بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{امامت}} | {{امامت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[اسلام]]''' است. "''' | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[اسلام]]''' است. "'''جامعیت اسلام'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جامعیت اسلام در قرآن]] | [[جامعیت اسلام در حدیث]] | [[جامعیت اسلام در کلام اسلامی]] | [[جامعیت اسلام در فلسفه اسلامی]] | [[جامعیت اسلام در عرفان اسلامی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جامعیت اسلام در قرآن]] | [[جامعیت اسلام در حدیث]] | [[جامعیت اسلام در کلام اسلامی]] | [[جامعیت اسلام در فلسفه اسلامی]] | [[جامعیت اسلام در عرفان اسلامی]]</div> | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*[[تعالیم]] [[اسلام]] مجموعهای است جامع و کامل از [[اعتقادات]]، اخلاقیات و [[احکام]] که به گونه ای منسجم و به هم پیوسته به وسیلۀ [[امین]] [[وحی]] در [[اختیار]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قرار گرفته است<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۷.</ref>. این [[تعالیم]] و [[قوانین]] از نخستین روزهای [[زندگی]]، یعنی دوران شیرخوارگی شروع و تا آخرین لحظات حیات [[دنیوی]] ادامه دارد و [[قرآن]] همۀ اصولی را که [[بشر]] در زمینۀ [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام عملی]] به آنها [[نیاز]] دارد فراروی او قرار داده است<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۲، ص۶۰۳.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] [[دین حق]] و آخرین [[دینی]] است که [[بشریت]] با داشتن آن نیازی به هدایتی دیگر ندارد<ref>ر.ک: تفسیر المنار، ج۱۰، ص۳۹۰؛ دیبا، حسین، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص ۲۳۷ ـ ۲۶۰.</ref>، در حالی که در برخی [[شرایع]]، مانند [[مسیحیت]] دو محدودۀ جداگانه در [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] ترسیم میشود که در یک بخش [[دین]] و [[کلیسا]] حضور دارد و در بخش دیگر [[دولت]] و [[قوانین]] بشری [[حکومت]] میکنند<ref>ر.ک: ویژگیهای کلی اسلام، ص۱۷۴.</ref>. | *[[تعالیم]] [[اسلام]] مجموعهای است جامع و کامل از [[اعتقادات]]، اخلاقیات و [[احکام]] که به گونه ای منسجم و به هم پیوسته به وسیلۀ [[امین]] [[وحی]] در [[اختیار]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قرار گرفته است<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ ۷.</ref>. این [[تعالیم]] و [[قوانین]] از نخستین روزهای [[زندگی]]، یعنی دوران شیرخوارگی شروع و تا آخرین لحظات حیات [[دنیوی]] ادامه دارد و [[قرآن]] همۀ اصولی را که [[بشر]] در زمینۀ [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام عملی]] به آنها [[نیاز]] دارد فراروی او قرار داده است<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۲، ص۶۰۳.</ref>؛ زیرا [[اسلام]] [[دین حق]] و آخرین [[دینی]] است که [[بشریت]] با داشتن آن نیازی به هدایتی دیگر ندارد<ref>ر.ک: تفسیر المنار، ج۱۰، ص۳۹۰؛ دیبا، حسین، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۳، ص ۲۳۷ ـ ۲۶۰.</ref>، در حالی که در برخی [[شرایع]]، مانند [[مسیحیت]] دو محدودۀ جداگانه در [[شئون]] [[زندگی]] [[انسان]] ترسیم میشود که در یک بخش [[دین]] و [[کلیسا]] حضور دارد و در بخش دیگر [[دولت]] و [[قوانین]] بشری [[حکومت]] میکنند<ref>ر.ک: ویژگیهای کلی اسلام، ص۱۷۴.</ref>. | ||
===[[جامعیت]] لازمۀ [[خاتمیت]]=== | ===[[جامعیت]] لازمۀ [[خاتمیت]]=== | ||
*باید توجه داشت | *باید توجه داشت جامعیت اسلام از لوازم [[خاتمیت اسلام]] است، جامعیتی ناظر به همۀ [[جوامع]] تا [[روز قیامت]]؛ برخلاف [[ادیان]] پیشین که به [[دلیل]] خاتم نبودن، [[جامعیت]] آنها مختص به جامعهای خاص، جغرافیایی محدود یا زمانی مشخص بوده است؛ زیرا بر اساس [[حکمت الهی]] هر [[دینی]] در هر زمانی باید با توجه به ظرفیت انسانهای همان زمان از [[جامعیت]] برخوردار باشد و معنا ندارد [[خالق]] [[حکیم]]، هدفی ارزشمند برای [[آفرینش انسان]] در نظر بگیرد و از سوی دیگر برای تحقق [[هدف]]، [[تکالیف]] فراعقلی لازم را در اختیارش قرار ندهد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۱.</ref>. بدینسان، مراد از [[جامعیت]] [[دین اسلام]]، توجه آن به همۀ زوایای مادی و [[معنوی]] [[زندگی]] [[انسان]] و برآوردن نیازهای اوست<ref>ر.ک: عقائد الشیعة الإمامیه، ص ۵۶۳.</ref>. | ||
*[[آیین اسلام]] از یک سو با وضع [[قوانین اجتماعی]]، راه [[سعادت]] جامعۀ [[انسانی]] را باز نموده و از سوی دیگر با پافشاری بر [[فضائل اخلاقی]] در پی کمال افراد [[انسانی]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>. | *[[آیین اسلام]] از یک سو با وضع [[قوانین اجتماعی]]، راه [[سعادت]] جامعۀ [[انسانی]] را باز نموده و از سوی دیگر با پافشاری بر [[فضائل اخلاقی]] در پی کمال افراد [[انسانی]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>. | ||
===[[شیعه]] و | ===[[شیعه]] و جامعیت اسلام=== | ||
*طبق نظر مشهور [[شیعه]] هر آنچه در [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] مؤثر است از طریق منابع مطلوب "عادی و فرا عادی" [[بیان]] شده است. برخی [[باورها]] و [[ارزشها]] از طریق [[آیات محکم]] و [[روایات معتبر]] و برخی دیگر از طریق [[عقل]] [[کشف]] میشود. علاوه بر [[حجیت]] ذاتی [[عقل]]، حتی اعتبار خود [[کتاب و سنت]] از طریق آن حاصل میشود، [[عقل]] از منابع [[حجت]] در کنار [[قرآن]] و [[سنت]] است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۱.</ref> و لازم نیست همۀ امور مربوط به [[سعادت انسان]] در [[متون دینی]] موجود باشد بلکه ممکن است به [[عقل]] [[بشر]] واگذار شده باشد مانند نظامسازی در حوزۀ [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... که [[عقل]] میتواند با اصول کلی [[دین]] به [[تبیین]] آنها بپردازد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۷.</ref>. | *طبق نظر مشهور [[شیعه]] هر آنچه در [[سعادت]] [[حقیقی]] [[انسان]] مؤثر است از طریق منابع مطلوب "عادی و فرا عادی" [[بیان]] شده است. برخی [[باورها]] و [[ارزشها]] از طریق [[آیات محکم]] و [[روایات معتبر]] و برخی دیگر از طریق [[عقل]] [[کشف]] میشود. علاوه بر [[حجیت]] ذاتی [[عقل]]، حتی اعتبار خود [[کتاب و سنت]] از طریق آن حاصل میشود، [[عقل]] از منابع [[حجت]] در کنار [[قرآن]] و [[سنت]] است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۱.</ref> و لازم نیست همۀ امور مربوط به [[سعادت انسان]] در [[متون دینی]] موجود باشد بلکه ممکن است به [[عقل]] [[بشر]] واگذار شده باشد مانند نظامسازی در حوزۀ [[سیاست]] و [[اقتصاد]] و... که [[عقل]] میتواند با اصول کلی [[دین]] به [[تبیین]] آنها بپردازد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۷.</ref>. | ||
===دلائل | ===دلائل جامعیت اسلام=== | ||
*[[دلایل]] اثبات | *[[دلایل]] اثبات جامعیت اسلام عبارتاند از: | ||
#[[عقل]]: نسبت هر گونه [[نقص]] به [[اسلام]] اولاً خلاف [[عقل]] و [[قاعدۀ لطف]] است؛ زیرا [[خداوند حکیم]]، [[انسان]] را برای [[سعادت]] [[حقیقی]] آفریده و باید هر آنچه برای [[هدایت]] او لازم است برایش بفرستد و ثانیأ با [[خاتمیت]] [[پیامبر]]{{صل}} سازگار نیست؛ زیرا اگر [[دین اسلام]] جامع همۀ امور مربوط به [[هدایت]] [[انسان]] نباشد یعنی [[هدایت]] لازم در [[اختیار انسان]]، قرار نگرفته باشد این نقض غرض [[الهی]] و خلاف [[حکمت]] است و ثالثاً نظریۀ [[تقصیر]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[تبلیغ دین]] را تقویت میکند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۶.</ref>. | #[[عقل]]: نسبت هر گونه [[نقص]] به [[اسلام]] اولاً خلاف [[عقل]] و [[قاعدۀ لطف]] است؛ زیرا [[خداوند حکیم]]، [[انسان]] را برای [[سعادت]] [[حقیقی]] آفریده و باید هر آنچه برای [[هدایت]] او لازم است برایش بفرستد و ثانیأ با [[خاتمیت]] [[پیامبر]]{{صل}} سازگار نیست؛ زیرا اگر [[دین اسلام]] جامع همۀ امور مربوط به [[هدایت]] [[انسان]] نباشد یعنی [[هدایت]] لازم در [[اختیار انسان]]، قرار نگرفته باشد این نقض غرض [[الهی]] و خلاف [[حکمت]] است و ثالثاً نظریۀ [[تقصیر]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[تبلیغ دین]] را تقویت میکند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۶.</ref>. | ||
#[[قرآن کریم]]: [[قرآن]] تصریح میکند این [[کتاب آسمانی]] به همۀ نیازهای [[انسان]] پاسخ میدهد و [[تعالیم]] [[ادیان]] پیشین را [[تصدیق]] میکند و مردمی را که [[ایمان]] میآورند [[هدایت]] میکند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref>. [[قرآن]]، [[دین اسلام]] را جهانی<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}}«و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref> و جاودانه میخواند؛ زیرا [[دینی]] جهانی و جاودانه است که توان پاسخگویی به همۀ [[مردم]] [[جهان]] را داشته است و این امر تنها با [[جامعیت]] میسر خواهد شد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>. | #[[قرآن کریم]]: [[قرآن]] تصریح میکند این [[کتاب آسمانی]] به همۀ نیازهای [[انسان]] پاسخ میدهد و [[تعالیم]] [[ادیان]] پیشین را [[تصدیق]] میکند و مردمی را که [[ایمان]] میآورند [[هدایت]] میکند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است؛ (قرآن) گفتاری بربافته نیست بلکه کتاب پیش از خویش را راست میشمرد و روشنگر همه چیز و رهنمود و بخشایشی برای گروه مؤمنان است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref>. [[قرآن]]، [[دین اسلام]] را جهانی<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}}«و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref> و جاودانه میخواند؛ زیرا [[دینی]] جهانی و جاودانه است که توان پاسخگویی به همۀ [[مردم]] [[جهان]] را داشته است و این امر تنها با [[جامعیت]] میسر خواهد شد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۵.</ref>. | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
#خِرَد محوری: [[آموزههای اسلامی]]، همگی با [[خرد]] [[انسان]] همراه و همسازند و [[عقل]] [[آدمی]] بر آنها [[مُهر]] [[تأیید]] میگذارد<ref>ر.ک: دینشناسی، ص۱۷۱ـ ۱۷۲.</ref>. | #خِرَد محوری: [[آموزههای اسلامی]]، همگی با [[خرد]] [[انسان]] همراه و همسازند و [[عقل]] [[آدمی]] بر آنها [[مُهر]] [[تأیید]] میگذارد<ref>ر.ک: دینشناسی، ص۱۷۱ـ ۱۷۲.</ref>. | ||
#اصل [[اجتهاد]]: وجود اصل [[اجتهاد]] مستمر در [[آیین اسلام]] ملاکی دیگر است که [[جامعیت]] آن را تضمین میکند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۷.</ref>. | #اصل [[اجتهاد]]: وجود اصل [[اجتهاد]] مستمر در [[آیین اسلام]] ملاکی دیگر است که [[جامعیت]] آن را تضمین میکند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۱۷.</ref>. | ||
===دیدگاهها در [[باب ]] | ===دیدگاهها در [[باب ]]جامعیت اسلام=== | ||
*دیدگاهها در [[باب ]] | *دیدگاهها در [[باب ]]جامعیت اسلام عبارتاند از: | ||
#دیدگاه [[برگزیده]]: [[دین اسلام]] هم بیانگر امور [[اخروی]] مؤثر در کمال [[انسان]] است و هم [[امور دنیوی]] که در [[سعادت اخروی]] مؤثر است و چون [[زندگی]] [[دنیا]] مقدمۀ [[زندگی]] [[آخرت]] است هر امر [[دنیوی]] که برای تحقق [[سعادت اخروی]] لازم است باید در قلمرو [[اسلام]] باشد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۱.</ref>. | #دیدگاه [[برگزیده]]: [[دین اسلام]] هم بیانگر امور [[اخروی]] مؤثر در کمال [[انسان]] است و هم [[امور دنیوی]] که در [[سعادت اخروی]] مؤثر است و چون [[زندگی]] [[دنیا]] مقدمۀ [[زندگی]] [[آخرت]] است هر امر [[دنیوی]] که برای تحقق [[سعادت اخروی]] لازم است باید در قلمرو [[اسلام]] باشد<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۱.</ref>. | ||
#دیدگاه حداکثری: برخی، [[جامعیت]] [[دین اسلام]] را به معنای آمدن همۀ [[علوم]] "طبیعی و..." در [[قرآن]] میدانند. منتها در جواب اینها گفته شده است: مراد از | #دیدگاه حداکثری: برخی، [[جامعیت]] [[دین اسلام]] را به معنای آمدن همۀ [[علوم]] "طبیعی و..." در [[قرآن]] میدانند. منتها در جواب اینها گفته شده است: مراد از جامعیت اسلام، [[جامعیت]] در امور مربوط به اصول [[معارف]] و [[فروع]] ناظر به [[هدایت]] است<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۷.</ref>. | ||
#دیدگاه حداقلی: [[سکولاریسم]]، [[معتقد]] است [[دین]] تنها در امور فردی "ارتباط [[خدا]] و [[انسان]]" حضور دارد نه در [[امور اجتماعی]]، بر این اساس علاوه بر [[علوم تجربی]]، [[علوم انسانی]] هم از [[شئون]] [[دنیایی]] به حساب میآیند. بر اساس دیدگاه سکولارها، دخالت [[دین]] در [[امور دنیوی]] مطلوب نیست<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۹.</ref>. | #دیدگاه حداقلی: [[سکولاریسم]]، [[معتقد]] است [[دین]] تنها در امور فردی "ارتباط [[خدا]] و [[انسان]]" حضور دارد نه در [[امور اجتماعی]]، بر این اساس علاوه بر [[علوم تجربی]]، [[علوم انسانی]] هم از [[شئون]] [[دنیایی]] به حساب میآیند. بر اساس دیدگاه سکولارها، دخالت [[دین]] در [[امور دنیوی]] مطلوب نیست<ref>ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص۱۷۹.</ref>. | ||
===ادلۀ [[سکولاریسم]] و نقد آن=== | ===ادلۀ [[سکولاریسم]] و نقد آن=== | ||