در کمال [[انسان]] است و هم [[امور دنیوی]] که در [[سعادت اخروی]] مؤثر است و چون [[زندگی]] [[دنیا]] مقدمۀ [[زندگی]] [[آخرت]] است هر امر [[دنیوی]] که برای تحقق [[سعادت اخروی]] لازم است باید در قلمرو [[اسلام]] باشد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۱.</ref>.
*در اینگونه سخنان باید ببینیم گوینده‌اش خود را در چه موضعی قرار داده است. عدم شأنیت [[دین]]، نسبت به امور [[دنیایی]]، به معنای نفی دخالت هنجاری [[دین]] در این امور نیست. ازآنجاکه نوع به‌کارگیری برخی از [[امور دنیوی]] ممکن است در [[تعارض]] با هنجارهای [[دینی]] باشد، [[دین]] به بیان این [[هنجارها]] می‌پردازد. مثلاً کسب [[دانش]] هسته‌ای، از [[شئون]] [[دین]] نیست اما بر اساس اصل "نفی ضرر و [[ظلم]]"، [[دین]]، ساخت هر [[سلاح]] کشتارجمعی را مجاز نمی‌داند.
#دیدگاه حداکثری: برخی، [[جامعیت]] [[دین اسلام]] را به معنای آمدن همۀ [[علوم]] "طبیعی و..." در [[قرآن]] می‌دانند. منتها در جواب اینها گفته شده است: مراد از [[جامعیت اسلام]]، [[جامعیت]] در امور مربوط به اصول [[معارف]] و [[فروع]] ناظر به [[هدایت]] است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۷.</ref>.  
*در [[قرآن کریم]] آمده است که هر تر و خشک، حتی دانه در [[کتاب مبین]] آمده است که با تأمل در معنای "[[کتاب مبین]]" می‌توان به این [[شبهه]] پاسخ داد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۷.</ref>.
#دیدگاه حداقلی: [[سکولاریسم]]، [[معتقد]] است [[دین]] تنها در امور فردی "ارتباط [[خدا]] و [[انسان]]" حضور دارد نه در [[امور اجتماعی]]، بر این اساس علاوه بر [[علوم تجربی]]، [[علوم انسانی]] هم از [[شئون]] [[دنیایی]] به حساب می‌آیند. بر اساس دیدگاه سکولارها، دخالت [[دین]] در [[امور دنیوی]] مطلوب نیست<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۷۹.</ref>.
 
===ادلۀ [[سکولاریسم]] و نقد آن===
===دیدگاه حداقلی===
*این [[تفکر]] دلایلی برای خود ارائه می‌‌کند که به تمام آنها پاسخ داده شده است:
*سکولاریسم، [[معتقد]] است [[دین]] تنها در امور فردی "ارتباط [[خدا]] و [[انسان]]" حضور دارد نه در [[امور اجتماعی]]؛ بر این اساس علاوه بر [[علوم تجربی]]، [[علوم انسانی]] هم از [[شئون]] [[دنیایی]] به حساب می‌آیند. [[مدیریت]] [[امور دنیوی]] کاملاً هدفی [[دنیوی]] است و [[پیامبر]] به خود [[حق]] نمی‌دهد که برای آن تصمیم‌گیری یا در آن مداخله کند. [[دین]]، نه در پی [[شناخت]] [[امور سیاسی]] است و نه افکار آنها. نه به آنها امر می‌کند و نه از آنها [[نهی]].
#ذاتیاتِ امور قابل‌ تغییر نیستند و دخالت [[دین]] در [[امور دنیوی]] به معنای تغییر ذات این امور است در نتیجه [[دین]] نمی‌تواند در [[امور اجتماعی]] دخالت کند. در جواب گفته شده است: اولاً بحث از ذاتیات، اختصاص به موجودات [[حقیقی]] دارد نه امور اعتباری، ثانیاً [[دین]] در [[باب ]][[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... تعالیمی دارد. آیا [[دستورات]] [[دین]] نسبت به این امور، موجب تغییر ذات آنها می‌شود.
*بر اساس دیدگاه سکولارها، دخالت [[دین]] در [[امور دنیوی]] مطلوب نیست<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۷۹.</ref>.
#[[هدف]] [[دین]]، تأمین [[سعادت اخروی]] است بر همین اساس، تنها باید به اموری بپردازد که مربوط به [[آخرت]] است. باید گفت: اولاً لازمۀ اصالت داشتن [[حیات اخروی]]، این نیست که [[دین]] نباید به [[امور دنیوی]] [[مردم]] بپردازد، ثانیاً سکولارها مدعی‌اند "[[دین]] مزاحمت‌های [[دنیا]] را تنها نسبت به [[سعادت اخروی]] برطرف می‌کند" پس باید بدانند [[بیان]] عمل صحیح [[اجتماعی]] نیز کنار زدن مزاحمت‌های [[دنیایی]] به حساب می‌آید.
*'''[[ادله]] سکولاریسم'''
#مناسبات و [[امور اجتماعی]] [[بشر]] همواره در حال تغییر و تحول است و [[دین]] همواره درون ‌مایۀ محتوایی ثابت دارد در نتیجه دخالت و [[راهنمایی]] [[دین]] در مناسبات و [[امور اجتماعی]]، ممکن نیست. منتها اولاً برخی تغییرات [[اجتماعی]]، بنیادین نیست و تنها تغییر در شکل و قالب هستند و ثانیاً در [[فقه]] و [[شریعت اسلامی]]، عناصری مانند [[اجتهاد]]، باعث انعطاف بخشی از [[تعلیم]] با [[مقتضیات زمان]] شده است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۸۰.</ref>.
* '''[[دلیل]] اول:''' ذاتیاتِ امور قابل‌ تغییر نیستند: اگر [[دین]] بخواهد در [[امور دنیوی]] دخالت کند بدان معناست که می‌خواهیم ذات این امور را تغییر دهیم و اگر به دنبال [[اسلامی]] سازی [[سیاست]] باشیم بدان معناست که دیگر [[سیاست]] نباشد. هر چیز که از پیش خود ذات و ماهیتی داشته باشد دیگر نمی‌تواند ذاتاً [[دینی]] شود؛ چراکه یک چیز دو ذات نمی‌تواند داشته باشد لذا علمِ جامعه‌شناسی ذاتاً [[دینی]] نمی‌توان داشت و همچنین [[حکومت]] و [[فقه]] و [[اخلاق]] ذاتاً [[دینی]] نمی‌تواند داشت. مقدمه اول: دخالت [[دین]] در [[امور اجتماعی]] به معنای تغییرات ذات و ماهیت این امور خواهد بود. مقدمه دوم: ذاتیات امور قابل‌تغییر نیستند. نتیجه: [[دین]] نمی‌تواند در [[امور اجتماعی]] دخالت کند.
*'''نقد و [[دلیل]] اول:''' اولاً بحث از ذاتیات، اختصاص به موجودات [[حقیقی]] دارد نه امور اعتباری. [[حکومت]] و [[فقه]] و [[اقتصاد]] و ... امور اعتباری‌اند پس [[تشبیه]] این امور به [[آب]] مغالطه است. ثانیاً [[دین]] در باب [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... تعالیمی دارد. آیا [[دستورات]] [[دین]] نسبت به این امور، موجب تغییر ذات آنها می‌شود.
*'''[[دلیل]] دوم:''' [[هدف]] [[دین]]، تأمین [[سعادت اخروی]] است: بر همین اساس، تنها باید به اموری بپردازد که مربوط به [[آخرت]] است و اموری همچون [[سیاست]]، [[حقوق]] و... به مسائل [[دنیایی]] مربوط است. [[دین]] فقط مزاحمت‌های [[دنیا]] را نسبت به [[سعادت اخروی]] برطرف می‌کند.
*'''نقد [[دلیل]] دوم:''' لازمه اصالت داشتن حیات [[اخروی]]، این نیست که [[دین]] نباید به [[امور دنیوی]] [[مردم]] بپردازد، مسائل دنیایی‌ای که نوع نگرش به آنها در تحقق یا عدم [[سعادت اخروی]] مؤثر است باید در گستره [[دین]] تعریف شود. ثانیاً سکولارها مدعی‌اند "[[دین]] مزاحمت‌های [[دنیا]] را تنها نسبت به [[سعادت اخروی]] برطرف می‌کند" پس باید بدانند بیان عمل صحیح [[اجتماعی]] نیز کنار زدن مزاحمت‌های [[دنیایی]] به حساب می‌آید.
*'''[[دلیل]] سوم:''' [[ثبات]] [[دین]] و تحول مناسبات [[اجتماعی]]: مقدمه اول: مناسبات و [[امور اجتماعی]] [[بشر]] همواره در حال تغییر و تحول است. مقدمه دوم: [[دین]]، همواره درون‌مایه محتوایی ثابت دارد. نتیجه: دخالت و [[راهنمایی]] [[دین]] در مناسبات و [[امور اجتماعی]]، ممکن نیست.
*'''نقد [[دلیل]] سوم:''' اولاً برخی تغییرات [[اجتماعی]]، بنیادین نیست و تنها تغییر در شکل و قالب هستند. مثلاً قراردادهای بیع و اجاره هم در گذشته بوده و هم امروز که امروزه قالبی پیچیده و متفاوت یافته است. ثانیاً در [[فقه]] و [[شریعت]] [[اسلامی]]، عناصری مانند [[اجتهاد]]، باعث انعطاف بخشی از [[تعلیم]] با [[مقتضیات زمان]] شده است. [[شاهد]] [[تاریخی]] دال بر نفی دخالت [[دین]] در [[امور اجتماعی]]: سکولارها معتقدند "دوران [[حاکمیت]] [[کلیسا]]، [[علم]] و [[آزادی]] [[فکر]]، در قفس بود و دیگر نباید به [[دین]] اجازه دخالت و در [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] داد تا تجربه‌های تلخ [[تاریخ]] تکرار شود". *اما باید دانست که [[دین اسلام]] با [[مسیحیت]] تفاوت‌های عمده‌ای دارد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۸۰.</ref>.
*'''بررسی کلی سکولاریسم'''
#[[جهان‌بینی]] [[توحیدی]] و سکولاریسم: بر اساس [[حقیقت توحید]]، مالکیت مطلق از آنِ [[خداوند]] است و [[انسان]]، [[فقر]] محض است و همه [[شئون]] زندگی‌اش باید بر اساس [[رضایت الهی]] باشد محدود کردن [[دین]] به امور فردی، خلاف [[توحید]] و [[مانع]] از رسیدن به [[سعادت]] است وقتی [[هدف]] رسیدن به [[قرب الهی]] است چگونه می‌توان بخش عظیمی از [[افعال]] اختیاری مؤثر در [[سعادت]] را به خودِ [[انسان]] واگذار کرد؟ [[عقل]] هم باید با روش‌شناسی مطلوب و در راستای اهداف [[دین]] به حل امور بپردازد.
#متون [[اسلامی]] و سکولاریسم: ادعای سکولارها با متون [[دینی]] سازگار نیست. در [[آیات]] کثیری از [[قرآن]] و [[روایات]] فراوانی از [[معصومان]] به [[تبیین]] و ارائه دستورها در [[حوزه]] مسائل [[اجتماعی]] پرداخته شده است. مثل: [[سیاست]] داخلی و خارجی، شرایط [[حاکم]]، [[حقوق]] [[اقتصادی]]، [[حقوق]] متقابل همرو... همچنین [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی|حضرت امیر]] {{ع}} [[تشکیل حکومت]] دادند<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[ انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص۱۸۵.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش