اقرار
مقدمه
اقرار در لغت و عرف به معنای قرار دادن، ثابت کردن و اعتراف کردن است[۱] و در اصطلاح فقه به معنایِ اخبار قطعی به وجود حقی به زیان خود[۲] یا ثبوت حقی برای دیگران[۳] آمده است.
اعتراف نیز به معنای اقرار است، با این تفاوت که در مفهوم اعتراف، معرفت و آگاهی نسبت به آنچه بدان اقرار میکند نهفته است؛ اما در اقرار نیست. برخی دیگر گفتهاند: اعتراف همواره با زبان است؛ اما اقرار گاهی با زبان است و گاهی با غیر زبان[۴].[۵]
اقرار در قرآن
مفهوم اقرار در قرآن با واژهها و تعبیرات گوناگونی ذکر شده؛ از جمله:
- "اقرار" و مشتقات آن؛ مانند: ﴿ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا﴾[۶]؛ ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ﴾[۷].
- "اعتراف" و مشتقات آن؛ مانند: ﴿وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۸].
- شهادت دادن به زیان خود؛ مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾[۹].
- کلمه "بَلی" در پاسخ استفهام تقریری؛ مانند: ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى﴾[۱۰]؛ ﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴾[۱۱].
- کلمه "عَلَیَّ" در برخی آیات؛ مانند: ﴿وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ﴾[۱۲].
در این آیات و مانند آن قرآن به برخی از مواردی که خداوند از بندگان خویش اقرار گرفته اشاره کرده است؛ مانند: اقرار گرفتن از آنها درباره ربوبیت خویش: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ﴾[۱۳] و نیز اقرار گرفتن انسانها از یکدیگر؛ مانند: اقرار گرفتن از ابراهیم(ع) در مورد شکستن بتها: ﴿قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ﴾[۱۴] و اعتراف آنان به حقوق غیر؛ مانند اقرار زلیخا به بیگناهی یوسف: ﴿قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ﴾[۱۵]؛ همچنین در آیاتی پرشمار از اعتراف و اقرار گناهکاران به خطای خویش درآخرت سخن به میان آمده ﴿وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۱۶] و در آیاتی دیگر برخی مباحث فقهی اقرار و احکام و آثار آن یادآوری شده است[۱۷].
احکام اقرار
حکم تکلیفی
با توجه به تفاوت مقرٌّبه که حق الناس است یا حق الله و نیز حق مالی است یا غیر مالی، اقرار دارای احکام متفاوتی است؛ از جمله:
- وجوب: اقرار در مورد حق الناس اعم از حق مالی یا غیرمالی، واجب است[۱۸].
- حرمت: اقرار برخلاف واقع حرام است[۱۹]؛ مانند اینکه فردی به دروغ اقرار کند که با زن محصنهای زنا کرده که به نظر برخی، چنین اقراری براساس آیه ﴿فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ﴾[۲۰] حرام است[۲۱].
- استحباب ترک اقرار: اقرار اگر مربوط به حق الله و غیر مالی باشد مستحب است شخص اقرار نکرده و تنها در پیشگاه خداوند توبه کند[۲۲].[۲۳]
حکم وضعی
- به موجب فقه اسلامی اقرار شخص عاقل به زیان خود یا به نفع دیگری نافذ است[۲۴]. درباره حجیت این اقرار به ادلّه متعددی از جمله آیات قرآن استناد شده است[۲۵].[۲۶]
- آیاتی که در آنها لفظ اعتراف آمده است[۲۷]. برخی آیات بر حجیت اقرار دلالت میکند[۲۸].
- آیاتی که در آنها گواهی دادن به زیان خود مطرح شده است[۲۹]؛ از جمله: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾[۳۰].
- آیاتی که در آن، ترکیب جمله، معنای اقرار را افاده میکند؛ مانند: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ﴾[۳۱].[۳۲]
برای اثبات حجیت اقرار، افزون بر آیات قرآن به روایات، عقل و اجماع نیز استدلال شده است[۳۳].[۳۴]
منابع
پانویس
- ↑ مفردات، ص۶۶۲؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص۱۰۲، "قَرّ"؛ لغت نامه، ج ۲، ص۲۶۷۱، "اقرار".
- ↑ الوسیله، ص۲۸۳؛ منهاج الصالحین، خوئی، ج ۲، ص۱۹۶؛ مغنی المحتاج، ج ۲، ص۲۳۸.
- ↑ الفقهالاسلامی، ج ۸، ص۶۰۸۹؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۴۶.
- ↑ الفروق اللغویه، ص۶۴ ـ ۶۵.
- ↑ عبداللهی، حمیده، مقاله «اقرار»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۴۰-۱۴۱.
- ↑ «آیا اقرار کردید و بر (پایه) آن پیمان مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم» سوره آل عمران، آیه ۸۱.
- ↑ «و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانههاتان آواره نسازید سپس اقرار کردید در حالی که خود (بر آن) گواهی میدهید» سوره بقره، آیه ۸۴.
- ↑ «و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.
- ↑ «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.
- ↑ «آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
- ↑ «نزدیک است که بند بند آن (دوزخ) از خشم از هم جدا شود؛ هر گاه دستهای را در آن درافکنند نگهبانانش از آنان میپرسند: آیا بیمدهندهای نزدتان نیامده بود؟» سوره ملک، آیه ۸.
- ↑ «و در چشم آنان به گردن من گناهی است که میهراسم مرا بکشند» سوره شعراء، آیه ۱۴.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
- ↑ «گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کردهای؟» سوره انبیاء، آیه ۶۲.
- ↑ «(پادشاه به زنان) گفت: آن هنگام که از یوسف کام میخواستید حال و کارتان چه بود؟» سوره یوسف، آیه ۵۱.
- ↑ «و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.
- ↑ عبداللهی، حمیده، مقاله «اقرار»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۴۰-۱۴۱.
- ↑ الموسوعة الفقهیه، ج ۴، ص۳۴؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۹؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۱.
- ↑ العناوین الفقهیه، ج ۲، ص۶۳۲.
- ↑ «سرکردگان کافر از قومش گفتند: این جز بشری مانند شما نیست، بر آن است که بر شما برتری جوید و اگر خداوند میخواست فرشتگانی میفرستاد، چنین چیزی در (میان) پدران نخستین خویش نشنیدهایم» سوره مؤمنون، آیه ۲۴.
- ↑ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۵۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص۳۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص۲۰؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۵۰۶.
- ↑ عبداللهی، حمیده، مقاله «اقرار»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۴۵.
- ↑ جواهرالکلام، ج۳۵، ص۳؛ القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵؛ عوائدالایام، ص۴۸۷ ـ ۴۸۸.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۸۱.
- ↑ الفقه الاسلامی، ج ۸، ص۶۰۹۰.
- ↑ احکام قرآن، ص۶۶۹؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۶؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳.
- ↑ سوره ملک، آیه ۱۱.
- ↑ احکام القرآن، جصاص، ج ۲، ص۴۰۱؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۳۲۲؛ المبسوط، ج ۳، ص۲.
- ↑ «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
- ↑ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۲۲؛ کنزالعرفان، ج ۲، ص۸۷؛ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳.
- ↑ جواهرالکلام، ج ۳۵، ص۳؛ عوائدالایام، ص۴۸۷؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج ۳، ص۴۵، ۴۸.
- ↑ عبداللهی، حمیده، مقاله «اقرار»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۴، ص۱۴۵-۱۴۷.