←دین مردم مکه
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233);...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
===[[دین]] [[مردم]] [[مکه]]=== | ===[[دین]] [[مردم]] [[مکه]]=== | ||
*[[مردم]] [[مکه]]، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]]{{ع}} بودند تا اینکه از زمان [[عمرو بن لحی]]، [[امیر]] [[خزاعی]] [[مکه]]، [[بتپرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]]{{ع}} از میان غالب [[مردم]] [[مکه]] رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. | *[[مردم]] [[مکه]]، همواره بر [[آیین]] [[ابراهیم]]{{ع}} بودند تا اینکه از زمان [[عمرو بن لحی]]، [[امیر]] [[خزاعی]] [[مکه]]، [[بتپرست]] شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۸.</ref>. از آن پس، [[دین ابراهیم]]{{ع}} از میان غالب [[مردم]] [[مکه]] رخت بربست و جز در امور [[حج]]، اثری از آن باقی نماند. | ||
*[[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بتهای معروف [[قریش]] به شمار میآمدند. "[[عزی]]" بزرگترین بتشان بود؛ بدین سبب، [[قریش]] را [[امت]] عزّی هم میخواندند. آنان [[عزی]] را [[زیارت]] میکردند، برایش هدیه میبردند و [[قربانی]] انجام میدادند تا به آن [[تقرب]] بجویند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>. *دیگر [[بت]] [[قریش]]، "[[هبل]]" نام داشت که با عقیق سرخ، به شکل [[انسان]] ساخته شده بود و بزرگترین [[بت]] درون [[کعبه]] به شمار میرفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۲۳.</ref>. أساف و [[نائله]] هم دو [[بت]] دیگر [[قریش]] بودند که آنها را به صورت دو سنگ [[مسخ]] شده، پیشاپیش [[کعبه]] نهادند تا [[مردمان]] از آن [[پند]] بگیرند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۹؛ ۱۱۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۸۲.</ref>. مناة نیز از دیگر بتهایی بود که علاوه بر دیگر [[اعراب]]، [[قریش]] نیز آن را بزرگ میداشتند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۱۱۱.</ref>. | *[[عزی]]، [[هبل]]، أساف، [[نائله]] و مناة از بتهای معروف [[قریش]] به شمار میآمدند. "[[عزی]]" بزرگترین بتشان بود؛ بدین سبب، [[قریش]] را [[امت]] عزّی هم میخواندند. آنان [[عزی]] را [[زیارت]] میکردند، برایش هدیه میبردند و [[قربانی]] انجام میدادند تا به آن [[تقرب]] بجویند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۱۴.</ref>. | ||
*دیگر [[بت]] [[قریش]]، "[[هبل]]" نام داشت که با عقیق سرخ، به شکل [[انسان]] ساخته شده بود و بزرگترین [[بت]] درون [[کعبه]] به شمار میرفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۲۳.</ref>. أساف و [[نائله]] هم دو [[بت]] دیگر [[قریش]] بودند که آنها را به صورت دو سنگ [[مسخ]] شده، پیشاپیش [[کعبه]] نهادند تا [[مردمان]] از آن [[پند]] بگیرند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۹؛ ۱۱۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۸۲.</ref>. مناة نیز از دیگر بتهایی بود که علاوه بر دیگر [[اعراب]]، [[قریش]] نیز آن را بزرگ میداشتند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۱۱۱.</ref>. | |||
*تحمس<ref>بدعتگذاری و نوآوری در دین.</ref> و سختگیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصههای بارز [[دینی]] در [[مکه]] بر شمرده میشد؛ از اینرو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعتگذار]]) اطلاق میشد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. [[قریش]] وقوف در [[عرفه]] و انجام مراسم آن را - که از مشاعر [[دین ابراهیم]]{{ع}} بود - تنها برای سایر [[اعراب]]، [[واجب]] میدانستند؛ ولی خودشان این عمل را ترک کردند و آنها میگفتند: "ما [[فرزندان]] [[ابراهیم]] و اهل [[حرم]] و [[خادمان]] [[کعبه]] و ساکنان آن هستیم. برای ما سزاوار نیست که از [[حرم]] خارج شویم و غیر [[حرم]] را مانند خود آن بزرگ بشماریم؛ چرا که این کار از [[حرمت]] و شأنمان نزد [[عرب]] میکاهد"<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار قریش، ص۱۲۷.</ref>. این بدعتگذاریها به ویژه از زمانی که [[خداوند]]، [[لشکر]] ابرهه را تار و مار کرد، شدت گرفت؛ چرا که [[مقام]] [[کعبه]] و [[قریش]]، بعد از این واقعه پیش از پیش در انظار [[عرب]] بالا رفت. [[اعراب]] میگفتند: "اینان ([[قریش]]) اهل [[الله]] هستند؛ چه آنکه [[خداوند]] از ایشان [[دفاع]] کرد و دشمنانشان را نابود ساخت"<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار قریش، ص۱۲۷.</ref>. | *تحمس<ref>بدعتگذاری و نوآوری در دین.</ref> و سختگیری [[قریش]] در امر [[دین]] نیز از دیگر خصیصههای بارز [[دینی]] در [[مکه]] بر شمرده میشد؛ از اینرو به [[قریش]] "حمس" ([[بدعتگذار]]) اطلاق میشد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. [[قریش]] وقوف در [[عرفه]] و انجام مراسم آن را - که از مشاعر [[دین ابراهیم]]{{ع}} بود - تنها برای سایر [[اعراب]]، [[واجب]] میدانستند؛ ولی خودشان این عمل را ترک کردند و آنها میگفتند: "ما [[فرزندان]] [[ابراهیم]] و اهل [[حرم]] و [[خادمان]] [[کعبه]] و ساکنان آن هستیم. برای ما سزاوار نیست که از [[حرم]] خارج شویم و غیر [[حرم]] را مانند خود آن بزرگ بشماریم؛ چرا که این کار از [[حرمت]] و شأنمان نزد [[عرب]] میکاهد"<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار قریش، ص۱۲۷.</ref>. این بدعتگذاریها به ویژه از زمانی که [[خداوند]]، [[لشکر]] ابرهه را تار و مار کرد، شدت گرفت؛ چرا که [[مقام]] [[کعبه]] و [[قریش]]، بعد از این واقعه پیش از پیش در انظار [[عرب]] بالا رفت. [[اعراب]] میگفتند: "اینان ([[قریش]]) اهل [[الله]] هستند؛ چه آنکه [[خداوند]] از ایشان [[دفاع]] کرد و دشمنانشان را نابود ساخت"<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبار قریش، ص۱۲۷.</ref>. | ||
*آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار میکردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده میکردند و در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] [[مکه]] که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، میبایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. | *آنان ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار میکردند که غذای خود را وارد [[حرم]] نکنند، بلکه باید از غذای اهل آنجا استفاده میکردند و در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] [[مکه]] که [[لباس]] ملی و قومی بود، بهره بگیرند؛ اگر هم کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت، میبایست برهنه [[طواف]] کند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۱: | ||
*با این حال، [[مکه]] از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در [[طایفه]] [[بنیهاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]]{{ع}} پیروانی داشت. | *با این حال، [[مکه]] از خداپرستانی که از [[پرستش]] بتان، سر باز زده بودند و حنیفی یا [[نصرانی]] شده بودند، خالی نبود. در بین [[قریش]]، به ویژه در [[طایفه]] [[بنیهاشم]]، [[آیین حنیف]] [[ابراهیم]]{{ع}} پیروانی داشت. | ||
*[[ورقة بن نوفل بن اسد]] از جمله کسانی بود که از [[پرستش]] [[بتها]] سر باز زد و [[آیین مسیحیت]] [[اختیار]] کرد<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹؛ اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۳، ص۱۱۹.</ref>. [[زید بن نفیل]] نیز با [[پرهیز]] از [[پرستش]] بتان، به دنبال [[دین]] بود تا اینکه در [[شام]]، به دست [[مسیحیان]] کشته شد<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷؛ اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۳، ص۱۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۲۴-۳۲۶.</ref>. | *[[ورقة بن نوفل بن اسد]] از جمله کسانی بود که از [[پرستش]] [[بتها]] سر باز زد و [[آیین مسیحیت]] [[اختیار]] کرد<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹؛ اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۳، ص۱۱۹.</ref>. [[زید بن نفیل]] نیز با [[پرهیز]] از [[پرستش]] بتان، به دنبال [[دین]] بود تا اینکه در [[شام]]، به دست [[مسیحیان]] کشته شد<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷؛ اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج۳، ص۱۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۳۲۴-۳۲۶.</ref>. | ||
===[[مناصب]] و تشکیلات [[اداری]] [[مکه]]=== | ===[[مناصب]] و تشکیلات [[اداری]] [[مکه]]=== | ||
*[[دارالندوه]]، محل بررسی امور مهم و اساسی [[مکه]] بود؛ البته برخی مسائل روزمرّه، همچون [[ازدواج]]، حرکت کاروانهای تجاری و... نیز در آن انجام میشد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۴۰.</ref>. این مجلس مختص [[فرزندان]] بنیقصی بود<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، ج۱، ص۱۵۵؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه ج۲، ص۳۴.</ref>؛ اما غیر از بنیقصی، تنها صاحب نظرانی امکان حضور در آن را داشتند که [[چهل]] سال از عمرشان گذشته باشد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. | *[[دارالندوه]]، محل بررسی امور مهم و اساسی [[مکه]] بود؛ البته برخی مسائل روزمرّه، همچون [[ازدواج]]، حرکت کاروانهای تجاری و... نیز در آن انجام میشد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲۹؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۴۰.</ref>. این مجلس مختص [[فرزندان]] بنیقصی بود<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، ج۱، ص۱۵۵؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه ج۲، ص۳۴.</ref>؛ اما غیر از بنیقصی، تنها صاحب نظرانی امکان حضور در آن را داشتند که [[چهل]] سال از عمرشان گذشته باشد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. | ||