|
|
| خط ۳۴: |
خط ۳۴: |
| *از مضمون برخی [[روایات]] استفاده میشود که اساساً [[ایمان]] در پرتو [[مدارا]] کردن با [[مردم]]، محفوظ میماند... شاید کلیترین ویژگی فرد مداراگر آن است که نسبت به خود، واقعبین است... [[مدارا]] در ایجاد [[روابط اجتماعی]] سالم و خوب، نقشی اساسی ایفا میکند. شخص مداراگر نه تنها افراد را بر [[اشتباهات]] و ضعفهای خویش [[آگاه]] میسازد، بلکه خود، عامل اصلی در تقویت و رشد [[روابط اجتماعی]] خواهد بود. | | *از مضمون برخی [[روایات]] استفاده میشود که اساساً [[ایمان]] در پرتو [[مدارا]] کردن با [[مردم]]، محفوظ میماند... شاید کلیترین ویژگی فرد مداراگر آن است که نسبت به خود، واقعبین است... [[مدارا]] در ایجاد [[روابط اجتماعی]] سالم و خوب، نقشی اساسی ایفا میکند. شخص مداراگر نه تنها افراد را بر [[اشتباهات]] و ضعفهای خویش [[آگاه]] میسازد، بلکه خود، عامل اصلی در تقویت و رشد [[روابط اجتماعی]] خواهد بود. |
| *در نتیجه [[مدارا]] با [[مردم]] اگر به منظور [[احترام]] و [[تکریم]] به شخصیت آنان باشد بسیار ارزنده است، چنین مدارایی نشانه [[عقل]] بیدار و [[فکر]] روشنبین است، چنین مدارایی مایه [[محبوبیت]] و راه نفوذ در [[افکار]] دیگران است. [[اولیای الهی]] به چنین مدارایی توجه داشتند<ref>معصومه شرف الدین الموسوی، اصول تربیتی و اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۲۴۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۴۸-۲۴۹.</ref>. | | *در نتیجه [[مدارا]] با [[مردم]] اگر به منظور [[احترام]] و [[تکریم]] به شخصیت آنان باشد بسیار ارزنده است، چنین مدارایی نشانه [[عقل]] بیدار و [[فکر]] روشنبین است، چنین مدارایی مایه [[محبوبیت]] و راه نفوذ در [[افکار]] دیگران است. [[اولیای الهی]] به چنین مدارایی توجه داشتند<ref>معصومه شرف الدین الموسوی، اصول تربیتی و اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۲۴۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۴۸-۲۴۹.</ref>. |
|
| |
| ==[[رفق و مدارا]] در [[صحیفه سجادیه]]==
| |
| *[[امام سجاد]]{{ع}} در دعای بیست و هفتم و در عبارت دهم آن از درگاه [[خداوند]] خواستار پراکنده شدن [[کفار]] و عدم [[همبستگی]] آنان [[علیه ]][[مسلمین]] میشود و میفرمایند: "بارخدایا [[کفار]] را از دست درازی به مرزهای [[مسلمانان]] (یا به طوایف [[مسلمانان]]) به خودشان وادار و به کاستنشان از کاستن [[مسلمانان]] جلوگیر (هلاک و تباهشان گردان) و به پراکندگیاشان از اجتماع و گرد آمدن بر [[مسلمانان]] بازدار"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِكِينَ بِالْمُشْرِكِينَ عَنْ تَنَاوُلِ أَطْرَافِ الْمُسْلِمِينَ، وَ خُذْهُمْ بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ، وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الاحْتِشَادِ عَلَيْهِمْ}}</ref>؛
| |
| *[[امام]]{{ع}} در این عبارت از [[خداوند]] میخواهد که [[همبستگی]] [[دشمنان]] را به پراکندگی برساند تا موجب انصراف آنان به رویارویی با [[مسلمانان]] شود.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیست و هفتم و در عبارت پنجم آن میفرمایند: "بار خدایا! با آنچه خواسته شد [[دشمنان]] [[آل محمد]] را در هم شکن، و ناخنهای [[دشمنان]] را از ایشان جدا ساز و میان [[دشمنان]] و سلاحشان جدایی افکن؛ بندهای دلهایشان را بکن؛ و میان آنان و آذوقههایشان دوری انداز؛ در راهها سرگردانشان گردان؛ و از چیزی که به آن رو آوردهاند گمراهشان ساز؛ و [[کمک]] را از آنها ببر؛ از شمارشان بکاه؛ و دلهایشان را از [[ترس]] پر نما، و دستهایشان را از گشودن بازدار؛ و زبانهایشان را از گفتار ببند ( تا مانند لال نتوانند سخنی گویند) و با [[سختی]] و گرفتاری ایشان پیروانشان را پراکنده گردان؛ و ایشان را برای آنها که در پس ایشاناند [[عبرت]] قرار ده؛ و به [[خوار]] ساختن آنها طمعها و آرزوهای کسانی (لشکرهایی) را که پس از ایشاناند قطع فرما<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ افْلُلْ بِذَلِكَ عَدُوَّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَيِّرْهُمْ فِي سُبُلِهِمْ، وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ، وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ }}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۴۹-۲۵۰.</ref>.
| |
| *در این عبارت هم [[امام]]{{ع}} از [[خداوند متعال]] میخواهد که [[دشمنان]] را سرگردان نماید تا نتوانند با [[مسلمین]] درگیر شوند.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیست و هفتم و در عبارت یازدهم آن میفرمایند: "بار خدایا دلهایشان را از [[آرامش]] و تنهایشان را از [[توانایی]] تهی گردان؛ و قلبهایشان را از [[حیله]] و چارهجویی [[فراموشی]] ده؛ و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان ([[مسلمانان]]) [[سست]] نما؛ و آنها را از زد و خورد با دلیران ([[اسلام]]) بترسان، و لشکری از فرشتگانت با [[عذاب]] و [[آزار]] سخت از عذابهایت برایشان برانگیز مانند کاری که در روز ([[جنگ]]) [[بدر]] نمودی که به وسیله آن ریشه آنان را قطع کرده ببری و [[شوکت]] و بزرگیاشان را بدروی (از بین ببری) و گروهشان را پراکنده فرمایی"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْأَمَنَةِ، وَ أَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ، وَ أَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الِاحْتِيَالِ، وَ أَوْهِنْ أَرْكَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَةِ الرِّجَالِ، وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقَارَعَةِ الْأَبْطَالِ، وَ ابْعَثْ عَلَيْهِمْ جُنْداً مِنْ مَلَائِكَتِكَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِكَ كَفِعْلِكَ يَوْمَ بَدْرٍ، تَقْطَعُ بِهِ دَابِرَهُمْ وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْكَتَهُمْ، وَ تُفَرِّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۰.</ref>.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در این عبارت از [[خداوند]] میخواهد که [[دشمنان]] از دلیران و رزمندگان [[اسلام]] بترسند و در واقع درگیر [[جنگ]] نشوند. چرا که بسیاری از نیات و مقاصد [[انسان]] که از قبل با [[ترس]] توأم باشد به واقعیت نخواهد رسید.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای مرزبانان (شماره ۲۷) اوج مصلحتگرایی، [[تساهل]] و مدارای خود را نشان میدهد؛ و اینکه جهانی میاندیشد و روزی که [[مصالح]] جهانی [[اسلام]] مطرح است و [[دشمن]] خارجی رو در رو [[ایستاده]] است باید به [[اسلام]] و [[مسلمانان]] به معنای اعم اندیشید و [[امام]]{{ع}} در همه عبارتهای این [[دعا]] از تعبیر [[مسلم]] و [[مسلمین]] و اهل ثغور استفاده میکند که لفظی عامتر از [[مؤمنان]] یا شعیان است<ref>ابراهیم برزگر، رابطه عرفان و سیاست در صحیفه سجادیه، فصلنامه اندیشه دینی، ۱۲ (پاییز ۸۳)، ص۴۱.</ref>.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیستم و در عبارت بیست و نهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا – در اوقات [[فراموشی]] ([[پیروی]] از [[نفس]]) به یاد خود [[آگاه]] ساز؛ و در روزگار مهلت (زندگانی [[دنیا]]) به [[طاعت]] و بندگیات بگمار؛ و راهی هموار به سوی [[محبت]] و دوستیات ([[پیروی]] از [[اوامر]] و نواهیت) برای من [[آشکار]] نما؛ و به وسیله آن راه (یا آن [[محبت]]) [[نیکی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] را برایم کامل گردان"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ، وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً، أَكْمِلْ لِي بِهَا خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}</ref>؛
| |
| *"مهلت (که در این عبارت آمده) در لغت به معنای [[مدارا]] و [[رفق]] هم به کار میرود و [[رفق]] از [[صفات ]][[حمیده]] است که رعایت آن در [[روابط اجتماعی]] بسیار سودمند است"<ref>معصومه شرف الدین الموسوی، اصول تربیتی و اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۲۴۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۱.</ref>.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیستم و در عبارت دهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر [[محمد]] و آل او [[درود]] فرست؛ و مرا به زینت [[صالحین]] و شایستگان (انجام [[حقوق خدا]] و [[مردم]]) آراسته فرما؛ و [[زیور]] [[پرهیزکاران]] ([[عمل به واجبات]] و ترک [[محرمات]]) را به من بپوشان، با ([[توفیق]] برای) گستردن [[عدل و داد]] (تا از [[افراط و تفریط]] در [[حق]] دوری گزینم) و فرو نشاندن [[خشم]] و خاموش کردن [[آتش]] [[دشمنی]] ([[اختلاف]] بین [[مردم]]) و گردآوردن پراکندگان (دلهای از هم رنجیده) و [[اصلاح]] [[فساد]] بین [[مردم]]؛ و فاش کردن خیر و [[نیکی]]؛ و [[پنهان]] نمودن [[عیب]] و [[زشتی]] و [[نرمخویی]] و [[فروتنی]] و نیکوروشی؛ و سنگینی؛ و [[خوشخویی]] (با [[مردم]]) و پیشی گرفتن [[نیکی]]؛ و [[برگزیدن]] [[احسان]] بیآنکه جزای احسانی باشد؛ و [[سرزنش]] نکردن و [[همراهی]] نکردن به غیر [[مستحق]] و گفتن [[حق]] اگرچه سخت (یا اندک) باشد؛ و کم شمردن [[نیکی]] در گفتار و کردارم اگرچه بسیار باشد؛ و بسیار شمردن [[بدی]] در گفتار و کردارم اگرچه کم باشد و آنچه را [[بیان]] شد برای من به وسیله هموارگی [[طاعت]] و [[فرمانبری]]؛ و همیشه بودن با [[جماعت]] و واگذاشتن بدعتگزاران و آنکه [[رأی]] و [[اندیشه]] اختراع شده به کار برد، کامل گردان"<ref>{{متن حدیث| اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَكْمِلْ ذَلِكَ لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّأْيِ الْمُخْتَرَعِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۲.</ref>.
| |
| *"در این عبارت لغت {{متن حدیث|الْعَرِيكَةِ}} را [[طبیعت]] معنی کردهاند و {{متن حدیث|لِينِ الْعَرِيكَةِ}} را [[تمثیل]] برای [[نرمخویی]] و {{متن حدیث|خَفْضِ الْجَنَاحِ}} را تمثیلی برای [[تواضع]] و {{متن حدیث|سُكُونِ الرِّيحِ}} را کنایه از [[وقار]] گرفتهاند"<ref>سید علی خان حسینی شیرازی، ریاض السالکین، ج۳، ص۳۴۷.</ref>.
| |
| *منظور [[امام سجاد]]{{ع}} در دعای [[مکارم اخلاق]] از عبارت {{متن حدیث|سُكُونِ الرِّيحِ}} [[دعا]] نمودن درباره [[مسلمانان]] است، از [[خدا]] میخواهد که آنان را موفق بدارد در حین [[صلح]] و [[آرامش]]، موقعی که در کوچه و بازار یا در [[مسجد]] و خانه یکدیگر را [[ملاقات]] مینمایند، در کمال [[صفا]] و [[آرامش]] باشند امواج قدرتی را که در مقابل [[کفار]] و [[مشرکین]] از خود بروز میدهند فرو نشانند و در مقابل [[برادران دینی]] خویش چهره صولت و [[غلبه]] به خود نگیرند و با [[آرامش]] و سکون با آنان [[ملاقات]] نمایند<ref>معصومه شرف الدین الموسوی، «اصول تربیتی و اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه» (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۲۴۲.</ref>.
| |
| *به عبارتی نسبت به یکدیگر [[رفق و مدارا]] داشته باشند. هرچند که [[رفق و مدارا]] فقط معطوف به مواجهه تنها نیست، اما از جلوههای بارز آن به حساب میآید.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیست و ششم و در عبارت دوم آن در خصوص نحوه [[رفتار]] با [[همسایگان]] میفرمایند: "و آنان را [[توفیق]] ده برای برپا داشتن طریقه و روش (نگاهداری [[احکام]]) و فراگرفتن [[اخلاق]] [[نیک]] خود (که [[بندگان]] را به آن امر فرمودهای) در سود رساندن به ناتوانانشان؛ و جلوگیری از [[فقر]] و نیازمندیشان؛ و رفتن نزد بیمارشان؛ و [[راهنمایی]] راهجویشان؛ و [[اندرز]] دادن [[مشورت]] کنندهشان؛ و [[دیدار]] از سفر آمدهشان؛ و [[پنهان]] کردن رازهاشان، و پوشاندن عیبهایشان، و [[یاری]] کردن ستمدیدهاشان؛ و خوب [[کمک]] کردنشان در ساختن ابزار خانه(دیگ، تبر، نردبان و مانند آنها) و سود رساندنشان به [[بخشش]] فراوان؛ و دادن آنچه ایشان را [[واجب]] و لازم است پیش از درخواست"<ref>{{متن حدیث| وَ وَفِّقْهُمْ لِإِقَامَةِ سُنَّتِكَ، وَ الْأَخْذِ بِمَحَاسِنِ أَدَبِكَ فِي إِرْفَاقِ ضَعِيفِهِمْ، وَ سَدِّ خَلَّتِهِمْ، وَ عِيَادَةِ مَرِيضِهِمْ، وَ هِدَايَةِ مُسْتَرْشِدِهِمْ، وَ مُنَاصَحَةِ مُسْتَشِيرِهِمْ، وَ تَعَهُّدِ قَادِمِهِمْ، وَ كِتْمَانِ أَسْرَارِهِمْ، وَ سَتْرِ عَوْرَاتِهِمْ، وَ نُصْرَةِ مَظْلُومِهِمْ، وَ حُسْنِ مُوَاسَاتِهِمْ بِالْمَاعُونِ، وَ الْعَوْدِ عَلَيْهِمْ بِالْجِدَةِ وَ الْإِفْضَالِ، وَ إِعْطَاءِ مَا يَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّؤَالِ}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۳-۲۵۴.</ref>.
| |
| *از عبارت فوق کاملاً نحوه [[مدارا]] و [[رفق]] با [[همسایه]] را [[امام]]{{ع}} [[بیان]] میفرمایند.
| |
| *[[امام]]{{ع}} در دعای بیست و ششم و در عبارت سوم آن در خصوص نحوه [[مدارا]] و [[رفق]] با [[همسایگان]] ناشایست میفرمایند: "خدایا مرا بر آن دار که بد کردارشان را به [[نیکی]] [[پاداش]] دهم، و از ستمکارشان به [[عفو]] و [[بخشش]] درگذرم؛ و درباره همه ایشان خوشگمان باشم و با نیکویی همه آنها را [[سرپرستی]] نمایم و با [[پاکدامنی]] چشمم را از ([[زشتیها]] و لغزشهای) آنان بپوشانم؛ و با [[فروتنی]] با آنها نرم باشم (سختگیر نباشم) و با [[مهربانی]] بر گرفتارانشان رقت داشته دلجویی کنم؛ و در پنهانی و پشت سر [[دوستی]] (خود) را برای آنان [[آشکار]] سازم و با [[پاکدامنی]] (نه با آلودگی به [[فساد]] و تباهکاری) [[نعمت]] همیشگی (روزی و [[خوشی]]) را نزد ایشان [[دوست]] بدارم؛ و آنچه برای [[خویشان]] خود [[واجب]] و لازم میدانم درباره ایشان لازم دانم؛ و آنچه برای [[خواص]] و [[نزدیکان]] رعایت داشته در نظر دارم برای ایشان رعایت کنم"<ref>{{متن حدیث| وَ اجْعَلْنِي اللَّهُمَّ أَجْزِي بِالْإِحْسَانِ مُسِيئَهُمْ، وَ أُعْرِضُ بِالتَّجَاوُزِ عَنْ ظَالِمِهِمْ، وَ أَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فِي كَافَّتِهِمْ، وَ أَتَوَلَّى بِالْبِرِّ عَامَّتَهُمْ، وَ أَغُضُّ بَصَرِي عَنْهُمْ عِفَّةً، وَ أُلِينُ جَانِبِي لَهُمْ تَوَاضُعاً، وَ أَرِقُّ عَلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ مِنْهُمْ رَحْمَةً، وَ أُسِرُّ لَهُمْ بِالْغَيْبِ مَوَدَّةً، وَ أُحِبُّ بَقَاءَ النِّعْمَةِ عِنْدَهُمْ نُصْحاً، وَ أُوجِبُ لَهُمْ مَا أُوجِبُ لِحَامَّتِي، وَ أَرْعَى لَهُمْ مَا أَرْعَى لِخَاصَّتِي}}</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
| |
| *در این عبارت [[امام]]{{ع}} اوج [[مدارا]] و [[رفق]] با [[همسایگان]] ناشایست را به ما میآموزد به ویژه [[خوشگمانی]] که یکی از جلوههای مهم [[مدارا]] و [[رفق]] است را متذکر میگردد و همچنین حتمی بودن [[رفق و مدارا]] با بستگان و [[خویشاوندان]] را (هر چند که رابطه با [[همسایگان]] رابطهای خاص است، لکن رابطه با [[خویشان]] و بستگان اولیتر است)<ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |